تـــوّلــی ( دوست شــنـاســی)
پیامر اكرم (ص) : خدایا دوست بدار كسى‏ را ، كه على را دوست دارد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


« تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیزدوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است.»

« دوست خوب کسی است که آراسته به صفات ایمان واخلاق باشد.»

مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر

آیت‌الله هادی باریک بین دعوت حق را لبیک گفت 

۱۹/ ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫آیت‌الله هادی باریک‬‎
نماینده سابق ولی‌فقیه در استان و امام جمعه شهر قزوین بامداد دیروز دعوت حق را لبیک گفت.
آیت‌الله هادی باریک بین که از 16 فروردین 96 به علت بیماری در بخش آی. سی. یو یکی از بیمارستانهای قزوین بستری شده بود، صبح دیروز به دلیل کهولت سن و بیماری در بیمارستان ولایت قزوین در سن 87 سالگی به دیار باقی شتافت.
وی از سال 1360 تا 1393 نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه شهر قزوین و سه دوره نماینده مردم قزوین در مجلس خبرگان رهبری و از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی بود.
آیت‌الله باریک بین در سال 1309 خورشیدی در قزوین به دنیا آمد، پس از تحصیلات ابتدایی برای ادامه تحصیل علوم دینی در سال 1328 راهی قم شد و همچنین 3 سال را در حوزه نجف گذراند.
از اساتید دروس عالی وی، آیات عظام علامه طباطبائی، نوری همدانی، مشکینی، سلطانی، منتظری، میرزا باقر زنجانی و امام خمینی (ره) بودند.
وی در طول اقامت در قم به مدت 2 سال از درس خارج اصول آیت‌الله بروجردی و سپس دروس خارج فقه و اصول امام خمینی (ره) بهره برد.
آیت‌الله باریک بین در مبارزات انقلابی در قزوین نقش مؤثری داشت و همواره در صف مبارزین نهضت امام راحل بود.
11 اسفند 93 بعد از استعفای ایشان به دلیل بیماری از امامت جمعه و نمایندگی ولی فقیه در استان قزوین، حجت‌الاسلام و المسلمین عبدالکریم عابدینی از سوی مقام معظم رهبری به عنوان امام جمعه و نماینده ولی فقیه در استان قزوین انتخاب شد.
وی نقش بسزایی در رهبری مردم در دوران انقلاب اسلامی داشت به طوری که رشادت‌ها و شخصیت بارز ایشان موجب تبعید 18 ماهه وی از سوی ساواک به سردشت کردستان شد.
پیکر پاک آیت‌الله شیخ هادی‌باریک‌بین از ساعت 10 و 30 دقیقه امروز با حضور مردم استان قزوین از محل مسجد‌النبی قزوین تشییع خواهد شد.
در این پیام آمده است: نماینده ولی‌فقیه در استان و استاندار قزوین در پیام مشترکی درگذشت آیت‌الله باریک‌بین را تسلیت گفتند.
آن بقیه‌السلف علما و فقهای استان عالم‌پرور قزوین سال‌های طولانی از عمر شریف خود را به مبارزه با رژیم طاغوت و در تبعید گذراند و بعد از انقلاب اسلامی از یاران باوفا و همیشه در صحنه امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بود. او که در دفاع مقدس، فرزند برومندش را در روزهای آغازین جنگ تحمیلی تقدیم اسلام عزیز کرد و مدال پرافتخار «ابوالشهید» را از خدای متعال دریافت کرد. رزمندگان غیور استان قزوین خاطرات حضور آن عزیز را در جبهه‌های نبرد حق و باطل به یاد دارند و مردم شریف قزوین، خطبه‌های دشمن‌شکن و وحدت‌بخش امام‌جمعه خود را هرگز فراموش نخواهند کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 فروردین 1396
یادبود شهید سپهبد صیاد شیرازی
سلوک صیاد؛ از ولادت تا شهادت
    ۱۹/ ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫شهید سپهبد صیاد شیرازی‬‎


شهید صیاد شیرازی در سال 1323 در شهرستان دره گز استان خراسان چشم به جهان گشود. پس از اخذ مدرک دیپلم متوسطه به دانشکده افسری راه‌یافت. ورود وی به دانشکده افسری مصادف با شروع نهضت امام خمینی(ره) بود. وی ضمن خدمت در ارتش، فعالیت سیاسی خود علیه رژیم ستم شاهی را نیز آغاز کرد و مبارزات سیاسی افسران انقلابی ارتش با طاغوت را بدور از توجه ماموران دایره ضد اطلاعات ارتش سازماندهی می‌کرد. خلاصه، صیاد شیرازی در سال 1346 در رشته توپخانه فارغ التحصیل و یکی از بهترین اساتید این رشته در سطح نیروی زمینی محسوب می‌شد و مدتی به عنوان استاد دوره مقدماتی در دانشکده توپخانه اصفهان مشغول خدمت شد. وی پس از مدتی برای تکمیل دوره به خارج از کشور اعزام شد و پس از طی پایان دوره‌های مختلف آموزشی به میهن بازگشت.
شهید صیاد شیرازی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که همزمان با شروع درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب در نقاط مختلف کشور به خصوص کردستان بود، به ندای حضرت امام(ره) لبیک گفت و برای سرکوب تروریست‌ها به کردستان اعزام شد. اگر ایثار شهدا و جانبازان و مدیریت و فرماندهی سردارانی چون شهید چمران و صیاد شیرازی نبود چه بسا کردستان از پیکر میهن عزیزمان جدا و به صورت یک کشور به ظاهر مستقل و در باطن به پایگاهی برای ابر قدرت‌ها برای بر هم زدن امنیت ایران و همسایگان و در حقیقت به اسرائیل دوم در منطقه تبدیل می‌شد.
صیاد شیرازی پس از سانحه سقوط هواپیمای c130  و شهادت جمعی از فرماندهان عالی رتبه جنگ به پیشنهاد مسئولان ارتش و حکم حضرت امام در نهم مهر سال 1360به فرماندهی نیروی زمینی ارتش منصوب شد. زمانی که وی به این سمت منصوب شد موقع شکست حصر آبادان بود و دشمن در ورودی اهواز حضور داشت و بقیه اراضی غرب و جنوب در اشغال ارتش رژیم بعث عراق بود. وی با همکاری سپاه پاسداران که سازمان نوپا و در حال تشکیل و تکمیل و گسترش یگانهای رزمی خود بود با اجرای عملیات‌های مختلف مانند طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس در مدت 9 ماه تا تاریخ سوم خرداد سال 1361  و آزاد‌سازی خرمشهر در جنوب که مرکز ثقل سیاست‌های جنگی جمهوری اسلامی بود و از نظر رژیم بعث عراق نیز اهمیت زیادی داشت، تقریباً به پشت مرزهای بین‌المللی رسید.
در این شرایط دشمن با مشاهده پیروزی‌های پی در پی رزمندگان اسلام و برای جلوگیری از انهدام هرچه بیشتر نیروها، تجهیزات و امکانات خود بقیه اراضی اشغالی را تخلیه کرد.
چراکه اگر این کار را انجام نمی‌داد،تلفات سنگینی می‌دادند. پس از آن، ارتش تحت فرماندهی صیاد شیرازی براساس استراتژی تنبیه متجاوز وارد خاک عراق شد و شهرهایی مانند جزایر مجنون، زبیدات و بندر فاو را در جنوب آزاد نمود و در منطقه شمال غرب با تصرف ارتفاعات حاج عمران و اطراف سلیمانیه به دشت سلیمانیه مشرف شد. این همه موفقیت را مدیون ایثار و جانفشانی شهدا و جانبازان و همکاری و همدلی بین ارتش و سپاه و سایر نیروهای مسلح و دانش و تخصص و فرماندهی و مدیریت صحیح و عالی امیر سرافراز اسلام، امیر سپهبد صیاد شیرازی هستیم. وی به خاطر وفاداری و تخصص و مدیریت عالی در 23/4/1365 به سمت نمایندگی امام در شورای عالی جنگ منصوب شد.
 در اواخر سال 1365 به ات فاق 11 تن از فرماندهان ارتش ارتقاء درجه یافت و به درجه سرتیپی نایل شد. پس از تشکیل ستاد کل نیروهای مسلح در تاریخ 5/3/1367 از سوی حضرت امام به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح منصوب و در شهریور 1372 با حکم مقام معظم رهبری با حفظ سمت به جانشینی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد و تا آخرین روز خدمت خود در رکاب مقام عظمای ولایت مشغول اجرای فرامین ابلاغی از سوی فرماندهی کل نیروهای مسلح بود. در وفاداری صیاد شیرازی به ولایت همین بس که دشمنان نیز به این امر اعتراف داشتند و برای مثال رادیوی رژیم صهیونیستی خبر شهادت وی را به دنیا چنین مخابره کرد: «علی صیاد شیرازی یکی از وفادارترین افسران در بین افسران رده بالای ارتش ایران نسبت به انقلاب و نظام، صبح امروز در تهران ترور شد و سازمان مجاهدین‌خلق (منافقین) مسئولیت این ترور را به عهده گرفت.»
گرچه شهید صیاد شیرازی از نظر سازمانی متعلق به ارتش جمهوری اسلامی ایران بود ولی بسیجیان نیز ایشان را دوست داشتند و به ایشان عشق می‌ورزیدند  و باید گفت که این علاقه متقابل بود و شهید نیز بسیجیان را دوست داشت. چون فداکاری‌های بسیج در راه تحکیم انقلاب اسلامی و دفاع از کشور را به عینه مشاهده کرده بود و همیشه در بیان و عمل تاکید می‌کرد که بسیج باید حفظ شود و تفکر بسیجی باید گسترش پیدا کند، چراکه طبق فرمایش امام اگر در کشوری نوای دلنشین تفکر بسیجی حاکم شود چشم طمع دشمنان و جهان‌خواران از آن کشور قطع می‌شود. یکی از عملیات‌های مهم که در کارنامه نظامی صیاد شیرازی چون نگینی می‌درخشد، فرماندهی عملیات الی بیت‌المقدس بود که منجر به آزاد‌سازی خرمشهر شد. یکی دیگر از عملیات‌های بسیار مهم دفاع مقدس که ایشان در طراحی و فرماندهی آن نقش بسزایی داشتند، عملیات مرصاد و قلع و قمع نیروهای منافقین در منطقه تنگه مرصاد و استان کرمانشاه است.
لازم به ذکر است که در اواخر جنگ نیروهای منافقین با تصور اینکه نیروهای مسلح ایران به خاطر هشت سال جنگ، تضعیف شده‌اند قصد داشتند با یک حمله سریع از نزدیک‌ترین استان مرزی با عراق به تهران (استان کرمانشاه) خود را به تهران برسانند و نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند. اما با اقدام شجاعانه و به موقع نیروهای مسلح ایران و طراحی و فرماندهی و هدایت صحیح عملیات مرصاد توسط شهید صیاد شیرازی، این توطئه منافقین نیز نقش بر آب شد. با این اقدام شهید صیاد شیرازی، خوارج دوران ما از صحنه روزگار محو شدند و ریشه فتنه مهمی علیه کشور و انقلاب سوزانده شد. چنان که مولای ما امیرالمومنین در جنگ نهروان ریشه فتنه مهمی را علیه اسلام سوزاند و شهید نیز با اقتدا به مولای خود به چنین کار مهمی دست زد. در اینجا لازم است به یکی از بیانات خود شهید نیز در این مورد اشاره نماییم که فرمودند: «منافقینی که ما در شهرها تک تک به دنبال آنها می‌گشتیم تا به سزای اعمال ننگینشان برسانیم در عملیات مرصاد یکجا به سزای اعمالشان رسیدند.» وی در 21/1/1378 و در تهران توسط منافقین ترور شد و به درجه رفیع شهادت رسید. روحش شاد و یادش گرامی.
عبادالله حنیفه‌زاده




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 فروردین 1396
با حاج یونس حبیبی، جانباز و مداح اهل‌بیت
خالق نوای یا اباعبدالله الحسین(ع) به سختی نفس می‌کشد...
   ۱۹/ ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫با حاج یونس حبیبی، جانباز و مداح اهل‌بیت‬‎

مجتبی برزگر

سال 68 بود؛ برای اولین بار سبک به یادماندنی «یا اباعبدالله الحسین(ع)» را در یک مراسم نورانی خواند و به گفته خودش 25 نفر از آن جمع مزد نوکری‌شان را از شهدای کربلا گرفتند و شهید شدند. البته خودش هم رزمنده‌‌ای بود که در دو جبهه دفاع نظامی و دفاع تبلیغاتی فعالیت داشت؛ او عضو قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) بود و در بخش‌ها و یگان‌های دیگری همچون «تحقیقات نظامی جنگ»، «لشکر 27 محمدرسول‌الله(ص)»، «لشکر سیدالشهداء(ع)» و «لشکر 14 امام حسین(ع)» به مقابله با دشمن تا بن دندان مسلح پرداخت و به درجه رفیع جانبازی نائل آمد. چه دم‌هایی را رزمندگان با او گرفتند که بسیاری شهید شدند و برخی جانباز و برخی هم رزمنده ماندند. اما حالا بعد از این همه سال به یاد او افتادیم... حاج یونس حبیبی جانباز و مداح اهل‌بیت به علت عارضه قلبی و مغزی در بیمارستان ساسان تهران بستری شده است. وقتی او را در بستر بیماری دیدیم ناراحت شدیم که چرا دیگر صدایش شنیده نمی‌‎شود و آن همه استعداد که در مجامع ذاکرین می‌ایستاد و با آن فراز و فرودهای به‌جا و صوت و لحن اصولی برای خودش نام و آوازه‌ای پیدا کرده بود، متوقف شده است. ناگفته نماند که او در دهه 70 شاگردان نوجوان و جوانی را برای مداحی پرورش می‌داد. روحیه بسیجی و ارزشی او بسیار منحصر به فرد بود.عشق به نظام و پایبندی به اصول رزمندگی هشت سال دفاع مقدس در اشعار و نوع رفتار ستایشگری او از اهل بیت یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت این مداح اهل بیت عصمت و طهارت همگان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. جای خالی او واقعاً در میان جامعه ذاکرین احساس می‌شود و چندی بود که به دنبال فرصتی برای یک مصاحبه مفصل با این مداح اهل بیت بودیم؛ با او لحظاتی را به گفت‌وگو نشستیم اما نفس‌های حاجی به علت پیشرفت اثرات شیمیایی جنگ، مجال بحث‌ها و پاسخ به سوالات بیشتری را نداد. توصیه‌ها و ناگفته‌هایی را حاجی مطرح کرد که در امتداد صحبت‌های فرزندش مجتبی از نظرتان می‌گذرد:
آغاز آموزش مداحی از مهدیه تهران
شانزدهم اسفند سال 47 بود که در نزدیکی شهر پل سفید منطقه سوادکوه دیده به جهان گشود. از همان سال‌های طفولیت همزمان با تحصیل برای کمک به معیشت خانواده‌اش، مشغول کار شد. پس از هجرت به تهران، وی که علاقه زیادی به عرصه مدیحه‌سرایی اهل‌بیت داشت به همراه پدر و دایی بزرگ‌تر به جلسات مرحوم کافی در مهدیه تهران می‌رفت و با علاقه زیادی مشغول تماشای نوحه‌خوانی ذاکران اهل‌بیت می‌شد به نوعی که حتی حرکات ایشان را به خوبی زیرنظر داشت و آرزو می‌کرد روزی خود در این مکان مداحی کند. از همان روزها به سراغ این عرصه رفت و با توجه به ایام انقلاب و شروع جنگ تحمیلی در خدمت برخی از ذاکران اهل‌بیت از جمله شهید بنی‌‌جمالی، حاج مرتضی و محسن طاهری و دیگر اساتید فن، مداحی را آموخت.
لباس رزمندگی به تن کرد
بعد از شروع جنگ، حاج یونس هم همانند جوان‌های مومن و انقلابی آن روزها، با توجه به سن پایینی که داشت، راهی جبهه‌های نبرد شد. با آن مجروحیت جسمی و استشمام گازهای شیمیایی حاصل از حملات موشکی و خمپاره‌ای شب‌ها در قبر همرزمانش می‌خوابید و در غم فراق شهدای گردان حضرت علی‌اکبر(ع)، می‌گفت آن‌روزها دیگر برنمی‌گردد و فقط حسرت ما جامانده‌های جنگ در دل‌ها سنگینی می‌کند.
مجمع‌الذاکرین بیت‌الاحزان انصار را تشکیل داد
پس از چند سال بستری، مجمع الذاکرین بیت‌الاحزان انصار را تشکیل داد تا از این طریق دین خود را به اساتید شهید خودش اداء کند و از طرفی دیگر جوان‌های بسیاری که مشتاق آموختن فن مداحی بودند را گرد خود جمع کرد. علاقه‌مندانی که از اقصی نقاط تهران به شهرستان اسلامشهر می‌آمدند و هر هفته پای درس اساتید مختلف می‌نشستند. در همین اثنا تنها بیرق هیئت فاطمیه هر هفته برپا بود که البته بعدها با بی‌مهری‌های متعدد علی‌رغم میل باطنی مجبور به ترک هیئت شد.
خودش هم نمی‌دانست صدایش ضبط شده
در یکی از جلسات مجمع مصادف با شب شهادت حضرت رقیه(س) به درخواست شاگردانش، آن شب روضه برپا شد و شعری که هفته‌های قبل سروده و در جمع کلاس پخش شده بود در این جلسه با سبک و سیاقی جدید، خوانده و بعدها به نام غمنامه حضرت رقیه(س)، معروف شد. خودش نمی‌دانست که این صوت، ضبط و حتی پخش شده است؛ چراکه اولین بار در بهشت زهرا از طریق بلندگوهای مرکز فرهنگی شهید آوینی شخصاً صدای خودش را شنید و بسیار تعجب کرد. همه در تصورات مختلف، حاج یونس حبیبی را برای یکدیگر تفسیر می‌کردند.    
به بنیاد جانبازان نمی‌رفت
زیاد به بنیاد جانبازان مراجعه نمی‌کرد و علی‌رغم مشکلات عدیده در روند تأمین مخارج درمان خود هیچ‌گاه انتظاری از بنیاد جانبازان و محل خدمت خود یعنی سپاه پاسداران نداشت ولی عدم پرداخت مطالبات وی و همچنین بی‌تفاوتی این نهادها به مشکلات و گرفتاری‌های پیش آمده بر اثر مجروحیت‌ها و رنج‌های حاصل از ناتوانی پرداخت هزینه‌های زندگی و درمان خود اخیراً موجب رنجش خاطر حاجی شده بود. برخی افراد جهت رفع مشکل پدرم قول‌های واهی و پوچ می‌دادند ولی پیش از امیدوار کردن کاملاً از دسترس خارج شده و پاسخگو نبودند. شاید انتظاری که از بچه هیئتی‌ها و هم صنفی‌های خودش داشت بیشتر از این سازمان‌ها بود؛ چراکه حداقل کاری که می‌توان کرد یک احوالپرسی ساده از جانبازان و مدافعان حریم میهن و این مرز و بوم هست.
مسافرکشی برای جبران مشکلات خانواده
نداشتن یک سرپناه در زندگی بعد از 30 سال و عدم توانایی و جبران هزینه‌های زندگی برای خود و سه فرزندش از جمله مشکلات چند سال اخیر او بود.دیگر از همه جا ناامید شده بود و در عین نداشتن توانایی نشست و برخاست، مسافرکشی می‌کرد. حال نیز بر اثر جراحات شیمیایی و فشار خون بالا حاصل از استشمام گازهای شیمیایی عامل خون و خشک شدن یکی از ریه‌ها بر اثر سکته مغزی در بیمارستان بستری است شاید دیگر امکان مداحی را نداشته باشد. روزهای اول که هوشیارتر بود تمام دغدغه‌اش قروض و چک‌های حاصل از خرید جهیزیه، خودرو و اجاره خانه بود. در حالی که نباید چنین باشد به نظرمن او یک بار تمام هستی‌اش را داده و بی‌منت خود را آماده تکرار خدمت در راه اسلام و اهل‌بیت می‌داند.
اما ناگفته‌های حاج یونس...
این مداح اهل‌بیت پیش از این در یک گفت‌وگویی به ما گفته بود که در دوران دفاع مقدس با عضویت در قرارگاه خاتم الانبیاء(ص) و شرکت در عملیات‌ها چه تحت مأموریت تحقیقات نظامی، چه لشکر 27 و چه لشکر سیدالشهداء(ع) و لشکر 14 امام حسین(ع) در 7 مرحله اسیر حملات شیمیایی دشمن شده است. وی در خصوص وضعیت بغرنجی که این سال ها به واسطه این یادگاری جنگ متحمل شده است، این طور گفت: «نفسم بالا نمی‌آید و هر روز وضعیت بدتری از گذشته پیدا می‌کنم. این بیماری آن قدر پیشرفت کرده که پزشکان دستور انتقال بنده را به شمال کشور صادر کردند. چرا که استشمام آب و هوای آلوده تهران برای این نوع بیماران بسیار خطرناک است».
حبیبی در حالتی که واقعاً سخت سخن می‌گفت بسیار دوست داشت از سختی این چند ساله بیماری و دوری‌اش از فضای مداحی در هیئت های مذهبی برای ما بگوید تا عزاداران حسینی بدانند خالق سبک به یاد ماندنی
«یا اباعبدالله الحسین(ع)» در جامه یک جانباز سلحشور و فداکار امروز دوران نقاهت را در چه شرایط سختی می‌گذراند.
توصیه‌های حاجی به جوانان؛ نگذارید فرمایش ولی فقیه شهید شود
حاج یونس حبیبی توصیه‌ای برای مداحان جوان امروز داشت که نگذارند فرمایش ولی‌فقیه شهید شود و حق آن را در رعایت موازین اسلامی و حفظ وحدت و انسجام اداء کنند. بدانند وقتی رزمندگان ما می‌رفتند تا نگذارند تمامیت ارضی کشور به دست دشمنان بیفتد پشت پیراهن‌های خود نوشته بودند «می‌رویم تا انتقام سیلی زهرا بگیریم»؛ امروز ما وظیفه خطیرتری برعهده داریم و آن پیروی از فرامین مقام معظم رهبری و همراهی ایشان در مقابله با جنگ نرم دشمن است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 فروردین 1396

تشییع پیکر شهید مدافع حرم «یدالله ترمیمی» در گرگان  

۱۸/ ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫تشییع پیکر شهید مدافع حرم «یدالله ترمیمی» در گرگان‬‎Image result for ‫تشییع پیکر شهید مدافع حرم «یدالله ترمیمی» در گرگان‬‎
پیکر پاک شهید «یدالله ترمیمی» از شهدای مدافع حرم آل‌الله پنجشنبه با حضور اقشار مختلف مردم گرگان تشییع و در گلزار شهدای امامزاده عبدالله(س) این شهرستان به خاک سپرده شد.
به گزارش خبرنگار ایرنا حجت‌الاسلام سیدمحمد علوی گرگانی از اساتید حوزه و دانشگاه بر پیکر این شهید نماز اقامه کرد و در ادامه بر روی دوش اقشار مختلف مردم، خانواده شهدا، جانبازان، ایثارگران، آزادگان از محل بهداری سپاه گرگان به سوی امامزاده عبدالله تشییع شد.
پیکر شهید ترمیمی پس از تشییع در گلزار شهدای گرگان واقع در امامزاده عبدالله(س) این شهرستان در کنار دیگر شهیدان به خاک سپرده شد.
شهید ترمیمی متولد 1367 بود و روز 12 فروردین در حومه شهر حلب در کشور سوریه از سوی نیروهای تکفیری به شهادت رسید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 19 فروردین 1396
در استان صلاح‌الدین
 حشدالشعبی 200 تروریست داعش را در جریان تعقیب و گریز به هلاکت رساند
     ۱۸ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫حشدالشعبی 200 تروریست داعش را در جریان تعقیب و گریز به هلاکت رساند‬‎

نیروهای حشدالشعبی (بسیج مردمی) عراق با حمایت جنگنده‌های ارتش این کشور، حدود 200 تکفیری عضو «داعش» را طی عملیاتی پیش‌دستانه در استان «صلاح‌الدین» به هلاکت رساندند.
به گزارش تسنیم، استانداری صلاح‌الدین در شمال عراق اعلام کرد، نیروهای بسیج مردمی عراق که از طرف جنگنده‌های ارتش این کشور حمایت می‌شدند، دست به عملیات نظامی پیش‌دستانه علیه عناصر داعش زدند. در این تعقیب و گریز غافلگیرانه، تا دیروز حدود 200 عضو داعش به هلاکت رسیدند و چهار خودرو بمبگذاری شده نیز منهدم شد.
یک منبع محلی در استان «دیاله» نیز اعلام کرد، نیروهای بسیج مردمی، حملات عناصر گروه تروریستی داعش به مراکز امنیتی در منطقه «حمرین» واقع در شمال شرقی بعقوبه را خنثی کردند.
استان نینوا
در استان نینوا نیز دو مخفیگاه گروه تروریستی داعش در «تل‌عفر»  توسط جنگنده‌های ارتش عراق بمباران شد. این بمباران، هلاکت 19 تروریست را به دنبال داشت و همه تجهیزات و خودروهای موجود در محل نیز نابود شد.
شهر «تل عفر» در غرب موصل هم‌اکنون در محاصره بسیج مردمی قرار دارد. به گفته یک فرمانده بسیج، بغداد از طرف آمریکا و ترکیه تحت فشار قرار دارد تا عملیات آزادسازی تل‌عفر را آغاز نکند.
همچنین، طبق بیانیه پایگاه اطلاع‌رسانی جنگ عراق، در منطقه «المثنی» واقع در منطقه «تل‌عفر» هم دو پایگاه داعش توسط جنگنده‌ها بمباران و 10 تروریست کشته شدند.
خبرها از شمال عراق همچنین حاکی است، نیروهای امنیتی این کشور دو عامل انتحاری را که قصد داشتند در شمال شهر تکریت دست به عملیات تروریستی بزنند، از پای درآوردند، ولی نفر سوم در یک روستای این منطقه دست به عملیات انتحاری زد. این انفجار تروریستی جان یک کودک را گرفت و سه نفر از اعضای یک خانواده را زخمی کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 19 فروردین 1396
مروری بر بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی(ع)
نیاز ما اقتصاد قوی، تولید قوی همراه با مدیریت قوی است
   ۱۶ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر رضوی(ع)‬‎


رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز سال 1396، در اجتماع عظیم و پرشور زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی بر وجود ظرفیت‌هایی در عرصه‌ داخلی تأکید داشتند که نشان‌دهنده‌ دست برتر ایران به‌لحاظ منابع طبیعی در سطح بین‌المللی است. رهبر انقلاب با برشمردن ظرفیت‌های ملی ایران بیان داشتند: «...در همین جلسه‌ اول سال (یکی دو سال قبل) گفتم که ما از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اولیم؛ یعنی بهترین کشور و ثروتمندترین کشور در همه‌ دنیا از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم [ما هستیم]. گفتم که ما در درجه‌ اول قرار داریم. اخیراً آماری به بنده دادند و معلوم شد که ما از لحاظ تنها گاز هم در دنیا اولیم؛ یعنی هیچ کشوری به ‌قدر کشور ما نفت و گاز ندارد و درخصوص گاز، هیچ کشوری در دنیا به‌قدر ما گاز ندارد که امروز یکی از منابع مهم انرژی است. خب این کشور، کشور ثروتمندی است. بیخود نیست که دشمنان ما ([یعنی] قدرت‌های سلطه‌گر، آمریکا و امثال آن) چشم طمع دوخته‌اند به این کشور و می‌خواهند این کشور را زیر سلطه در بیاورند. البته این آرزوی همیشگی آن‌هاست و این آرزو برآورده نخواهد شد و این آرزو را قطعاً به گور خواهند برد».
اینکه چرا رهبر انقلاب این موضوع را بیان داشتند، نیازمند بررسی بیشتری است. البته پیش از شروع بایستی اشاره کرد که اندیشه‌ رهبر انقلاب یک اندیشه‌ غیررانتی نسبت به اداره‌ امور کشور است. سؤالی که پیش می‌آید این است که با وجود اندیشه‌ غیررانتیر رهبر انقلاب، چه چیزی سبب می‌شود تا این تأکید بر روی منابع خدادادی وجود داشته باشد؟
1- غیررانتی شدن اقتصاد کشور
رهبر انقلاب از معدود نخبگانی هستند که به داشتن نفت به‌عنوان یک منبع طبیعی، که بایستی صرفاً با آن امورات کشور را گذراند، نگاه نمی‌کنند. ایشان را به‌راستی می‌توان فردی قلمداد کرد که نگاه دولت رانتیر را مذموم دانسته و معتقدند که کشور را بایستی با بودجه‌ غیرنفتی مدیریت کرد. اندیشه‌ دولت رانتیر یعنی دولتی که وابسته به مواهب خدادادی است و در آن مالیات و درآمدهای طبیعی دیده نمی‌شود یا کمتر دیده می‌شود.
در ایران دولت‌هایی که بر سر کار آمده‌اند، اصرار داشته‌اند مسئله‌ وابستگی به نفت را حفظ کنند تا به ‌راحتی کسب درآمد کنند. همین موضوع سبب شده است تا هرچند اسناد چشم‌انداز کشور، ایران را کشوری با عدم وابستگی به نفت عنوان می‌کنند، ولی بر وابستگی ایران به نفت کاسته نشود و نشانه‌ آن نیز آسیب‌پذیری کشور از همین ناحیه است.
شدیدترین تحریم‌های آمریکایی‌ها در سال‌های 2010 و 2012 برای تحریم و تحدید همین مقوله‌ نفت و سایر مواد وابسته به آن بود. وقتی رقبا و خصم‌های ایران از آسیب‌پذیری تهران نسبت‌به یک موضوع مطلع می‌شوند، تلاش می‌کنند از آن به ‌عنوان یک ابزار فشار علیه کشور استفاده کنند و کشور را در موضع پاسخ‌گویی قرار دهند.
آخرین مرحله‌ تحریم‌های آمریکایی‌ها مربوط به نظام بانکی و پتروشیمی و نفت بود؛ مسئله‌ای که با علم به وابستگی دولت ایران به مقوله‌ نفت مورد پیگیری قرار گرفت و البته به ‌دلیل وابستگی به مسئله‌ نفت تأثیر خود را نیز گذاشت. ایران وابسته به نفت، یک کشور آسیب‌پذیر است. رهبر انقلاب با علم به این گزاره، رویکردی شدیداً ضدرانتیر نسبت ‌به دولت داشته و دارند.
 برخلاف دولت‌ها که نگاه موقت و برای پر کردن خزانه‌ خود و رفع مشکلات دارند، نگاه رهبر انقلاب در رأس حاکمیت، یک نگاه ملی و راهبردی است؛ نگاهی که با استمساک به رویکرد کلان کشور و متناسب با اسناد چشم‌انداز تعریف می‌شود. این نگاه، داشتن نفت و سایر مواهب خدادادی را سلب نمی‌کند، بلکه استفاده از آن به‌عنوان تنها منبع حیات کشور و اصولاً منبع حیات کشور را ناپسند می‌داند.
نگاهی به رویه‌ رهبر انقلاب در سال‌های اخیر درخصوص کاهش وابستگی بودجه‌ کشور به درآمدهای نفتی، یکی از جلوه‌های این رویکرد استراتژیک است. در این فضاست که رهبر انقلاب معتقد بودند هر سال بایستی وابستگی به درآمدهای نفتی کاسته شود. در آن سوی ماجرا اما دولت‌ها شدیداً به‌دنبال این موضوع هستند که برای رفع‌و رجوع آسان مشکلات اقتصادی خود، وابستگی به درآمدهای نفتی را حفظ کنند و انتفاع از نفت را حداقل در سطح بودجه‌ای کاهش ندهند.
بنابراین همان‌طور که مشاهده شد، رهبر انقلاب رویکردی کاملاً غیررانتیر نسبت‌به گذراندن امورات کشور داشته و دارند. این گزاره‌ها را وقتی در کنار رویکرد کلان ایشان درخصوص تولید ملی قرار می‌دهیم، نشان‌دهنده‌ این است که غیرنفتی شدن اقتصاد، اولویت ایشان در مقوله‌ اقتصاد ملی است.
2- نگاه رهبر انقلاب نسبت‌ به ظرفیت‌های ملی
در این فضاست که رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی خود در حرم رضوی، بر موضوع داشتن ظرفیت‌ها و منابع طبیعی کشور تأکید کرده و آنها را برشمردند و با تأکید بر منابع گازی و نفتی کشور به‌عنوان ذخایری که کم‌نظیرند (اگر بی‌نظیر نباشند)، تأکید و اصرار داشتند که ایران در مسئله‌ گاز و نفت اولین کشور دنیاست و درخصوص منابع طبیعی و خدادادی، ظرفیت کشور بالاتر از ظرفیت بین‌المللی و با توجه به جمعیت ساکن در کشور است. برای تبیین این مسئله که چرا رهبر انقلاب، علی‌رغم نگاهی که نسبت‌به کاهش وابستگی به منابع خدادادی دارند، این موضوع را بیان داشتند، بایستی به نگاه کلان ایشان نسبت‌به کشور اشاره کرد. اساساً رهبری انقلاب مخالف توجه به ظرفیت‌های داخلی و منابع طبیعی و سایر منابع به‌عنوان ابزار قدرت نیستند. طبیعی است که استفاده از منابع طبیعی به‌عنوان ابزار قدرت و استفاده از آن به‌عنوان منبع ارتزاق ملت، دو مقوله‌ مجزا و متفاوت (اگر نه مغایر) است. لذا با توجه به این نگاه است که به‌صورت جزئی منابع خدادادی کشور را مورد بررسی و اعمال‌نظر قرار می‌دهند.
از منظر ایشان، نفت نه افیون ملت است و نه منبع ارتزاق ملی. نفت و سایر منابع خدادادی صرفاً منابع قدرت ایران محسوب می‌شوند. به همین دلیل است که ایشان بیان کردند: «ظرفیت‌های کشور بسیار بالاست. ما توانایی‌هایمان، استعدادمان در کشور خیلی زیاد است؛ یعنی اگر ما امیدواری‌هایی را به آینده ابراز می‌کنیم و می‌گوییم که این کارها باید انجام بگیرد یا می‌گوییم این کارها انجام خواهد گرفت، این با تکیه‌ بر ظرفیت‌ها و توانایی‌های بالقوه‌ کشور است. ما کشورمان، هم از لحاظ نیروی انسانی، هم از لحاظ نیروهای طبیعی (نیروهای زیرزمینی، روی‌زمینی و امکانات گوناگون) جزء کشورهای ثروتمند محسوب می‌شود. از لحاظ نیروی انسانی (همین‌طور که عرض کردیم) پنج میلیون دانشجو، یک ثروت عظیمی برای کشور است. علاوه‌ بر این، ما حدود ده میلیون فارغ‌التحصیل دانشگاهی داریم که این‌ها می‌توانند کارهای مختلف را انجام بدهند. ما 33 میلیون جوانی که در سن کار باشد (یعنی بین پانزده سال و چهل سال سن داشته باشد) در کشور داریم؛ یعنی یک کشور جوان [هستیم] که دارای این توانایی است که بتواند کار کند. برطبق [عقیده‌ی] اهل‌ نظر و اهل فن، بهترین زمان [کارایی] انسانِ دارای توان کار (مرد و زن) بین پانزده سال و چهل سال است و ما از این جهت، در کشور وضعمان بحمدالله بسیار خوب است و 33 میلیون از جمعیت کشور در این سنین قرار دارند که می‌توانند کار کنند، می‌توانند بارهای سنگین را بر دوش خودشان حمل کنند. در منابع زیرزمینی [هم] در دنیا پیشرفته هستیم. من یک وقتی عرض کردم که جمعیت کشور در حدود یک‌صدم جمعیت دنیاست، اما تقریباً همه‌ منابع اصلی ما از یک‌صدم بیشتر است؛ بعضی دوصدم است، بعضی سه‌صدم است، بعضی پنج‌صدم است؛ یعنی ما از لحاظ منابع، دستمان باز است.»
3- مدیریت نامتناسب
در پس این گزاره‌ها، این مسئله نمایان می‌شود که از نظر رهبر انقلاب، ظرفیت طبیعی کشور به‌درستی مورد بهره‌برداری قرار نمی‌گیرد. وقتی ایشان بیان می‌کنند جمعیت کشور چند درصد جمعیت دنیاست و در عین ‌حال ظرفیت منابع طبیعی کشور چند درصد ظرفیت منابع طبیعی دنیاست، در حال بیان این موضوع هستند که تناسبی بین مدیریت کشور و ظرفیت‌های داخلی ایران وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد، به‌قدر کفایت نبوده که بتواند سبب شکوفایی پتانسیل‌های ملی ایران در عرصه‌ بین‌المللی و منطقه‌ای شود.
بنابراین نکته‌ سومی که می‌توان بیان کرد، این است که مدیریت امور اقتصادی و ملی کشور، مدیریتی نامتناسب است. تناسب در اینجا به‌معنی همسانی قابلیت‌های ملی با آنچه در جهان واقعی از قابلیت‌های ملی به نمایش گذارده می‌شوند یا به‌عنوان منابع قدرت ایران معرفی می‌شوند، است. دولت‌ها بی‌تردید منابع ملی را آن‌گونه که بایستی در مسیر توسعه‌یافتگی و پیشرفت کشور قرار دهند، قرار نمی‌دهند و همین مسئله سبب شده است که ایران نه‌تنها کشوری ثروتمند معرفی و قلمداد نشود، بلکه تصور شود که ایران شبیه به کشورهای نفتی حاشیه‌ خلیج‌فارس، صرفاً وابسته به درآمدهای نفتی برای امرار امورات خویش است و اگر این منبع طبیعی از ایران گرفته شود، این کشور دچار ورشکستگی می‌شود. اگر این منبع تحریم شود، ایران اقتصاد بیماری خواهد داشت که در آن تورم به بالای پنجاه درصد می‌رود و اگر سایر کشورها به این طریق بنا داشتند که ایران را مجازات کنند، به‌واقع بهترین راه‌حل ممکن را انتخاب کرده‌اند؛ راه‌حلی که آسیب‌پذیری و حساسیت ایران از آن بسیار بالاست. در این فضا، ایران نه شبیه به نروژ (که آن هم کشوری نفت‌خیز است، اما سطح وابستگی منابع ملی کسب درآمد به نفت در حداقل ممکن است)، بلکه شبیه به عربستان تلقی می‌شود که با تکانه‌هایی در قیمت نفت، اقتصاد کشورش تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. در این فضا به‌راحتی می‌توان استنباط کرد که مقصود رهبر انقلاب از بیان ظرفیت‌های ایران، یک هدف دیگر را نیز پی می‌گیرد و آن عدم تناسب بین توانایی‌ها و مدیریت اعمال توانایی‌هاست.
بنابراین مدیریت نامتناسب، شاخص بسیار مهمی است که می‌توان از آن به‌عنوان عدم کارکرد منابع طبیعی در کشور یاد کرد. توجه به رفع‌و رجوع این مدیریت می‌تواند کیفیت اقتصادی کشور را متناسب با منابع خدادادی معرفی کند، بدون اینکه کشور در امور اقتصادی خود وابسته به منابع خدادادی باشد.
4- نروژ، مصداقی برای یک کشور نفتی، ولی عدم وابسته به نفت
نروژ کشوری است که منابع خدادادی نفت فراوانی را در خود جای داده است، اما درعین‌حال نه‌تنها به نفت وابسته نیست و امور کشور را بر اساس سیستم مالیات‌گیری دقیقی رفع‌و رجوع می‌کند، بلکه مدیریت متناسبی در نفت نیز داشته و دارد. درعین‌حال که توسعه‌یافتگی در نروژ وابسته به نفت نیست، این کشور در تعیین قیمت نفت نیز تأثیرگذار است و برای حراست از افزایش قیمت نفت و کاهش تولید سایر کشورها، دیپلماسی نفتی خود را به کار می‌بندد. در عین‌حال وقتی از هر نروژی پرسیده شود نفت چه جایگاهی در اداره‌ امورات مردم دارد، همه پاسخ منفی و سلبی می‌دهند، نسبت‌به پاسداشت منابع طبیعی خود وفادار هستند.
 تناسب در مدیریت امور اقتصادی، مقوله‌ بسیار مهمی است که در ایران دولت‌ها معمولاً به‌دلیل مسائل کوتاه‌مدت و گذرا، از کنار آن عبور کرده و یا آن را مورد بی‌مهری قرار می‌دهند. مدیریت اقتصادی و مدیریت نفت و سیستم مالیات‌گیری نروژ نشان می‌دهد که این کشور نه منابع زیرزمینی و خدادادی را به‌عنوان عنصر سلبی قلمداد می‌کند و نه آن را به‌عنوان تنها منبع حیات بشری برای نروژی‌ها بیان می‌کند.
فرجام سخن
از بیانات رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خویش در حرم رضوی با اشاره به منابع طبیعی و خدادادی که در ایران وجود دارد و برخی از آنها در جهان بی‌نظیر است (به‌گونه‌ای که نفت و گاز ایران در رتبه‌ی نخست دنیاست)، می‌توان استنباط کرد که تناسبی بین جمعیت کشور و منابع کشور وجود ندارد. در این فضا با توجه به اندیشه‌ رهبر انقلاب مبنی بر عدم وابستگی اقتصاد کشور به منابع نفتی، سؤالی که پیش می‌آید این است که چه‌چیزی سبب شده است که رهبر انقلاب با تأکید بر منابع خدادادی کشور، اصرار ورزند و به‌طور مصداقی از نفت و گاز به‌عنوان منابعی که در ایران وجود دارد، یاد کنند. در پاسخ اشاره شد که رهبر انقلاب درعین‌حال که رویکردی سلبی نسبت‌به منابع خدادادی ندارند، نسبت‌به استفاده از آنها به‌عنوان مبنای پیشرفت کشور نیز رویکردی مثبت ندارند. می‌توان اشاره کرد که اندیشه‌ ایشان برمبنای عدم تناسب بین توانایی‌های ملی و مدیریت دولتی ابتنا یافته است؛ موضوعی که سبب شده است نفت به ظرفیتی که بایستی در کشور داشته باشد، نائل نیاید و تبدیل به نقطه‌ضعف کشور شود.
منبع: برهان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 فروردین 1396

 وظیفه ما در برابر بی‌مهری ها(زلال بصیرت)

۱۶ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫آیت‌الله مصباح یزدی‬‎
یکی از سنت‌های الهی این است که خداوند متعال، کسانی را که مظلوم واقع شده و به استضعاف کشیده شده‌اند و نمی‌توانند در جامعه  قدرتی پیدا کنند و بر اساس روند عادی جامعه، می‌بایست نابود شوند، بالا می‌برد و آنها را از وارثین قرار می‌دهد.
مظلومیت روحانیت در پیش از انقلاب
هیچ یک از شما دوران قبل از انقلاب و دیکتاتوری رضاخان را درک نکرده‌اید؛ چه استضعاف و تحقیری برای روحانیت بالاتر از اینکه لباس روحانیت، کالای قاچاق شمرده می‌شد؟ یعنی فقط چند نفری اجازه داشتند در هر شهری، ملبس به لباس روحانیت باشند. مدارس حوزوی تبدیل به انبارهای بازاریان شده بود و به کلی از روحانی خالی بود؛ حتی نه تنها در کتابفروشی‌ها، بلکه در کتابخانه‌ها نیز کتب دینی یافت نمی‌شد.
زمانی اگر کسی جرأت می‌کرد که مجلس روضه‌ای برپا کند، روحانی با لباس شخصی در ساعاتی که کمتر مورد رفت و آمد بود، به خانه‌ای آمده و در زیر زمین آن خانه با صدای بسیار آرام، روضه می‌خواند تا مبادا مأموران متوجه شوند؛ آیا استضعاف از این بیشتر سراغ دارید؟
اما از آنجا که خداوند اراده کرده که پابرهنگان و مستضعفین را یاری کند، زمینه‌ای فراهم شد که حوزه علمیه قم با حضور آیت‌الله بروجردی، مرکزیت یافت و رسمیت گرفت و فردی مثل امام(ره) نیز از این حوزه برآمد.
هر چند در آن دوره، حوزه، مظلوم و مستضعف بود، اما برخی اشخاص یا گروه‌ها، به دلایلی استضعاف خاصی داشتند؛ برخی، هم مورد بی‌مهری دولت بودند و هم مورد بی‌مهری دیگران؛ بخصوص شخص امام(ره) در میان روحانیون مورد استضعاف مضاعف بود؛ بگونه‌ای که مجبور شد دروس اخلاق و فلسفه خود را تعطیل کرده و فقط فقه و اصول بگوید. اما اراده خداوند، بر این بود که به دست همین فردی که مورد استضعاف مضاعف بود، بزرگترین قدرت‌های منطقه به زانو در بیایند.
حتی آیاتی که شأن نزول خاصی دارند، به صرف همان قضیه منحصر نمی‌شود، روحی در آیات قرآن است که جریان دارد و حداقل ملاک آن در مصادیق دیگری نیز می‌تواند جریان داشته باشد؛ لذا رقم خوردن این انقلاب، نمونه بارزی از مصداق آیه « نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» است.
باید قدردان نعمت انقلاب باشیم که به دست امام(ره) و به برکت خون شهدا به ثمر نشسته است، هر چقدر فکر کنیم که خداوند متعال چه نعمت عظیمی به برکت انقلاب و با وجود امام(ره) به ما داده است، کم است.
وظیفه ما در برابر مشکلات و بی‌مهری ها
 اولین درس این است که از استضعاف و ظلم‌ها و بی‌مهری‌هایی که گاهی انجام می‌شود، نهراسیم،چون این تمام قضیه نیست؛ اصلا کل عالم در مقابل آخرت، به اندازه چشم به هم زدنی بیشتر نیست؛ چه برسد به دوره بی‌مهری ها.
باید توجه داشت، محرومیت‌های فعلی، هرگز به اندازه محرومیت‌های زمان ستمشاهی نیست؛ چه افرادی در نهایت بی‌رحمی مورد شکنجه قرار گرفتند؛ به عنوان نمونه آیت‌الله سعیدی را مورد شکنجه‌هایی قرار دادند که حتی نمی‌توان بیان کرد؛ امثال آیت‌الله سعیدی‌ها زیاد بودند؛ اما حق نهایتا پیروز است و این سنت الهی است.
درس دوم کوتاهی نکردن در شناخت وظیفه و رعایت اهم و مهم است. فسادها در عالم فراوان است و در بهترین حکومت‌ها در طول تاریخ هم فسادهایی وجود داشته است. حتی درزمان پیامبر(ص) نیز فساد وجود داشت؛ لذا نباید توقع داشت این عالم بگونه‌ای شود که هیچ فسادی در آن وجود نداشته باشد؛ ما باید ابتدا خودمان را اصلاح کنیم، ازضعف‌ها و کمبود امکانات نهراسیم و اولویت‌ها را مدنظر قرار دهیم.
ضرورت شناخت اولویتها
 اگر دو بیمار به پزشک مراجعه کرده باشند که یکی سردرد دارد و دیگری در حال احتضار است، پزشک، اول باید به کدام رسیدگی کند؟ درست است که هر دو، بیمار و نیازمند مداوا هستند، ولی قطعا اولویت با کسی است که اگر کاری برایش انجام نشود، می‌میرد. لذا در جامعه‌ای که انواع فسادها وجود دارد، باید اولویت را تشخیص دهیم.
شناخت اولویت‌ها، خود امری تخصصی است، الحمدلله رهبری داریم که می‌توانیم به شناخت وی اعتماد کنیم؛ ایشان مانند قطب‌نمایی است که جهت حرکت را مشخص می‌کند؛ لذا وقتی ایشان چندین مرتبه در سخنانشان در جمع روحانیت بر انقلابی ماندن حوزه، تأکید می‌کنند، باید بفهمیم آنچه برای ما مهم‌تر است، این قضیه است. این یک جمله از رهبر معظم انقلاب است؛ اما یک عالم معنا دارد و یک دنیا تجربه پشت سر آن وجود دارد؛ لذا مطلوب است که جمعی از پژوهشگران، اولویت خود را همین مسئله قرار دهند.
بیانات آیت‌الله مصباح یزدی (دام ظله) درهمایش تجلیل از پژوهشگران برتر مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)؛ قم‌؛25 / 9 / 1395 .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 فروردین 1396

عراق، شبانی گرگ

  ۱۶ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫عراق، شبانی گرگ‬‎

سفر دوشنبه دو مقام ارشد سیاسی و نظامی آمریکا به عراق، گمانه‌زنی‌هایی را در فضای منطقه پدید آورده است. «جارد کوشنر» مشاور ارشد سیاسی و محرم اسرار ترامپ و ژنرال «جوزف دانفورد» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در سفر دو روزه خود شرایط امنیتی عراق را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند و بر اساس آنچه گفته شده است در زمینه مسائل نظامی امنیتی و تداوم حضور نظامی آمریکا در عراق با مقامات عرب و کرد عراق به توافقاتی دست یافته‌اند. در این بین تحلیل‌های متناقضی ارائه شده است به گونه‌ای که این سفر طیفی از جمعبندی‌هایی از «خیلی مهم بود» تا «هیچ اهمیتی نداشت» را در‌بر می‌گیرد. به گمان این قلم، سفر دو مقام عالیرتبه آمریکا که در هفته‌های پایانی سیطره داعش بر آخرین بقایای جغرافیایی خود صورت گرفته است و این موضوع لزوماً با بحث تداوم و اندازه و هدفگذاری حضور نظامی آمریکا در عراق مرتبط می‌باشد، دارای اهمیت خاصی است.
حدود شش ماه پس از آنکه داعش بر بخش وسیعی از غرب، مرکز و شرق عراق سیطره پیدا کرد، دولت اوباما از ضرورت تشکیل «ائتلاف ضد تروریزم» سخن گفت و در این چارچوب، آرام آرام به اعزام نظامیان خود دست زد و هم اینک بین 5 تا 7 هزار نیروی نظامی را به همراه تجهیزات و ادوات در پنج نقطه عراق مستقر کرده است که شامل پایگاه هوایی «القیاره» در جنوب موصل، پایگاه «عین‌الاسد»در غرب استان الانبار، پایگاه «البلد» در الانبار و اطراف فرودگاه‌های مسافری امام علی در استان جنوبی ناصریه و اربیل می‌باشد. «آمریکا» در حد فاصل خرداد تا شهریور سال 1393 که باد موافق به پرچم داعش می‌وزید، این گروه را عدالت‌طلب معرفی می‌کرد که برای برداشتن تبعیض از طایفه اهل سنت عراق به میدان آمده است اما از اواسط شهریور ماه این سال که جبهه مقاومت تحت فرماندهی سردار سلیمانی ضربات مهلکی به داعش وارد آورد و پرچم پیروزی و پیشروی از دست داعش افتاد، دولت اوباما از ضرورت مبارزه با داعش سخن گفت و به ائتلافی هم دست زد که البته در صحنه عینی بروز و ظهوری نداشت. آمریکا انفعال میدانی و در عین حال تبلیغات ضد تروریسم را بیش از یک سال ادامه داد و پس از آنکه مقدمات آزادسازی مرکز استان الانبار و شهر فلوجه فراهم شد با فریب دادن مقامات عراقی در عملیات نظامی معطوف به آزادسازی الانبار شرکت کرد. اما عملکرد آن به گونه‌ای بود که اعتراض توأمان دولت و رهبران سنی عراق را برانگیخت چرا که عملیات هوایی ارتش آمریکا بیش از آنکه به داعش ضربه بزند سبب تلفات شدید مردم عراق و تبدیل شهرهای آزاد شده به زمین سوخته شده بود. از این رو حضور آمریکا در عملیات آزادسازی مرکز استان نینوا در ذیل مدیریت ارتش عراق قرار گرفت و محدود شد و... این سؤال کلیدی را در میان طیف‌های مختلف عراقی پدید آورد:
«آیا پس از آزادسازی عراق نیروهای نظامی آمریکا بمانند یا بروند؟» واشنگتن پیش از این گمان می‌کرد دولت عراق و اهل سنت در این کشور، حضور نظامی آمریکا را «وزنه تعادل» به حساب آورده و یکی برای کنترل رفتار نظامی ترکیه و دیگری برای کنترل رفتار نظامی ایران از آن استقبال خواهند کرد اما هر چه به زمان پایان عملیات نهایی آزادسازی موصل نزدیک شدیم دولت عراق و اهل سنت این کشور نسبت به نیات و پیامد حضور نظامی آمریکا بد گمان‌تر شدند، این در حالی است که همزمان با بروز اختلافات میان اربیل و بغداد در مسئله استان حساس «کرکوک» و عدم موضعگیری آمریکا، کردها نیز حضور نظامی آمریکا را لزوماً به نفع خود ارزیابی نمی‌کنند.
از آن طرف پس از آنکه با بروز بحران امنیتی، در عراق، ایران به یک طرف راهبردی امنیتی در عراق تبدیل شد و همه قرائن بر میل طرف عراقی به استمرار نقش‌آفرینی امنیتی ایران در عراق حکایت می‌کرد، آمریکایی‌ها به شدت نگران شدند و دولت باراک اوباما در سال آخر خود تلاش گسترده‌ای برای بازسازی نقش نظامی آمریکا در عراق نمود. بازتعریف پایگاه نظامی «البلد»  که آمریکایی‌ها در فاصله سالهای 1383 تا 1386  در غرب عراق و به منظور مدیریت حضور درازمدت نظامی به وجود آورده بودند، در یک سال پایانی دولت اوباما در دستور کار قرار گرفت. آمریکایی‌ها به اسم مبارزه با داعش و در واقع برای پیدا کردن یک جای پا در میان مردم و نظام عراق، هزاران عراقی را در این پایگاه آموزش نظامی دادند و همزمان با این مسئله به گسترش پایگاه‌های نظامی عین‌الاسد و القیاره دست زدند تا جایی که گفته می‌شود طول باند پایگاه نظامی عین‌الاسد هم اینک به بیش از 5000 متر رسیده و می‌تواند به آسانی پذیرای انواعی از هواپیماهای تهاجمی و باری آمریکا باشد.
هم‌اکنون تردیدی باقی نمانده است که آمریکایی‌ها با اذعان به اینکه نفوذ نظامی- امنیتی راهبردی ایران در عراق و تمایل عراقی‌ها به مستحکم و دائمی کردن این رابطه برای غرب و سیاست‌های آن بسیار خطرناک است، دست به کار شده‌اند تا با «مشوق‌های ویژه»، عراق را به نقطه پیش از ماجراهای امنیتی برگردانند و روی نفوذ ایران در عراق خط بکشند. براین اساس سفر فرستاده ویژه ترامپ - جارد کوشنر- که گفته می‌شود سر رشته بسیاری از تصمیمات مهم دولت ترامپ را در دست دارد، به همراه رئیس ستاد مشترک ارتش معنای خاص خود را دارد و با بعضی از فعل و انفعالات دیگر نیز مرتبط می‌باشد.
چند هفته پیش - دهه اول اسفند 95 - وزیر خارجه عربستان در سفری به عراق اعلام کرد کشورش دیون عراق به عربستان را می‌بخشد و آمادگی دارد تا مبالغ هنگفتی را صرف بازسازی عراق نماید این در حالی بود که تا چندماه پیش از این رژیم سعودی حتی از پذیرش دولت عراق به عنوان دولتی مشروع خودداری می‌کرد و آن را دست نشانده ایران قلمداد می‌نمود. یک رویداد دیگر سفر حیدرالعبادی نخست‌وزیر عراق به آمریکا در هفته اول فروردین‌ماه جاری بود. عبادی در این سفر ضمن آنکه با گفت‌وگو درباره میزان و نحوه حضور نظامی آمریکا در عراق موافقت کرد به مقامات آمریکا یادآور شد که شرایط اقتصادی در عراق شکننده است. و این می‌تواند هر ابتکار صلح‌آمیز برای بهبود شرایط عراق را از بین ببرد البته عبارات عبادی پس از بازگشت از سفر از سرخوردگی او و ناکامی در جلب کمک اقتصادی از آمریکا خبر می‌داد او در عین اینکه در مذاکرات و حتی مصاحبه رسمی از موافقت عراق با حضور نظامی محدود آمریکا پس از پایان سیطره داعش بر استان نینوا خبر داده بود، در مصاحبه با شبکه المیادین گفت هیچ توافقی میان او و مقامات آمریکایی در زمینه همکاری‌های نظامی صورت نگرفته است.
فاصله کوتاه سفر عبادی به آمریکا و سفر هیئت‌ ویژه آمریکایی به عراق حتما برای پر کردن یک «خلاء استراتژیک» صورت گرفته است. آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که بدون مشوق اقتصادی مهم قادر به حفظ پایگاه‌های نظامی خود در عراق نیستند و از سوی دیگر آنان به خوبی می‌دانند که سیاست «حضور نظامی موثر» در عراق اگر با دیدگاه‌های امنیتی ایران درباره عراق تضاد داشته باشد، عملی نخواهد شد از این رو کوشنر و دانفورد در این سفر ماموریت داشته‌اند تا شرایط عراق را به طور عینی ارزیابی کرده و اطمینان‌هایی را به دولت عراق بدهند طبعا در این میانه، عربستان یک لولای مناسب برای گسترش روابط نظامی آمریکا و عراق به حساب می‌آید و از این رو می‌توان حدس زد که واشنگتن و ریاض در حال شکل‌دهی به دیدارهای محرمانه دو یا سه جانبه‌ای حول محور عراق خواهند بود. در این بین به طور تاکتیکی کاهش تنش تبلیغاتی بین عربستان و ایران از یک سو و نیز آمریکا و ایران از سوی دیگر شرط لازم انعقاد نطفه استقرار بلندمدت نظامی آمریکا در عراق به حساب می‌آید شاید از همین منظر بتوان اقدامات اخیر عربستان در چارچوب برگزاری مراسم حج با حضور ایران و پذیرش برخی از شرایط ایران را ارزیابی کرد. البته چه با این ارتباط موضوعی موافق باشیم و چه مخالف باشیم، پایین کشیدن دامنه اختلافات عربستان با ایران به طور موقت یک ضرورت برای عادی‌سازی استمرار حضور نظامی آمریکا در عراق به حساب می‌آید.
اما آمریکایی‌ها به میزانی که در جفت و جور کردن قواعد سیاسی تبحر و اعتماد به نفس دارند از ظرفیت ایران برای خنثی کردن سیاست‌ها و اقدامات خود بیمناک می‌باشند. بر این اساس همین دو روز پیش یک مقام نظامی ارشد آمریکا گفت هم‌اینک ایران بیش از صد هزار نیروی نظامی وفادار به خود را در عراق ایجاد کرده است و این در واقع اعتراف به این است که در برابر هر برگ آمریکا، ایران برگ‌های قدرتمندتری را در اختیار دارد. اما در اینجا یک سؤال اساسی وجود دارد حضور نظامی آمریکا در عراق تا چه حدودی و تحت چه شرایطی از سوی ایران تحمل می‌شود. آمریکایی‌ها خیلی مایلند از سیاست چند لایه امنیتی ایران سر دربیاورند و وضع خود را متناسب با آن تنظیم نمایند.
سعدالله زارعی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 فروردین 1396
انیس نقاش در گفت و گو با کیهان
تردید ندارم اسرائیل فرو می پاشد یا با مقاومت یا از درون
   ۱۶ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫انیس نقاش‬‎

اشاره : در واپسین روزهای سال 95 در دفتر کیهان میزبان «انیس نقاش» مبارز سرسخت لبنانی بودیم. وی که سابقه عملیات‌های مختلف و خطرناکی را در کارنامه خود دارد به عنوان مربی شهید عماد مغنیه نیز معروف است. در طول مصاحبه وی با هیجان معروف خود صفحات کتاب مبارزاتی اش را ورق می‌زد و در هر صفحه عملیات و اقدام شجاعانه خود را نشان می‌داد. به شدت از برخی کشورهای عربی به علت همراهی با رژیم صهیونیستی خشمگین بود اما در عین حال اعتقاد راسخ داشت که پایان اسرائیل نزدیک است و این رژیم نه با سلاح مقاومت بلکه از درون فرو می‌پاشد. این مصاحبه خواندنی پیش روی شماست.
سرویس خارجی
* به عنوان سوال نخست، سوابق مبارزاتی شما چگونه بوده و چگونه با انقلاب ایران پیوند خوردید ؟ اصولا از چه جایی وارد انقلاب ایران شدید ؟ شما که با انقلاب ایران همکاری کرده اید، چگونه با حضرت امام آشنا شده اید؟
من از سال 1968 وارد جنبش الفتح فلسطین شدم. در آن موقع 16ساله بودم، خودم لبنانی هستم اما به مسئله فلسطین چسبیدم و شروع به کارکردن با الفتح کردم. سه چهار سال قبل از پیروزی انقلاب یک طرح استراتژیک برای الفتح نوشتم که امپریالیسم برای کل جهان یک طرح عملی می‌کند. من این طرح را گفتم که باید تغییری ایجاد شود و با انقلابیون ایران و ترکیه کمکی کنیم که اثری داشته باشد و در ایران و ترکیه تغییری ایجاد شود. انقلابیون ایرانی به لبنان می‌آمدند چون فلسطین برایشان جذاب بود، سازمان الفتح برای آنها شاخه خوبی بود. بعضی‌ها از ایران فرار می‌کردند به خاطر ساواک، از آنجا شروع کردم به آشنایی با کسانی مثل شهید محمد صالح حسینی، جلال الدین فارسی و محمد منتظری. همه اینها به لبنان و سوریه آمدند و با آنها آشنا شدم، من مسئول روابط با این گروه‌ها شدم، لذا قبل از انقلاب با این بچه‌ها آشنا شدم و بعد از پیروزی انقلاب به تهران آمدم و همکاری می‌کردم. آن زمان سپاه تازه تاسیس شده بود آقای رضایی و رفیق دوست به لبنان آمدند و آقای رفیق دوست با عرفات مذاکره کرد که من به فلسطینی‌ها کمک می‌کنم و از تجربیات آنها استفاده کنیم. من وسط این روابط بودم و بعدا فهمیدم که خطر برای انقلاب هم از خارج و هم از داخل وجود دارد و فهمیدم که وظیفه من حمایت از انقلاب ایران است که خیلی برای منطقه اثر داشت، برای خارج کردن نفوذ آمریکا از منطقه، برای فلسطین و برای آزادی کل مردم منطقه. آن روزها با حضرت امام(ره) آشنا شدم و اثرات روحانی برای من داشت و یک دنیا  تحول برای من ایجاد شد نه فقط از لحاظ سیاسی بلکه از لحاظ معنوی و تفکر اسلامی. از همان زمان با انقلاب اسلامی همکاری کردم و تا امروز این خط حفظ شده است.
* آیا ارتباط شما با جنبش الفتح هنوز ادامه دارد؟  چون این جنبش تغییرات زیادی را شاهد بوده است.
وقتی اسرائیل به لبنان حمله کرد من با جنبش فتح اختلاف نظر پیدا کردم، چون فتح به دنبال یک دولت فلسطینی بود. اختلاف اول من این بود که من می‌گفتم برای آزادی کل فلسطین آمدم و اختلاف دوم من این بود که وقتی اسرائیل در سال 1978 جنوب لبنان را اشغال کرد من مجبور بودم یک مقاومت لبنانی ایجاد کنم ولی فتح می‌خواست یک توافق بین‌المللی ایجاد کند و من گفتم شما یک توافق بین‌المللی برای خودتان ایجاد کردید پس رفع اشغال جنوب لبنان به عهده من بود. من شروع کردم به بحث ایجاد مقاومت لبنانی. حزب الله آن موقع وجود نداشت. سال 1979-1978 در روزهای پیروزی انقلاب من مشغول ایجاد مقاومت جنوب لبنان بودم و انقلاب که پیروز شد روحیه بیشتر شد، ایمان به امام و تشکیلات حزب الله هم بیشتر شد.
*شما با امام موسی صدر در لبنان نیز دیدار داشتید؟
بله من دو بار ملاقات خیلی مهمی با ایشان داشتم و این ملاقات‌ها اثرات زیادی داشت. سال 1969 میلادی تا یک سال عضو فتح بودم و با یک مسئول بزرگ تر رفتم پیش امام موسی صدر. این مسئول می‌خواست موضوع فلسطین را برای امام موسی صدر تعریف کند اما تعجب کرد که امام موسی صدر با قضیه فلسطین کاملا آشنا است و برای مبارزه  برای حمایت از فلسطین کاملا آمادگی دارد. به خوبی یادم هست که اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد یک شهرک سنی را بمباران کرد  و  مسجد این شهرک نیز آسیب دید. اما با وجود تهدیدات اسرائیل برای این شهرک، امام موسی صدر تنها روحانی در لبنان بود که در آن شهرک نماز جماعت خواند، هم سنی و هم شیعه به مسجد آمدند  و ایشان درآن شهرک جرات ایجاد کرد. شهرک لب مرز بود، اسرائیلی‌ها با چشم هم می‌توانستند شهرک را ببینند. امام موسی صدر یک روحیه ایجاد کرد  وگفت مقاومت می‌کنم و از اسرائیل نمی‌ترسم. بعد از آن سفر، من ایشان را دعوت کردم به مدرسه‌ای که خودم در آنجا درس می‌خواندم. مدرسه معروف المقاصد که اکثریت آنجا اهل سنت بودند. از ایشان به عنوان یک روحانی شیعه دعوت کردم. روابط من با امام موسی صدر از اینجا شروع شد نبودن امام موسی صدر خسارت بزرگی برای لبنان بود، البته حزب الله این خلأ را پر کرده و موفق شده است.
* یکی از شخصیت‌های بزرگی که حزب الله داشته و نبودش خسران بزرگی برای این جنبش به حساب می‌آید شهید عماد مغنیه است، آن طور که در رسانه‌ها خواندم شما ارتباط نزدیکی با شهید عماد مغنیه داشتید به عنوان مربی، تعلیم‌دهنده و همسنگر. ارتباط شما با ایشان چگونه شکل گرفت و از ایشان چه خاطره‌ای دارید ؟  
ایشان در سال 1975 که خیلی جوان بود پیش بنده آمد و من عضو فتح بودم و به من گفت من یک جوان مومن هستم و می‌خواهم مسائل نظامی یاد بگیرم و ان‌شاءالله یک زمان با اسرائیل مبارزه کنم اما نمی‌خواست عضو فتح شود. گفت آیا شما می‌توانید به من آموزش بدهید بدون اینکه عضو فتح باشم؟ گفتم چرا که نه، من به شما آموزش می‌دهم و به هر کسی که می‌خواهد با اسرائیل مبارزه کند هم آموزش می‌دهم. در این پادگان من با شهید عماد مغنیه آشنا شدم، آن زمان ملاحظه کردم که این بچه 16 ساله خیلی جدی است. بعضی‌ها فقط می‌خواستند تیراندازی یاد بگیرند، شهید عماد مغنیه مرتب از من سوال می‌کرد و در کاغذ یادداشت می‌کرد و من فهمیدم که این جوان آینده مهمی دارد. بعد که بزرگ‌تر شد خودش مسئول حفاظت عرفات شد و بعد مسئول حفاظت سید محمد حسین فضل الله.  وقتی اسرائیل به لبنان حمله کرد و جنوب لبنان اشغال شد فلسطینی‌ها از لبنان خارج شدند. حاج عماد مغنیه برای مقاومت کردن از فتح درخواست امکانات کرد. اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران با سپاه رابطه برقرار کرد. چند ماه هم در جنگ عراق علیه ایران بود و جنگید و می‌خواست از ایران دفاع کند. بعد برگشت به لبنان و وقتی اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرد شروع کرد به ایجاد تشکیلات مقاومت لبنانی و این یک چیز استثنایی بود که من با آن آشنا شدم. بعضی‌ها از مبارزه خارج شدند و بعضی‌ها ادامه دادند اما نه به این شکل برجسته.
 لذا من بعد از چند سال که ایشان را در تهران ملاقات کردم و احوال پرسیدم و روابطی برقرار کردم پس از چند سال که در فرانسه بودم فهمیدم که حاج عماد به عنوان رهبر نظامی و امنیتی حزب الله رشد پیدا کرده است و بعد از این به فاصله یک سال در هر مقطع تاریخی که لازم بود با من تبادل نظر می‌کرد که باید چکار کنم. افکار وی جزیی نبود بلکه افکار استراتژیک برای منطقه داشت.  چند ماه قبل از جنگ 2006 بحث من این بود که الان بوی جنگ می‌آید چرا که  اسرائیل موفق نشده فتنه‌ای در لبنان ایجاد کند و تنها راهش حمله به لبنان است. اسرائیل می‌خواست به لبنان حمله کند و من باید آماده می‌شدم. حاج عماد  می‌گفت من هم آماده هستم. من مطمئن بودم که حاج عماد حتما پیروز می‌شود. مهمات پیشرفته، تاکتیک پیشرفته داشتند و من از همان اول می‌دانستم که این جنگ به نفع حزب الله تمام می‌شود و پس از پیروزی در جنگ 2006 و تجربه‌ای که به دست آوردند حاج عماد معتقد بود که باید این تجربه حتما به فلسطین و سوریه و غزه منتقل شود برای همین منظور خودش در سوریه مستقر شد و در آن زمان  رهبران گروه‌های فلسطینی هم در دمشق بودند و به آنها آموزش می‌داد به همین دلیل فورا به سوریه رفت و در آنجا مستقر شد.
*چرا به سوریه؟ آن موقع سوریه آرامش داشت، ثبات داشت. چرا به سوریه رفتند؟
بعد از پیروزی در جنگ 2006 نقشه حزب الله برای بشار اسد خیلی اهمیت داشت و از نزدیک پشتیبان این مسئله بود. وقتی حزب الله پیروز شد بشار اسد اعلام کرد که ارتش من کلاسیک عمل می‌کند و حزب الله باید تجربه مقاومت، تونل‌ها، و موشک‌ها را به سوریه منتقل کند تا تلفیق شود و این استراتژی انتقال پیدا کند. برای فلسطینی‌هایی که در سوریه بودند و هفته به هفته و روز به روز مسائل را تعقیب می‌کردند نیز این تجربیات مهم بود. اما متاسفانه امنیت خودِ حاج عماد در سوریه تامین نشد و در لبنان ظرف مدت 25 سال کسی نتوانسته بود به ایشان آسیبی وارد کند اما در سوریه سیستم امنیتی شل شد و وی را ترور کردند.
من آن موقع در تهران بودم. وقتی خبر شهادت حاج عماد را  شنیدم شوک بزرگی به من وارد شد. من از تلویزیون الجزیره شنیدم. از من در این مورد پرسیدند، اول قبول نکردم فکر کردم یک بازی است اما وقتی بیانیه حزب الله را شنیدم باور کردم متاسفانه خسارت بزرگی وارد شده است. حاج عماد از ابتدا سیستماتیک عمل می‌کرد، مدرسه ایجاد می‌کرد، برای آموزش برای انتقال تجربیات خودشان به بچه‌ها، به همین دلیل یک خلأ استراتژیک ایجاد نشد. حزب الله تشکیلات خوبی دارد، خوب عمل می‌کند این گونه بودن اراده فوق العاده می‌خواهد و از نظر تاریخی این بی‌نظیر است یک مسئله فوق العاده است که درمقطعی که اسرائیل در بیروت است حاج عماد می‌گفت، نترسید. 80 هزار نظامی اسرائیل در لبنان بود با اسلحه و امکانات و در چنین موقعیتی کسی بگوید نمی‌ترسم و پیروز می‌شوم خیلی مهم است. این مسئله  یک شخصیت خاصی می‌خواهد که اعتقاد داشته باشد و حاج عماد این روحیه را داشت. او می‌دانست که راه درست را می‌رود و پیروز می‌شود.
* شما به ویژگی های شخصیت حاج عماد وخدماتی که داشته اشاره کردیدما می‌خواهیم از این مسئله برای ورود به موضوع فلسطین استفاده کنیم، موضوع رژیم صهیونیستی در سال 1948 تشکیل شد. یعنی نزدیک به هفت دهه پیش، به عقیده شما با توجه به اینکه اسرائیلی‌ها تصور نمی‌کردند که این همه عمر کنند و فکر می‌کردند جهان عرب زودتر واکنش نشان دهد، علت بقای اسرائیل تا به امروز چه بوده و چگونه توانسته خود را به سال 2017 برساند؟
این یک سوال مهم است. یکی از سوالاتی که اول باید مطرح می‌شد و علت این است که اسرائیلی‌ها دولت‌های عرب را خوب شناخته‌اند. قبل از سال 1948 و بعد از آن کشوری مثل اردن نبوده و آن را انگلیس برای یک نفر به اسم شاه عبدالله ایجاد کرد که به او گفته بود به این شرط حکومت اردن تشکیل می‌شود که با اسرائیلی‌ها و یهودی‌ها خوب باشید. لذا در جنگ سال 1948وقتی اسرائیل با اعراب درگیر شد، نظامیان ارتش اسرائیل نزدیک 75 هزار نفر بودند و کل ارتش‌های عربی به 15 هزار نفر هم نمی‌رسید. ارتش‌های عربی ضعیف بودند چون زیر نظر فرانسه و انگلیس بودند یعنی حتی وقتی کشورهایشان مستقل شد  هنوز ارتش‌هایشان ضعیف بود اما یهودی‌ها 40 هزار نفر بودند که تجربه جنگ جهانی دوم را داشتند و اسلحه‌های پیشرفته نسبت به اعراب داشتند. لذا هم از نظر نظامی قوی‌تر از اعراب بودند هم از لحاظ روابط نزدیک به شاه اردن. وقتی ارتش اردن به سرزمین‌های اشغالی حمله کرد اعلام کردند تا خط تقسیم فلسطین باید اشغال شود، وقتی سازمان ملل تقسیم کرد یک قسمت را به یهودی‌ها دادند و گفتند که کسی به این منطقه حمله نکند. یک بازی سیاسی بود به عنوان جنگ عربی، در این زمان ارتش انگلیس هنوز در مصر بود و ارتش مصر ضعیف بود و نتوانست یک کار استراتژیک انجام دهد. این یکی از دلایل است که نشان‌دهنده توطئه حکومت‌های عربی بود که نمی‌خواستند بطور جدی برای آزادی فلسطین کاری کنند. دومین دلیل این است که سازمان‌های مردمی مثل الفتح قبل از جنگ 6 روزه نظرشان این بود که با انجام یک عملیات تحریک آمیز یک درگیری بین اعراب و اسرائیل به وجود آورند تا بدین ترتیب ارتش اعراب برای آزادی فلسطین وارد عمل شود. جنگ 6 روزه که شد ارتش اعراب نابود شد،بخشی از جولان و کل کرانه باختری در فلسطین اشغالی اشغال شد. این جنگ فقط عملیات تحریکی برای مسائل سیاسی بود و هدف آن نابودی اسرائیل نبود.  
حتی مصر هم اعلام کرد که برای صحرای سینا می‌جنگد. اگر کل کشورهای عرب متحد شوند این امکان هست که بعدا یک برنامه‌ریزی صورت بگیرد اما این مسئله نه قابل تحقیق و نه نزدیک است، لذا کسی آن را مطرح نکرد. این یک نکته مهم است که مقاومت فلسطینی چه روحیه‌ای داشته باشد، مقاومت حزب الله چه روحیه‌ای دارد. مقاومت حزب الله وقتی شروع شد از الفتح ضعیف‌تر بود اما این روحیه راداشت که بگویدمن اسرائیل را نابود می‌کنم و اگر ارتش اسرائیل نابود می‌شد دیگر اسرائیلی وجود نداشت. تنها رژیمی که وجودش به ارتش وابسته است اسرائیل است. رژیم‌های دیگر اگر اشغال می‌شدند مردمش می‌ماندند و  مقاومت می‌کردند اما یهودی‌ها به ارتش چسبیده‌اند. اگر به ارتش آنها لطمه‌ای وارد شود رژیمشان متلاشی می‌شود. فرق این روحیه با آن روحیه و آن مقاومت این است.
لذا دراین 70 سال کسی نتوانسته خطر جدی برای ارتش اسرائیل ایجاد کند به جز مقاومت جنوب لبنان و حزب الله و بعدا غزه که از آنها یاد گرفت.  در واقع تنها جایی که اسرائیل به اهدافش نرسید حمله به لبنان و غزه بود اما قبل از این مقاومت و قبل از پیروزی انقلاب ایران این عقیده وجود نداشت. این عقیده را حضرت امام(ره) ایجاد کرد وقتی فرمود اسرائیل حتما باید ازبین برود و یا سخنان حضرت امام خامنه‌ای که می‌فرماید اسرائیل تا 25 سال دیگر نمی‌ماند. اگر مقاومت به این روحیه‌ها تکیه نمی‌کرد پیروز نمی‌شد.
*حزب الله چه جایگاهی در منطقه دارد و جایگاه و محبوبیت حزب الله و شخص سید حسن نصرالله در میان مردم چگونه است؟ آیا نبودنش بهتر از بودنش است؟ آیا اکثر مردم لبنان این اعتقاد را دارند یا معتقدند که حزب‌الله نماد اقتدار و مقاومت است؟
در لبنان چند نظر وجود دارد اما بعد از جنگ سال 2000 اسرائیل علیه لبنان و آزادی جنوب لبنان  و جنگ سال 2006 اکثریت مردم لبنان هم شیعه و هم سنی هم مسیحی فهمیدند که حزب الله چقدر برای لبنان مهم است، برای آزادی جنوب لبنان چقدر مهم است، چرا که اسرائیل در جنگ 2006 به اهدافش نرسید و یک ترازوی تعادل بین ارتش اسرائیل و ارتش لبنان ایجاد کرد و اسرائیل فهمید که نمی‌تواند به راحتی به لبنان حمله کند. حزب الله برای لبنان یک قدرت مثبت است. اما بعضی‌ها  نمی‌توانند قبول کنند  مثل سمیر جعجع. این‌ها وقتی اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد و تا بیروت آمد حتی با اسرائیل همکاری می‌کردند و از نظر سیاست و امکانات به عربستان چسبیده بودند  و منافع آنها چنین است که به عربستان تکیه کنند.  این افراد برای منفعت مردم لبنان کار نمی‌کنند، یکی برای اسرائیل و غربی‌ها و یکی برای عربستان کار می‌کند و بالعکس تشکیلات میشل عون یا مسیحی‌هایی که به حزب الله نزدیکند و موافق حزب الله هستند و شیعیان لبنان و اکثریت سنی‌ها هم به حزب الله وفادارند. دلیل موفقیت حزب الله هم همین پشتیبانی مردمی است. تشکیلات حزب الله از همین مردم است و نیرو از خارج وارد نمی‌کند. در روستاها و شهرک‌های لبنانی مردم وفادار به حزب الله هستند و حزب‌الله از نظر روحی، سیاسی ،امنیتی و حتی مادی به آنها کمک می‌کند به همین دلیل پس از جنگ 2000 و آزادی جنوب لبنان از اسرائیل و جنگ 2006 محبوبیت حزب‌الله خیلی زیاد شده است به خصوص بعد از جنگ 2006 این محبوبیت زیاد شده است تا جایی که همه تعجب کردند حزب‌الله این قدرت را از کجا آورده است.
*یکی از مشکلات و معضلاتی که در باره فلسطین وجود دارد این است که برخی از کشورهای عربی به سمت عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی می‌روند و این عادی‌سازی را پنهان هم نمی‌کنند چند روز پیش هم رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان به سرزمین‌های اشغالی سفر کرد. اسرائیل با بحرین، امارات،اردن که قبلا هم روابط رسمی داشتند، با قطر و مصر هم رابطه دارند و این روابط با اسرائیل نشان می‌دهد که مسئله فلسطین از صدر مسائل جهان اسلام و کشورهای عربی خارج شده است. به نظر می‌رسد به غیراز ایران، عراق و سوریه کشور دیگری دغدغه جدی فلسطین را ندارد.  به عقیده شما چکار باید کرد که دوباره فلسطین به فرموده رهبری و امام به مسئله اول جهان اسلام تبدیل شود؟
فلسطین هنوز مسئله مرکزی و اساسی برای ملت‌های عرب و اسلامی است نه دولت‌ها. الان معلوم شده که دولت‌ها به فلسطین خیانت می‌کنند. نقاب همکاری اعراب با اسرائیل کنار رفته است و برخی از کشورهای عربی می‌خواهند علنی با اسرائیل همکاری کنند. به عقیده من هیچ تغییری از 70 سال پیش صورت نگرفته است. غیراز این مسئله که مقاومت جدی‌تر شده است و آنها ترسیده‌اند و مخالفت علنی می‌کنند.
* یک سوال از جانب یک سری از منتقدین ایرانی می‌کنم که امیدوارم جواب شما متقاعد‌کننده باشد برای کسانی که منتقد سیاست ایران در منطقه هستند. هر بار که ایران به دنبال کمک به کشورهای مقاومت است یک عده شروع می‌کنند به انتقاد کردن از سیاست‌های ایران که پولی که به فلسطین، سوریه و حزب الله می‌دهند می‌توانند صرف آبادانی، ساخت و ساز و عمران ایران کنند و اگر کمک به سوریه، فلسطین و حزب الله نباشد اوضاع کشور ما بهتر می‌شود، شما به عنوان کسی که عرب هستید و از آن طرف به قضیه نگاه می‌کند و می‌داند که کمک ایران به آزادی فلسطین و محور مقاومت می‌تواند چه تاثیرات و برکاتی داشته باشد چه پاسخی به این انتقادات دارید؟
من دغدغه ایرانی هارا می‌فهمم، می‎‌فهمم که در مسائل بین المللی، امنیتی و حفاظت از ایران جایگاه ایران چیست. این دلارها که در منطقه هزینه می‌شود ضرر نیست. اگر یک خیابان کلانتری نداشته باشد مسئله حفظ امنیت آن منطقه چه می‌شد؟ هرج و مرج می‌شد و هر اراذلی حرف خود را می‌زد.شما وقتی یک نیروی انتظامی ایجاد کردید، نمی‌گویند که چرا برای نیروی انتظامی خرج می‌کنید، می‌گویند چرا یک مدرسه ایجاد نمی‌کنید؟ من می‌گویم مدرسه ایجاد کنید اما به نیروی انتظامی هم نیازداریم، همین طور برای یک کشور ارتش و اسلحه و دفاع نیاز است اما آنها باور نمی‌کنند که 10میلیارد یا 100 میلیارد برای امنیت احتیاج است. اگر ایران نفت و امکانات استراتژیک نداشت کسی به ایران نگاه نمی‌کرد و اگر ایران یک کشور کوچک بود هم همین طور بود، اما ایران از لحاظ اقتصادی مهم است و موقعیت استرتژیک بین‌المللی دارد. آمریکا، روسیه ،چین روی ایران حساب باز می‌کنند. اینجا  دو راه وجود دارد یا اینکه بگویند من نوکر آمریکا هستم یا اینکه بگویند من منافع خودم را حفظ می‌کنم و استقلال و آزادی را خودم حفظ می‌کنم. لذا برای آنکه ایران خود را تقویت کند و استقلال خود را حفظ کند در منطقه هزینه می‌کند. به همین دلیل ایران می‌تواند بگوید من خودم می‎خواهم قیمت نفت را خودم تعیین کنم، به این کشور بفروشم و به آن کشور نفروشم نه مثل کشورهای عرب که از آمریکا دستور می‌گیرند.
*شما به خوبی توضیح دادید  اما اگر پاسخ دیگری برای منتقدین دارید بفرمایید.
هزینه‌ای که ایران در منطقه متحمل می‌شود  یک دهم هزینه واقعی تامین امنیت مرزهایش است. یعنی اگر به مرزهای ایران حمله شود هم از لحاظ تعداد شهدا و خونی که ریخته می‌شود صدها برابر هزینه دارد.
* یکی از مسائل مهم به  راه حل پایان مسئله فلسطین مربوط می‌شود. برخی مسئله دو دولتی را عنوان می‌کند. به عقیده شما راهکار فلسطین در قالب دو دولتی می‌تواند عملیاتی شود و در راستای منافع ملت فلسطین باشد، اگر نه چه راهکاری را مطرح می‌فرمایید؟
اصل مسئله فلسطین اخراج ملت فلسطین از سرزمین خودشان است و زمانی که  این آواره‌ها برگشتند باید انتخابات برگزار شود. این از نظر الگوی اسلامی صددرصد قابل قبول است. در شرایط کنونی اختلاف دو دولت نیست از لحاظ سیاسی مسئله اخراج از مرز مطرح است. 6 میلیون فلسطینی از کشورشان اخراج شده‌اند و نمی‌توانند برگردند. فلسطینی‌ها در شرایط آپارتاید زندگی می‌کنند. لذا این شرایط باید رعایت شود؛ حق برگشت به زمین هایشان و حق اخذ رای. مسئله دوم که من روی آن اصرار می‌کنم این است که راه حل ارائه شده نباید سیاسی و نژادپرستانه باشد. در ایران در کنار مسلمانان مذاهب دیگر زندگی می‌کنند. مسئله، برگشت به زمین و داشتن حقوق مساوی است اگر این مسائل را در دنیا مطرح کنیم کسی چیزی نباید بگوید چون این حقشان است. حالا اگر کسی نمی‌خواهد  برگردد و در اروپا امارات یا آمریکا زندگی می‌کند و نمی‌خواهد برگردد به خودش مربوط است.کسی قبول نمی‌کند یک مملکت تشکیل شود که ساکنان آن از حقوق مساوی برخوردار نباشد. به عقیده من صهیونیست‌های نژاد‌پرست نمی‌توانند این مسئله را تحمل کنند چرا که فکر می‌کنند فلسطین از لحاظ دینی مال خودشان است. طبق شرع کسی قبول نمی‌کند افکار عمومی هم قبول نمی‌کند. صهیونیست‌های نژادپرست نمی‌توانند بگویند من مساوی مسلمانان هستم. پس دو مسئله مهم است یکی بازگشت فلسطینی‌ها و دوم حق اخذ رای.
*به عنوان سوال پایانی در شرایط کنونی ما در حال تجربه انتفاضه سوم هستیم که افت و خیزهای زیادی داشته است. بعضی وقت‌ها شدت گرفته و گاهی افت داشته است از یک طرف دستگاه اطلاعاتی آمریکا(سیا)  پیش بینی کرده که بقای رژیم صهیونیستی تا 20 سال آینده محل تردید است .مقام معظم رهبری نیز فرموده‌اند اسرائیل تا 25 سال آینده وجود نخواهد داشت.آیا با توجه به انتفاضه ملت فلسطین بقای اسرائیل را در خطر می‌بینید و به فرموده رهبری اسرائیل را در 25 سال آینده نخواهیم دید؟
این مسئله به خاطر اثر انتفاضه نیست بلکه اثر روحی مقاومت است، یک نفر که اسلحه ندارد یا با ماشین زیر می‌گیرد جرأت زیادی دارد،  این‌ها حتی عضو یک سازمان هم نیستند. خود مردم هستند که مقاومت می‌کنند.اما این‌ها باعث نابودی اسرائیل نمی‌شود.
 اسرائیل از درون نابود می‌شود. مقاومت فلسطین و لبنان هرروز از روز پیش آماده ترند و درست است که الان جنگ نیست اما خود اسرائیلی‌ها می‌دانند که بچه‌های غزه روز به روز خودشان را برای جنگ بعدی آماده می‌کنند. هم از لحاظ تسلیحات و هم از نظر تعداد پرسنل. اسرائیلی‌ها احساس خطر جدی کرده‌اند همان طور که سید حسن نصرالله می‌گوید نه فقط یک نقطه بلکه همه فلسطین اشغالی حتی مرز‌های آبی به عرض 300 کیلومتر در تیررس مقاومت است. یعنی امنیت اسرائیل از بین رفته  است. جنگ‌های غزه نمونه خوبی است و من مطمئنم در آینده نزدیک اسرائیل وجود نخواهد داشت و در جنگ بعدی شمال جنوب و همه مناطق اسرائیل در تیررس مقاومت اسلامی خواهد بود.ارتش اسرائیل نابود شدنی است و این یک چیز ملموس است. خود اسرائیلی‌ها هم به این مسئله اعتراف کرده‌اند. انتفاضه از این نظر مهم است که یک کودک 12 ساله یا دختر 16 ساله برای حمله به صهیونیست‌ها  شهید می‌شود و این نشان می‌دهد که با دست خالی می‌خواهند مبارزه کنند و صهیونیست‌ها را از بین ببرند. حالا تصور کنید اگر اسلحه داشتند چکار می‌کردند.  مردم  وقتی روحیه انقلابی پیدا می‌کنند پیروز می‌شوند. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 فروردین 1396
10 روز پس از تشییع
آل‌خلیفه جمجمه متلاشی شده شهید بحرینی را برای خانواده‌اش فرستاد!
  ۱۶ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫شهید «مصطفی حمدان»‬‎

خانواده شهید «مصطفی حمدان» اعلام کردند که مقامات آل خلیفه قسمت‌هایی از جمجمه شکسته و متلاشی شده فرزندشان را به همراه کت و شلوار وی 10 روز پس از خاکسپاری جسد برای آنها فرستادند.
خانواده شهید «مصطفی حمدان» روز گذشته 10 روز پس از خاکسپاری فرزندشان تکه‌هایی از جمجمه وی را به همراه دیگر وسایلش از رژیم آل خلیفه تحویل گرفتند.
به گزارش خبرگزاری ابنا، این جوان 18 ساله بحرینی در جریان حمله نظامیان رژیم آل خلیفه به خانه شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین در منطقه الدراز زخمی شده بود که سرانجام پس از دو ماه بستری بودن در بیمارستان روز جمعه ۲۴ مارس(4فروردین) بر اثر جراحت ناشی از اصابت گلوله نیروهای آل‌خلیفه به شهادت رسید. پیکر شهید حمدان 10روز پیش با حضور باشکوه مردم «کرباباد» تشییع و به خاک سپرده شد. جمعیت «الوفاق اسلامی» بحرین با گرامیداشت یاد و خاطره این شهید تاکید کرد:  «به شهادت رساندن حمدان به معنای واقعی کلمه اقدامی تروریستی و جنایتی همه جانبه بود.» «حسین الدیهی» معاون دبیر کل جمعیت الوفاق نیز گفت: «بحرین با عزت و افتخار به خاطر شهادت مصطفی حمدان سرش را بالا می‌گیرد زیرا وی بالاترین جلوه فداکاری و جانفشانی در راه دفاع از دین، ارزش‌ها، وطن، کرامت و میهن پرستی را به تصویر کشید.»
بحرین از فوریه سال ۲۰۱۱ میلادی شاهد جنبش اعتراضی مردمی است که با سرکوبگری رژیم آل خلیفه روبرو شده است. نیروهای آل خلیفه تا کنون شمار قابل توجهی از شهروندان را به شهادت رسانده و بسیاری از فعالان و معترضان را به زندان انداخته‌اند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 17 فروردین 1396

حیدر عبادی: عربستان به زودی پایان جنگ یمن را اعلام خواهد کرد

     ۱۵ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫حیدر عبادی‬‎
نخست‌وزیر عراق در یک گفت‌وگوی تلویزیونی اظهار داشت که عربستان به زودی پایان جنگ یمن را اعلام می‌کند. وی اخیرا با مقامات سعودی دیدار کرده است.
«حیدر عبادی» طی یک گفت‌وگوی مفصل با شبکه «المیادین» درباره تحولات عراق و منطقه، تصریح کرد؛ عربستان متقاعد شده که جنگ در یمن باید متوقف شود و این امر به زودی محقق می‌شود. آل سعود از پنج فروردین 1394 جنگ یکجانبه‌ای را علیه مردم یمن آغاز کرده است.
عبادی در ارتباط با آشتی و مناسبات میان بغداد و ریاض نیز گفت: «اینکه بگوییم روابط دو کشور داغ است هنوز زود است. چرا که ریشه‌های اختلافات قدیمی است و عراقی‌ها در حملات تروریستی این کشور، عربستان را مقصر می‌دانند.»
سرنوشت ابوبکر بغدادی
نخست‌وزیر عراق در ارتباط با وضعیت «ابوبکر بغدادی» سرکرده داعش نیز گفت که وی به احتمال زیاد، مدت‌هاست که از موصل به سوریه گریخته است. عبادی در مورد چگونگی فرار بغدادی از موصل چیزی نگفت، اما «جواد الطیباوی» از فرماندهان نیروهای بسیج مردمی عراق گفت: «نیروهای آمریکایی بغدادی را به منطقه «البعاج» در نزدیک مرز عراق و سوریه منتقل کرده‌اند.»
وی توضیح داد: «بغدادی از طریق عملیات هلی‌برد سازمان اطلاعاتی آمریکا به «القروین» واقع در منطقه «البعاج» برده شده است.»
وی تصریح کرد: «آمریکایی‌ها اطلاعات دقیقی درباره بغدادی دارند و او (بخشی از) طرح آمریکا در منطقه است.»
ترکیه و سوریه
به گزارش فارس، عبادی در گفت‌وگوی فوق درباره روابط با ترکیه نیز گفت که کشورش با ترکیه بر سر حضور نیروهای ترک در «بعشیقه» مشکل دارد: «حضور نظامی ترکیه در عراق، تجاوز به حاکمیت کشورمان است.»
عبادی نظر خود در ارتباط با سوریه را نیز اینگونه بیان کرد که «برخی می‌خواهند سوریه تجزیه شود، اما این مسئله خط قرمز ماست. حتی آمریکا نیز به دنبال یکپارچگی سوریه است.»
نخست‌وزیر عراق افزود: «منازعه در سوریه برای ما نگران‌کننده است و تجزیه و درگیری، به شکافی منجر خواهد شد که تنها تروریسم از آن تغذیه خواهد کرد.»
بسیج مردمی
عبادی در بخش دیگری از این مصاحبه، به برخی تلاش‌ها برای «انحلال بسیج مردمی» پرداخت و گفت: «من به هیچ وجه سخنی از جانب طرف‌های خارجی درباره انحلال بسیج مردمی نمی‌شنوم.»
وی البته برخی از جریان‌ها و چهره‌های داخلی عراق را مستثنی کرد و گفت «آنها چنین حرفی می‌زنند اما، هر دستی که بخواهد در داخل و خارج به سوی بسیج مردمی دراز شود، قطع خواهد شد.» نخست‌وزیر عراق اظهار داشت: «نیروهای بسیج مردمی حتی برای دفاعی که از عراق می‌کنند، حقوقی مطالبه نمی‌کنند.»
وضعیت نبرد موصل
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، نیروهای واکنش سریع ارتش عراق به همراه سایر نظامیان ارتش، خیابان «الفاروق» و منطقه «الزنجیری» را تحت کنترل درآوردند و پس از این پیروزی، مسجد «النوری» را محاصره کردند.
نیروهای بسیج مردمی نیز حمله تروریست‌های داعش برای نفوذ به روستای «الحجف» در غرب شهر موصل را به شکست کشاندند.
تسنیم نیز گزارش داده که جنگنده‌های ائتلاف ضد داعش تجمع عناصر تکفیری را در منطقه «حی التنک» در کرانه راست شهر موصل هدف قرار دادند، که مرگ شماری از سرکرده‌های داعش را به دنبال داشت.
در استان الانبار نیز جنگنده‌های ارتش عراق به منطقه «القائم» حمله کردند که بر اساس بیانیه ستاد اطلاع‌رسانی جنگ در عراق، این حمله انهدام سه انبار سلاح و مهمات داعش و هلاکت شماری از تکفیری‌ها را به دنبال داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 16 فروردین 1396

زندان و شلاق به جرم عزاداری برای امام‌حسین(ع) در عربستان!

۱۵ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫شلاق به جرم عزاداری برای امام‌حسین(ع) در عربستان‬‎
دادگاه سعودی تعدادی از شهروندان این کشور را به جرم عزاداری برای اباعبدالله‌الحسین(ع) به زندان و شلاق محکوم کرد!
دادگاه کیفری آل سعود در شهر «احساء» روز یکشنبه شماری از شیعیان این کشور را به خاطر عزاداری برای امام‌حسین(ع) به تحمل زندان و شلاق محکوم کردند. به گفته منابع حقوقی، این احکام علیه «شهروندان احساء صادر شد زیرا آنها مراسم عزاداری را در ماه محرم سال گذشته در مزارع یا خانه‌هایشان برگزار کرده‌اند.» بر این اساس، دادگاه یکی از آنها را به 50 روز حبس تعزیزی و شلاق محکوم کرد.برپایه این گزارش، این اولین حکم در نوع خود نیست زیرا هیئت موسوم به «امر به معروف عربستان» در سال 1998 میلادی «احمد الملبلب» موذن یکی از مساجد روستاهای الجفر در احساء را در اعتراض به شیوه اذان گفتن وی بازداشت و به محل نامعلومی برد و سپس از خانواده اش خواست تا جسد را تحویل بگیرند!

در واکنش به این احکام، «طه الحاجی» حقوقدان و وکیل اعلام کرد: «حکم دادگاه نقض آشکار حقوق شخصی شهروندان است و علاوه بر این، علیه آنها حکم مجازات بدنی صادر شده است.» وی تاکید کرد: «این حکم مغایر با شریعت و قوانین و حقوق بشر است و نشان می‌دهد که همزیستی و گفت وگو در عربستان، شعاری تبلیغاتی بیش نیست.»«علی آل‌غراش» فعال و روزنامه‌نگار نیز گفت: «صدور حکم زندان و شلاق به خاطر فقط انجام شعائر دینی یک حکم ظالمانه است و بیانگر میزان بالای ظلم و ستم و نبود حاکمیت قانون در عربستان می‌باشد.» به گفته وی «آن طوری که برای شهید المبلب روی داد، اصرار حکومت از طریق ممانعت، بازداشت، شلاق و زندان بر تفکری که اقشار ملی را مشرک و کافر می‌داند، بسیار خطرناک است و امنیت اجتماعی میهن و منطقه را تهدید می‌کند.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 16 فروردین 1396


پیکر مطهر ۴ شهید مدافع حرم در شیراز تشییع شد 

  ۱۴ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫پیکر مطهر سردار شـهید ​آزادخشنود و شهیدان بسیجی ​قدرت‌الله عبودی، ابوذر فرح‌بخش و همچنین علیرضا یعقوبی از شهدای فاطمیون تشییع شد.‬‎
مراسم تشییع و وداع با پیکر مطهر چهار شهید مدافع حرم صبح امروز در شهر شیراز برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، در این مراسم که با حضور شهروندان شیرازی و مسئولان سپاه فجر فارس و رزمندگان لشکر عملیاتی 19 فجر در حسینیه عاشقان ثارالله برگزار شد با قرائت زیارت عاشورا و مدیحه‌سرایی پیکر مطهر سردار شـهید ​آزادخشنود و شهیدان بسیجی ​قدرت‌الله عبودی، ابوذر فرح‌بخش و همچنین علیرضا یعقوبی از شهدای فاطمیون تشییع شد.
براساس این گزارش پیکر مطهر شهید سردار آزاد خشنود دیروز در کوهنجان سروستان و شهید علیرضا یعقوبی نیز در گلزار شهدای شیراز خاکسپاری ‌شدند.
همچنین صبح امروز سه‌شنبه نیز پیکر مطهر شهید ابوذر فرحبخش در جنت‌شهر و شهید قدرالله ‌عبودی نیز در بخش بیضا تشییع و خاکسپاری می‌شود.

پیکر جانباز شهید در مشهد تشییع شد

Image result for ‫شهید رمضانعلی یعقوبی، دیروز در مشهد تشییع و به خاک سپرده شد‬‎
پیکر مطهر جانباز 70 درصد، شهید رمضانعلی یعقوبی، دیروز در مشهد تشییع و به خاک سپرده شد.
به گزارش ایرنا ، پیکر این شهید با حضور جمعی از مسئولان اجرایی، فرماندهان نظامی و انتظامی و اقشار مختلف مردم از مقابل حسینیه پیروان نبوی تا حرم مطهر رضوی تشییع و در گلزار بهشت رضا(ع) مشهد به خاک سپرده شد.
جانباز 70 درصد حاج رمضانعلی یعقوبی چهارم خرداد ماه سال 1361 در عملیات آزادسازی خرمشهر مجروح و در سال 1364 حین آموزش به نیروهای اعزامی به جبهه در منطقه گلمکان به افتخار جانبازی نائل شد.
شهید یعقوبی در سن 59 سالگی پس از تحمل 35 سال رنج ناشی از جراحت و جانبازی شنبه‌شب در مشهد به جمع یاران شهیدش پیوست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 فروردین 1396
آیت‌الله نوری همدانی:
 خوش‌بینی به آمریکا جاهلانه است
  ۱۴ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫آیت‌الله نوری همدانی:‬‎

استاد درس خارج حوزه گفت: خوش‌بینی به آمریکا جاهلانه است و در جریان برجام و تمدید تحریم‌های اخیر نشان داد که در اوج خباثت است.
به گزارش رسا، این مرجع تقلید در ابتدای درس خارج فقه در سال جدید با اشاره به وضعیت فعلی جهان اسلام، گفت: متاسفانه دشمن با ایجاد تفرقه و اختلاف و ساختن فرق دروغین مثل وهابیت و پرورش تکفیری و سلفی ضربه بزرگی به مسلمانان زد. امروز طلاب محترم و دانشمندان جهان اسلام باید با ایجاد وحدت و همدلی و پاسخ به شبهات ایجاد شده از سوی دشمن به این مسائل پایان دهند.
وی ادامه داد: شیعه و سنی وظیفه دارند این گروههای افراطی را معرفی و از آنان اعلان برائت کنند، مسلمان نیز بدانند که عامل همه این مشکلات استکبار جهانی یعنی آمریکا است.
آیت‌الله نوری همدانی اظهار داشت: ما نباید از دشمن درجه یک مسلمانان یعنی آمریکا غافل باشیم. آمریکا با ایجاد گروه‌های تکفیری و کمک به ایادی خود در منطقه و ایجاد جنگ و خونریزی در یمن و بحرین می‌خواهد حاشیه امن برای صهیونیست درست کند تا بتواند به تجاوز و ظلم و ستم خود ادامه دهد.
استاد درس خارج حوزه خاطرنشان کرد: خوش‌بینی به آمریکا جاهلانه است و در جریان برجام و تمدید تحریم‌های اخیر نشان داد که در اوج خباثت است و هیچ پایبندی به قرارداد و توافق ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 فروردین 1396

مصباحی‌مقدم:
 اقتصاد دغدغه اصلی دولت نیست
   ۱۴ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫مصباحی‌مقدم‬‎


رئیس سابق کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه دولت یازدهم به هیچ وجه نتوانست شعارها و وعده‌های خود را محقق کند، گفت: برخی از آنان(اعضای دولت) اولویت بالاتر را به مناسبات بین‌المللی و سرمایه‌گذاری خارجی می‌دهند، در حالی که با توجه به مبانی اسلامی و رویکردهای انقلاب ما، بسیار بعید به نظر می‌رسد که سرمایه‌گذاری خارجی به شکل وسیع بتواند در ایران محقق شود.

حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم، رئیس سابق کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان، با بیان اینکه حسن روحانی در این مدت نتوانسته رضایت عمومی مردم حتی رأی دهندگانش را تأمین کند، عمده‌ترین مشکل مردم را اوضاع اقتصادی آنان اعم از وضعیت معیشت و اشتغال دانست و افزود: این امر حاکی از آن است که دولت در زمینه‌هایی چون ایجاد رشد اقتصادی و تحقق اقتصاد مقاومتی، توفیقی نداشته است.
وی در پاسخ به این سؤال که فکر می‌کنید دولت چقدر توانست شعارهای انتخاباتی سال 92 خود را محقق کند؟ گفت: دولت یازدهم به هیچ وجه نتوانست شعارها و وعده‌های خود را محقق کند.
حجت‌الاسلام مصباحی‌مقدم همچنین در پاسخ به این سؤال که برخی‌ها معتقدند تئوری اقتصادی دولت،‌ اقتصاد وابسته است که این تئوری در تعارض با اقتصاد مقاومتی است، آیا اینگونه است؟ خاطرنشان کرد: بعضا در نگاه تیم اقتصادی دولت چنین مسئله‌ای دیده می‌شود. به این معنا که برخی از آنان اولویت بالاتر را به مناسبات بین‌المللی و سرمایه‌گذاری خارجی می‌دهند، در حالی که با توجه به مبانی اسلامی و رویکردهای انقلاب ما، بسیار بعید به نظر می‌رسد که سرمایه‌گذاری خارجی به شکل وسیع بتواند در ایران محقق شود و از این جهت نمی‌توان با نظر بعضی از اعضای اقتصادی دولت همراهی کرد و باید تیم اقتصادی دولت آینده بطور عمده به ظرفیت‌های داخلی بپردازد و اقتصاد مقاومتی را محقق کند.
رئیس سابق کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: اهتمام دولت یازدهم به‌طور عمده بر حل مناسبات بین‌المللی ایران بود و فرصت بسیار زیادی به این مسئله اختصاص داده‌ شد اما وضعیت اقتصادی مردم و اقتصاد ملی در درجه دوم اهمیت قرار گرفت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 فروردین 1396


( کل صفحات : 65 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی