تـــوّلــی ( دوست شــنـاســی)
پیامر اكرم (ص) : خدایا دوست بدار كسى‏ را ، كه على را دوست دارد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


« تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیزدوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است.»

« دوست خوب کسی است که آراسته به صفات ایمان واخلاق باشد.»

مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر

(خوان حکمت)

وقت نماز؛ زمان ملاقات خدا

۲۶ / ۰۱ / ۱۳۹۶

Image result for ‫حضرت آیت الله جوادی آملی‬‎

ذات اقدس اله گذشته از اینكه احكام و قوانین اخلاق را در قرآن بیان كرده انسان متخلِّقی كه تمثّل اخلاق الهی است به نام وجود مبارك پیغمبر(ص) را هم به ما معرفی كرد. از قدیمی‌ترین سور‌ه‌های مكّی سوره قلم است كه در آن آیه كریمه (إِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ)(1) آمده، بعد به ما دستور دادند كه (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ)(2) پس در اوایل بعثت یعنی همان اوایل سوَر مكّی فرمودند او دارای خُلق عظیم است بعد هم در سوره احزاب ما را به تأسّی به آن حضرت دعوت كردند.
ضرورت فراگیری جوامع الکلم
آنچه وظیفه ما در این تأسّی است آن است كه ببینیم وجود مبارك آن حضرت اخلاق علمی‌شان چگونه بود و اخلاق عملی‌شان چگونه بود، طرح این دو نكته برای آن است كه در فضای عمومی فقط همان اخلاق عملی نافع است ولی در فضای حوزوی و دانشگاهی، گذشته از آن اخلاق عملی، اخلاقهای علمی هم لازم است. از نظر اخلاق علمی، وجود مبارك پیغمبر(ص) طبق بیان نورانی كه خودش فرمود، فرمود: «اعطیت جوامع الكلم»(3) این جزء مختصّات آن حضرت است.جوامع‌الكلم یعنی انسان، محقّقانه حرف بزند ، نه بی‌برهان چیزی را تصدیق كند، نه بی‌برهان چیزی را تكذیب كند، نه زائد بر مقدار لازم سخن بگوید، نه كمتر از مقدار لازم حرف بزند بشود جوامع‌الكلم، اگر كسی نداند چه چیزی بگوید یا چطور حرف بزند یا درباره چه چیزی حرف بزند،این واجد جوامع‌الكلم نیست؛ جوامع‌الكلم همان قوانین اساسی است یعنی چیزی كه خیر دنیا و آخرت مردم را به همراه دارد، هم مُتقن است، هم بازده خوبی دارد كه فرمود: «اعطیت جوامع الكلم» این به منزله قانون اساسی است، آن وقت قوانین دیگر از این جوامع‌الكلم استنباط می‌شود. به ما كه در حوزه و دانشگاه هستیم گفتند شما سعی كنید جوامع‌الكلم را یاد بگیرید یعنی قانون اساسیِ آن رشته‌تان را یاد بگیرید كه فروعات علمی آن رشته از آن قانون اساسی كه به منزله ریشه است استنباط بشود.
پیامبر خدا ، معلم بشریت
خدای سبحان وجود مبارك پیغمبر(ص) را به عنوان مبیّن و معلّم معرفی كرد، فرمود: (یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَهَ)، (4) (أَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ)(5) وجود مبارك حضرت هم در طیّ این 23 سال عمر پربرکتش هم تعلیم داشت ،هم تبیین داشت؛ آ‌نجا كه مطلب نظری باید به بدیهی برگردد آنجا را با تعلیم حل می‌كرد، آنجا كه مطلب، قابل برهان نبود توضیح می‌خواست ، تنبیه می‌خواست ،روشن كردن می‌خواست، آنجا را به عنوان تبیین، عهده‌دار بود. بخش وسیع جوامع‌الكلم، به معرفت‌شناسی برمی‌گردد كه انسان راه شناختش چه باشد. اگر راه شناختش فقط در محدوده حس و تجربه حسی بود، این در برابر وحی موضع می‌گیرد، چون با معیار او هماهنگ نیست (یك) و آنچه خود دارد به همان بسنده می‌كند (دو) و نه تنها بسنده می‌كند به آن فرحناك است (سه) كه این یك علم مذموم است چون جزء جوامع‌الكلم نیست.
فرمود آیات الهی، احكام الهی وقتی می‌آید‌، عده‌ای كه در حدّ حس و تجربه آگاهی دارند از علوم مادی برخوردارند و سقف علمشان در حدّ حس و تجربه است (فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِنَ الْعِلْمِ)(6) همین علمی را كه دارند به آن خوشحالند؛ چون بالاتر كه مسئله وحی و علوم وحیانی است را ادراك نمی‌كنند و آن را طرد می‌كنند(7)به همین مقداری كه در حقیقت كفِ دانش است اكتفا می‌كنند.اما وجود مبارك حضرت همانند سایر انبیا(علیهم السلام) آمدند گفتند علمِ حسّی و تجربه حسّی كف دانش است، این لازم است ولی كافی نیست، از این بالاتر،علم تجریدی است اگر آن علم تجریدی را پشت‌سر گذاشتید علم‌های شهودی هم هست ولی بالأخره علم تجریدی به برهان عقلی باید برسد اینها كه از علم تجربی به عنوان سكّوی پرش استفاده كردند به علم تجریدی استدلالی عقلی رسیدند.....اینها اخلاقِ علمی حوزویان و دانشگاهیان است كه هم خودشان را نجات می‌دهند هم نجات جامعه به عهده اینهاست، اما اخلاق عملی، مقدور دیگران هم می‌باشد چه اینكه عده‌ای این راه را رفتند. آنچه مخصوص پیغمبر(ص) است آن نه مقدور كسی است نه ما را دعوت كردند كه شما تأسّی كنید مسئله نبوت، مسئله رسالت، خصائص‌النبی آنها چیزی نیست كه آن حضرت برای ما الگو باشد یا بتوانیم یا بخواهیم تأسّی كنیم، آن مسائلی كه برای تعلیم و تربیت ما كارآمد و نافع است آنها معیار تأسّی است.
فلسفه معراج رفتن
در بخش‌های اخلاق عملی وجود مبارك پیغمبر(ص) معراج رفت ، از مرحله طبیعت به ماورای طبیعت عروج كرد، به (دَنا فتدلّی)(8) رسید خیلی از معارف را از نزد علی حكیم فراگرفت. اصلِ معراج رفتن یعنی انسان ترقّی كند بالا برود، این جزء مختصات انبیا نیست، آن نبوّت و مقام رسالت و وحی‌یابی است كه مخصوص آنهاست و اما اصلِ ترقّی و عروج به معنای جامع ،مخصوص آنها نیست لذا وقتی حضرت به معراج تشریف بردند رهاورد سفر معراجشان همین نمازهای واجب شبانه‌روز بود كه صبح چقدر، ظهر چقدر، عصر چقدر، مغرب چقدر و عشا چقدر، این دستورات نماز از معراج آمده اینها سوغات معراج حضرت است ،بعد به ما گفتند: «الصلاهًْ معراج المؤمن»(9) یعنی این نماز آمده پائین تا شما با تمسّك به این نماز عروج كنید و بالا بروید اگر صلات، معراج مؤمن است انسان می‌تواند به اندازه شایستگی خود ترقّی كند با ملكوتی‌ها تماس بگیرد.قرآن كریم به ما دستور می‌دهد كه شما با ملكوت عالَم رابطه داشته باشید ،بعد فرمود ملكوت عالم تنها در آسمان‌ها نیست ،هیچ چیزی نیست كه بی‌ملكوت باشد... پس پیشانی و ملكوت هر چیزی به دست بی‌دستی خداست ،آن را با علم تجربی نمی‌شود فهمید، آن را با علم تجریدی و با معراج می‌شود فهمید كه «الصلاه معراج المؤمن».
زیارت خدا به هنگام نماز
مرحوم شیخ صدوق(ره) دركتاب شریف توحید نقل می‌كند كه وجود مبارك امیرالمؤمنین(ع) فرمود «قد قامت الصلاهًْ» یعنی «حان وقت الزیارهًْ»(10) ما به اعتاب مقدس كه می‌رویم ائمه معصومین(علیهم السلام) را زیارت می‌كنیم زیارت آنها تابع زیارت ذات اقدس اله است. زیارتنامه مؤمن در پیشگاه خدای سبحان همین نماز است كه او را می‌ستاید. زیارت بنده نسبت به خدای سبحان همان وقتی است كه مؤذّن می‌گوید «قد قامت الصلاهًْ» پس نماز می‌شود زیارت ذات اقدس الهی و این زیارت با عروج آمیخته است، برای اینكه خود نماز كه زیارتنامه مؤمن است از معراج و از جای بلند آمده تا ما را به جای بلند دعوت بكند، بنابراین اخلاقِ عملی آن حضرت هم در سایه عروج است، اگر كسی بعد از گذشت مدت‌ها نماز خواندن در خود عروجی احساس نكرد بداند در جای دیگر مشكل دارد، این نماز، اول انسان را عروج نمی‌دهد اول (إنَّ الصَّلاهًْ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ)(11) است یا رفع است یا دفع یا نمی‌گذارد انسان به تباهی تن در بدهد یا اگر آلوده شد او را تطهیر می‌كند اگر كسی ـ خدای ناكرده ـ با خواندن نماز نه از رفع خطر بهره‌ای برد نه از دفع خطر، این هنوز به مرحله (تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ) نرسیده، این نماز دیگر «الصلاهًْ معراج المؤمن» نیست ،اگرتوانست از فحشا و منكر برهد، آلوده نباشد ،با زبان طیّب و طاهر، با چهره طیّب و طاهر، با سر طیّب و طاهر با پای طیّب و طاهر به زیارت خدای سبحان برود آن وقت نماز او می‌شود «الصلاهًْ معراج المؤمن». در كتاب‌های اسرارالصلاهًْ می‌گویند معنای مسح سر این است كه خدایا هر خاطره باطلی كه من در سر پروراندم الآن دارم آ‌ن را شستشو می‌كنم تا با مغز پاك، سر پاك، خاطرات پاك به حضور تو بیایم ،این برای سر؛ با مسح پا هم عرض می‌كند خدایا هر جائی كه نباید می‌رفتم و قدم گذاشتم، هر قدمی كه نباید برمی‌داشتم و برداشتم، هر اقدامی كه مرضیّ تو نبود به سویش رفتم، من دارم این پا را از آنها تطهیر می‌كنم(12) از سر تا پا، از پا تا سر پاك شدم تا به زیارت تو بیایم ،گفتند معنای وضو این است.بنابراین اخلاقِ علمی ما حوزویان و دانشگاهیان در جوامع‌الكلم متمركز بودن است و نتایجش هم آن است اخلاق عملی مشترك ما و دانشگاهیان و توده مردم در طلیعه امر بهره‌مندی از (إِنَّ الصَّلاَهًَْ تَنْهَی عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ) است بعد هم در پایان امر نیل به «الصلاهًْ معراج المؤمن» است و انسانی كه عروج كرده چه حرف بزند چه حرف نزند رفتار او در جامعه آموزنده است (وَجَعَلْنَا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ) كم نبودند عالمان دین كه وجود آنها در یك محل، كار یك امامزاده را می‌كرد از بس طیّب و طاهر بودند، مردم وقتی طیّب و طاهر را ببینند، شیفته طهارت او خواهند بود.
 بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی (دام‌ظله) در جلسه درس اخلاق در دیدار با جمعی از دانشجویان و طلاب‌، قم؛ 9/3/1392
مرکز اطلاع رسانی اسرا
1. قلم، 4.               2. احزاب، 21.            3. من لا یحضره الفقیه، ج1، ص241.
4. بقره، 129؛ آل‌عمران، 164.          5. نحل،44.      6. غافر، 83.   7. بقره، 101.
8. نجم، 8.         9. التفسیر الكبیر، ج1، صص226 و 233.    
10. التوحید شیخ صدوق، ص241.                11. عنكبوت، 45.   
 12. ر.ك: اسرارالعبادات (قاضی سعید قمی)،ص23 و 24.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 27 فروردین 1396
سه شنبه 29 فروردین 1396 09:05 ق.ظ
درود بر مرجع عظام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی