تـــوّلــی ( دوست شــنـاســی)
پیامر اكرم (ص) : خدایا دوست بدار كسى‏ را ، كه على را دوست دارد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


« تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیزدوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است.»

« دوست خوب کسی است که آراسته به صفات ایمان واخلاق باشد.»

مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر
رهبر انقلاب در جمع اساتید و دانشجویان :

دانشگاه و دانشجو باید همواره انقلابی باشند   
    ۳۰ / ۰۳ / ۱۳۹۵


Image result for ‫رهبر انقلاب در جمع اساتید و دانشجویان :‬‎

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار جمعی از اساتید، نخبگان علمی و پژوهشگران دانشگاه‌ها، پارک‌های علم و فناوری و مراکز علمی و تحقیقاتی، با ترسیم اهداف بیست ساله نظام اسلامی برای دستیابی به جایگاه ایرانی «مقتدر، عزتمند، مستقل، متدین، ثروتمند، برخوردار از عدالت و دارای حکومتی مردمی، پاک، جهادگر، دلسوز و پرهیزگار»، دانشگاه‌ها را پایه و اساس این اهداف والا برشمردند و تأکید کردند: «افزایش سرعت رشد علمی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی»، «ایجاد و تقویت احساس هویت افتخارآمیز ایرانی- اسلامی در جوانان»، «انقلابی بودن دانشگاهها و دانشجویان»، و «نقش آفرینی واقعی فرماندهان و افسران جنگ نرم»، از جمله الزامات تبدیل شدنِ نظام اسلامی به یک قدرت علمی مطرح، و الگوی مردم سالاری همراه با اسلام و معنویت، در دنیا است.
رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار با تأکید مجدد بر اینکه برگزاری جلسات با اساتید دانشگاه‌ها، به منظور احترام و تکریم علم و استادان علم است، به مجاری ارتباطی متعدد خود با دانشگاهیان، نخبگان علمی و دانشجویان اشاره و خاطرنشان کردند: برگزاری چنین جلساتی، علاوه بر نمادین بودن، تصویر اجمالی از فضای گفتمانی، علمی و فکری دانشگاه‌ها ارائه می‌کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای سپس، نگاه به آینده کشور را از دغدغه‌های دانایان، خردمندان و نخبگان هر کشور برشمردند و گفتند: ترسیم چشم انداز آینده از آن جهت مهم است که اداره کشور در سال‌های آینده بر عهده دانشجویانی است که اکنون در دانشگاه‌ها مشغول تحصیل و تلاش علمی هستند.
ایشان این موضوع را نشانگر اهمیت جایگاه اساتید و مسئولان دانشگاه‌ها دانستند و خاطرنشان کردند: زنجیره علم و معرفت از آموزش و پرورش تا دانشگاه، وظیفه اصلی برای تحقق آینده مطلوب کشور را برعهده دارند.
رهبر انقلاب اسلامی با طرح این سوال که برای ایرانِ پس از ۲۰ سال، چه آینده مطلوبی متصور است، افزودند: اگر آینده مطلوب مورد نظر، ایرانی مقتدر، عزتمند، مستقل، متدین، ثروتمند و برخوردار از عدالت، و دارای حکومتی مردمی، پاک، جهادگر، دلسوز و پرهیزگار باشد، ضروری است دانشگاه‌ها آراسته به این شاخص‌ها باشند و نسل جوان را معتقد و مومن به این عناصر تربیت کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: اگر در دانشگاه‌ها به این شاخص‌ها اهمیت داده نشود، در آینده، ایرانی وابسته، از لحاظ فرهنگی رها شده، مبتلا به گسست‌های اجتماعی و قومی و مذهبی و سیاسی، و دارای حاکمیت اشرافی را شاهد خواهیم بود.
ایشان خاطرنشان کردند: نتیجه چنین آینده‌ای، کشوری خواهد بود با قله‌های ثروت در کنار دره‌های بدبختی و نابسامانی و محرومیت که نمونه بارز آن جامعه آمریکا یا وال استریت آمریکایی است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در چنین آینده‌ای، همه اقشار جامعه از رفاه برخوردار نخواهند بود و کشور، درواقع وال استریت ایرانی خواهد بود.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود گفتند: به همین دلیل است که من همواره تأکید بسیار زیادی بر موضوع دانشگاه‌ها، اساتید و وزرای علوم دارم زیرا رسیدن به آینده مطلوب ایران، نیازمند تربیت انسان‌هایی عالِم، صبور، مجاهد فی سبیل الله، کاربلد و شجاع است که این افراد عمدتاً در دانشگاه‌ها پرورش می‌یابند .
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه به بیان الزامات تربیت چنین جوانانی در دانشگاه‌ها پرداختند و افزودند: «پیشرفت علمی»، «انضباط اخلاقی»، «خویشتنداری دینی»، «بصیرت سیاسی» و «ایجاد احساس هویت و افتخار» در محیط دانشگاه‌ها، از الزامات این کار مهم است.
ایشان درخصوص «پیشرفت علمی»، بر لزوم افزایش سرعت رشد علمی تأکید کردند و گفتند: من چندی پیش نیز درخصوص کاهش سرعت رشد علمی تذکر دادم زیرا سرعت کم شده است و برای جبران فاصله عقب ماندگی علمی چاره‌ای جز افزایش سرعت رشد علمی وجود ندارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اظهارات برخی صاحبنظران درباره کاهش سرعت رشد علمی در غرب، خاطرنشان کردند: اگر در غرب سرعت رشد علمی کاهش پیدا کرده به این دلیل است که آنها از بیشتر ظرفیت‌های خود استفاده کرده‌اند اما ما باید عقب ماندگی شصت یا هفتاد ساله خود را که بوسیله حکومت‌های خائن و غافل بوجود آمده، جبران کنیم تا بتوانیم در این مسابقه جهانی خود را به سطوح بالا و قله‌ها برسانیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به نقش اساتید در ایجاد و تقویت «هویت ایرانی و اسلامی» در دانشجویان اشاره کردند و گفتند: استادان با بیان پیشرفت‌های کشور در عرصه‌های هوا فضا، نانو، هسته‌ای، زیست فناوری و پزشکی، می‌توانند احساس هویت را در دانشجویان بوجود آورند.
ایشان با تأکید بر اینکه ایجاد هر نوع احساس حقارت و واگرایی در دانشجویان، خیانت محسوب می‌شود، افزودند: دانشجویان باید همواره به ایرانی بودن و مسلمان بودن و انقلابی بودن خود افتخار کنند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: اگرچه ما در زمینه پیشرفت‌های علمی عقب ماندگی تاریخی داریم اما با تلاش و انرژی جوانان با استعداد کشور می‌توانیم این عقب ماندگی‌ها را جبران کنیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به گزارشهای برخی پایگاه‌های استنادی و مجلات معتبر دنیا درخصوص پیشرفتهای علمی ایران اشاره کردند و افزودند: در این گزارش‌ها به پیشرفتهای علمی ایران با عباراتی همچون «پیشرفت‌های ایران خیره‌کننده است»، «ایران قدرت نوظهور علمی است»، «ایران به دنبال تبدیل اقتصاد منبع محور به اقتصاد دانش محور است»، و «پیشرفت‌های ایران در سلولهای بنیادی، علوم هسته‌ای، هوا - فضا، تبادل انرژی و فناوری اطلاعات» اشاره شده است که باید این واقعیت‌ها به نسل جوان منتقل شود تا آنان ضمن احساس هویت، به ایرانی بودن خود نیز افتخار کنند.
ایشان، سخن نوِ نظام اسلامی در عرصه مردم‌سالاری را نیز یکی دیگر از افتخارات برشمردند و تأکید کردند: نظام اسلامی ایران تنها حکومتی است که مردم سالاری را همراه با اسلام و معنویت ارائه کرده است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مردم سالاری غرب، در واقع حزب سالاری است و احزاب در غرب بیشتر از آنکه یک شبکه گسترش یافته در میان مردم باشند، باشگاه‌های سیاسی متشکل از برخی سیاستمداران و سرمایه داران هستند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: اگر این واقعیت‌های افتخار آمیز به جوان دانشجو گفته شود، او دیگر دچار حس واگرایی نخواهد شد و اگر هم برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود، قطعاً باز خواهد گشت زیرا احساس هویت و افتخار می‌کند.
ایشان درباره هویت اسلامی در دانشگاه‌ها نیز افزودند: مسئولان دانشگاه‌ها باید در مقابل هر اقدام و موضوعی همچون اردوهای مختلط که هویت اسلامی دانشگاه‌ها را خدشه‌دار می‌کند، حساس باشند و با آن برخورد کنند.
بصیرت سیاسی و سیاست در دانشگاه‌ها یکی دیگر از الزامات دستیابی به ایرانی با آینده مطلوب بود که رهبر انقلاب اسلامی درخصوص آن گفتند: من همواره بر کار سیاسی در دانشگاه‌ها تأکید داشته‌ام و حتی سالها پیش گفتم، « خدا لعنت کند کسانی را که بساط فکر و کار سیاسی را در دانشگاه‌ها جمع کردند».
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: مسئولان آن زمان، از این عبارت بسیار ناراحت شدند ولی عقیده آنها جلوگیری از کار سیاسی در دانشگاه‌ها بود، اگرچه این روزها ریاکارانه حرفهای متفاوتی درباره دانشگاه‌ها می‌زنند.
ایشان با تأکید بر اینکه محیط دانشگاه، محیط تضارب آرا و بحث و چالش است، خاطرنشان کردند: وجود این فضا برای دوران پرانرژی دانشجویی اشکالی ندارد اما اشکال آنجا است که از این محیط برای مخالفت با انقلاب و ارزشهای انقلابی بهره‌برداری شود.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: وجود گرایش‌های مختلف سیاسی در دانشگاه‌ها مانعی ندارد اما مسئولان دانشگاه‌ها اعم از مدیران ارشد وزارتخانه و رؤسا و اساتید باید همواره مدافع و هدایت‌کننده فضای چالشی دانشگاه‌ها به سوی مبانی و اهداف  انقلاب اسلامی باشند و به هیچ وجه نباید از گرایش‌های مخالف انقلاب حمایت شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: دانشگاه و دانشجو باید همواره انقلابی باشند.
ایشان با اشاره به برخی گزارش‌ها مبنی بر گرایش به سوی جانبداری از جریان‌های مخالف نظام، در برخی دانشگاه‌ها خاطرنشان کردند: مسئولان آموزش عالی باید بسیار مراقب باشند تا دانشگاه تبدیل به جایگاهی برای واگرایی از مفاهیم و ارزشهای انقلاب نشود.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: وجود فضای انقلابی گری و تدین و یاد و نام امام (ره) از الزامات حتمی در دانشگاه‌ها است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: البته نباید در دانشگاه‌ها فضای اجبار و زور و امنیتی بوجود آید بلکه باید فضای انقلابی و تدین را با کار طبیبانه و خردمندانه بوجود آورد.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه چند توصیه خطاب به مسئولان آموزش عالی و دانشگاه‌های کشور بیان کردند.
«حفظ روحیه امیدواری و نشاط در محیطهای علمی و تحقیقاتی»، «اهمیت دادن به علوم پایه»، «هدایت مقالات علمی به سمت نیازهای کشور»، «لزوم تبیین نقشه جامع علمی برای دانشگاهیان و تبدیل آن به برنامه» و «تأکید بر علوم انسانی اسلامی» از توصیه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مسئولان بود.
«اهمیت دیپلماسی علمی» توصیه دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی بیان و در عین حال تأکید کردند: دیپلماسی و ارتباطات علمی مهم است و با آن موافق هستیم اما باید هوشیار باشیم که فریب نخوریم و بستر ارتباطات علمی به دریچه‌ای برای نفوذ امنیتی تبدیل نشود، زیرا دشمن از هر وسیله‌ای از جمله ارتباطات علمی برای نفوذ استفاده می‌کند و این اتفاق در گذشته اتفاق افتاده است و اکنون نیز در مواردی دیده می‌شود.
ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، اقتصاد مقاومتی را زمینه ساز عزت ملی و گره‌گشای نیازهای فعلی دانستند و گفتند: برخی می‌گویند با تأکید‌های مکرر بر عزت ملی، چگونه می‌خواهید نیازها و مشکلات فعلی جامعه را برطرف کنید که در پاسخ باید گفت: تنها راه علاج، اجرای واقعی و صحیح سیاستهای اقتصاد مقاومتی است.
«اهمیت و اصل دانستن کار فرهنگی در دانشگاه‌ها» توصیه بعدی رهبر انقلاب اسلامی بود.
ایشان افزودند: البته کار فرهنگی به معنای برگزاری کنسرت و یا حرکات موزون در دانشگاه‌ها نیست، بلکه مسئولان باید میدان را برای دانشجویان و اساتید ارزشی باز، و ذهنها را با فرهنگ اسلامی و انقلابی آشنا کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین خطاب به اساتید انقلابی به عنوان فرماندهان جنگ نرم و دانشجویان انقلابی به عنوان افسران جنگ نرم تأکید کردند: وظیفه شما نیز نقش آفرینی واقعی و جدی است زیرا شدت جنگ نرم دشمن نسبت به  سال‌های گذشته چند برابر شده است.
«پرهیز از حضور و به‌کارگیری عناصر نامطمئن در دانشگاه‌ها» توصیه دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی بر آن تأکید و خاطرنشان کردند: کسی که به هر بهانه‌ای مانند انتخابات و امثال آن، نظام را به چالش می‌کشد، نامطمئن است و صلاحیت حضور در دانشگاه‌ها را ندارد، همانگونه که هیچ کشوری اجازه به چالش کشیدن نظام حاکم بر آن، را نمی‌دهد.
 در ابتدای این دیدار جمعی از اساتید، صاحبنظران و متخصصان حوزه‌های علوم مهندسی، علوم پزشکی و علوم انسانی در سخنانی پیشنهادها و نظرات خود را در مسائل مختلف بیان کردند.
آقایان:
- دکتر حسین بلندی، دکترای مهندسی برق و دانشیار دانشگاه علم و صنعت
- دکتر مسعود درخشان، دکترای اقتصاد و استاد دانشگاه علامه طباطبایی
-  دکتر مصطفی قانعی، فوق تخصص ریه و استاد دانشگاه علوم پزشکی بقیهًْ الله
-  دکتر محمدرضا پاکروان، دکترای مهندسی برق و دانشیار دانشگاه شریف
- دکتر حسینعلی قبادی، دکترای ادبیات و استاد دانشگاه تربیت مدرس
-  دکتر توکل حبیب زاده، دکترای حقوق بین‌الملل و استادیار دانشگاه امام صادق (ع)
-  دکتر علی اکبر فرهنگی، دکترای مدیریت و استاد دانشگاه آزاد اسلامی
-  دکتر هادی آجیلی، دکترای روابط بین‌الملل و استادیار دانشگاه علامه طباطبایی
- دکتر جعفر مهراد، دکترای تخصصی سیستم‌ها و استاد دانشگاه شیراز
و خانم‌ها:
- دکتر زینب کدخدا، جراح دندانپزشک و دانشیار علوم پزشکی تهران
-  دکتر سوسن قهرمانی، دکترای آموزش زبان و دانشیار آموزش زبان انگلیسی دانشگاه الزهرا
بر محورهای زیر تأکید کردند:
- جایگاه علم فضا در فناوری های نوین و توانمندیهای کشور در این عرصه
-  ضرورت همخوانی سیاست‌های دولت بویژه در بخش واگذاری اکتشاف و بهره‌برداری از میادین نفتی به شرکتهای خارجی، با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی
- اهمیت توسعه اقتصاد دانش بنیان در بخشهای مختلف کشور
-  نقش و جایگاه فناوری اطلاعات و شرکتهای فناور در تولید علم و ثروت
-  ضرورت تأسیس قرارگاه مرکزی جهادی برای ارائه خدمات پزشکی و سلامت در مناطق محروم
-  لزوم استفاده از مبانی دینی و فقهی برای تدوین چارچوب‌های نظری حقوق بشر اسلامی و ارائه گزارش سالانه حقوق بشری
-  اهمیت درک شیوه‌ها و لایه‌های پنهانی گسترش زبان انگلیسی در کشورهای هدف و لزوم چارچوب صحیح برای آموزش زبانهای خارجی
-  ضرورت باز تولید نظری و عملی گفتمان انقلاب اسلامی در دو بُعد داخلی و خارجی با رویکرد کارآمدی نظام اسلامی
در پایان این دیدار اساتید دانشگاه‌ها نماز مغرب و عشا را به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی اقامه و روزه خود را به همراه ایشان افطار کردند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 30 خرداد 1395
مروری بر دیدگاه‌های شهید دکتر مصطفی چمران در زمینه مقاومت

مبارزه با شیطان به روایت شهید چمران 
    ۲۹/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫شهید چمران‬‎
فرهنگ مقاومت -
31 خرداد امسال گرچه سی و پنجمین سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران است، اما هنوز هم آموزه‌های علمی و عملی چمران راهنمای اصلی مبارزه و مقاومت فرهنگی و نظامی است. وقتی به گفتارها و نوشتارهای چمران مراجعه می‌کنیم، گویی سخنان او برای زمان حال ما بیان شده‌اند. همچنان که رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای نیز درباره شهید چمران فرموده بودند: «[چمران] نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص می‌کند؛ چراغ مه‌شکن لازم است که همان بصیرت است.»
آنچه باعث شده تا نظرات چمران درباره غرب و آمریکا و استعمار، به عنوان یک الگو شناخته شود این است که او خود در متن و بطن واقعیات غرب قرار داشت؛ دانشجوی نخبه و برتر یکی از معتبرترین دانشگاه‌های آمریکا (دانشگاه برکلی کالیفرنیا) بود. به همین دلیل نگاه او به آن موضوعات به واقعیات نزدیک‌تر است.
خوشبختامه اغلب آثار نوشتاری و صوتی شهید چمران در دسترس هستند و حتی در فضای مجازی هم منتشر شده‌اند. کتاب‌هایی چون «بینش و نیایش»، «لبنان»، «کردستان»، «انسان و خدا»، «خدا بود و دیگر هیچ نبود» و‌... به همراه سخنرانی‌های این شهید، از منابع علمی و مهم در زمینه سیاست و مقاومت و همچنین عرفان هستند. در این گزارش، تنها گوشه‌ای از نوشته‌های شهید چمران که با مسائل امروز ما بیشتر مطابقت دارند، ارائه می‌شود.
مذاکره با آمریکا
«...در پی این شکست‌ها آمریکا سعی کرد که به‌طور مستقیم با امام خمینی وارد مذاکره شود و به نوعی سازش کند... و برای این کار راه‌های زیادی انتخاب کرد، شخصیت‌های بزرگی را واسطه قرار داد، آنگاه ملک حسین [اردنی] را رسماً وارد معرکه کرد. ملک حسین حتی از قضیة آقای [امام موسی] صدر استفاده کرد و به طرفداری از آقای صدر پیشنهاد کرد تا جناحی از ملک حسین ،حافظ اسد، امام خمینی تشکیل شود و این سه مشترکاً نامه‌ای به قذافی نوشته و او را تهدید کنند، که امام خمینی نپذیرفتند. مسلماً این نظر برای نزدیکی با امام خمینی و اشتراک طرفین در یک امر مهم پیشنهاد شده بود تا راه حلی برای وساطت بعدی باشد. همه این امور و حقایق نشان می‌دهد که آمریکا، با دستپاچگی زیاد می‌خواهد وسیله‌ای برای نزدیکی و فشار به امام خمینی به‌دست آورد … ولی آیا آمریکا می‌خواهد تسلیم رأی امام‌خمینی شود؟ آیا حقیقتاً آمریکا می‌خواهد با امام‌خمینی کنار بیاید؟ … خیلی بعید است!
زیرا اولاً جناح امام خمینی، با طرز تفکر انقلابی اسلامی برای آمریکا بسیار خطرناک است. ثانیاً اگر آمریکا می‌خواست تسلیم نظر امام خمینی شود، چرا این همه دست به کشت و کشتار می‌زند؟ این همه در دفاع از نظام فاسد شاه، اصرار می‌ورزید و این همه امام خمینی را تحت فشار قرار می‌داد …؟
واضح است که آمریکا می‌خواهد با امام خمینی وارد مذاکره شود، اما نه برای تسلیم به اوامر امام، بلکه برای داد و ستد و معامله و حفظ مصالح خود به حداکثر ممکن و حتی فشار بر امام، برای قبول بعضی نظرات آمریکا در منطقه... نظراتی که امام خمینی آن را نمی‌پذیرد. لذا برای پذیرش آن نظرات، آمریکا احتیاج به فشار دارد، تا نظرات خود ر ا بر امام خمینی تحمیل کند. یعنی وساطت، برای تحمیل نظرات خود بر امام.
عده‌ زیادی از اندیشمندان، در این ر ابطه، معتقدند که ربوده شدن امام صدر، نقش بزرگی برای وساطت آمریکا بازی می‌کند و دستگیری آقای صدر و فشار بر امام خمینی، در رابطه با امام خمینی و تحمیل نظراتی بر او با زور و فشار است که نتیجة آن به نفع آمریکا ست.
برای درک بیشتر موضوع باید توجه کرد که غرب برای پیشبرد برنامه‌های استعماری خود راه‌های زیادی دارد. یکی از این راه‌ها، تحریک عده‌ای انقلابی، با شعارهای تند و انحرافی و تخریب هر نوع برنامة سازنده است. «جبهه شعبیه» در مقاومت فلسطینی چنین نقشی را بازی می‌کند و همیشه کارهایی کرده، که به انفجار و قتل عام فلسطینی‌ها ختم شده است، ولی با شعارهای تند انقلابی که هیچ کس قادر به اجرای آن نیست. لذا آنها همیشه معارض برنامه‌های معمولی مقاومت فلسطین هستنند.دولت عراق [رژیم بعث صدام حسین] نیز خود را خیلی انقلابی به حساب می‌آورد و حتی دولت‌های دیگر عرب ر ا خائن و یا عقب‌مانده و ترسو معرفی می‌کند. لذا از همکاری با آنها سر باز می‌زند. «جبهه صمود عرب» [جبهه پایداری عرب] ضد مصر و اسرائیل را می‌شکند. ولی به اسم انقلابی‌گری و با شعارهای تند.
در عمل می‌بینیم که عراق در خلال سال‌های گذشته هرچه کرده به نفع اسرائیل و علیه مقاومت فلسطین و عرب بوده است. در مورد امام خمینی نیز دیدیم که عراق با وقاحت تمام در کنار شاه قرار گرفت و امام ر ا از عراق اخراج کرد و اکنون اگر با سوریه نزدیک شده است (سال1357) و یا دست همکاری به سوی کشورهای دیگر عرب دراز کرده، فقط از ترس سقوط حتمی خود پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.
در جنگ سال 1973 بین اعراب و اسرائیل، همه‌ دولت‌های عربی صدور نفت خود را به غرب قطع کردند، جز عراق و لیبی! [که] نفت آمریکا را تأمین نمودند. اعمال این دو دولت، با شعارهای تند و کارشکنی در برنامه‌های جاری، برای هر آدم منصفی حداقل ایجاد شک می‌کند.
دستگیری آقای صدر، بزرگ‌ترین شک را در مورد لیبی ایجاد می‌نماید. چون این دستگیری تنها به سود استعمارگران و اسرائیل و نظام‌های فاسد مرتجع عربی است. ولی به صراحت و جرأت می‌توان گفت که آقای قذافی امام خمینی را درست نشناخته‌است، همان‌گونه که ابرقدرت‌ها نیز نشناخته‌اند.» (به نقل از کتاب لبنان

مقاومت؛ راه تکامل و پیشرفت
«تا وقتی که ما استقلال ذاتی و خودکفایی خود را تامین نکنیم، بازیچه قدرت‌های خارجی و سیاست‌های شوم استعماری باقی خواهیم ماند. فکر دنباله روی و تکیه به غرب و شرق باید از میان برداشته شود و مردم ما بر خلاقیت و ابتکارهای شخصی خود تکیه کنند و در راه خودسازی علمی و تکنیکی کشور خویش بکوشند و شخصیت و هویت فرهنگی خویش را باز یابند.»
(به نقل از کتاب « بینش و نیایش»)
«برای مبارزه با دشمن باید به سوی وحدت رفت و اسلام تنها راهی است که می تواند توحید نیروها را تامین نماید. در منطقه ما، مذهب های گوناگون، ملیت های متفاوت و اقوام مختلف زندگی می کنند و تکیه بر این عوامل بیشتر باعث تفرقه و تشتت می‌شود. فقط در سایه مکتب اسلام است که مذهب های گوناگون، تحت الشعاع قرار می گیرند و ملیت های مختف احساس هم رنگی و یگانگی با دیگران می کنند، زیرا اسلام با همه آنها یکسان و برادر وار عمل می کند، هیچ یک را بر دیگری برتری نمی دهد، معیارهای عالی تری را مقیاس سنجش قرار می‌دهد و اصولاً به همه احترام می گذارد و حقوق همه را به‌طور یکسان و عادلانه محفوظ می‌دارد، بنابراین دلیلی برای دشمنی و حساسیت و تفرقه و اختلاف باقی نمی‌گذارد.»
(به نقل از کتاب « بینش و نیایش»)
«ملتی که بزرگ ترین طاغوت‌ها را به زیر کشیده است و بزرگ ترین ارتش‌ها را شکسته، قادر است که بر مشکلات فرعی غلبه کند. وجود مشکلات برای تکامل یک نهضت ضروری است. آن را می پرورد و قوی می‌کند. سنت خدا بر این قرار داد که مبارزه حق با باطل همیشگی باشد و تکامل از خلال مبارزه به دست آید. مردم در خلال سختی‌ها و مشکلات پخته و آزموده می شوند. آسایش و راحتی و موفقیت همیشه سستی و عقب ماندگی به وجود می آورد. غنی بودن و بی نیازی و پیروزی دائمی ایجاد فساد و طغیان می کند.»
(به نقل از کتاب « خدا بود و دیگر هیچ نبود »)
در اسلام مسلماً ما دیکتاتوری را رد می کنیم. دیکتاتوری انسان بر انسان باید از بین برود. اساس خدا‌پرستی ما بر آن است که هیچ دیکتاتوری را و هیچ طاغوتی را نپذیریم و در زیر این گنبد از آنچه رنگ تعلق می پذیرد آزاد بشویم. بنابراین در مقابل تنها کسی که تسلیم می شویم و تعظیم می کنیم خدای لایزال است و بس.
(به نقل از کتاب «انسان و خدا»)
«ما همه پاسداریم و برای شهادت آمده ایم، و در راه خدای بزرگ هر مصیبتی را می‌پذیریم، و با زبونی و ضعف از معرکه خطر نمی‌گریزیم، ما آمده ایم که پرچم پر افتخار انقلاب اسلامی ایران را برافرازیم، ما آمده‌ایم که به همه دنیا درس ایمان و فداکاری و شهادت بدهیم، ما آمده‌ایم که جانبازی اصحاب حسین(ع) را زنده کنیم. شهادت در راه خدا افتخار ماست، و آرزو می‌کنیم که با کفن خونین در بارگاه خدای بزرگ حاضر شویم. ما از مرگ وحشتی نداریم، ولی به دشمنان انقلاب نشان می‌دهیم که یک مومن شهید چگونه جانبازی می‌کند، و شهادت ما چقدر برای آنها گران تمام می‌شود، و مسلما امام خمینی و ملت ایران سکوت نخواهند کرد، و این ضد انقلابی‌ها را نابود خواهند نمود...»(به نقل از کتاب «کردستان»)
«انسانی می تواند زندگی حقیقی داشته باشد که اسیر و برده زندگی نشود، هیچ چیز حتی خود زندگی هم، او را به قید و بند اسارت و ذلت نکشاند، آزاد و مختار باشد و تا وقتی که زنده است با افتخار و شرف زندگی کند و هنگامی که مرگ فرا رسید، آن را با آغوش باز بپذیرد که خود مبدا حیات اخروی و تکامل بزرگ‌تر و مهم‌تری ‌ است. این انسان تا وقتی که زنده است به راستی زندگی می کند، از موجودیت خود لذت می برد و جسم مادی او وسیله‌ای برای روح او و شخصیت انسانی اوست و چون از مرگ نمی‌ترسد، قدرتمند است و دیگران در مقابل اراده و تعظیم می کنند.» (به نقل از کتاب «رقصی چنین میانه میدانم آرزوست»)
هویت انقلاب اسلامی
«در تاریخ تحولاتی به وجود می‌آید که از حرکت‌های طبقاتی سرچشمه گرفته است، که طبقه‌ای برای امتیازات خاص خود مبارزه می‌کنند و یا ممکن است افکار سیاسی و حزبی خاصی، گروهی را به جنب و جوش بیندازد. تا افکار سیاسی خود را به جامعه عرضه کند. همچنین حرکتهایی دیده می‌شود که از ریشه طایفه‌ای و ایلی و عشیره‌ای و قومی به وجود می‌آید که گروهی از روی عصبیت و حقدو کینه نسبت به گروهها دست به فعالیت می‌زنند. اما در تاریخ حرکتهای دیگری نیز وجود دارد که انسانها به هیچ وجه به منافع مادی و شخصی و طبقاتی خود را نمی‌خواهند و اصلا مصلحتی خصوصی ندارند، بلکه مبدا و منشا این حرکتها چیزی خارج از من، ورای منافع مادی و شخصی، از نوع خدا و روح و عقیده است. دراین حرکتها روح مردم به حرکت در می‌آید. قلب مردم می‌جوشد و می‌سوزد و به هیجان در می‌آید. حرکتی که با قلب‌ها و روحها رابطه دارد. حرکتی که لطیف‌ترین  احساسات عارفانه انسانها را به موج در می‌آورد. حرکتی که انسانها را به خدا نزدیک‌تر می‌کند روح را به معراج می‌برد و انسان را از محیط عادی و روزمره زندگی جدا می‌کند و از منجلاب خود خواهی‌ها و خواسته‌های مادی نجات می‌دهد.
انقلاب مقدس ایران چنین حرکتی بود و یک چنین حالتی معنوی و روحانی را در ملت ما به وجود آورد و به همین علت این انقلاب دارای عمق و اصالت بود و توانست نفوس مردم را تغییر و تحول دهد و همچنین تغییر نفس سبب کمال و پیروزی است. اصولا آنجا در نفوس مردم تغییر و تکاملی به وجود بیاید نیاید نمی‌توان گفت که حرکتی یا انقلابی به وجود آمده است. حرکت باید نفس‌ها  را تغییر دهد و بسوی کمال ببرد و الا جنب‌و‌جوش‌های زیادی در جامعه به وجود می‌آید که مثل حباب بر سطح آب ظا هر می‌شوند و فوران محو می‌گردند. نظیر جارو جنجال‌های توخالی، شعارهای توخالی و پر زرق و‌ برق، حرکتهای زورکی و ساختگی و ظاهر‌سازی‌های پوچ، انقلاب گری‌های متهوع و... که همه روز شاهد تظاهر آنها بوده و هستیم. حرکتی که در پاوه به وجود آمد و کردستان را از سقوط حتمی نجات داد از همین قبیل بود حرکتی که روح مردم را جذب کرد و قلب مردم را به حرکت در آورد و در نفس مردم تغییر و تحول ایجاد کرد و سبب شد که مردم به حرکت درآیند، فداکاری کنند و یکپارچه برای نجات کردستان آماده شهادت شوند و همین تحرک و تحول در نفس و روح سبب پیروزی و تکامل شد. در عین اینکه مردم سیل آسا به سوی نخست وزیری و کرمانشاه و پاوه به حرکت در می‌آیند در عین حال می‌بینید که مردم مومن و آزاده در کمال اضطراب و ناراحتی شدید، شب زنده‌داری می‌کنند، نماز می‌خوانند، دعا می‌کنند، دست به مناجات بر می‌دارند، از ته قلب ناله می‌کنند، اشک می‌ریزند و خالصانه از خدای بزرگ می‌خواهند که محاصره شدگان مظلوم پاوه را از این گرداب بلا نجات بخشد، حتی کسانی خارج از ایران، که دستشان به جایی نمی‌رسد و نمی‌توانستند عمل موثری انجام دهند، در نیمه شب دست به دعا و مناجات بر می‌دارند و به درگاه خدای بزرگ استغاثه می‌کنند که محاصره شدگان پاوه را  از مرگ حتمی برهانند.» (به نقل از کتاب «کردستان»)
شعری از شهید چمران
به امید پرواز...
ای تنهای من
ای گمشده جهان
ای مرغ پر و بال شکسته
ای طایر بلند پرواز قدس
سرود تنهایی من نثار تو باد
من نیز طایر قدسم
 که در این خراب آباد گرفتار آمده‌ام
مرغی پر و بال شکسته‌ام
که در وادی عدم گم گشته‌ام
آتشی مقدس در قلبم زبانه می‌کشد
روحم به امید معراج به پرواز در می‌آید
می‌جوشم
می‌خروشم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 30 خرداد 1395


«مقاومت»

کلیدواژه رهنمودهای رهبری پس از برجام

       ۲۹/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫رهنمودهای رهبری‬‎
گرد آوری و تنظیم: کامران پورعباس
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم توجه ویژه به غرب و توجه کمتر به محور مقاومت نزد دولتمردان مشهود و ملموس بوده است.  
مقوله­‌هایی همچون دفاع از مظلومان جهان و مبارزه با مستکبران دنیا تجلیِ بسیار کمرنگی در اظهارنظرها و موضع‌گیری‌­های دولتمردان داشته است و تمایل به تعامل و توافق با غرب و آمریکا در سخن و عملِ دولتمردان جایگاه بسیار پررنگی داشته است به گونه‌­ای که شاید در طول عمر دولت تا کنون کمتر روزی را بتوان پیدا کرد که هم و غم دولت و محور صحبت­های دولتمردان نحوه­ تعامل با غرب نبوده باشد.
این روند به ویژه قبل و بعد از برجام تشدید گردیده است.
رهبر انقلاب بارها در طول مذاکرات در تریبون عمومی هشدار و بیدارباش داده و قابل اعتماد نبودنِ آمریکایی­‌ها را فریاد زدند.
رهبر انقلاب در 1395/1/18 در گله از این رویکرد فرمودند: «به بیگانگان نمی‌شود اتّکاء کرد، نمی‌شود اعتماد کرد. من مکرّر در دوران همین مذاکرات هسته‌ای - شاید چهار پنج مرتبه یا بیشتر- گفتم به آمریکایی‌ها نمی‌شود اعتماد کرد. حالا هم ملاحظه می‌کنید و می‌بینید؛ حرفهایی که می‌زنند، اظهاراتی که می کنند و عملکردی که نشان می‌دهند، کاملاً امضای آن حرفی است که بنده آن‌وقت می‌زدم.»
بدتر از همه اینکه برخی خط ­قرمزها در جریانات مذاکرات و تصویب برجام از جانب دولت یازدهم رعایت نگردید.
یکی از فاجعه­‌بارترین و تأسف­ انگیزترین واقعیات آن است که دولت در مسیر دستیابی به برجام از برخی خط­ قرمزها چشم­‌پوشی کرده است. این واقعیت تلخ و دردناکی است که شخص وزیر خارجه دولت یازدهم به آن اعتراف کرده است.  
رهبر انقلاب در 1395/1/1 در گله از این اقدام دولت فرمودند: «وزیر خارجه‌ محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خطّ قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.»
در مقابل تمامی این رویکردهای دولت یازدهم، رهبر انقلاب مکرر در مکرر به مقاومت در برابر غرب و آمریکا و دشمنان تأکید نموده‌­اند و این تأکیدات به ویژه در روند مذاکرات و پس از آن در زمان تصویب و اجرای برجام شدت بیشتری یافته است به گونه­‌ای که می‌­توان این­گونه تعبیر کرد که شاه­ بیت و کلید واژه رهنمودهای رهبر انقلاب پس از برجام - همچون قبل از برجام - «مقاومت» در برابر غرب و استکبار بوده است و معظم‌ ­له در سخنرانی­‌های­شان در سطحی گسترده بر این ضرورت تأکید فرموده‌­اند.
در سخنرانی رهبری در بیست و هفتمین سالگرد رحلت بنیان­گذار انقلاب اسلامی مورخ 14/03/1395 نیز تأکید ویژه رهبری بر «مقاومت» بود که بخش­هایی از این سخنرانی را نقل می­‌نماییم.  
رهبر انقلاب در این سخنرانی پنج شاخص برای انقلابی بودن ذکر فرمودند که عبارتند از: 1- پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب 2- هدف‌گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها  3- پایبندی به استقلال همه‌جانبه کشور 4- حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشه‌ دشمن و عدم تبعیّت از او 5- تقوای دینی و سیاسی.
در توضیحاتی که رهبر انقلاب برای این پنج شاخص ذکر فرمودند ملاحظه می‌­کنیم که «مقاومت» در برابر غرب و دشمن نقش اساسی و کلیدی دارد.
ایشان در بخشی از توضیحات‌‌ شان در مورد شاخص اول فرمودند: «عرض کردیم که شاخص اوّل، پایبندی به ارزشهای مبنائی و اساسی اسلام است. ... مبنای اوّل، پایبندی به اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است. ... اسلام آمریکایی هم دو شاخه دارد: یک شاخه اسلام متحجّر، یک شاخه اسلام سکولار؛ این اسلام آمریکایی است. ... اسلام ناب در مقابل آنها است؛ اسلام ناب اسلامی است که همه‌جانبه است.»
و در توضیح شاخص دوم فرمودند: «شاخص دوّم، همّت بلند برای رسیدن به آرمانها، صرفِ‌نظر نکردن از آرمانها و منصرف نشدن از هدفهای بزرگ [است‌].... شاخص دوّم این است که هرگز منصرف نشویم از رسیدن به آن اهداف بلند و آرمانهای بلند؛ تسلیم نشویم در مقابل فشارها. البتّه شما وقتی‌که در یک راهی می‌روید که دشمنی بر سر آن راه هست، برای شما مانع ایجاد می‌کند؛ [امّا] این مانع بایستی مانع نشود از رفتن شما، از ادامه‌ حرکت شما؛ تسلیم فشارها نشویم، رضایت به وضع موجود ندهیم، که اگر رضایت به وضع موجود دادیم نتیجه‌اش عقب‌گرد است. ...»
معظم‌له در توضیح شاخص چهارم فرمودند:«شاخص سوّم عرض کردیم پایبندی به استقلال است. این استقلال خیلی مهم است؛ استقلال داخلی، استقلال منطقه‌ای، استقلال جهانی و بین‌المللی؛ در همه‌ این مسائل استقلال کشور و استقلال نظام را حفظ کردن.»
معظم‌­له در ادامه توضیحات مفصلی در مورد ابعاد استقلال فرمودند که فقط بخشی از توضیحات مربوط به عرصه سیاسی را نقل می‌نماییم: «معنایش این است که ما در زمینه‌ سیاسی فریب نخوریم؛ دشمنی که هدفش این است که دولتها و ملّتها را به‌دنبال خود بکشاند، به شیوه‌های مختلفی توسّل می‌جویَد. این‌جور نیست که همیشه با تهدید حرف بزنند؛ نه، گاهی هم با تملّق حرف میزنند؛ گاهی به انسان نامه می‌نویسند که شما بیایید -با ما که آمریکا هستیم- مسائل جهانی را با مشارکت یکدیگر حل کنیم؛ در این قالب با انسان حرف می‌زنند؛ انسان در اینجا ممکن است دچار وسوسه بشود که برویم با یک ابرقدرتی در حلّ مسائل بین‌المللی همکاری کنیم؛ در ادبیّات نامه‌نگاری رسمی دیپلماتیک، این‌جوری حرف‌زده می‌شود امّا باطن قضیّه این نیست؛ باطن قضیّه این است که او یک نقشه‌ای دارد؛ می‌گوید شما بیا در نقشه‌ من، بیا در آن مید‌انی که من ترسیم کرده‌ام بازی کن. ...»
معظم­‌ له در بخشی از توضیح شاخص چهارم فرمودند: «شاخص چهارم: حسّاسیّت در برابر دشمن. دشمن را بشناسیم، در برابر حرکات دشمن حسّاسیّت داشته باشیم. ... دشمن را بشناسیم، نقشه‌های او را تشخیص بدهیم، بر روی کارهای او، حرفهای او، اظهارات او حسّاس باشیم؛ و در مقابل زهری که او احتمالاً خواهد ریخت، پادزهر فراهم بکنیم و آماده باشیم برای اینکه حرکت او را خنثی بکنیم. ... هر فردی و هر جریانی که برای اسلام و به نام اسلام کار می‌کند، اگر به آمریکا اعتماد کرد، خطای بزرگی مرتکب شده و سیلی‌اش را خواهد خورد.»
و سرانجام معظم ­له در مورد شاخص پنجم فرمودند: «شاخص پنجم و آخرین شاخص، تقوای دینی و سیاسی؛ که غیراز تقوای فردی [است‌] که البتّه آن هم لازم است. ... تقوای اجتماعی -تقوای اسلامی مربوط به اجتماع - این است که در راه تحقّق این چیزهایی که اسلام از ما مطالبه کرده است، تلاش کنیم. همه‌ آن آرمانهایی که عرض کردیم، آرمانهای اسلامی است؛ یعنی مسئله، فقط مسئله‌ یک محاسبه‌ عقلائی نیست؛ اینکه ما عرض کردیم باید به آن آرمانها پابند بود، باید دنبال عدالت اجتماعی بود، دنبال حمایت از محرومین بود، دنبال حمایت از مظلوم بود، با ظالم و مستکبر باید مقابله کرد، زیر بار او نرفت، اینها همه مطالبات اسلامی است.»
امام خامنه­‌ای در پایان چند توصیه فرمودند که چند مورد از آنها را نقل می‌­نماییم.
ایشان درس­ها و عبرت­های برجام و عقب‌­نشینی­‌های دولت یازدهم در برابر غرب را تشریح و بر ضرورت فراموش نکردنِ این تجربه تأکید فرمودند: «یک تجربه‌ای ما در مذاکرات هسته‌ای پیدا کردیم؛ این تجربه را نباید فراموش کنیم. این تجربه این است که اگر ما تنازل هم بکنیم، آمریکا دست از نقش مخرّب خودش برنمی‌دارد؛ این را ما در مذاکرات هسته‌ای تجربه کردیم. ما نشستیم در جمع 1+5، و حتّی جداگانه با آمریکایی‌ها مذاکره کردیم برای قضیّه‌ هسته‌ای؛ برادران ما، فعّالان پرتلاش ما به یک نقاط مشترکی رسیدند، به یک نتایجی رسیدند؛ طرف -که آمریکا باشد- یک تعهّداتی کرد؛ جمهوری اسلامی تعهّدات خودش را انجام داد، [ولی‌] آن طرفِ بدقولِ بدعهدِ بدحساب دارد دبّه می‌کند؛ تا الان دبّه کرده است. ... در هر زمینه‌ دیگری هم که با آمریکا شما بحث و مجادله کنید، شما کوتاه بیایید، تنازل کنید، باز او نقش مخرّب خودش را حفظ خواهد کرد.»
رهبر انقلاب در توصیه دیگری ضمن اشاره به وجود امتداد جبهه دشمن در داخل کشور هشدار فرمودند که: «تقابل با آمریکا، تقابل با یک جبهه است. یک جبهه‌ای وجود دارد که در قطب آن و مرکز آن آمریکا است امّا امتداد آن به جاهای گوناگونی کشیده می‌شود؛ حتّی گاهی به داخل کشور هم کشیده می‌شود؛ غفلت نکنید. اینکه مواظب حرکت خصمانه‌ آمریکا باید بود، معنایش این است که مراقب همه‌ این جبهه باشید.»
معظم­ له در توصیه دیگری ضمن افشاگری در مورد برخی جریانات داخلی چنین هشدار فرمودند:
«خطوط فاصل با دشمن باید در نظر باشد و برجسته باشد. نگذارید خطوط فاصل با دشمنی که با انقلاب دشمن است، با نظام دشمن است، با امام دشمن است، کم‌رنگ بشود. بعضی از جریانهای داخل کشور ما از این نقطه غفلت کردند، خطوط مرزی خودشان را با دشمن حفظ نکردند، [خطوطشان‌] ضعیف شد، کمرنگ شد؛ مثل خطوط مرزی کشور، اگر خط مرزی نباشد، از آن‌طرف ممکن است کسی اشتباهاً بیاید این‌طرف، از این‌طرف ممکن است کسی اشتباهاً برود آن‌طرف؛ خطوط مرزی را حفظ کنید.»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 30 خرداد 1395

تلاش‌های دشمنان و وظایف ما(2)
اصلی‌ترین وظیفه فرهیختگان
(زلال بصیرت)
۲۶/ ۰۳ / ۱۳۹۵
Image result for ‫آیت الله مصباح یزدی‬‎


در طول تاریخ، موارد زیادی از شخصیت‌های معروف وجود دارد که دارای تعدد شخصیت بودند و امروزه نیز هستند. نه اینکه اینها کافر و بی‌دینند و اسلام را قبول ندارند؛ بلکه نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، توسل دارند و گاهی گریه می‌کنند؛ ولی وقتی این گونه منافع در میان باشد، متحیر می‌مانند و نمی‌توانند سریع تصمیم بگیرند و گاهی این کفه می‌چربد. به هر حال، همیشه در جامعه این طور افراد وجود دارند؛ در زمان خود پیغمبر(ص) نیز بودند: مذبذبین بین ذلک لا الی هولاء و لا الی هولاء (1) منافقینی که نه طرفدار مومنان بودند و نه طرفدار مومنان بودند و نه طرفدار کافران؛ بر اساس منافعشان، گاهی از اینها حمایت می‌کردند و گاهی از آنها. این موضوع همیشه در جوامع وجود داشته و خواهد داشت و به سادگی ریشه‌کن نمی‌شود. این نفاق، مراتبی نیز دارد. به هر حال، این افراد، عواملی هستند که دشمنان خارجی می‌توانند از آنها استفاده کنند و مقاصد خودشان را به وسیله این افراد در داخل  اجرا کنند.
ضربه زدن به کشور با نام حمایت از اقتصاد مقاومتی!
همیشه از این نوع کارها انجام می‌شده است؛ البته هر روز به یک شکل و با یک ابزار خاصی متناسب با شرایط زمان و مکان. امروزه نیز ده‌ها توطئه هست تا از هر صنفی که این حالت نفاق و تعدد شخصیت در آنها وجود دارد، به صورت‌های مختلف استفاده کنند؛ برای مثال، در مسائل اقتصادی با عنوان حمایت از اقتصاد مقاومتی، بزرگترین ضربه را به اقتصاد داخلی می‌زنند؛ این افراد با نهایت دلسوزی هم با مردم صحبت می‌کنند، ولی کارهایی می‌کنند که ضرر زدن به کشور است. برای نمونه، برای ایجاد رقابت بین خودروسازان، خودروهای خارجی را وارد می‌کنند و از این راه، مقادیر کلانی سود شخصی می‌برند!  اسمش هم این است که برای دفاع از صنعت کشور می‌خواهیم در بخش صنعت رقابت ایجاد کنیم! و چیزهایی از این قبیل که حتی به ذهن ما نیز خطور نمی‌کند. در مسائل دفاعی، علمی، هسته‌ای، بین‌المللی، ارتباطات خارجی و کنسولی، افتتاح سفارتخانه‌ها و موارد دیگر نیز همیشه این نوع کارها وجود دارد. شیطان برای هر صنفی دامی گسترده است.
اگر ما بخواهیم برای همه اینها نقشه‌ای بکشیم و با همه اینها مبارزه کنیم، اولا چقدر تخصص آن را داریم؟ ثانیا چقدر نیروی انسانی لازم برای این کار را داریم؟ ثالثا چقدر نیروی مادی آن را داریم؟ پس نباید هیچ کاری بکنیم؟! ما چیزی داریم که پابرهنگان با آن، شاه و آمریکا را از ایران بیرون کردند و آن ایمان به خدا و توکل بر اوست. سرمایه اصلی ما در مقابل همه این توطئه‌های شیطانی تقویت ایمان قلبی و تعهد به اسلام و ارزش‌های اسلامی است.
تسلط رهبری بر توطئه‌های دشمن
خوشبختانه خداوند  رهبری به ما داده است که این مسائل را بهتر از همه ما درک و به موقع یادآوری می‌کند و مسیر هدایت را نشان می‌دهد. ایشان به بهترین وجه کشتی انقلاب را در طول این چند دهه اخیر به ساحل امن هدایت کردند و اجازه ندادند طوفان‌های مرگباری که دشمنان تدارک دیده بودند تا انقلاب را از پا دربیاورد، این کشور را از مسیر اصلی خود منحرف کند. دعا می‌کنیم خدای متعال بر طول عمر، عزت، توفیقات و تائیدات ایشان بیفزاید تا همواره این مسئولیت سنگین را به نحو احسن انجام دهند و این امانت را به دست صاحبش، وجود مقدس ولی‌عصر ارواحنا فداه بسپارند. ایشان ضعف‌های دشمن را به خوبی می‌شناسد و آنها را به ما نشان می‌دهد و ما باید این علامت‌ها را دنبال کنیم و بکوشیم خودمان دچار این هوس‌های شیطانی نشویم.
کار کردن با خود مردم
 الگوی برگرفته از امام
اگر فکر کنیم در مقابل هر یک از این توطئه‌ها می‌توانیم یک نیروی کوبنده و براندازانه‌ای داشته باشیم که آنها را نابود کنیم، چنین نیرویی نداریم و در هر صحنه‌ای هم با این قصد وارد شویم، شکست می‌خوریم؛ اما نیروی ایمان داریم و باید کار مثبت انجام دهیم. تمام تلاش آنها این است که ایمان مردم را ضعیف کنند و ما نیز برای تقویت ایمان مردم ابزارهایی داریم؛ بهترین ابزاری که هیچ دشمنی نمی‌تواند آن را از دست ما بگیرد و نیز نمی‌تواند مشابه آن را ایجاد کند، در اختیار ماست. باید این را بشناسیم، قدر آن را بدانیم و روی آن کار کنیم. وظیفه ما کار مثبت است؛ چه بسا کارها و تلاش‌های زیادی صورت گیرد و با گروه‌های مختلف مبارزه شود و در نهایت شبکه‌ای امنیتی یا نظامی را کشف کنیم که برای مثال چند صد عضو دارد که هر کدام از آنها با داشتن جایگاهی مهم، اختیارات فراوانی دارند. ظاهرشان هم خیلی مطلوب است و هیچ‌کس هم جرئت ندارد به آنها چپ نگاه کند! چگونه ما موفق می‌شویم تا اینها را نابود کنیم؟ اگر نگاهی اجمالی به حرکت امام داشته باشیم، می‌توانیم برای این کار خود الگو بگیریم. آیا ایشان در مقابل ارتش شاه، ارتشی دیگر ایجاد کرد تا با آنها بجنگد و بیرونشان کند؟ هر پیشنهادی برای انجام دادن کارهای نظامی ارائه کردند، ایشان قبول نکرد و گفت باید با مردم کار کرد؛ باید مردم را بیدار کرد؛ باید به مردم ایمان و خودباوری داد.
حتی برخی از افراد بسیار معتبر، بعضی از موضوع‌های خاص به امام پیشنهاد می‌دادند تا در مورد شاه اجرا شود، ولی ایشان می‌فرمود صلاح نیست و من باید با مردم کار کنم.  بر فرض اگر شاه را ترور می‌کردند، چه می‌شد؟ ده‌ها مورد از افراد دیگر و تیمساران در ارتش وجود داشتند که جای او را می‌گرفتند؛ اینها که با ترور شاه نابود نمی‌شدند؛ ولی امام کاری کرد که سربازها و افسران متدین ارتش به تدریج فهمیدند که دشمن به وسیله آنها در حال آسیب زدن به کشور است و خود آنها کار را شروع کردند.
انجام دادن کار فرهنگی
 اصلی‌ترین وظیفه فرهیختگان
بنابراین، مهم‌ترین و اصلی‌ترین کار، به ویژه برای دانشجویان، طلاب، اساتید و تحصیل‌کردگان فرهیخته، انجام دادن کار فرهنگی است. نخست باید مبانی فکری و فرهنگی خودتان را تقویت کنید و بعد بکوشید این را به دیگران نیز سرایت دهید. هر قدمی بتوانید در این زمینه بردارید و حتی یک نفر را هدایت و راهنمایی کنید، فتح بزرگی انجام داده و قدرتی ایجاد کرده‌اید که در مقابل توپ، تانک و سلاح‌های هسته‌ای مقاوم‌تر و موثرتر است. شاهد آن نیز همین خود انقلاب است.
سخنرانی آیت‌الله مصباح یزدی(دام‌ظله) در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی و فعالان اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان خراسان رضوی؛ قم؛ 94/6/26
_________________________
1) نساء/ 143.




به مناسبت دهم ماه مبارک رمضان، سالروز وفات حضرت خدیجه کبری(س)


بانوی محبوب پیامبر(ص) 
 
Image result for ‫آیت‌الله صافی گلپایگانی‬‎


  آیت‌الله صافی گلپایگانی
  حضرت خدیجه(س) از جانب پدر و مادر و اجداد پدری و مادری از اصیل‌ترین خانواده‌های جزیرهًْ‌العرب و صاحب شرافت و سیادت بودند وخدا خواست که این بانوی بی‌همتای حرم نبوّت و مادرِ یازده اخترِ برج امامت و ولایت، در عقل، ادب، حکمت، بصیرت و معرفت، نابغه و ممتاز باشد.
او نمونه برجسته کمال و نبوغ و فهم و بینش بود که همانند آن را در میان مردان و زنان، کمتر می‌توان یافت و عفّت، نجابت، طهارت، سخاوت، حسن معاشرت و صمیمیّت و مهر و وفا از جمله صفات برجسته او بود.
در جاهلیّت، خدیجه را طاهره و سیّده نساء قریش می‌خواندند و در اسلام، یکی از چهار بانویی که بر همه بانوان بهشت فضیلت و برتری دارند، شناخته شد و جز دختر ارجمند و عزیزش، هیچ بانویی این مقام و فضیلت را نیافت. او برای رسول خدا صلّی الله علیه وآله نعمتی بزرگ و رحمتی از رحمات واسعه خداوند متعال بود. برای مرد، بویژه مردی که بیرون خانه و در اجتماع ،به فعالیّت‌های بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظیم داشته باشد و عهده‌دار پیکار و جهاد بوده و مورد یورش مخالفان و هجوم دشمنان باشد، بهترین آرامش‌دهنده قلب و روح و نگهبان پایداری و استقامت و رفع‌کننده خستگی و ناراحتی، همسر هوشیار و خردمند و مهربان و دلسوز است.
اگر مردی در خارج از خانه با دشمنان، گرم پیکار گشته و به حمله‌های وحشیانه، استهزاء، سرزنش و اذیّت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نیز با همسری نادان و بدخو و ترسو، ضعیف و شماتتگرروبرو شود که او را از کار و هدف وی و پیمودن راهی که مد نظر اوست باز دارد و او را سرزنش کند و به ترک دعوا و تسلیم‌شدن به دشمنان وادار کند، از اینکه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزای جاهلان قرار می‌گیرد، خسته و ناخوشایند باشد و در پی حل مشکلات همسر خویش برنیاید، بی‌شک مشکلات و دشواری‌های آن مرد، دوچندان خواهد شد. بدون تردید چنین مردی همواره بر مشکلات و دشواری‌هایش افزوده خواهد شد؛ چراکه نه‌تنها همسر وی او را در حل مشکلات یاری نکرده است، بلکه با اعمال و رفتار غیرمنطقی خود از قبیل سرزنش و اعتراض، آن مشکلات را صد چندان کرده است.
پشتیبانی همه جانبه
از پیامبر(ص)
 پیامبر اسلام (ص) آورنده بزرگترین رسالت آسمانی، از طرف خدا مأمور بود که با خرافات و مظاهر شرک و بت‌پرستی و ستمگری و محرومیّت توده‌های ضعیف و فقر و جهل و نادانی، فساد و فحشا و آنچه رذایل بود، مبارزه و با گردن‌کشان، مشرکان و بت‌پرستانِ متعصّب، رؤسای قبایل و سران استثمار، با عادات و ادیان باطل و تعصّبات کورکورانه جهاد کند.
مشرکان، همه توان و قدرت خویش از جمله شجاعان پیلتن و مردافکن، شعرای دشنام‌ده و ناسزاگو، اراذل و اوباش، زن و مرد، خویش و بیگانه را برای مبارزه با اهداف آن حضرت بسیج کردند و تا آنجا که می‌توانستند او و چند تن از یارانش را اذیّت کردند، می‌زدند، رنج داده، ناسزا می‌گفتند؛ سر راهش را با خار و خاشاک می‌بستند؛ در حال نماز و پرستش به او توهین کرده و روابط خود را با او و یارانش قطع کردند. با وجود این همه دشمن و موانع و مشکلات، اگر در میان همه این دشمنان، پیامبر(ص) هر روز وقتی به خانه می‌آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسری که سیّده زنان قریش و دارای آن شخصیّت و صاحب آن همه ثروت و مکنت بود، روبرو می‌شد که از راه دلسوزی و ترحّم و یا اعتراض، از او می‌خواست تا از دعوت خویش دست بردارد و خود را مورد این همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجیب و دشواری قرار می‌گرفت؟! اما لطف خدا دریچه‌های قلب خدیجه را چنان به سوی درک حقّانیّت دعوت اسلام باز کرد و آنچنان دلش را نورانی و سرشار از معرفت و حکمت گردانیده بود که هرگز پیامبربا چنان منظره اسفناک در داخل خانه روبرو نشد.
دکتوره «بنت الشّاطی» می‌گوید: «آیا همسری غیراز خدیجه این استعداد را دارا بود که دعوت تاریخی شوهرش را وقتی از غار حرا آمد، با ایمان قوی و آغوش باز و مهر و عطوفت استقبال کند، بی‌آنکه در راستی او و اینکه خداوند او را تنها نخواهد گذاشت، شکّی در دل راه بدهد؟ آیا جز خدیجه، هیچ بانوی ثروتمندی که در ناز و نعمت و آسایش و احترام زیسته، می‌توانست با کمال رضایت و خرسندی از زندگی اشرافی، اموال بسیار و عزّت و توانگری چشم بپوشد تا در دشوارترین لحظات زندگی کنار همسرش بایستد و او را در بلایا و مشکلات موجود در راه تحقّق هدفی که به حقّانیّت آن ایمان داشت، یاری کند؛ حاشا و کلاّ! فقط خدیجه چنین بود و زنان دیگر چون او نیستند، مگر در طبقه و رتبه او باشند.»(1)
اولین زن مسلمان عالم
 «ابن اسحاق» می‌گوید: سخنی از قوم در ردّ و تکذیب، که موجب اندوه و آزردگی فکر و خاطرش شود، نمی‌شنید مگر آنکه خدا آن اندوه را به واسطه خدیجه برطرف می‌ساخت.
خدیجه سنگینی سخنان سخت را بر او سبک می‌کرد و او را تصدیق می‌نمود و رفتار و جسارت‌های مردم را بی‌ارزش و بی‌اهمیّت می‌شمرد.
آری! خدیجه نخستین زنی بود که دین اسلام را پذیرفت و با پیامبرنماز خواند و جز علی بن ابی طالب، کسی از بندگان خدا سابقه اسلام او را ندارد.
خدیجه با دوراندیشی و افکار حکیمانه، خردمندی و حدس صائبی که داشت، دعوت پیامبر را پذیرفت و سوابقِ نیکو و درخشان رسول خدا و اخلاق و صداقت و راستگویی و امانتداری، یاری ضعفا و دستگیری از فقرا، تواضع، قناعت و ایثار و بخشش و مهمان‌نوازی و سایر صفات پسندیده آن حضرت، همه در نظر خدیجه ـ آن زن آزموده حکیمه ـ مجسّم بود و می‌دانست آن سوابق عالی و ملکوتی، در چنان محیط تاریک و پر از فساد و تباهی از علایم نبوّت است.
بنابراین خدیجه در پذیرفتن اسلام، هیچ‌گونه صبر و تردیدی نکرد و از همان قدم اوّل، یار و مددکار پیامبر (ص) شد و ثروت و اموال خود را برای یاری دین خدا، در اختیار پیامبرقرار داد. خدیجه نیز چون پیامبر از آزار مشرکان و بت‌پرستان بی‌نصیب نماند؛ زن‌ها از او کناره گرفته و رفت و آمد با او را قطع کردند؛ به او زخم زبان می‌زدند و سخنان درشت می‌گفتند، حتّی در هنگام زایمان به کمک او نیامدند و او را تنها ‌گذاشتند. امّا خدیجه، آینده‌ای را می‌دید که دیگران نمی‌دیدند .او می‌دانست دین محمّد حقّ است و طولی نخواهد کشید که پرستش خدای یگانه، جای پرستش بت‌ها را خواهد گرفت و خدا پیامبرش را یاری می‌کند و روز به روز بر شهرتش افزوده می‌شود.
آری! خدیجه در اسلام مقامی یافت که از میان بانوان، جز دخترش که سیّده نساء عالمین است کسی به آن مقام و افتخار دست نیافت. پیامبرهم هیچگاه خدیجه را بعد از وفاتش فراموش نکرده و از اخلاق و صفات او یاد می‌فرمود؛ به کسانی که با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف می‌کرد. «عایشه» می‌گوید: «بر احدی از زن‌های پیامبر آنقدر غیرت نورزیدم که بر خدیجه غیرت ورزیدم، برای اینکه پیامبربسیار از او یاد می‌فرمود و اگر گوسفندی ذبح می‌شد، از آن برای دوستان خدیجه می‌فرستاد»(2) و نیز از «عایشه» روایت شده است که: «رسول خدا (ص) از خانه بیرون نمی‌رفت، مگر آنکه خدیجه را یاد می‌کرد و بر او به خوبی و نیکی مدح و ثنا می‌فرمود.
روزی از روزها غیرت مرا گرفت، گفتم: او پیر زنی بیش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است. پیامبرغضبناک شد، به طوری که موی جلوی سرش از خشم تکان می‌خورد؛ سپس فرمود: «نه، به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده، ایمان آورد به من، وقتی مردم، کافر گردیدند و تصدیق کرد مرا، هنگامی که مردم مرا تکذیب می‌کردند و در اموال خود با من مواسات کرد، وقتی مردم مرا محروم ساختند و خدا از او فرزندانی روزی من کرد و از زنان دیگر محروم فرمود».(3)
«انس بن مالک» روایت کرده که رسول خدا فرمود:«بهترین زنان عالم، مریم بنتِ عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خُوَیْلِد و فاطمه بنت محمّد هستند».(4)
در «صحیحین» از عایشه روایت شده که: «پیامبر خدیجه را به خانه‌ای در بهشت بشارت داد که در آن سر و صدای بلند و رنج و زحمت نیست».(5)
ــــــــــــــــــ
1.اهل البیت ـ توفیق ابو علم، ص ۱۰۲، ترجمه نقل به معنی.
2و3.اسدالغابه، ج ۵، ص ۴۳۶ و کتب دیگر.
4. اسدالغابه، ج ۵، ص ۴۳۷.
5.الاصابه، ج ۴، ص ۲۸۲ ـ اسدالغابه، ج ۵، ص ۴۳۸ .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 خرداد 1395
حضور قلب، روح نماز

 یاد خدا علت تشریع نماز(بخش دوم و پایانی)

 ۲۶/ ۰۳ / ۱۳۹۵

    علی قنبریان
    در بخش نخست این نوشتار اهمیت و راه‌های حضور قلب بررسی شد. اینک در بخش دوم و پایانی حضور قلب از منظر احادیث مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
***
احادیث
احادیث بسیار زیادی در مورد اهمیت حضور قلب در نماز رسیده است که به حد تواتر می‌رسند. نمونه‌هایی ذکر می‌گردد:
1) فیض کاشانی(ره) در تفسیر آیه شریفه «وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‏» (نساء ـ 142) (و چون به نماز برخیزند با كسالت برخیزند) می‌فرماید: مقصود از کسالی مستی خواب است چنانچه در حدیث شحام خواهد آمد و همچنین  مستی فرو رفتن در تفکر در امور دنیاست، به گونه‌ای که به آنچه که در نماز می‌گوید تعقل نکند.
2) پیامبراکرم(ص) فرموده اند: «مَنْ صَلَّى رَكْعَتَیْنِ وَ لَمْ یُحَدِّثْ فِیهِمَا نَفْسَهُ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ»: (اگر کسی دو رکعت نماز گذارد و نفس خود را به هیچ چیز از امور دنیا مشغول نسازد، خداوند گناهانش را می‌آمرزد). (بحار الأنوار، ج‏81، ص 249)
و مانند حدیث بالا این حدیث است که:
عَنْهُ(ص) قَالَ‏: «إِذَا قَامَ الْعَبْدُ لِلصَّلَاهًْ فَكَانَ هَوَاهُ وَ قَلْبُهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى انْصَرَفَ كَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ‏» (زمانی که بنده‌ای به نماز می‌ایستد در حالی که اندیشه و میلش به سوی خداوند می‌باشد، نمازرا به پایان می‌رساند در حالی که همانند روزی است که از مادر متولد شده است). (‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏3، ص59)
از این دو حدیث ارزش حضور قلب در نماز و کنترل خواطر در این فریضه مهم دانسته می‌شود به گونه‌ای که پاداش غفران گناه برای آن در نظر گرفته شده است اما افسوس که هنگام نماز خواطر در گذشته و آینده و کارهای دنیایی می‌باشد.
3) قال رسول الله(ص) «یا أَبَا ذَرٍّ رَكْعَتَانِ‏ مُقْتَصَدَتَانِ‏ فِی‏ التَّفَكُّرِ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَةٍ وَ الْقَلْبُ سَاه» (حسن بن فضل، طبرسى، مكارم الاخلاق، ص465) (ای اباذر؛ دو ركعت نماز مختصر و با تفكر بهتر است از یك شب نماز بدون حضور قلب).
حدیث بالا مانند این حدیث است که پیامبر(ص) به روایت زید بن على، از پدرانش، فرمودند: «دو ركعت نماز سبك با تفكر (و شناخت و توجه)، بهتر است از نماز خواندن یك شب تمام». (الحیاهًْ، ج 1، ص 203) البته عبارت «الْقَلْبُ سَاه» در حدیث قبلی آمده است که می‌تواند قرینه‌ای برای این حدیث باشد.
در حدیث مذکور هم روی تفکر تأکید شده و نماز قلیل با تفکر از نماز کثیر بدون تفکر افضل است و دلیل این تفاضل و برتری هم این است که حضور قلب و تفکر روح نماز و اصل در نماز می‌باشد.
شیخ حر عاملی(ره) در تفسیر این حدیث گوید که: این تفکر مخصوص تفکر در معانی قرائت و اذکار می‌باشد.  (شیخ حرعاملى، هدایة الأمة إلى أحكام الأئمة علیهم السلام، ج،3، ص23) به علت تفکر و حضور قلب در نماز می‌باشد که پیامبر(ص) فرمودند: «إن الرجلین من أمتی یقومان فی الصلاة و ركوعهما و سجودهما واحد و إن ما بین صلاتیهما مثل ما بین السماء و الأرض» (بحار الأنوار، ج‏81، ص249) ( دو نفر از امت من به نماز برمی خیزند و رکوع و سجود آنها یکسان است اما تفاوت نماز آن دو از حیث شرافت به اندازه فاصله بین آسمان و زمین است)
از کارکردهای خواطر، تفکر و اندیشه می‌باشد که با جهت دهی خواطر می‌توان از برکات تفکر استفاده کرد. ورام بن أبی فراس در این زمینه گوید که «خداوند متعال به اندیشیدن و تدبر در موارد بی شمارى از قرآن مجید، امر كرده، و اندیشمندان را مدح گفته و فرموده است: «... الّذین‏ یَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا» (آل عمران ـ 190) (کسانی که تفکر می‌کنند در خلقت آسمان‌ها و زمین و می‌گویند پروردگارا آسمان‌ها و زمین را بیهوده نیافریدی) و در جای دیگری در اهمیت تفکر از لقمان حکیم چنین آورده است: «لقمان(ع) زیاد تنها مى‏نشست و اربابش مى‏آمد و مى‏گفت: لقمان زیاد تنها مى‏نشینى اگر با مردم همنشینى كنى، انس بیشترى خواهى داشت، لقمان مى‏فرمود: تنهایى زیاد، براى اندیشه سودمندتر است، و زیاد اندیشیدن راهنماى راه بهشت است». (محمد باقر مجلسی، بحار‌الانوار، ج13، ص422)
4) امام زین العابدین(ع) فرمودند: انسان نماز مى‏گزارد، در حالى كه شش یك بلكه ده یك آن را هم براى او نمى‏نویسند، براى انسان از نماز همان مقدار را كه از روى توجه و تعقل خوانده باشد مى‏نویسند. (عوالی اللئالی، ج 1، ص 324)
مضمون دو حدیث ذیل شبیه حدیثی است که ذکر شد:
الف) در«مستدرک» از «لب الباب» قطب راوندی(ره) حدیثی را نقل کرده که در آن پیامبر(ص) می‌فرماید: خداوند نماز کسی را که حضور قلب ندارد نمی‌پذیرد. (مستدرک الوسایل، ج 3، ص 59)
ب) وَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام أَنَّهُمَا قَالا: «إِنَّمَا لِلْعَبْدِ مِنْ صَلَاتِهِ مَا أَقْبَلَ عَلَیْهِ مِنْهَا فَإِذَا أَوْهَمَهَا كُلَّهَا لُفَّتْ فَضُرِبَ بِهَا وَجْهَهُ‏» (دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضایا و الأحكام، ج‏1، ص158و  محدث نورى، ‏مستدرك الوسائل) (امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند: از نماز شخص آن مقداری مقبول است که با حضور قلب بجا آورده است و اگر در تمام نماز غافل باشد، نماز قبول نشده و آن را به صورت شخص می‌زنند)
ادعای اجماع شده است بر اینکه براى انسان از نماز همان مقدار را كه از روى توجه و تعقل خوانده باشد مى‏نویسند و این اجماع صحیح به نظر می‌رسد زیرا که:
اولاً) خداوند می‌فرماید: «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ» (نساء ـ 82) (آیا در قرآن نمی‌اندیشند) و تدبر بدون واقف شدن بر معنا متصور نیست.
ثانیاً) «وَ أَقِمِ الصَّلاهًْ لِذِكْرِی» (طه ـ 14.) (نماز را برای یاد من به پا دار) و غفلت با ذکر و یادآوری در تضاد است. و به همین علت فرموده: «وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلِینَ» (اعراف ـ 205)
ثالثاً) «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ» (نساء ـ 43) نهی از نماز خواندن شخص مست می‌باشد و مستغرق در هم و غم دنیا به منزله مست می‌باشد.
رابعاً) کلام پیامبر(ص) «المصلی یناجی ربه» (بحارالانوار، ج 68، ص 216) (نمازگزار با پروردگارش مناجات می‌کند) مناجات با غفلت تحقق پیدا نمی‌کند. (نظام الدین حسن نیشابورى، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، ج5، ص108)
5) امام عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْن(ع)‏ یك روز نماز می‌خواند و رداء از سر یك شانه‏اش افتاد آن را درست نكرد تا از نمازش فارغ شد یكى از اصحابش از این موضوع از وى پرسش كرد فرمود واى بر تو آیا می دانى برابر كى ایستاده بودم‏، همانا نماز بنده قبول نمى‏شود مگر آن نمازى كه با قلب خود آن را به جاى آورد، آن مرد گفت: ما هلاك شدیم، فرمود: هرگز! خداوند به وسیله نافله‏ها آن را كامل مى‏كند. (الخصال، ج 2، ص 517)
و شبیه حدیث مذکور این حدیث می‌باشد:
عن زرارة قال قال أبو جعفر(ع): «إذا قمت فی الصلاة فعلیك بالإقبال على صلاتك فإنما یحسب لك منها ما أقبلت علیه و لا تعبث فیها بیدك و لا برأسك و لا بلحیتك و لا تحدث نفسك» (الوافی، ج 8، ص 843) (امام باقر(ع) فرمودند: در حال نماز، به معنى و حقیقت نماز توجه كن. از هر نمازى، آن قسمت را به حساب مى‏آورند كه با تمام دل و جان به آن توجه كرده‏اى. در اثناى نماز، با دست و سر و ریش خود بازى مكن. با خودت فكر مكن)
علّامه بحرالعلوم طباطبائى(ره) در این مورد فرموده اند:
و لَیسَ لِلعَبدِ بِها ما یُقبَلُ إلّا الَّذِى كَانَ عَلَیهِ یَقبِلُ
(الدرهًْ النجفیهًْ، ص155)
(به مقداری که حضور قلب و اقبال در نماز وجود دارد، پذیرفته می‌شود)  
توجه نکردن امام(ع) به رداء خود در حین نماز، نشان‌دهنده خضوع و خشوع بالای حضرت می‌باشد. خشوع در نماز دو نوع است:
الف) خشوع دل، و آن عبارت است از اینكه آدمى جمیع حواس خود را متوجه نماز سازد و همه اندیشه و همّت او نماز باشد، به نحوى كه جز معبود در دل او نباشد.
 ب) خشوع جوارح، و آن عبارت است از اینكه چشم خود را به زیر افكند، و به چیز دیگر التفات ننماید، و با چیزى بازى نكند، و دهن دره و خمیازه نكشد، و انگشتان پاى خود را رو به قبله بدارد. و بالجمله: حركتى براى غیر نماز نكند و چیزى از مكروهات مرتكب نشود و اینها را گاهى به خضوع‏ تعبیر كرده‏اند. (جامع السعادات، ج3، ص323 - 324)
در رساله‌های عملیه فقهای عظام نیز به مسئله خضوع و خشوع در نماز توجه شده است. در مسائل مربوط به مکروهات نماز آمده است: مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راست یا چپ بگرداند و چشم‌ها را بر هم بگذارد، یا به طرف راست و چپ بگرداند و با ریش و دست خود بازى كند و انگشت‌ها را داخل هم نماید و ... به خط قرآن یا كتاب یاخط انگشترى نگاه كند و نیز مكروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر، براى شنیدن حرف كسى ساكت شود، بلكه هر كارى كه خضوع و خشوع را از بین ببرد مكروه مى‏باشد. (امام خمینی، رساله توضیح المسائل، مسئله 1157)
6) در حدیثی آمده است که (کسی که باحضور قلب نماز گذارد و حدیث نفس نکند، پس تا زمانی که بر نماز اقبال دارد، خداوند نیز به او اقبال می‌کند؛ چه بسا که از نماز یک چهارم و نصف و یک پنجم و یک سوم آن بالا برده می‌شود و همانا به نماز مستحبی امر شده، تا به وسیله آن نماز واجب تکمیل گردد). (‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏3، ص 56)
و شبیه به آنچه که ذکر شد، احادیث ذیل است:
الف) امام صادق(ع) فرمودند: زمانی که برای نماز تکبیرة الاحرام گفتی و شروع در نماز کردی، پس اگر به خداوند روی آوری خداهم به تو اقبال می‌کند و اگر از خدا اعراض کنی خداوند هم از تو اعراض می‌کند و چه بسا که در نماز بنابر اقبال نمازگزار نصف یا ثلث یا ربع یا سدس آن بالا رود و خداوند به کسی که در نمازش غافل است چیزی نمی‌دهد.
ب) امام صادق(ع) فرمود: چون بنده‏اى روى به نماز آرد خداوند نیز به او روى آورد و ملكى بر وى گماشته شود، كه قرآن را از دهانش فرا گیرد، و اگر در نماز فكرش بغیر خدا متوّجه باشد خداوند از او روى می‌گرداند و او را به ملائکه اش واگذار می‌کند.
از احادیث مذکور دو نکته بدست می‌آید:
نکته اول) «فَمَا أَقْبَلَ عَلَیْهَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ‏» (پس تا زمانی که بر نماز اقبال دارد، خداوند نیز به او اقبال می‌کند)، مضمون این فراز را در آیات قرآنی نیز می‌توان بدست آورد؛ در آنجا که خداوند می‌فرماید: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ» (بقره ـ 152) (مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم) زیرا که در آیه یاد خداوند مشروط به ذکر و یاد بنده می‌باشد و فلسفه تشریع نماز هم یاد خدا می‌باشد «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِی» (طه ـ 14) پس تا زمانی که بنده در نماز بر خداوند اقبال دارد خدا هم به او اقبال می‌کند.
نکته دوم) از این احادیث فلسفه تشریع عبادات مستحبی دانسته می‌شود و آن عبارت است از اکمال و تکمیل عبادات واجب «و إنما أمر بالسنة لیكمل‏ ما ذهب من المكتوبة» زیرا عدم حضور قلب و پریشانی خاطر سبب نقص در عبادت می‌شود که چنین نقصی با عبادات مستحبی مانند تسبیحات حضرت زهرا(س) و یا نوافل مستحبی یومیه جبران می‌شود. و در حدیث آمده است که: «عن أبی جعفر علیه السلام قال: قال الله... و إنه لیتقرب إلی‏ بالنافلة» (همانا بنده من با نوافل به من تقرب می‌جوید) (المؤمن، ص32 و ملا محسن فیض کاشانی، الوافی، ج5، ص733)
و آیت الله سعادت پرور(ره) پس از ذکر حدیث «إِنَّما أُمِرْنا بِالسُّنَّهًْ لِیَكْمُلَ بِها ما ذَهَبَ‏ مِنَ‏ المَكْتُوبَةِ». (المحاسن، ص29) می‌فرماید: علت اینكه به سنّت [نوافل‏] امر شده‏ایم، آن است كه نواقص نمازهاى واجب با آن تكمیل گردد.
در اینجا به محضر حضرت استاد(ره) عرض شد: آیا منظور از نافله در حدیث، مطلق نوافل و مستحبّات است- زیرا نافله در لغت به معناى زیادى است- و یا نوافلِ مخصوص، مراد است؟
فرمودند: ظاهراً نوافل نمازى منظور است؛ ولى بیان فوق را مى‏توان در مورد هر واجبى كه مستحبّاتى دارد، گفت.
تلمیذ: لفظ «سنّت» در حدیث اخیر «إِنَّما أُمِرْنا بِالسُّنَّةِ» نیز به مطلق مستحبّات اطلاق شده است. (على سعادت پرور، راز دل، ص202)
همو در تفسیر دعاى روز بیست و هشتم ماه رمضان «أَللَّهُمَّ! وَفِّرْ حَظِّى [فِیهِ‏] [فِى هذَا الْیَوْمِ‏] مِنَ النَّوافِلِ» (سید ابن طاووس، الإقبال بالأعمال الحسنهًْ، ج‏1، ص407) (خداوندا [در این روز] بهره‏ى مرا از مستحبّات كامل گردان) می‌فرماید: نمازهاى واجب، اگر با شرایط خاصّ و خشوع و اخلاص انجام پذیرد، بندگان را به قرب الهى مى‏رساند و نوافل، نواقص آنها را برطرف مى‏نماید و موجبات تقرّب بنده را بهتر فراهم مى‏سازد «صَلاةُ النَّوافِلِ قُرْبانُ كُلِّ تَقِىٍّ» (وسائل الشیعه، ج4، ص73) (نمازهاى مستحبّى [سبب‏] نزدیكى [و قربانى‏] هر شخص تقوى‏ پیشه است).
«إِنَّما جُعِلَتِ النّافِلَةُ لِیَتِمُّ بِها ما یَفْسُدُ مِنَ الْفَریضَةِ» (محمد بن على ابن بابویه، علل الشرائع، ج‏2، ص329) (تنها از این جهت نماز مستحبّى قرار داده شده تا آن مقدار از نماز واجب كه فاسد شده، كامل گردد). ممكن است منظور از نوافل در دعا، مطلق مستحبّاتى باشد كه از نظر شرع مقدّس وارد شده؛ زیرا نافله، به معناى زیادى مى‏باشد و مستحبّات زیادى بر واجبات است و تقاضاى فوق براى آن باشد كه انجام نوافل و اعمال مستحب به واجبات - كه قرب ذاتى بندگان را در بردارد - آرایش خاصّى را عطا نماید.(علی سعادت پرور، نور هدایت، ج‏2، ص475- 476)
گفتاری از ملا مهدی نراقی(ره)
نماز گزار باید سعی کند که خواطر وی به سمت گذشته و آینده و رویدادها و رخدادها منحرف نشود، بلکه تمام توجهش به نماز و اذکار آن و آداب ظاهری و اسرار باطنی نماز باشد. ملا‌مهدی نراقی(ره) در «جامع السعادات» در بحث از قیام نماز می‌فرمایند:
«امّا قیام، ایستادن تن و دل است در پیشگاه خداى سبحان. پس باید سرت كه بالاترین اعضاء توست به زیر و فرو افكنده و با گردن كج باشد، و این سرافكندگى تنبیهى است براى دل كه در حال تواضع و تذلّل و انكسار باشد، و از تكبّر و ریاست بیزارى جوید.
در اینجا باید اهمّیّت ایستادن در حضرت الهى و هول روز حساب و در معرض پرسش بودن را متذكّر شوى، و به یاد آورى كه در این وقت در حضور خداوند ایستاده‏اى و او بر تو مطّلع است». (جامع السعادات، ج3، ص344)
مراتب قرائت در نماز
و بدان كه مردم در قرائت بر سه گونه‏اند: بعضى زبان را مى‏جنبانند و دلشان غافل است، و بعضى زبان را حركت مى‏دهند و دلشان پیرو زبان است، یعنى مى‏شنود و مى‏فهمد كه گوئى از غیر مى‏شنود، و این درجه اصحاب یمین است. و بعضى دلشان‏ نخست به معانى پیشى مى‏جوید و سپس زبان در خدمت دل در مى‏آید و ترجمان آن است. و فرق است میان آنكه زبان ترجمان دل باشد یا معلّم آن، و زبان مقرّبان ترجمان دل ایشان است. (همان، ص351)
نتیجه گیری
در این نوشتار برخی از آیات و احادیث و گفتار علمای اخلاق که در زمینه حضور قلب در نماز وارد شده بررسی شد. یافته‌های تحقیق حاضر به شرح ذیل می‌باشد:
1. یاد خدا و حضور قلب علت تشریع نماز است زیرا خداوند می‌فرماید: «وَ أَقِمِ الصَّلاة لِذِكْرى».
2. چهار دستور العمل برای ایجاد حضور قلب در نماز ارائه شد: الف) عدم توجه به اطراف ب) صَلاة مودع (آخرین نماز) ج) احضار معانی بدون توجّه به خود آنها د)انجام مستحبات.
3. از مجموعه آیات و روایاتی که بیان شد این نکات به دست می‌آید:
الف) نماز بدون حضور قلب گر چه از لحاظ فقهی رفع تکلیف می‌کند اما از لحاظ اخلاقی مقبول نیست.
ب) نماز آنچنان به جاى آورده شود که گویا آخرین ملاقات و دیدار با  پروردگار خواهد بود. (صَلاة مُوَدِّع)
پ) از نماز همان مقدار را كه از روى توجه و تعقل خوانده باشد مى‏نویسند.
ت) حضور قلب در نماز سبب آمرزش گناهان می‌شود.
ث) دو ركعت نماز مختصر و با تفكر بهتر است از یك شب نماز بدون حضور قلب.
ج) رعایت خضوع و خشوع در نماز.
چ) به نماز مستحبی امر شده، تا به وسیله آن نماز واجب تکمیل شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 خرداد 1395
رهبر انقلاب در جمع مسئولان نظام:

آمریکایی‌ها اگر برجام را پاره کنند ما آن را آتش می‌زنیم

حق گرفتنی است آن هم از گرگی مثل آمریکا که باید حق را از دهانش بیرون کشید.
  ۲۵/ ۰۳ / ۱۳۹۵



حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دیروز در دیدار سران سه قوه، مسئولان و کارگزاران نظام، مدیران ارشد دستگاههای مختلف و عناصر فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، افزایش توانمندیهای اساسی را موجب مصونیت و اقتدار ملت و کشور خواندند و افزودند: برنامه‌ریزی و اولویت‌بندی در حل دو مشکل اساسی رکود و بیکاری، شتاب حرکت برای تحقق اقتصاد مقاومتی را افزون‌تر خواهد کرد.


رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود با توصیه به بهره گیری هرچه بیشتر از فضای معنوی ماه مبارک رمضان به برخی ادعیه در این ماه شریف اشاره کردند و گفتند: در برخی ادعیه رمضانی درخواست نجات از گناهانی شده است که اگر خدایی نکرده مسئولان به آنها مبتلا شوند، ضرر آن به همه جامعه و به کشور خواهد رسید.
حضرت آیت الله خامنه‌ای، بی‌انگیزگی، غفلت، سخت شدن دل، بی خیالی و غرور را از جمله این گناهان برشمردند و خاطرنشان کردند: اگر مسئولان از خود مراقبت نکنند و مبتلا به این گناهان شوند، مراحل بعدی و خطرناک‌تر، کم آوردن در بزنگاهها، ابتلا به نفاق و تکذیب نعمت‌های الهی است.
ایشان تنها راه رهایی از این گناهان و لغزش‌ها را، تقوا و مراقبت از خویش دانستند.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به مسائل روز اشاره کردند و با تأکید بر اینکه کشور در برهه کنونی، در شرایط حساس و خاصی قرار دارد، افزودند: از جمله ویژگی های مقطع فعلی این است که مسئولان، بر خلاف اوایل انقلاب، با ظرفیت های عظیم کشور بیشتر آشنا هستند و آگاهی کامل و جامعی نسبت به توانمندی‌ها و امکانات دارند.
حضرت آیت الله خامنه‌ای گفتند: ویژگی دیگری که موجب حساس بودن مقطع فعلی است، وجود یک دشمنی آشکار خاص با جمهوری اسلامی است که فراتر از اختلافات معمولی میان دولت‌هاست.
ایشان در بیان علت اصلی این دشمنی خاص، جمهوری اسلامی ایران را یک پدیده بی‌سابقه خواندند و خاطرنشان کردند: نظام اسلامی بر پایه مبانی فکری و عملی اسلامی با «استکبار، ظلم، تبعیض، و سیاستهای زورگویانه» مخالف است و با وجود همه فشارها، قدرت و نفوذ آن روز به روز در منطقه و جهان گسترش و عمق یافته و به عنوان یک قدرت رو به ظهور جدید، منافع ظالمانه قدرتهای استکباری را به چالش کشیده است.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: باید طراحی و نقشه دشمن را شناخته و برای مقابله با آن، طراحی کلان و مصونیت بخشی داشته باشیم که برنامه‌های اجرایی نیز در چارچوب این طراحی کلان معنا پیدا خواهند کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: طراحی و نقشه دشمن، از بین بردن توانمندی‌های جمهوری اسلامی و اگر نتواند، جلوگیری از رشد این توانمندی‌هاست.
ایشان با تأکید بر اینکه تنها راه مقابله با طراحی دشمن، استفاده صحیح و مناسب از ظرفیت‌ها  و افزایش روزافزون قدرت و اقتدار کشور است، به بیان توانمندی‌های اصلی و اساسی کشور پرداختند.
«ایمان اسلامی» اولین توانمندی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: طرف مقابل از همه امکانات خود به ویژه فضای مجازی استفاده می کند تا ایمان اسلامی نسل جوان و نسل‌های بعدی را متزلزل کند، بنابراین باید برای حفظ و عمق بخشی به ایمان اسلامی در جامعه به عنوان یکی از زمینه های اقتدار، اهتمام ویژه ای داشته باشیم.
حضرت آیت الله خامنه ای «پیشرفت‌های علمی» را دومین توانمندی اساسی کشور خواندند و با تأکید بر اینکه طرف مقابل بشدت مخالف پیشرفت علمی است و برای متوقف کردن آن به ترور دانشمندان کشور نیز متوسل شده است، افزودند: آنها برای مقابله با پیشرفت علمی حتی از ابزارهای خباثت آمیز و ممنوع همچون بدافزارها و ویروس‌های اینترنتی استفاده کردند که می توانستیم برای این جنایت، گریبان آنها را در دادگاه‌های بین‌المللی بگیریم که متأسفانه این کار انجام نشد.
ایشان خاطرنشان کردند: یکی از دلایل عمده فشار بر بخش هسته‌ای، مخالفت با پیشرفت علمی کشور است و خودشان هم می دانند که ادعای تلاش برای دستیابی به بمب هسته‌ای، یک دروغ آشکار است.
رهبر انقلاب اسلامی «توانمندی اقتصادی» و «توانمندی دفاعی بازدارنده» را از دیگر عوامل اقتدار کشور دانستند و با تأکید بر افزایش این توانمندیها گفتند: توانمندی سیاسی ملی به معنای وحدت و انسجام ملی باید حفظ شود و با وجود اختلاف‌ها و سلایق گوناگون سیاسی که اشکالی هم ندارد، در مبانی حرکت نظام، اختلافی در بین مردم بوجود نیاید.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: به لطف الهی امروز این انسجام و وحدت ملی نسبت به مبانی نظام وجود دارد و قاطبه مردم به انقلاب، مظاهر انقلاب، یادگارهای انقلاب و نام و یاد امام (ره) علاقه مند هستند.
ایشان «جمعیت جوان کشور» را از دیگر توانمندیهای اساسی برشمردند و افزودند: جمعیت جوان نعمت بسیار بزرگ و مهمی است و مسئولان  دولتی باید با برنامه ریزی صحیح در جهت افزایش جمعیت جوان کشور حرکت کنند.
حضرت آیت الله خامنه ای بعد از تأکید بر افزایش توانمندیهای شش گانه اساسی کشور برای مقابله با طراحی دشمن، خاطرنشان کردند: دشمن عبارت است از «شبکه استکبار» که در رأس آن دولت آمریکا قرار دارد و همچنین «شبکه صهیونیستی» که مظهر آن رژیم جعلی صهیونیستی است.
ایشان با اشاره به اینکه طرف مقابل به هیچ وجه دشمنی خود را پنهان نمی کند، گفتند: سخن چند روز پیش وزیر امور خارجه در جلسه علنی مجلس مبنی بر اینکه ذات آمریکا تغییری نکرده، سخن کاملاً درستی است، ذات آمریکای کنونی همان ذات آمریکای دوران ریگان است و هیچ تفاوتی هم میان دموکرات و جمهوری‌خواه وجود ندارد.
حضرت آیت‌الله خامنه ای به یک تصور غلط درخصوص آمریکا اشاره و خاطرنشان کردند: برخی تصور می کنند ما می‌توانیم با آمریکا کنار بیاییم و مشکلات خود را حل کنیم در حالیکه این تصور نادرست، و یک توهم است.
ایشان با تأکید بر اینکه از لحاظ منطقی، هیچ‌گاه جمهوری اسلامی ایران مورد محبت دولت آمریکا قرار نخواهد گرفت، گفتند: رفتار آمریکایی‌ها همواره خباثت‌آمیز و همراه با عناد بوده است، بنابراین، تصور اینکه مسائل ایران و آمریکا سوءتفاهم است و از طریق مذاکره و به شیوه پنجاه پنجاه قابل حل است، تصوری غیر واقعی و غلط است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئله اصلی آمریکایی‌ها، موجودیت جمهوری اسلامی ایران است که با مذاکره و رابطه حل نمی شود زیرا قدرت و استقلال ناشی از اسلام برای استکبار غیرقابل قبول است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه از دیدگاه آمریکا، مصالحه به معنای تنزل از مواضع و اصول است، خاطرنشان کردند: این تنزل پایانی ندارد همانگونه که اکنون بعد از موضوع هسته‌ای، موضوع موشکی را پیش کشیده‌اند، بعد از موشک، نوبت به حقوق بشر می رسد، بعد از حقوق بشر، موضوع شورای نگهبان، سپس موضوع ولایت فقیه و در نهایت قانون اساسی و حاکمیت اسلام مطرح خواهد شد، بنابراین تصور اینکه جمهوری اسلامی می تواند با آمریکایی‌ها به مصالحه برسد، تصور نادرستی است.
رهبر انقلاب اسلامی به یک تصور غلط دیگر نیز اشاره کردند و افزودند: برخی تصور می‌کنند که علت خصومت آمریکا با ایران، تحریک‌ها و ستیزه‌گری جمهوری اسلامی است در حالی که آنها بودند که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، با بدگویی، تحریم، طلبکاری و پناه دادن به دشمن ملت ایران، بنای دشمنی و ستیزه را گذاشتند
رهبر انقلاب اسلامی، تقویت «مصونیت و اقتدار کشور» را علاج واقعی همه دشمنی‌های مستکبران خواندند و تأکید کردند: براساس فرمان صریح قرآن باید هرچه می توانیم قوت و قدرت «ایمانی، اقتصادی، دفاعی، علمی، سیاسی و جمعیتی» خود را افزایش دهیم.
ایشان با فراخوان مسئولان همه دستگاه‌ها به ادای کامل وظایف خود در روند افزایش توان و «مصونیت ملی»، به مسئولان وزارتخانه ها و دستگاه‌های مرتبط با توان علمی کشور توصیه کردند خود را از حواشی دور نگهدارند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر ضرورت حمایت از جوانان معتقد و انقلابی به عنوان یکی از توانمندی‌های کشور، افزودند: همانگونه که صریح و آشکارا گفتم همواره از جوانان مؤمن انقلابی دفاع می کنم و به آنها ارادت دارم.
رهبر انقلاب اسلامی سخنان خود در جمع مسئولان و مدیران ارشد نظام را با بیان تذکراتی مهم در دو زمینه اقتصاد و برجام ادامه دادند.
ایشان رکود و بیکاری را دو مشکل عمده کشور دانستند و خاطرنشان کردند: این مشکلات بیشتر از اینکه ناشی از تحریم ها باشد، متوجه سیاست‌ها و برنامه های دولت فعلی، دولت سابق و دولت اسبق است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان برخی راهکارها برای حل این دو مشکل، توجه به صنایع کوچک و متوسط را ضروری خواندند و افزودند: احیای اینگونه صنایع، از بنیان‌های اقتصاد مقاومتی است و می تواند تا حد زیادی باعث تحرک اقتصادی و ایجاد اشتغال شود.
رهبر انقلاب اولویت بندی کارها را بسیار مهم خواندند و خاطرنشان کردند: طبیعی است که هریک از وزیران محترم مشکلات خود را مهم تر بداند و برای جذب منابع بیشتر تلاش کند اما دولت باید با اولویت بندی واقعی، حرکت اقتصادی را شتاب دهد.
ایشان با ابراز امیدواری درباره عینی شدن نتایج فعالیتهای دولت در زمینه اقتصاد مقاومتی حمایت از شرکتهای دانش بنیان را دارای اولویت کامل و در حل دو مشکل عمده رکود و بیکاری مؤثر خواندند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جذب و هدایت سرمایه ها و منابع خارجی به زمینه‌های مورد نیاز کشور را نیز مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: در این عرصه نیز باید با اولویت‌بندی عمل کرد. جلوگیری از واردات کالاهایی که مشابه داخلی دارند و یا مورد نیاز کشور نیستند، تبدیل تجهیزات فرسوده صنایع، توجه کامل به بخش کشاورزی و تمرکز و سرمایه‌گذاری برای تولید و صادرات فرآورده های نفتی به جای خام فروشی از دیگر توصیه‌های رهبر انقلاب به مسئولان بود.
ایشان افزودند: افزایش تولید و صادرات نفت، نیاز کشور است اما در کشوری که دارای بزرگترین ذخائر گازی و نفتی جهان است، واردات بنزین نباید انجام شود و مسئولان برای رفع این مشکل باید برنامه‌ریزی و اقدام کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه ای در نقد دیدگاهی که معتقد است منابع لازم برای تحقق اقتصاد مقاومتی وجود ندارد، افزودند: سپرده های ارزی و ریالی مردم در بانک‌ها، رقم بسیار بالایی است با افزایش «تسهیلات و مشوق‌های قانونی»، این منابع را به سمت شتاب یافتن روند اقتصاد مقاومتی هدایت کنید.
مسئله برجام و ارزیابی میزان پایبندی طرف‌های مقابل به تعهداتشان، آخرین بخش از سخنان مهم رهبر انقلاب اسلامی در جمع مسئولان و کارگزاران نظام بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، نظرات هر دو گروه موافقان و مخالفان برجام را مبالغه‌آمیز خواندند و گفتند: هم افرادی که از برجام تمجید می‌کنند و هم مخالفان و منتقدان آن، در بیان نظرات خود گاهی مبالغه و اغراق می‌کنند، در حالی که برجام هم «نقاط مثبت و محسّنات» دارد و هم «نقاط ضعف و معایب».
رهبر انقلاب افزودند: محسّنات برجام همان مواردی بود که جمهوری اسلامی را به روی آوردن به مذاکرات ترغیب کرد که البته خیلی از آن محسّنات تأمین نشد.
ایشان در اشاره به معایب برجام خاطرنشان کردند: این معایب مواردی است که ما همیشه از آن بیمناک بودیم و تکرار می‌کردیم که طرف مقابل، طرف بدعهد و بد‌ذاتی است که دبّه در می‌آورد و زیر قول خود می‌زند.
ایشان افزودند: در برجام خُلل و فُرجهایی وجود دارد که اگر بسته می‌شد، معایب، کمتر یا منتفی می‌شدند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تجلیل از تلاش فراوان و سخت مذاکره کنندگان هسته‌ای، تأکید کردند: آنچه که در خصوص برجام می‌گوییم، مطلقاً ناظر به زحمات و تلاش‌های این برادران عزیز نیست، بلکه ارزیابی عملکرد طرف مقابل است.
رهبر انقلاب با اشاره به زوایای پر ابهام سند برجام که زمینه سوء استفاده طرف های مقابل را فراهم کرده است تأکید کردند: جمهوری اسلامی ابتدائاً برجام را نقض نخواهد کرد، زیرا وفای به عهد، دستور قرآنی است اما اگر تهدید نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا مبنی بر پاره کردن برجام عملی شود، جمهوری اسلامی برجام را آتش خواهد زد که این کار هم دستوری قرآنی درباره نقض عهد متقابل است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه به تشریح مصادیقی از عمل نکردن آمریکا به تعهدات خود پرداختند و خاطرنشان کردند: وظیفه طرف مقابل، برطرف کردن تحریم‌ها بود اما به این وظیفه عمل نکرده یعنی بخشی از تحریم‌ها را به نحوی برداشته‌ اما در عمل تحریم‌ها برداشته نشده است.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها تحریمهای اولیه را بطور کامل حفظ کرده‌اند که این مسئله بر تحریم‌های ثانویه نیز که قرار بود برطرف شود اثر می‌گذارد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: دست‌اندرکاران به این واقعیات توجه و دقت کنند و این حرف را تکرار نکنند که تحریم‌ها برداشته شده است.
ایشان با اشاره به حل نشدن مشکل معاملات با بانک‌های خارجی، افزودند: مقامات دولت آمریکا در زبان و بخشنامه می‌گویند که مانعی برای معاملات بانکی با ایران وجود ندارد اما در عمل کاری می‌کنند که بانکها جرأت معامله با ایران را نداشته باشند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، سخنان اخیر یک مقام مسئول آمریکایی را مبنی بر اینکه «ما نمی‌گذاریم ایران راحت باشد»، نمونه‌ای از همین رفتار دوگانه دانستند و گفتند: طرف آمریکایی این گناه و تخلف بزرگ را در مانع‌تراشی برای تعامل بانک‌های خارجی با ایران انجام داده و کسی نباید کار آمریکایی‌ها را توجیه کند.
«بیمه نفتکش‌ها» موضوع مهم دیگری بود که رهبر انقلاب، جزئیاتی از تخلف و بدعهدی آمریکا در خصوص آن را بیان و خاطرنشان کردند: البته آنها در سقف محدودی این بیمه را قبول کرده‌اند اما ساختارهای بزرگ بیمه وارد این موضوع نمی‌شوند زیرا آمریکایی‌ها در آن ساختارها عضو هستند و مانع‌تراشی می کنند.
ایشان با اشاره به انجام کامل تعهدات جمهوری اسلامی افزودند: ما پیش‌پرداخت‌ها و تعهدات خود را پی در پی انجام دادیم و غنی‌سازی ۲۰ درصد، فردو و اراک را تعطیل کردیم، اما طرف مقابل همچنان متوقع است.
حضرت آیت الله خامنه‌ای خطاب به رئیس سازمان انرژی اتمی کشور تأکید کردند: توقعات طرف مقابل را در زمینه «الیاف کربنِ دارای کاربرد در ساخت سانتریفیوژها» و در خصوص «اندازه‌گیری ۳۰۰ کیلو مواد هسته‌ای» مطلقاً قبول نکنید و زیر بار آنها نروید.
رهبر انقلاب، با اشاره به پولهای بلوکه شده کشورمان در خارج گفتند: امروز دسترسی به درآمدهای نفتی کشور کاری دشوار و هزینه‌دار است و پول‌هایی هم که در بانک‌های دیگر کشورها داریم، هنوز به جمهوری اسلامی برنگشته است چرا که این پولها به دلار است و انتقال آنها به دلیل دشمنی و بدعهدی آمریکا قفل شده است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در ادامه سخنانشان صنعت هسته‌ای را صنعتی راهبردی خواند که باید بدون لطمه باقی بماند و توسعه یابد.
ایشان با اشاره به تأثیر محسوس صنعت هسته‌ای در مصونیت بخشی و افزایش امنیت کشور تأکید کردند: قابلیت‌های این صنعت، نیروی انسانی توانای آن و امکان رسیدن آن به وضعیت قبلی باید مورد مراقبت قرار گیرد و حفظ شود.
رهبر انقلاب افزودند: خوشبختانه قابلیت بازگشت به وضع قبلی حفظ شده و ما می‌توانیم در شرایطی که لازم بدانیم، با سانتریفیوژهای نسل جدید در کمتر از یکسال و نیم به صد هزار سو دست یابیم، بنابراین طرف مقابل خیال نکند که دست ما بسته است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر مقابله جدی با هرگونه کارشکنی آمریکا خطاب به مسئولان تأکید کردند: حق گرفتنی است آن هم از گرگی مثل آمریکا که باید حق را از دهانش بیرون کشید.
رهبر انقلاب با ابراز خرسندی از سخنان رئیس جمهور و وزیر خارجه مبنی بر مقابله با مانع تراشی های آمریکا خاطرنشان کردند: برای مقابله با جفاها و اقدامات طرف مقابل باید توانایی‌های خود را حفظ کنیم.
ایشان دستیابی ایران به غنی سازی ۲۰ درصد و ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته را عوامل اصلی قبول برخی تعهدات از جانب آمریکا دانستند و تأکید کردند: اگر اقتدار علمی و فناوری ایران نبود آمریکایی‌ها قطعاً همین وضع فعلی را هم قبول نمی‌کردند بنابراین باید این اقتدار هرچه بیشتر افزایش یابد.
رهبر انقلاب در آخرین نکته بخش هسته‌ای سخنان خود در جمع مسئولان و کارگزاران نظام گفتند: از هیأت نظارت بر اجرای برجام توقع داریم با دقت و مراقبت افزونتر در هر نقطه‌ای که طرف مقابل بد عمل می کند یا به فکر خیانت است بایستد و از منافع ملت دفاع نماید.

پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، حجت‌الاسلام والمسلمین روحانی رییس جمهور، در سخنانی ماه رمضان را ماه رحمت الهی خواند و با اشاره به شرایط کشور در زمان آغاز به کار دولت یازدهم گفت: دولت، کنترل و مهار تورم را اولویت خود قرار داد و توانستیم تورم را از 40/1 درصد در سال ۹۲ به 11/9 درصد در پایان سال ۹۴ برساند و در ماه آینده نیز به تورم یک رقمی دست خواهیم یافت.
آقای روحانی، کنترل بازار ارز، رشد اقتصادی و خروج از رکود را از دیگر دستاوردهای دولت دانست.
رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنان خود به اقدامات دولت در بخش کشاورزی اشاره کرد و گفت: از سال ۹۲ تا ۹۴ تولیدات کشاورزی از ۹۷ میلیون تن به ۱۱۲ میلیون تن رسید.
آقای روحانی افزود: در زمینه ذخایر و مواد غذایی استراتژیک مثل گندم و برنج، ذخایر سال ۹۴ نسبت به سال ۹۲ سه برابر شده و پیش بینی تولید گندم در سال جاری ۱۰ میلیون تن است که تقریباً برابر با نیازهای کشور است.
آقای روحانی با اشاره به پیشرفت‌های صنعت نفت، گفت: فازهای ۱۲ ، ۱۵ ، ۱۶ و ۱۷ پارس جنوبی به افتتاح رسید و سه تا چهار فاز دیگر نیز تا پایان امسال افتتاح خواهند شد.
رییس جمهور افزود: تولید گاز کشور در این مدت ۱۵۰ میلیون مترمکعب در سال افزایش پیدا کرده است.
وی به افزایش خطوط ریلی کشور اشاره کرد و گفت: با اضافه شدن ۴۷۵ کیلومتر به خطوط ریلی و برنامه ریزی برای ۷۰۰ کیلومتر دیگر، شاهد تحول بزرگی در زمینه ریل و ترانزیت خواهیم بود.
آقای روحانی با بیان اینکه در زمینه تجارت خارجی شاهد تحول مثبتی بودیم، تاکید کرد: در سال قبل بعد از ۶۰ سال برای اولین بار صادرات غیرنفتی کشور از واردات غیرنفتی پیشی گرفت.
وی ادامه داد: به طور متوسط در هشت سال گذشته تراز تجاری کشور، منفی ۲۵ میلیارد دلار بوده اما برای اولین بار این تراز تجاری مثبت شده است.
آقای روحانی همچنین با اشاره به مذاکرات هسته‌ای گفت: در این مذاکرات، حقوق هسته‌ای ملت ایران را تثبیت کردیم و قطعنامه‌های ظالمانه لغو شدند.
رییس‌جمهور، اولین قدم پس از رفع تحریم را دستیابی به بازار صادراتی نفت خواند و گفت: در این زمینه تقریبا به همان شرایط قبل از تحریم نزدیک شده‌ایم.
آقای روحانی با بیان اینکه تولید میعانات از ۳۷۰ هزار بشکه به ۳۹۰ هزار بشکه در ماه‌های اخیر رسیده است، افزود: صادرات نفت خام امروز به دو میلیون بشکه افزایش پیدا کرده و تولید نفت هم از 2/7 میلیون بشکه به 3/8 میلیون بشکه رسیده است.
رییس جمهور تاکید کرد: امروز به اتحاد و ایستادگی برای دستیابی به اهداف نیاز داریم.
وی مهمترین مسئله پیش روی کشور را مسئله اشتغال دانست و با بیان اینکه یکی از افتخارات دولت یازدهم در طول ۳ سال گذشته، ایجاد یک میلیون و ۳۴۰ هزار اشتغال خالص جدید است، گفت: طبق اعلام مرکز آمار هم اکنون بیش از ۲۲ میلیون شاغل در کشور داریم.
وی یکی از مشکلات برای رسیدن به رشد اقتصادی را کمبود تقاضا دانست و افزود: بدون بازار جدید نمی‌توانیم به رشد اقتصادی مطلوب برسیم و بدین منظور باید به دنبال بازار جدید داخلی و خارجی و نیز سرمایه‌گذاری خارجی باشیم.
رییس‌جمهور با اشاره به سخنان اخیر رهبر انقلاب در مورد بیکاری جوانان تاکید کرد: برای دولت هم مایه شرمساری است که جوان تحصیلکرده ایرانی بیکار باشد.
آقای روحانی با بیان اینکه از سال گذشته ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی به دستور رهبر انقلاب تشکیل شده گفت: این ستاد تا کنون ۱۹ جلسه تشکیل داده و ۱۱۰ طرح را در اولویت قرار داده است.
آقای روحانی با اشاره به اینکه نباید اعتماد میان مردم و جامعه سست شود، افزود: اگر در گوشه‌ای چند نفر حقوق بالاتری را برداشت کردند، آن را تبدیل به مسئله ملی نکنیم و دولت نیز گوش شنوایی برای شنیدن نقدها دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 خرداد 1395


نقش و جایگاه حضرت خدیجه(س)در فرآیند تکاملی انقلاب نبوی

  ۲۴/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫حضرت خدیجه(س)‬‎

یادداشت حاضر به مناسبت سالروز رحلت شهادت‏گونه بانوی فداکار و یار باوفای نبی مکرم اسلام، حضرت خدیجه(س)، مروری اجمالی بر شخصیت آن بانوی مکرمه و نیز نقش بی‏نظیر ایشان در مرحله آغازین انقلاب نبوی خواهد داشت.
***
نگاهی اجمالی به شخصیت و فضائل حضرت خدیجه(س)
بر اساس منابع تاریخی، حضرت خدیجه در خانواده‏ای موحّد و مومن به آئین ابراهیم حنیف و در مکه دیده به جهان گشود. پدر گرانقدر این بانوی مکرمه، «خُوَیلِد» فرزند اَسَد، و مادر بزرگوار ایشان، «فاطمه»، دخت زائده، از موحدین مکه بودند که از لحاظ نسبی با پیامبر اکرم(ص) پیوند دارند؛ بر این اساس حضرت خدیجه(س) از لحاظ نسبی از تیره قریش است که از سوى پدر در نیاى سوّم ( قُصَىّ ) و از سوى مادر در نیاى هشتم (لُؤَىّ) با پیامبر اکرم(ص) پیوند نسبی می‏یابد (ن.ک. سیره ابن‏هشام، 2: 8). اجداد این بانو نیز نسل اندر نسل از بزرگان و موحدان عصر و معاصر خویش به شمار می‏رفتند (ن.ک. الانوار الساطعه سیلاوى: 9؛ تاریخ مكّه ازرقى، ۱: ۱۴۹ و 226). آن بانو در زمان خود همچون آباء و اجداد خویش، از لحاظ حسب، نسب و ثروت و شخصیت، در زمره سرآمدان و بلکه در رأس آنها قرار داشت، چنانکه رهبر معظم انقلاب در این‏باره می‏فرماید: «خدیجه هم بانوی اوّل مکه و از لحاظ حسب و نسب و ثروت، شخصیت برجسته‌ای بود» (همو، 23/2/79).
در منابع تاریخی و دینی نیز القاب و اوصاف گوناگونی برای آن بانو ذکر شده است. اولین کنیه آن بانو مکرمه را باید از زبان قرآن شنید که او و دیگر همسران پیامبر اکرم(ص) را «ام‏المومنین» لقب داده است (احزاب: 6). همچنین خدای متعال با عنوان «مبارکه» آن بانو را به حضرت عیسی معرفی نموده است (کحل‏البصر محدث قمی: 70). براساس روایات، در انجیل نیز با همین عنوان از آن بانو یاد شده است (بحارالانوار، 43: 22). پیامبر اکرم(ص) نیز ایشان را «برترین و بهترین امهات مومنین» دانسته (الانوار الساطعهًْ: ۲۲۶)، و به هنگام معرفی آن بانو به جبرائیل امین، از ایشان با تعبیر «هذِهِ صِدِّیقَهًْ أُمَّتِی؛این صدّیقه امّت من است» یاد کرده است (البدایه و النهایه ابن‏کثیر، 2: 62). امام صادق(ع) می‏فرماید مقصود از صدیقه، «معصومه» است (اصول کافی، 1: 459). امیرالمومنین(ع) در وصف آن حضرت از تعبیر «سیّدهًْ النّسوان» استفاده نموده (بحارالانوار، 35: 143) و امام کاظم(ع) ایشان را «سیده قریش» نام نهاده است (قرب‏الاسناد: 252). پیش از اسلام نیز با عناوینی زیبنده همچون «سیده نساء قریش» (شرح المواهب اللدنیّة زرقانى،۱: ۱۹۹) و «طاهره» (الاصابة ابن حجر، 8: 60) از ایشان یاد شده است. در یکی از زیارات نبی مکرم(ص) نیز با اوصافی همچون «صدّیقه، طاهره، زكیّه، راضیه، مرضیّه، خدیجه كبرى و امّ المؤمنین» به آن بانو سلام داده شده است (بحارالانوار، 100: 189). در بیان و بنان و سیره نبوی نیز حضرت خدیجه(س) از چنان قدر و منزلتی برخوردار است که هیچ یک همسران پیامبر اکرم(ص) و نیز هیچ یک بانوان امت اسلام به آن جایگاه رفیع نظر نتوانند داشت.
برخی از بیانات آن رسول گرانقدر درباره آن بانوی مکرمه - که عموماً در منابع پیروان مکتب خلفا ذکر شده - از قرار ذیل است: «خدیجه، صدّیقه امّت من است» (البدایه و النهایه، 2: 62)، «هر روز چندین بار خداوند با خدیجه بر فرشتگان مباهات مى‏كند» (بحارالانوار، 16: 88)، «خدیجه برترین امّهات مؤمنین است» (الانوارالساطعه: 7)، «هرگز خدا همسرى بهتر از او براى من جایگزین نكرده است» (فتح‏الباری، 7: 140)، «برترین بانوان بهشتى، خدیجه دخت خویلد و فاطمه دخت محمّد است» (همان: 139)، «خدیجه بر بانوان امّت من برترى داده شده است» (تاریخ دمشق، 74: 84)، «خداوند محبّت خدیجه را بر من ارزانى داشت» (كفایة الطالب: 359)، «خدیجه در ایمان به خدا و من، گوى سبقت را از همه بانوان عالم ربود» (مستدرک حاکم نیشابوری، 3: 184)، «خداوند شكم مادرت را (خطاب به حضرت فاطمه(س)) ظرف امامت قرار داد» (مناقب آل ابى طالب، 3: 383)، و «مریم بهترین بانوان زمان خود و خدیجه بهترین بانوان زمان خویش است» (صحیح بخاری، 5: 47).
مروری بر نقش حضرت خدیجه(س) در فرآیند تکاملی انقلاب نبوی
چنانکه گذشت حضرت خدیجه(س) در سال‏های آغازین انقلاب نبوی حضور فعال و فداکارانه‏ای داشت و متأسفانه ظلم ظالمان و نیز دست اجل فرصتی بیشتر برای خدمت به اهداف الهی نبی مکرم(ص) به آن بانوی مکرمه را نداد.
نقش حضرت خدیجه در مرحله ایجاد انقلاب نبوی
یکی از نمودهای بارز موفقیت نبی مکرم(ص) در عملیات فردسازی، تربیت و همراه کردن تعدادی از اصحاب و یاران حضرتش بود که با جان و مال خود در راه اهداف الهی آن حضرت حرکت کرده و ایشان را مورد حمایت خویش قرار می‏دادند. از جمله این شخصیت‏ها، بانوی بزرگ اسلام، بانو خدیجه کبری(س) می‏باشد. در ادامه به برخی از اقدامات و تاثیرات آن حضرت در فرآیند تکاملی انقلاب نبوی، -که عموم آنها به مرحله ایجاد و سپس مرحله استقرار انقلاب نبوی مربوط است- اشارتی خواهد شد.
۱) اعلان ایمان و پیروی از پیامبر اکرم(ص) در دوران اختناق  
برای شروع هر انقلابی، اولین نیاز رهبر آن انقلاب، نیاز به پیرو و یار و یاور است. حضرت خدیجه(س) به همراه حضرت علی(ع) اولین کسانی بودند که به آن حضرت ایمان آوردند و در این راه تمام سختی‏ها را به جان خریدند. روشن است که اعلام ایمان و پیروی در آغاز انقلابی که رهبر آن هیچ قدرت و ثروتی ندارد و حتی در ظاهر، امید هیچ پیروزی نیز در کار نیست، خود بزرگ‌ترین حمایت برای رهبری آن انقلاب به شمار می‏رود؛ اگرنه ایمان آوردن بعداز کسب پیروزی‏ و قدرت، از لحاظ ارزش و تاثیر قابلیت مقایسه با ایمان و پیروی در آغاز انقلاب را ندارد. رهبر معظم انقلاب با اشاره به اهمیت پیروی از رهبری یک انقلاب در دوران سختی و مرارت می‏فرماید: «وقتی که اوضاع خوب است، کسانی که دور محور یک رهبری جمع شده‌اند، همه از اوضاع راضیند؛ می‏گویند خدا پدرش را بیامرزد، ما را به این وضع خوب آورد. وقتی سختی پیدا می‏شود، همه دچار تردید می‏شوند» ( 7/2/1377). روشن است که این سختی‏ها در آغازینگاه یک انقلاب، به دلیل فقدان پشتوانه مالی و نظامی، از کم و کیف بیشتری برخوردار است و طبیعتاً پیروی از یک رهبر در این ایام ارزش و اهمیت والائی داشته و در پیشبرد اهداف انقلابی رهبری تاثیر بنیادینی دارد. از این منظر ایمان آوردن حضرت خدیجه(س) و حضرت علی(ع) در اولین ساعات بعثت نبی مکرم(ص) و پیروی این هر دو از آن حضرت از اهمیت والائی برخوردار است.
 2) حمایت مالی مستقیم و غیرمستقیم
حضرت خدیجه(س) اولین شخصیتی بود که به حمایت تمام‏قد از پیامبراکرم(ص) اهتمام نمود و در این راه جان و مال خود را فدا نمود. اهمیت حمایت‏های همه‏جانبه، بخصوص حمایت مالی حضرت خدیجه(س) از نبی مکرم(ص) در آغازینگاه انقلاب نبوی آنگاه روشن می‏شود که بدانیم - به تعبیر رهبر معظم انقلاب - در دوران انقلاب و اختناق نقش کمک‏های مالی نقشی بنیادین است و اگر در ابتدای انقلاب نبوی کمک‏های مالی حضرت خدیجه(س) نبود، به احتمال زیاد فرآیند تکاملی انقلاب نبوی در آغاز راه مختل می‏گردید: «خدیجه‌ کبرى علیها‌الصلاهًْ والسلام در آغاز اسلام ایمان آورد؛ بزرگ‌ترین حرکت را به عنوان یک بانوى کامله و عاقله و بزرگوار انجام داد، اول مؤمن به اسلام او بود، بعد هم همه‌ ثروت خود را در راه دعوت اسلام و ترویج اسلام خرج کرد، و تأثیر این کار را کسانى مى‌دانند که در مبارزات و دوران اختناق نقش کمک‌هاى مالى را به مبارزین تجربه کردند. که اگر کمک‌هاى خدیجه علیهاالسلام نبود شاید در حرکت اسلام و پیشرفت اسلام یک اختلال و وقفه‌ عمده‌اى به وجود مى‌آمد» (رهبر معظم انقلاب، 2/3/1365).
حمایت‏های مالی حضرت خدیجه از انقلاب نبوی صرفاً به حمایت‏های مستقیم ختم نمی‏شود؛ و حمایت‏های مالی غیرمستقیم آن بانو در دوران سخت تحریم قریش نیز از ایجاد خلل در فرآیند انقلاب نبوی جلوگیری کرده است. توضیح اینکه حضرت خدیجه(س) پیش‌از ازدواج با نبی مکرم(ص) از تجار نامی حجاز به شمار می‏رفت و روابط خوبی با دیگر تجار داشت. در دوران سخت تحریم در شعب ابی‏طالب این بانو از این روابط بهره می‏گرفت و به اصطلاح امروزی تحریم‏های قریش را دور می‏زد. این امر نیز نکته‏ای مهم در تحلیل نقش آن بانو در پیشرفت اسلام است که نباید از چشم دور بماند، چنانکه رهبر معظم انقلاب از این امر به عنوان یکی از مزایا و خدمات آن بانو نسبت به اسلام یاد کرده است
3) ایستادگی و مقاومت در تحریم و محاصره شعب ابی‏طالب
تاریخ حکایت‏گر آن است که هر گاه ندایی و انقلابی در راستای حق‏طلبی و بر ضد ستمگری و استبداد قد برافراشته است، مستکبران و مستبدان از هر راهی برای نابودی و خاموش کردن آن انقلاب بهره گرفته‏اند. حملات سرد و گرم، مبارزات مخفی و عیان، تهاجم فرهنگی و نرم و... از جمله این هجمه‏ها، هجمه اقتصادی در قالب محاصره و تحریم اقتصادی است. آن چیزی که امروز ملت مسلمان ایران با آن مواجه است. از قضا دشمنان پیامبر اکرم(ص) نیز پس‌از ناکامی در متوقف کردن انقلاب نبوی، با استفاده از محاصره و تحریم اقتصادی-سیاسی و فرهنگی تلاش نمودند  پیروان پیامبر اکرم(ص) را از اطراف او پراکنده و انقلاب الهی آن حضرت را از پای درآورند. براساس گزارشات مسلم تاریخی ستمگران مکه در راستای این تصمیم، پیامبر اکرم(ص) و وابستگان و اطرافیان و پیروان حضرتش را در شعب ابی‏طالب تحت محاصره همه جانبه‏ای قرار دادند: محاصره سیاسی، محاصره فرهنگی، محاصره اقتصادی و ... دانست. محاصره شعب ابی‌طالب تا سه سال ادامه داشت.
چنانکه تاریخ نقل کرده، یاران و پیروان صدیق پیامبر اکرم(ص) با تکیه بر ایمان مستحکم خویش در این راه ایستادند و مقاومت نمودند؛ ولی در عین حال «همه سختی‌ها به دوش پیامبر فشار می‏آورد» (همان). در همین اوضاع بود که حضرت خدیجه(س) تمام قد به حمایت از پیامبر اکرم(ص) پرداخت و در این راه تمامی اموال خویش را تقدیم نمود. همچنین در این مدت به حمایت عاطفی و  معنوی از آن حضرت همت گمارد و همواره به آن حضرت دلگرمی بخشید. در این میان، تنها مونس و غمخوار آن حضرت، حضرت خدیجه(س) بود. در حقیقت اقدامات حضرت خدیجه(س) در این ایام بخشی معطوف به کل مسلمین بود که به عنوان بانوی اول اسلام و مادر تمامی مؤمنین، مادرانه به اوضاع مسلمین رسیدگی می‏کرد و با هزینه کرد ثروت خویش روحیه استقامت و پایداری را در آنها زنده نگاه می‏داشت. بخشی دیگر نیز معطوف به شخص نبی مکرم(ص) بود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، حضرت خدیجه(س) در تمام ایام عمر و خصوصا در ایام سخت شعب ابی‏طالب «بزرگترین کمک روحی برای پیامبر به‌شمار می‏رفت» ( 7/2/1377). این هر دو سنخ اقدام، از جمله عوامل مهم و تاثیرگذار در گذار از ایام محاصره و تحریم و پیروزی اولیه اسلام به شمار می‏رود. رهبر معظم انقلاب در تبیین و تحلیل دوران محاصره و تحریم در شعب ابیطالب و مقاومت مسلمین در این ایام و عامل این استقامت می‏فرماید: «همان ایستادگىِ اول بعثت، منجر می‏شود به استقامت عجیب سه سال در شعب ابی‌طالب. شوخی نیست؛ سه سال در یک دره‌ای در مجاورت مکه، بدون آب، بدون گیاه، در زیر آفتاب سوزان. پیغمبر، جناب ابی‌طالب، جناب خدیجه، همه‌ مسلمان‌ها و همه‌ خانواده‌هایشان توی این تکه - شکاف کوه - زندگی کردند. راه هم بسته بود که برای اینها غذا نیاید، خوراک نیاید. گاهی در ایام موسم - که بر طبق سنن جاهلی آزاد بود، یعنی جنگ نبود – می‏توانستند داخل شهر بیایند، اما تا می‏خواستند جنسی را در دکانی معامله کنند، ابوجهل و ابولهب و بقیه‌ بزرگان مکه به نوکرها و فرزندان خودشان سفارش کرده بودند که هر وقت آنها خواستند جنسی را بخرند، شما وارد معامله شوید، دو برابر پول بدهید، جنس را شما بخرید و نگذارید آنها جنس بخرند. با یک چنین وضعیت سختی سه سال را گذراندند. این شوخی است؟ آن استقامت اوّلی، آن عمود مستحکم این خیمه، آن دل متوکل علی اللَّه است که چنین استقامتی را در فضا به وجود می‌آورد که آحاد صبر می‌کنند. شب تا صبح بچه‌ها از گرسنگی گریه می‌کردند که صدای گریه‌ بچه‌ها از توی شعب ابی‌طالب به گوش کفار قریش می‌رسید و ضعفای آنها هم دلشان می‌سوخت؛ اما از ترس اقویا جرأت نمی‌کردند کمک کنند. اما مسلمان که بچه‌اش در مقابلش پرپر می‌زد - که چقدر در شعب مردند، چقدر بیمار شدند، چقدر گرسنگی کشیدند - تکان نخورد» (رهبر معظم انقلاب، 9/5/1387).
4) سرپرستی و تربیت جانشین و وصی نبوت
در جملگی انقلاب‏هایی که با برنامه‏ریزی صحیح صورت می‏گیرد، از همان ابتدا یکی از دغدغه‏های رهبری انقلاب و نیز انقلابیون، مسئله جانشینی رهبری است.
در انقلاب نبوی نیز این امر از اهمیت بسزایی برخوردار بود، به گونه‏ای که اولین اقدام نبی مکرم(ص) پس از علنی کردن دعوت خویش، تعیین جانشین خود بود که در داستان دعوت سران و بزرگان قریش، حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین و وصی خود تعیین نمود. جالب اینجاست که این جانشین و وصی پیامبر اکرم(ص)، بنا به مصلحت الهی و نیز اطلاع الهی نبی‏مکرم(ص) از وصایت حضرت علی(ع)، از دوران طفولیت و کودکی در خانه پیامبر اکرم(ص)، آغوش گرم آن حضرت و دامن مطهر حضرت خدیجه تحت تربیت و رشد قرار گرفته است (رهبر معظم انقلاب، 21/7/1383). از این منظر نیز نقش حضرت خدیجه(س) در جریان انقلاب نبوی، نقشی بنیادین است، چه اینکه تربیت جانشین رهبری انقلاب، تاثیر عمیقی در مراحل مختلف انقلاب - ایجاد، استقرار و استمرار- دارد. نقش این امر در ایجاد انقلاب، آنجاست که برنامه‌ریزی شده بودن انقلاب را به رخ می‏کشد که این انقلاب، انقلابی ابتر نیست که با رفتن رهبر، از بین برود. بنابراین «ایجاد امید به آینده انقلاب» و در نتیجه پایداری و استقامت پیروان، نقش مهم این مسئله در ایجاد انقلاب است. در مراحل استقرار و توسعه انقلاب نیز اثر این مهم اثری عملی است که بطور فیزیکی و حضور شخص وصی و جانشین در راس انقلاب و مدیریت آن، خود را می‏نمایاند. حضرت خدیجه(س) با نگاهداری مادرانه و تربیت صحیح حضرت علی(ع) این خدمت کلان و با ارزش را به انقلاب نبوی نموده است. تربیتی که حاصل آن، به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «شخصیتی مسلمان، انسانی کامل، تراز عالی انسانیت و الگو»، «جوانی مؤمن، نورانی، متصل به منبع وحی، مؤمن واقعی، پرهیزکار و پاکیزه‌ کامل» و «سردار تراز اول، مؤمن تراز اول، شاگرد تراز اول پیغمبر(ص) و عبادت‌کننده تراز اول در میان همه مسلمانان» بود و جملگی این امور مدیون زحمات و تلاش‏های حضرت خدیجه است که پابه‏پا و در کنار پیامبر اکرم(ص) به تربیت حضرت علی(ع) همت گمارده بود (ن.ک. رهبر معظم انقلاب، 21/7/1383).
5) تربیت مونس و غمخوار نبی‌مکرم و همسر وصی انقلاب
از دیگر خدمات چشمگیر حضرت خدیجه(س) به پیامبر اکرم(ص) و انقلاب الهی ایشان، به دنیا آوردن و تربیت شخصیتی بود که بعدها به خاطر خدمات بنیادینش به پیامبر اکرم(ص)، لقب «ام‏ابیها» را از جانب آن حضرت دریافت کرد. در واقع حضرت خدیجه(س) با تربیت صحیح و دقیق حضرت زهرا(س) علاوه بر خدمتی که به کل جریان انقلاب نبوی نمود، برای دوران اولیه ایجاد و آغازی نگاه آن نیز تاثیر شگرف داشت؛ رهبر معظم انقلاب با ادبیات ذیل به تبیین شخصیت و جایگاه حضرت زهرا(س) در فرآیند انقلاب نبوی در دوران خلاء وجودی حضرت خدیجه اشاره فرموده است: «دختری که در کوره گداخته مبارزات سخت پیغمبر(ص) در مکه متولّد شد و در شعب ابی‌طالب یار و غمگسار پدر بود. دختری حدوداً هفت، هشت ساله یا دو، سه ساله - بنابر اختلاف روایات، کمتر و بیشتر - در شرایطی که خدیجه و ابوطالب از دنیا رفتند، آن شرایط دشوار را تحمّل کرد. پیغمبر تنهاست، بی‌غمگسار است، همه به او پناه می‌آورند؛ ولی کیست که غبار غم را از چهره خودِ او بزداید؟ یک‌وقت خدیجه بود، که حالا نیست. ابوطالب بود، که حالا نیست. در چنین شرایط دشواری، در عین آن گرسنگی‌ها و تشنگی‌ها و سرما و گرمای دوران سه‌ساله شعب ابی‌طالب که از دوران‌های سخت زندگی پیغمبر است و آن حضرت در درّه‌ای با همه مسلمانان معدود، در حال تبعید اجباری زندگی می‏کردند؛ این دختر مثل یک فرشته نجات برای پیغمبر؛ مثل مادری برای پدر خود؛ مثل پرستار بزرگی برای آن انسان بزرگ، مشکلات را تحمّل‌ کرد. غمگسار پیغمبر(ص) شد، بارها را بردوش گرفت (همو، 25/9/71).
6) ارائه الگوهای انسانی ‏تراز اسلام و انقلاب اسلامی
یکی دیگر از تاثیرات حضرت خدیجه(س) در فرایند تکاملی انقلاب نبوی، که تاثیر آن منحصر به همان زمان نیست و تمام تاریخ اسلام - مادامی که نامی از اسلام باقی باشد - را شامل می‏شود، ارائه الگوهای انسانی تراز اسلام است. با توجه به اینکه مهم‌ترین اقدام و فعالیت در مرحله آغاز انقلاب نبوی «عملیات فردسازی» است، حضرت خدیجه(س) اولاً با تربیت دو انسان والا (حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع)) به تمامی بشریت (چه زن و چه مرد) الگوی یک انسان‌ تراز اسلام حقیقی و ناب را ارائه کرده است. علاوه اینکه شخصیت خود آن حضرت نیز بایستی به عنوان یک بانوی نمونه و الگو که مورد تایید نبی مکرم اسلام(ص) و دیگر ائمه معصوم(ع) مدّ نظر قرار گیرد. اگر زنان مسلمان و بخصوص زنان مسلمان ایران اسلامی شخصیت حضرت خدیجه(س) را به عنوان الگوی خویش انتخاب نمایند و بر آن حضرت اقتداء نمایند، به یقین جامعه و نظام اسلامی در پیشبرد اهداف عالی اسلامی و انسانی خویش به موفقیت‏های چشمگیری دست خواهد یافت، چنانکه حضور این بانوی مکرمه در فرآیند انقلاب نبوی بیانگر تاثیر شگرف و بنیادین ایشان در موفقیت پیامبر اکرم(ص) در وصول به اهداف اصلی خویش بوده است، چنانکه پیشتر به مواردی از این تاثیرات اشارتی رفت. امروز و با توجه به هجوم دشمنان اسلام از روزنه مسئله زن، اگر زنان مسلمان حضرت خدیجه(س) و حضرت زهرا(س) را به عنوان الگوی خویش مورد اقتداء قرار دهند، یقیناً طرح استعمار در به چالش کشیدن اسلام و نظام اسلامی از مسیر توطئه در مسئله زن، به جایی نخواهد رسید.
به تعبیر رهبر معظم انقلاب: «[مادامی که] آفتاب درخشان خدیجه‌ کبری علیها‌السلام و فاطمه‌ زهرا علیهاالسلام و زینب کبری علیهاالسلام می‌درخشد، طرح‌های کهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید» و نتیجه اقتدا به این آفتاب‏های درخشان این بوده که «هزاران زن کربلایی ما نه‌تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شکسته‌اند، بلکه ستم‌های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو کرده و نشان داده‌اند که حق کرامت الهی زن، بالاترین حقوق زن است که در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته‌شدن آن است». اگر زن مسلمان ایرانی به حضرت خدیجه(س) و اولاد گرانقدر آن بانوی مکرمه اقتدا نماید، خواهد توانست نماد بزرگ زن ایرانی مسلمان را به دنیا که سخت محتاج شناختن آن است، بنمایاند. (ن.ک. همو، 16/12/1391).





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 خرداد 1395


حضور قلب روح نماز(بخش نخست)

   ۲۴/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫حضور قلب روح نماز(بخش نخست)‬‎
علی قنبریان                                                                
حضور قلب روح و مغز عبادات است. در آموزه‌های دینی بر این مسئله به ویژه در نماز تأکید شده است. در نماز كه أهمّ امور است باید انسان در حضور قلب به خدا منقطع باشد و هیچ خاطره‏اى و اندیشه‏اى از ذهن عبور نكند چون حضور قلب و خشوع و خشیت مقصود كلّى از نماز است، آیات و اخبار بسیار در ترغیب بر آنها و فضیلت و ستایش اهل آنها و مذمّت غفلت و دل مشغولى در امور دنیا و وسوسه‏هاى باطل در حال نماز رسیده است، و نیز اخبار دلالت دارد كه انبیاء و اوصیاء و بزرگان اولیاء به هنگام اشتغال در نماز در نهایت توجّه و خشوع و خوف بودند. نوشتار حاضر اهمیت و راه‌های حضور قلب را مورد تحلیل و بررسی قرار می‌دهد.
***
انسان در هر لحظه از افكار و خواطر خالى نیست؛ در سكون و حركت، در خواب و در بیدارى. افكار و خاطرات مانند موج هاى خروشان از اصقاع و نواحى نفس هجوم مى‏آورند، و ملكات مكتسبه و برخورد با مشاهدات روزمرّه هر دم بر انسان خاطره‏اى مى‏زایند. این خاطرات مانند تیغ‌هایى آبدار و شمشیرهایى برّان بر قلب حمله نموده، او را در پرده مى‏افكنند و جریحه‏‌دار مى‏كنند.
از هر خاطره‏اى بگریزد، به خاطره دیگرى دچار مى‏شود. گریز از خاطره نیز به نوبه خود خاطره جدیدى است. صور و اشكال موجودات فانیه صف بسته، دائماً در ذهن او رژه مى‏رود و میدان نفس را محلّ تاخت و تاز خود قرار مى‏دهند؛ مولوی در این باره گوید:
جان همه روز از لگد كوب خیال   
وز زیان و سود و از بیم زوال‏
نى صفا مى‏ماندش نى لطف و فرّ  
نى بسوى آسمان راه سفر
(جلال الدین محمد بن محمد، مولوی، مثنوى‏معنوى، دفتر اول، ص22)
حقیقت نماز حضور قلب
 و نفى خواطر است
نماز یگانه ارتباط و اتّصالى است كه ناگهان او را از این هیاهو مى‏رهاند؛ چون حقیقت نماز حضور قلب است، و حضور قلب مستلزم نفى خواطر و توجّه تام به ذات اقدس ربوبى است.
لذا با این توجّه تمام خاطرات مضمحل مى‏گردد، افكار و خیالات نیست و نابود مى‏گردد، آن لشكرهاى صف كشیده شده افكار و آن تداعى معانى صور و اشكال مانند نمك در آب حل مى‏شود، و آن آشوب و هیجان تبدیل به آرامش و سكون مى‏گردد. آن گرد و غبار خیالات تبدیل به زمین سرسبز و خرّم و آب پاشیده شده، آن امواج پرخروش تبدیل به یك آب صاف و آرام مى‏شود.
معلوم است كه اقلّ فایده آن استراحت موقّتى از پریشانى حواس و افكار، و فائده مهم آن اتّصال به ابدیّت و خداوند است. چون آئینه دل صاف شد و آب خروشان آرام گرفت و گرد و غبار شهوات و افكار مشوّش نشست، جلوه خورشید حقیقت و شمس سرمدى در قلب واضح مى‏شود؛ بنده خداى خود را با چشم دل مى‏بیند، با او مى‏گوید و با او مى‏شنود. یكى از بزرگان مى‏فرماید: من هر وقت بخواهم خدا با من صحبت كند قرآن مى‏خوانم، و هر وقت بخواهم من با خدا تكلّم كنم نماز مى‏خوانم چه حال بهتر از این حال كه انسان دمى مغز خود را از فكر این دنیاى پر شر و شور خالى كند (دنیائى كه عیشش توأم با ناگوارى و حیاتش توأم با موت و شادیش مقرون با سوگ و ماتم است) و توجّه به حرم انس و مقام قرب و محل أمان بگرداند، و به ابدیّت پیوسته شود.(سید محمد حسین حسینى طهرانى‏،  انوارالملكوت، ج‏1، ص99- 101)
1. اهمیت حضور قلب
موجوداتى را كه ما در خارج مشاهده مى‏كنیم ظاهرى دارند و باطنى. هر موجودى از موجودات طبیعى، جسمى دارد و روحى، مُلكى دارد و ملكوتی.
مثلًا نمازى را كه انسان می خواند، ظاهرى دارد و باطنى، ظاهرش طهارت است و استقبال و قیام و ركوع و سجود و دعا و قرآن و تسبیح و غیر ذلك؛ و باطن و ملكوتش، آن جان و روح این نماز است، كه آیا از روى ریا و خودپسندى و عُجب و مقاصد پائین خوانده است، و یا از روى خلوص و اخلاص؟
انسان آن را با حالت پریشان و هجوم خواطر خوانده است، یا با طُمأنینه و سكینه خاطر و حضور قلب؟ درجات حضور باطنى او در چه حدود بوده است؟ و سیر معراجى او تا به كجا او را رسانده است؟
(سید محمد حسین حسینى طهرانى، معاد شناسى، ج ‏6، ص182) با توجه به آنچه که ذکر شد، باطن در مقابل ظاهر بوده و اصل است و نماز بی‌حضور قلب، نمازی است که اصالت ندارد.
ملا مهدی نراقی(ره) در اهمیت حضور قلب در نماز گوید:
حضور قلب و خشوع روح نماز است و چگونه نباشد و كمال نماز به آن بسته نباشد و حال آنكه نماز گزار در نماز و دعاى خود در مقام مناجات با پروردگار است؟ و شك نیست كه سخنى كه از روى غفلت سر زند مناجات نیست.
و همچنین كلام آشكار ساختن آن چیزى است كه در ضمیر آدمى است، و این جز با حاضر بودن دل ممكن نیست، پس كسى كه با دل غافل مى‏گوید: «اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ»‏ خواستار چیست؟
و نیز شك نیست كه مقصود از قرائت و اذكار همانا ثنا و حمد و تضرّع و دعاست، و مخاطب خداى تعالى است، پس هر گاه دل بنده با پرده غفلت پوشیده باشد و او را نبیند و مشاهده نكند، بلكه از مخاطب غافل باشد، و زبان خویش به حكم عادت بجنباند، این چقدر از مقصود نماز كه براى پاك و روشن ساختن دل و تجدید یاد خدا و رسوخ ایمان تشریع شده دور است!(ملا مهدی نراقی، جامع السعادات، ج3، ص325)
2. حضور قلب شرط قبولی نماز
خود نماز ذكر است بلكه یكى از مصادیق اعظم ذكر است. چون ذكر یعنى یاد خدا، و در تمام نماز چه افعال و چه اقوال، روح و جان نماز همان حضور قلب است كه حقیقت ذكر است.(سید محمد حسین حسینى طهرانى، ‏رساله سیرو سلوك منسوب به بحر العلوم‏، ص131) و نماز بدون حضور قلب، نماز فاقد روح و جان است که ارزشی ندارد.
فیض کاشانی(ره) مى‏فرماید: بدون توجّه و حضور قلب، نماز ابداً مقبول نیست، به دلیل آنكه اوّلًا خدا مى‏فرماید: «وَ أَقِمِ الصَّلاة لِذِكْرى»(طه ـ 14) (نماز را برای یاد من به پا دار)و ثانیاً مى‏فرماید: «وَ لا تَكُنْ مِنَ الْغافِلین»(اعراف ـ 205) (از غافلان مباش) و ثالثاً مى‏فرماید: «لا تَقْرَبُوا الصَّلاة وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون» (اى اهل ایمان هنگامى كه (از خمر و مى) مست باشید نزدیك نماز نروید (نماز نخوانید) تا آنكه بدانید چه مى‏گویید)(نساء ـ 43)
در آیه اوّل تعلیل مى‏كند وجوب اقامه نماز را به ذكر خدا؛ بنابراین اگر علّت حكم كه آن یاد و توجّه به خداست در نماز نباشد نماز بى‏فائده است. و امّا در آیه دوّم صریحاً نهى از غفلت مى‏كند. و امّا در آیه سوّم بعضى تفسیر  كرده‏اند كه مقصود از سُكارى، «سُكارى مِن كِثرَة الهَمّ، و قِیلَ: مِن حُبِّ الدُّنیَا» (مستی از کثرت هم و غم دنیا و گفته شده مستی از حب دنیا می‌باشد).
فرض كن همان ظاهرش مراد باشد كه سكارى از خوردن مسكرات، ولكن چون در آیه شریفه علّتش بیان شده كه مى‏فرماید: «حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون»(نساء ـ 43)، معلوم مى‏شود كه كسى كه در این علّت شریك است گرچه به حبّ دنیا یا كثرت هموم باشد نباید در نماز داخل شود مگر آنكه این موانعِ توجّه تامّ را از خود دور كند.(ملا محسن فیض كاشانى، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ج1، ص 349) البته توجه داشت که نماز بدون حضور قلب از نظر فقهی رفع تکلیف می‌کند اما نماز تام و کامل با حضور قلب بدست می‌آید.
3. دستور العمل و راهکارها
در ذیل چهار دستور العمل برای ایجاد حضور قلب در نماز ارائه می‌شود:
الف) عدم توجه به اطراف
«وَ رَوَى مُعَاذُ بْنُ جَبَلٍ عَنْهُ «ص» ا‏َنَّهُ قَالَ: «مَنْ عَرَفَ مَنْ عَلَى یَمِینِهِ وَ شِمَالِهِ مُتَعَمِّداً فِی الصَّلَاةِ فَلَا صَلَاةَ لَهُ» (نمازگزاری که بداند در راست و چپ خود چه می‌گذرد، و به اطراف خود توجه داشته باشد نمازش پذیرفته نمی‌شود) (محدث نورى، ‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج4، ص99)
این حدیث در مقام بیان این است که هنگام نماز، باید توجه خود را از اطراف بریده و به نماز مشغول شد و مسلماَ این عدم توجه به اطراف، در کاهش خواطر نفسانی نقش بسزایی دارد.
ملا احمد نراقی(ره) در اهمیت حضور قلب در نماز و انقطاع و عدم توجه به اطراف نقل کرده که: «ابو طلحه انصارى‏  باغى داشت روزى در آنجا نماز مى‏كرد در آن حال، مرغى شروع به خواندن كرد و دل او مشغول آواز آن شد. گفت: باغى كه مرا از حضور قلب در نماز باز دارد به كار من نمى‏آید آن را فروخت و قیمت آن را تصدق كرد» (ملا احمد نراقى، معراج السعادة، ص706)
و برخی به قدری در نماز خود مستغرق بوده و از اطراف بی‌خبر می‌شوند، که حتی در آن موقع اگردردی در اعضایی از بدنشان رخ می‌داده است، متوجه نمی‌شدند.
در عضوى از اعضاى یكى از خاشعان خوره پیدا شد، لازم گردید آن عضو قطع شود، امّا وى مانع از آن مى‏شد. گفتند: در نماز هر چه بر سر او آورند در نیابد، لذا هنگامى كه در نماز بود آن را قطع كردند.
نظیر این قضیّه به مولاى ما امیر مؤمنان علیه السلام نیز نسبت داده شده است كه پیكان تیر در پاى آن حضرت فرو رفته بود، و بیرون آوردن آن ممكن‏ نمى‏شد فاطمه علیها السلام فرمود: آن را در حال نماز از پایش بیرون آورید، زیرا در آن حال آنچه را بر او مى‏گذرد احساس نمى‏كند، لذا آن تیر را به هنگامى كه مشغول نماز بود از پایش بیرون كشیدند. (ملا محسن فیض كاشانى، المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء، ج1، ص 397-398)
ب) صَلاه مودع (آخرین نماز)
(از رسول خدا(ص) روایت است: وقتى كه به نماز برمى‏خیزى آن چنان نماز را بجاى آور گویا آخرین ملاقات و دیدارى است كه با محبوب و پروردگارت دارى. و وقتى كه داخل نماز شدى فرض كن این آخرین نمازى است كه در دنیا بجاى مى‏آورى. و بهشت را در پیشگاه رویت مشاهده نما و جهنّم را در زیر پایت احساس كن و فرشته مرگ را پشت سر خود بپندار و پیامبران را سمت راست و فرشتگان الهى را در سمت چپ خود مشاهده نما و خداى تعالى از بالا ناظر بر اعمال و رفتار تو است. پس بیندیش حال در پیشگاه چه كسى ایستاده‏اى و با چه كسى مناجات مى‏نمائى و چه كسى ناظر بر احوال تو است). (شیخ عباس قمى، سفینهًْ البحار، ج5، ص158)
علّامه بحرالعلوم طباطبائى(ره) در این مورد در منظومه «الدرهًْ النجفیهًْ» ص155 سروده است:
«و صَلِّ بِالخُضُوعِ و التَّخَشُّعِ             وَ كُنْ إذا صَلَّیتَ كَالمُوَدِّعِ»
(نماز را در حال خضوع و خشوع بجاى آور و گمان داشته باش كه این نماز آخرین نماز از عمر تو مى‏باشد كه دارى با خداى خودت خداحافظى مى‏نمائى).
همان گونه که در این حدیث آمده است و طبق توصیه برخی از اساتید اخلاق معاصر و گواهی تجربه، یکی از راهکارها برای حضور قلب در نماز، این است که خواطر خود را متوجه این امر کنیم که شاید، آخرین نمازی باشد که می‌خوانیم و دیگر توفیق آن را نخواهیم داشت، چنین توجهی سهم بسزایی در کاهش خواطر زائد خواهد داشت.
ج) دستور العمل علامه تهرانی(ره)
از علامه تهرانی (ره) دو دستور العمل ذکر می‌گردد: الف) احضار معانی بدون توجّه به خود آنها. ب) انجام مستحبات.
1 ـ احضار معانی بدون توجّه به خود آنها
در نماز كه أهمّ امور است باید انسان در حضور قلب به خدا منقطع باشد و هیچ خاطره‏اى و اندیشه‏اى از ذهن عبور نكند، و این فقط در صورتى امكان پذیر است كه جملات و عبارات نماز كه طبعاً حاوى معانى خود مى‏باشند بدون اندك توجّه به خود آنها در ذهن بیاید و بر زبان جارى شود. در این صورت نماز، نماز است. یعنى مخاطب خداست؛ حضور قلب با خداست.
و گرنه حضور قلب با الفاظ و یا با معانى است؛ و خداوند علِىّ أعْلى مهجور گردیده، و فقط به نظر ضمنى كه در حقیقت نظر نیست به او ملاحظه شده است.(سید محمد حسین حسینى تهرانى‏، روح مجرد، ص164)
2 ـ انجام مستحبات
در نماز انسان قلب و همان حقیقت خود را محو در عظمت آن موجود ازلى و ابدى كه تمام موجودات قائم به اوست‏ مى‏نماید، و خود را بدان ابدیّت مى‏پیوندد، و به ذكر او و یاد او آرامش مى‏گیرد؛ «الَّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» (آنها كه به خدا ایمان آورده و دلهاشان به ذكر خدا آرام مى‏گیرد، هان كه دل‌ها با ذكر خدا آرامش مى‏یابد) (رعد ـ 28)
و لذا آنچه براى تمرکز حواسّ و حضور قلب مفید است، در نماز مستحبّ است؛ مانند:
1) آنكه انسان در منزل خود بیتى را براى نماز اختصاص دهد و با حال پریشان وارد نماز نشود.
2) قدرى تأمّل كند تا آرام بگیرد.
3) با شكم سیر و مملوّ از طعام روى به نماز نیاورد.
4) در نماز سجّاده بیندازد.
5) انگشترى عقیق دست كند.
6) عطر بزند.
7) مسواك كند.
8) عمامه ببندد و طرف راست او را از زیر حنك بگذراند.
9) لباس سفید در بر كند.
10) نگاهش در مواقع و حالات مختلفه نماز به مواضع معیّنه و مقرّره در فقه بوده باشد.
11) مستحبّ است نمازهاى نوافل خود را در خفیه بخواند، لكن نمازهاى واجب را مستحبّ است به جماعت و در مسجد بجاى بیاورد.(سید محمد حسین حسینى تهرانى‏، انوارالملكوت، ج1، ص136)
بنابر این هر چقدر به مستحباتی که در شریعت اسلامی وارد شده است، بیشتر توجه کنیم و عامل باشیم حضورقلب بیشتری بدست می‌آوریم.
4. آیات قرآن
چون حضور قلب و خشوع و خشیت مقصود كلّى از نماز است، آیات و اخبار بسیار در ترغیب بر آنها و فضیلت و ستایش اهل آنها و مذمّت غفلت و دلمشغولى در امور دنیا و وسوسه‏هاى باطل در حال نماز رسیده است، و نیز اخبار دلالت دارد كه انبیاء و اوصیاء و بزرگان اولیاء به هنگام اشتغال در نماز در نهایت توجّه و خشوع و خوف بودند.
خداى متعال مى‏فرماید: «الَّذینَ هُم فی صَلاتِهِم خاشِعُونَ»‏ « [مؤمنان‏] كسانى هستند كه در نماز خود ترسان و خاشع‏اند» (مؤمنون ـ 2)
و مى‏فرماید: «وَ اقِمِ الصَّلاةَ لِذِكرى»‏ (طه ـ 14) «نماز را براى یاد كردن من بپا كن».
و غفلت ضدّ یاد كردن است، پس هر كه در نماز خود غافل باشد بپا كننده نماز براى یاد او نیست. و مى‏فرماید:
«وَ لا تَكُن مِنَ الغافِلینَ‏» (اعراف ـ 204) «و از غافلان مباش».
و مى‏فرماید: «فَوَیلٌ لِلمُصَلِّینَ، الَّذینَ هُم عَن صَلاتِهِم ساهُونَ»‏ (ماعون-۵- ۴) «واى بر آن نمازگزاران، كه از نماز خود غافلند».
آنان را با آن كه نماز گزارند بر غفلت از نماز مذمّت مى‏كند، نه براى اینكه نماز را ترك مى‏كنند.
و مى‏فرماید: «لا تَقرَبُوا الصَّلاةَ وَ انتُم سُكارى حَتَّى تَعلَمُوا ما تَقُولُونَ» (نساء ـ 43)
«در حال مستى و بیهوشى نزدیك نماز مشوید تا بفهمید چه مى‏گوئید».
و گفته‏اند: مراد بیهوشى از كثرت همّ و غم دنیاست، و گفته‏اند: از محبّت دنیا، و اگر بر ظاهر آن حمل شود بیدار باش بر مستى دنیاست، زیرا علّت را بیان كرده و فرموده است: تا بدانید چه مى‏گوئید. و چه بسا نمازگزارى كه شراب نیاشامیده و حال آنكه در نماز خود نمى‏داند چه مى‏گوید.(ملا مهدی نراقی، جامع السعادات، ج3، ص326- 327)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 خرداد 1395
پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت شاعر نامدار
حمید سبزواری با انقلاب زیست و وفادارانه در کنار انقلاب ماند
    ۲۳/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫حمید سبزواری با انقلاب زیست و وفادارانه در کنار انقلاب ماند‬‎
در پی درگذشت شاعر نامدار و هنرمند ثابت‌قدم آقای حمید سبزواری، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیتی صادر کردند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسمه تعالی
با دریغ و تأسف خبر درگذشت شاعر نامدار معاصر جناب آقای حسین آقا ممتحنی معروف به حمید سبزواری را دریافت کردم. این نام ماندگار و پر افتخار، یادآور تلاش ارزنده‌ هنرمندی سخت‌کوش و شجاع  در پشتیبانی از انقلاب در عرصه‌ شعر و ادب است. حمید سبزواری، صریح و ثابت‌قدم و موقع‌شناس، هنر والا و فاخر خود را به خدمت گرفت تا انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن را از جنبه‌ اثرگذار شعر روان و جذّاب، تغذیه و تأمین کند. سرودها و منظومه‌های بلند و غزلها و قصیده‌های خوش‌ساخت و پر مضمون او، ثروت ادبیِ درخوری را تقدیم انقلاب کرد. با انقلاب زیست و برای اسلام و انقلاب سرود و وفادارانه در کنار انقلاب ماند. رحمت و رضوان خدا نصیب او باد. مصیبت درگذشت او را به خاندان گرامی و همه‌ دوستداران بویژه همشهریان قدردان سبزواریش تسلیت عرض می‌کنم.
سیّد علی خامنه‌ای
۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۵





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 24 خرداد 1395

فرض است فرمان بردن از حکم جلودار / گر تیغ بارد، گو ببارد نیست دشوار

پدر شعر انقلاب اسلامی دعوت حق را لبیک گفت  
   ۲۲/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫پدر شعر انقلاب اسلامی دعوت حق را لبیک گفت‬‎
حمید سبزواری پدر شعر انقلاب اسلامی و سراینده سرودهای ماندگاری چون «خمینی‌ای امام»  درگذشت.
حسین آقاممتحنی مشهور به حمید سبزواری، شاعر معاصر ایران و دارنده نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر است، در اثر کهولت سن، دیروز شنبه 22 خرداد در سن 91 سالگی در بیمارستان آسیا در تهران، ‌دار فانی را وداع گفت.
مراسم تشییع پیکر این شاعر انقلاب، فردا دوشنبه 24 خرداد از ساعت 10 صبح با حضور اهالی فرهنگ و ادبیات در حوزه هنری برگزار می‌شود. همچنین با وصیت مرحوم سبزواری، پیکر وی در زادگاهش شهر سبزوار به خاک سپرده خواهد شد.
حمید سبزواری متولد 1304 در سبزوار است كه سرودن شعر را از 14 سالگی آغاز كرد. اما بدون تردید نقطه عطف فعالیت این شاعر، حضور در مبارزات انقلابی و خلق حدود 900 سرود در ستایش امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، شهدا و ایثارگران و همچنین با موضوعات انقلابی، دینی و ملی است. به طوری که به خاطر مبارزه علیه رژیم پهلوی، بعد از کودتای مرداد سال 1332 از کار آموزگاری اخراج شد. «خمینی‌ای امام» به یادماندنی‌ترین اثر حمید سبزواری بود که یکی از قدیمی‌ترین شعرهای انقلاب است که تبدیل به سرود شد. این سرود در زمان ورود امام خمینی در 12 بهمن سال 57 اجرا شد.
 برخی دیگر از سرودهای ماندگار سبزواری عبارت‌اند از: «آمریكا آمریكا ننگ به نیرنگ تو»، «الله اكبر، خمینی رهبر»، «ای مجاهد شهید مطهر»، «این بانگ آزادی است کز خاوران خیزد»، «برخیزید‌ای شهیدان» و.... این سرودها، بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی شده‌اند. به ویژه اینکه همواره در راهپیمایی‌ها توسط مردم و گروه‌های سرود، خوانده می‌شدند.
فرزند مرحوم سبزواری پیش از این در گفت‌وگو با کیهان گفته بود: پدرم همواره با اخلاص در راه انقلاب قدم برداشته است. به همین دلیل هم همیشه ثابت قدم بوده است. دیده‌ایم که برخی از شاعران انقلاب، در میانه راه بریدند، چون ملاک اصلی برای آنها منافع بود. اما ملاک اصلی برای حمید سبزواری، نه منافع و مادیات، بلکه عقایدش بوده است. متأسفانه گاهی حرف‌هایی پشت سر پدرمان گفته می‌شود. اما این برچسب‌ها به هیچ وجه به ایشان نمی‌خورد. واقعیت این است که ایشان در تمام طول دوران انقلاب، هیچ منفعتی کسب نکرد و وضع زندگی‌اش همان است که زمان انقلاب بود.
وی تأکید کرده بود: پدرم از قبل از انقلاب اسلامی با رهبر معظم انقلاب اسلامی رفت و آمد داشتند. هنوز هم همان عشق و علاقه قبل از انقلاب نسبت به آیت‌الله خامنه‌ای نزد پدرم هست و حمید سبزواری با همان صداقت و علاقه زمان انقلاب، در این راه قرار دارد.
از آثار استاد حمید سبزواری می‌توان به: دیوان اشعار، كاروان سپیده، یاد یاران، سرود درد، گزیده ادبیات معاصر و سرود سپیده اشاره كرد. سبزواری در نتیجه مبارزات جانانه انقلابی، سال‌ها تلاش صادقانه شغلی و ذوق و قریحه بالای شاعری، افتخارات متعددی را كسب كرد.
بیانات رهبر انقلاب درباره سبزواری
در سال 91 و به مناسبت برگزاری همایشی برای بزرگداشت استاد سبزواری، برگزار کنندگان این همایش به دیدار رهبر انقلاب رفتند. حضرت امام خامنه‌ای در این دیدار فرمودند:
«تجلیل از آقای حمید سبزواری کار بسیار شایسته‌ای است. هر کسی که این به ذهنش رسیده و مطرح کرده و هر کس که این کار را دنبال می‌کند بداند که کار بسیار خوب و مناسب و لازمی را دارد انجام می‌دهد.
در مورد آقای حمید دو بخش در مورد شخصیت ایشان هست که هر کدام باید جداگانه مورد توجه قرار بگیرد:یکی رتبه شعری ایشان است. ایشان شاعر بسیار خوبی هستند، یعنی هم قریحه شعری خوبی دارند و هم مضمون‌ساز هستند.هم تسلط بر لفظ و گستره میدان واژگانی دارد و هم از واژگان فراوانی استفاده می‌کند.
ایشان در شعر هم متنوع هستند. غزل، قصیده، تصنیف و ترانه‌های گوناگون می‌گوید.این تنوع در باب شعر و شاعری خصوصیتی است که در همه شاعران یافت نمی‌شود. اینکه یک شاعر بتواند در انواع شعر طبع آزمایی کند یک امتیاز است و آقای حمید سبزواری از این امتیازات برخوردار هستند،و همین مطلب ایشان را در رتبه بالای شعر معاصر ما قرار می‌دهد.
نکته دوم که اهمیتش از نکته اول کمتر نیست این است که ایشان این هنر را در خدمت مردم و انقلاب و در خدمت بصیرت‌افزایی قرار داده است و این خیلی مهم است.
آقای حمید سبزواری در آن دورانی که یک جریانی به عنوان روشنفکری هنر در مقابل انقلاب قرار گرفت و از معارضین و مزاحمین انقلاب حمایت کرد و عده‌ای در کوچه و بازار با ادعای روشن بینی و روشن فکری مردم را کشتند، کاسب را کشتند، روحانی را کشتند، دانشجو و رهگذر را کشتند و آن جریان مدعی روشنفکری نه تنها حرفی نزد بلکه حمایت هم کرد، در یک چنین شرایطی آقای حمید سبزواری در میدان بود و با همه وجود ایشان هر کار در حوزه گفتن و سرودن توانست انجام داد و این مهم است.
به نظر من، این بعد دوم شخصیت آقای حمید نباید نادیده گرفته شود و در بزرگداشتی که از ایشان می‌شود این بعد مورد توجه قرار بگیرد.»
واکنش شخصیت‌های فرهنگی و سیاسی
درگذشت حمید سبزواری، واکنش گسترده شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی و مسئولان و هنرمندان را در پی داشت.
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی عنوان کرد: درگذشت شاعر و سراینده آثار ماندگار و هنرمند جاودانه دوران انقلاب و دفاع مقدس استاد حمید سبزواری موجب تاسف و تاثر گردید.این ادیب و شاعر بلند آوازه که سابقه مبارزاتی پیش از انقلاب نیز داشتند، همواره هنر و استعداد خویش را در راه خدمت به مردم و نظام اسلامی و در جهت بصیرت افزائی و شور انقلابی معطوف کرد و آثار ارزشمند متعددی در گنجینه هنر انقلابی بر جای گذاشتند که همچون کاروان سپیده، یاد یاران و اشعار و سرود تاریخی خمینی (ره)‌ای امام نمونه آن می‌باشد.
غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در پیام خود نوشت: حمید سبزواری، شاعر توانا و بلندآوازۀ انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس، جهان را بدرود گفت و به دیدار پروردگار خود شتافت. این استاد بزرگ، شعر فاخر خود را در سراسر دوران انقلاب اسلامی در خدمت به ایمان و آزادی و عدالت نهاد و سرود پیروزی و بانگ آزادی سر داد.
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با صدور پیامی درباره حمید سبزواری عنوان کرد: او همواره بر مدار ایمان و اخلاق شعر گفت و شعورِ انقلابی خویش را بی‌هیچ ادعایی به جوانترها هدیه داد. نجابت، ویژگی بارز شعرش بود و شرافتِ شاعری سرلوحة عملش. مضمون‌ شعرهایش بدیع بود و طبعش لطیف، هم بر لفظ تسلط داشت و هم بر گسترة معانی و هم در انواع قالب‌های شعر طبع‌آزمایی می‌کرد و همه این هنرها را در خدمت به مردم و انقلاب قرار داده بود.شعر حمید سبزواری، تقویم انقلاب است. هر رویداد مهم تاریخ معاصر را با گل‌واژه‌های شعرش در حافظة زمان نقش کرده ‌ تا آیندگان از یاد نبرند که برای دفاع از آرمان‌های انقلاب اسلامی چه مسیرِ دشواری طی شده است.
محسن مومنی شریف، رئیس حوزه هنری نیز در پیام خود اظهار داشت: ده‌ها و بلكه صدها سروده زیبا محصول تلاش‌های صادقانه و عرقریزان روح شاعری است كه هرگز یك دم قلم از دستانش جدا نشد و حتی یك قدم از آرمان‌های انقلاب عقب ننشست و همواره سنگربان دفاع از فرهنگ و هویت انقلاب و ارزش‌های متعالی آن بود.
 شاعران، نویسندگان و هنرمندان دیگری نیز در یادداشت‌ها و مصاحبه‌هایی به پاسداشت حمید سبزواری پرداختند.
رضا اسماعیلی شاعر و نویسنده در یادداشتی عنوان کرد: استاد سبزواری هم قبله و هم قبیله شاعران متعهد و رسالت مداری چون كمیت و فرزدق و دعبل بود. او شعر را اسباب تفنن و تفرعن شاعرانه نمی‌دانست و همچون پیشاهنگان و سرهنگان شعر و ادب پارسی بر این اعتقاد و باور بود كه «شعر پرتویی از شعور نبوت» و محملی برای ایفای رسالت انسانی و اجتماعی است. به همین اعتبار - چه پیش از انقلاب و چه بعد از انقلاب – همواره پیرنگی خاص از دغدغه‌های اجتماعی - سیاسی در جان شعرهای او جلوه گر بود. او بر بوم شعرهای خویش، حماسه مقاومت و پایمردی انسان در برابر ظلم، تجاوز، تبعیض و بی‌عدالتی را آن گونه زیبا و گویا به تصویر كشیده است كه همة مردم جهان می‌توانند با اسطوره‌ها و نمادهای شعری او احساس پیوستگی و همذات‌پنداری كنند .
علیرضا قزوه شاعر نیز گفت: سبزواری تاثیرگذارترین شاعر انقلاب بود که در فضای انقلاب شعر سرود و ما فردی را به اندازه وی که به این فضا ورود کرده باشد نداریم.
عباسعلی براتی پور دیگر شاعری است که درباره سبزواری اظهار داشت: این پیر شعر انقلاب، انسانی سالم، سلیم‌النفس و استاد بود و هر صفت خوبی که سراغ داریم در او مجتمع بود. با گذشت و معتقد به ولایت فقیه از دیگر خصیصه‌های این شاعر بزرگ بود و تمام نیکی‌ها در او دیده می‌شد.
محمد گلریز، خواننده‌ای که برخی از شعرهای سبزواری را در سرودهایش خوانده نیز بیان کرد: سبزواری یکی از شجاع‌ترین سراینده‌های شعر انقلاب بود، متداول است که به وی لقب پدر شعر انقلاب را می‌دادند و به حق این گونه بود، چرا که در شرایط سخت، روزگار خفقان و ترور، از طرف طاغوت، و روزهایی که هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود، او شجاعانه وارد شد و در حوزه شعر و ادبیات با شهامت کار را انجام داد که مثال‌زدنی است.
مصطفی محدثی خراسانی شاعر هم درباره سبزواری گفت: اگر شعر انقلاب را به پازل تشبیه کنیم و هر شاعر بخشی از این پازل را تشکیل دهد باید عنوان شود که اگر تمام این قطعات جمع شود و پازل تکمیل شود تصویر آقای سبزواری نمایان خواهد شد.
سعید بیابانکی شاعر نیز بیان کرد: حمید سبزواری یک شاعر انقلابی به تمام معنا بود و تا آخرین لحظه مواضع انقلابی خود را حفظ کردند و هیچ وقت مواضع را قربانی مصالح نکردند.
روزنامه کیهان درگذشت این شاعر متعهد و بزرگ را به رهبر معظم انقلاب اسلامی، خانواده سبزواری، جامعه ادبی کشورمان و همه مردم تسلیت گفته و سروده وی درباره حضرت امام خامنه‌ای را تقدیم می‌کند:
ای یاد تو شورافکن و پیغام تو پر جوش
 آوای تو نجوای هزاران لب خاموش

 آنجا که تو رخساره نمایی همه چشمند
وانجا که سخن ساز کنی جمله جهان گوش
 
 در سینه ترا گر نه غم خلق جهانست
از نای تو شکوای قرون از چه زند جوش

 فریاد تو ویران‌گر بنیان نفاق است
 ای پرچم توحید ترا زیب بر و دوش

 بانک تو خروشی است ملامت‌گر تاریخ
 برخاسته از نای هزاران لب خاموش

 بد خواه تو حشر سرافکنده خویش است
همراه تو با عزت و اکرام هم‌آغوش
 
 تا بر ورق دهر نشیند سخن عشق
 هرگز نکند یاد ترا خلق فراموش
 
 پاس تو نگهدارد و جاه تو شناسد
هر با خبر از دانش و هر بهره‌ور از هوش





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 23 خرداد 1395


حمید سبزواری دار فانی را وداع گفت

  ۲۲/ ۰۳ / ۱۳۹۵

استاد حمید سبزواری «پدر شعر انقلاب» دار فانی را وداع گفت.

  استاد حمید سبزواری شاعر معاصر و ملقب به پدرشعر انقلاب سحرگاه امروز در سن 91 سالگی در یکی از بیمارستان های تهران چشم از جهان فروبست. او سراینده شعر معروف و مانای«خمینی ای امام» در استقبال از بازگشت امام خمینی (ره) به کشور بود؛ اشعار مرحوم سبزواری همراه همیشگی روزهای دفاع مقدس بود. استاد سبزواری در نتیجه مبارزات جانانه انقلابی، سال‌ها تلاش صادقانه شغلی و ذوق و قریحه بالای شاعری تاکنون افتخارات متعددی را کسب کرده بود. مرحوم  سبزواری  سال 1382 به عنوان چهره ماندگار شعر و ادبیات کشور برگزیده شده بود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 22 خرداد 1395
مرجعیت عراق:

جانفشانی‌های بسیج مردمی یادآور دلاوری‌های صحرای کربلاست

   ۲۱/ ۰۳ / ۱۳۹۵
Image result for ‫عبدالمهدی الکربلایی‬‎
نماینده مرجع عالی شیعیان عراق در کربلا ضمن تجلیل از دلاورمردی‌های نیروهای بسیج مردمی در نبرد علیه تروریسم در «فلوجه» آنها را به یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا تشبیه کرد.
اظهارات شیخ «عبدالمهدی الکربلایی»‌در خطبه‌های نماز جمعه کربلا بالاخره ضربه نهایی را به جنگ روانی رسانه‌های ارتجاع عرب وارد کرد و حباب پوشالی آنها را ترکاند. برخی رسانه‌های عربی طی روزهای گذشته بسیج مردمی عراق را مورد هجوم تبلیغاتی بی‌سابقه‌ای قرار داده و آنها را به کشتار غیرنظامیان فلوجه و غارت اموال ساکنان این شهر متهم کرده بودند.
همزمان، «حیدر عبادی» نخست‌وزیر عراق تحت فشار قرار گفت که عملیات آزادسازی این شهر را متوقف کند. این عملیات به دستور عبادی، روز سوم خرداد آغاز شده بود و طی روزهای نخست همه مناطق در اطراف شهر پاکسازی شده بود که مهمترین آنها، منطقه «الصقلاویه» بود.
اما، در سایه تبلیغات مسموم رسانه‌های حامی «داعش»، عملیات و پیشروی کمی کند شد و نزدیک بود متوقف شود. این روند ادامه داشت تا اینکه اواخر هفته گذشته، عبادی با ارسال نامه‌های جداگانه به سران و پادشاهان عرب، برای آنها توضیح داد که بسیج مردمی خطر نیست، بلکه خطر، «داعش» است.
عبادی در این نامه‌ها همچنین یادآور شد که بسیج مردمی تحت فرمان دولت و شخص وی علیه تروریسم می‌جنگد.
ولی دیروز نماینده آیت‌الله «سیدعلی سیستانی» مرجع عالی شیعیان عراق در کربلا، تیر خلاصی را به جریان فتنه زد و گفت: «آنچه از جانفشانی‌ها و ایثارگری‌های نیروهای مردمی می‌شنویم، یادآور دلاوری‌ها در نبرد صحرای کربلاست.»
الکربلایی دستاوردهای نیروهای امنیتی و بسیج مردمی در نبرد آزادسازی فلوجه را ستود و از جانب آیت‌الله سیستانی این دستاوردها را تبریک گفت.
شیخ عبدالمهدی الکربلایی تصریح کرد:‌ «در حال حاضر نبرد قهرمانانه ادامه دارد و ما شاهد جانفشانی‌های بزرگی هستیم. این جانفشانی‌ها را قدر می‌دانیم و مرجعیت عالی به چنین دلاوری‌هایی مباهات می‌کند.»
با توجه به این موضعگیری مرجعیت، احتمالا عملیات آزادسازی فلوجه طی روزهای آتی شتاب می‌گیرد. «ابوجعفر الاسد» سخنگوی رسمی نیروهای بسیج مردمی هم اعلام کرد، «اگر پاکسازی فلوجه به طول بینجامد، بسیج مردمی مجددا وارد عمل خواهد شد.» در حال حاضر بسیج مردمی نقش پشتیبانی را برعهده دارد و نیروهای ارتش در نوک حملات قرار دارند. البته این پیشروی بسیار آرام صورت می‌گیرد تا به غیر نظامیان آسیبی نرسد. هم‌اکنون حدود 40 هزار غیرنظامی در شهر فلوجه به سر می‌برند.
در همین حال، «علی صبحی المالکی» نماینده مجلس عراق و عضو ائتلاف دولت قانون اعلام کرد که تخریب وجهه بسیج مردمی توسط سرویس‌های اطلاعاتی غربی مدیریت می‌شود.
در یک جمع‌بندی از شرایط فلوجه، 400 تروریست داعش از سه خرداد تاکنون به هلاکت رسیده‌اند و شمار بقیه آنها در فلوجه به 1000 نفر هم نمی‌رسد.
عملیات تروریستی در بغداد
تروریست‌های داعش اما با انفجار دو بمب در شمال و شرق بغداد، 25 نفر را شهید و نزدیک به 60 نفر دیگر را مجروح کردند تا بدین ترتیب جبران شکست در میادین جنگ را با کشتن غیرنظامیان کرده باشند!
هرچند هیچ فرد و یا گروهی مسئولیت این دو انفجار را بر عهده نگرفته، اما معمولا عناصر داعش به شیوه انتحاری دست به انفجار بمب می‌زنند. هر دو انفجار فوق به شیوه انتحاری صورت گرفته است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 22 خرداد 1395

تلاشهای دشمنان و وظایف ما(1)

(زلال بصیرت)

  ۱۹/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫آیت الله مصباح یزدی‬‎

درباره نفوذ دشمن باید به این نکته توجه داشت که نمی‌توان از دشمن، جز دشمنی کردن توقعی داشت؛ اگر کسانی فکر کنند که دشمن، از دشمنی خود دست برمی‌دارد یا برای ما دلسوزی می‌کند و یا قصد خدمتی به ما دارد، بسیار اشتباه می‌کنند. کار دشمن، دشمنی است؛ از هر راهی بتواند نفوذ می‌کند تا هر ضرر و زیانی به انقلاب اسلامی وارد کند، اعم از کوچک یا بزرگ و کوتاه‌مدت یا درازمدت، دشمن از هیچ چیزی در این زمینه مضایقه نمی‌کند و غیر از این هم نباید انتظاری داشت. البته راس همه دشمنان ابلیس است که هزاران سال تجربه دارد و هر چیزی را هم که عقل خودش بدان نمی‌رسیده، در طول این هزاران سال تجربه کرده و به دیگران منتقل کرده است. افزون بر این، دست‌پرورده‌های خوبی هم تربیت می‌کند؛ تا آنجا که قرآن می‌فرماید: شیاطین الانس و الجن[1] خداند در این آیه ابتدا شیاطین انس را ذکر می‌کند؛ آنها همان دست‌پرورده‌های ابلیسند و وجودشان حذف نخواهد شد؛ یعنی تا روزی که خداوند متعال به آنها مهلت داده است، وجود خواهند داشت و حکمتش نیز این است که زمینه انتخاب را فراهم سازند؛ زیرا ارزش انسان به این است که بتواند انتخاب صحیحی داشته باشد؛ هر چه شرایط متضاد و مشکلات، افزون‌تر باشد، انتخاب، مشکل‌تر می‌شود؛ وقتی انتخاب مشکل‌تر شد، ارزش کار بیشتر می‌شود. بر این اساس، امتحاناتی نیز که امروز جامعه اسلامی با آن مواجه است، در طول تاریخ نمونه نداشته است. این نشانه آن است که بشر ترقی نموده و استعداد انتخاب بیشتری پیدا کرده است؛ یعنی باید شرایط سختی پیش آید تا نشان دهد کسانی که انتخاب صحیحی می‌کنند، چقدر کارشان ارزشمند است. در نهایت نیز باید به این منتهی شود که بر اساس اصول اعتقادی و روایات ما، 313 نفر پیدا شوند که در عالم بی‌نظیرند و آنها رهبران گروه‌هایی هستند که در رکاب امام‌زمان(ع) خواهند بود و می‌توانند جهان را اداره کنند.
انقلاب اسلامی، نقطه عطف تاریخ ایران
به هر حال، انتظار داشتن یک محیط آرام، بی‌دغدغه و بدون دشمن و گرفتاری، برای این عالم روا نیست:‌لقد خلقنا الانسان فی کبد؛[2] در این عالم، زندگی انسان همراه با رنج، زحمت و فشار است و باید هم باشد؛ زیرا در غیر این‌صورت، زمینه انتخاب صحیح و امکان رشد فراهم نمی‌شود.
مروری بر تاریخ اسلام و نیز تاریخ کشور خودمان نشان می‌دهد همیشه بین قدرت‌ها و اقوام مختلف برای رسیدن به سلطنت، اختلاف و نزاع وجود داشته است؛ گروهی می رفتند و گروهی دیگر بر سر کار می‌آمدند؛ هر دیکتاتوری نیز خویشاوندان خود را بر مسندهای قدرت قرار می‌داده است و گاهی یک کشور یا استان یا شهر را تحت تسلط خود قرار می‌دادند و تا آنجا که قدرتشان می‌رسید بر مردم حکومت و از آنها سوءاستفاده می‌کردند؛ تا اینکه مردم از آنها خسته می‌شدند و عده دیگری بر سر کار می‌آمدند و نقش آنها را تکرار می‌کردند.
در طول تاریخ کشور ایران، انقلاب اسلامی نقطه عطف شاخصی است؛ اینکه حرکتی به نام دین و به دست بزرگ‌ترین عالم روحانی وقت انجام گیرد و به تعبیر حضرت امام، عده‌ای مردم پابرهنه این طور همت و کمک کنند، شهید بدهند، اموال و راحتی‌شان را فدا کنند، زندان بروند و شکنجه شوند - بدون اینکه کمکی از جایی بگیرند یا اینکه ثروتی در اختیار داشته باشند - تا به پیروزی برسند، این حادثه عظیمی در تاریخ است؛ منتها چون خود ما کمابیش در متن این وقایع و جریان‌ها بوده‌ایم، به آن عادت داریم، وگرنه اگر کسی از بیرون، تاریخ را بررسی کند، به این نقطه که می‌رسد، برجستگی فوق‌العاده‌ای می‌بیند که از جنبه‌های متعددی با حوادث پیشین قابل مقایسه نیست.
هماهنگی غرب و شرق در دشمنی با ایرانی اسلامی
در مقابل این حرکت رو به رشد و گسترش، که قابلیت اسوه بودن برای دیگر ملت‌ها را دارد، دشمنان احساس خطر می‌کنند و معتقدند که باید با به‌کارگیری تمام قوای خود جلوی آن را بگیرند. آنها در ابتدا می‌پنداشتند این حرکت، جریان ساده‌ای است که می‌توان در مدت شش ماه بساط آن را برچید؛ ولی پس از چندی دریافتند که این‌گونه نیست و نه تنها در داخل مرزهای خودش روز‌به‌روز استحکام بیشتری پیدا می‌کند، در حال سرایت کردن به کشورهای دیگر نیز می‌باشد. بر این اساس، تصمیم گرفتند با تمام قدرت در مقابل این نظام بایستند. در این مورد، قدرت‌های شرقی و غربی، که در دو نقطه و قطب مقابل هم بودند، با هم اتفاق‌نظر داشتند؛ مجاهدین را ابتدا مارکسیست‌ها تایید کردند و روی کار آوردند؛ اما بعد آمریکایی‌ها آنها را از دست مارکسیست‌ها قاپیدند. در زمان صدام، همین افراد که بزرگترین دشمن شاه به شمار می‌آمدند، همکار صدام و ستون پنجم دشمن در داخل شدند.
هدف دشمن، زدن ریشه اصلی انقلاب
به هر حال، جهان غرب، بویژه بعد از فروپاشی اردوگاه مارکسیسم، یکپارچه شدند تا ریشه این انقلاب را از بیخ و بن برکنند؛ اما بتدریج دریافتند که این رشه به سادگی قابل کنده شدن نیست. بر این اساس، مدت‌ها متخصصان و کارشناسان حوزه‌های مختلف، اعم از جامعه‌شناس، روانشناس، تاریخ‌شناس و مردم‌شناس روی آن کار کردند تا بفهمند ویژگی‌ها و بن مایه‌های اصلی این انقلاب چیست، تا شاید بتوانند آن را برکنند. در نهایت به این نتیجه رسیدند که بن‌مایه اصلی، ایمان مردم است که مقوله‌ای فرهنگی، ایدئولوژیک و نوعی نگرش به هستی، زندگی و انسان است.  به دنبال این فکر ریشه‌ای و بنیادین، سلسله ارزش‌هایی مانند شهادت‌طلبی، ‌ایثار و امثال اینها به وجود می‌آید، مانند درختی که ریشه مستحکمی دارد و هر روز شاخه‌ها، برگ‌ها و میوه‌های جدیدی به بار می‌آورد.
بر این اساس، دشمنان تصمیم گرفتند از هر سو به این درخت حمله کنند؛ یعنی هم میوه‌ها و هم شاخ‌و برگ آن و در نهایت ریشه آن را بزنند؛ دشمنان با تشکیل گروه‌های مزدور و ترورها، برخی شاخ‌و برگ‌های آن را زدند؛ بعدها نیز یاد گرفتند که برای نفوذ بیشتر، عناوین ملی، ایرانی و اسلامی برای این گروه‌ها انتخاب کنند. همه این کارها را انجام دادند، ولی هدف اصلی این بود که ریشه را بخشکانند، ریشه، همان اعتقاد، فکر، بینش و ارزش‌های مردم است و این یعنی فرهنگ، برای این کار نقشه‌های بسیار گسترده‌ای طراحی کردند. افرادی که مسئول پیگیری و شناسایی این نوع کارها هستند، بخشی از توطئه‌ها را کشف می‌کنند؛ وگرنه این مسائل آنقدر پیچیده است که هیچ متخصص مسائل امنیتی بدرستی نمی‌تواند همه اینها را کشف کند. چه بسا بعد از ده‌ها سال، شاخه‌ای از این نوع روابط شبکه‌ای را می‌فهمند؛ ولی به عمق و کلیت آن دست نمی‌یابند. اجمالا نیز معتقدند که شاخه‌های پیچیده‌تری دارد که باید کشف شود.
استفاده از نیروهای درون انقلاب
 برای ضربه زدن
متاسفانه اینها در میان انقلابیون عوامل خوبی برای اجرای نقشه‌هایشان شناسایی می‌کنند؛ افرادی که اساسا ایمانی به انقلاب ندارند و اگر به اصل انقلاب به منزله یک حرکت اجتماعی معتقدند به اسلام معتقد نیستند و یا دلبستگی آنها به مال، مقام، ریاست و پرستیژ، آنها را غافل می‌کند و دچار نوعی ازدواج شخصیتی[3] می‌شوند؛ یعنی از یک طرف انقلاب را دوست دارند و از طرف دیگر نمی‌توانند از منافعشان صرف‌نظر کنند.
تردید عمر سعد
 برای کشتن یا نکشتن امام‌حسین(ع)!
همه شما داستان عمر سعد را شنیده‌اید؛ وقتی به او پیشنهاد کردند با سیدالشهدا(ع) بجنگد، از شب تا صبح قدم می‌زد و فکر می‌کرد که آیا قبول کند یا خیر، یعنی زود نتوانست تصمیم بگیرد؛ بالاخره او از خانواده مشهوری بود که در عالم اسلام موقعیتی داشتند؛ پدر او سعدبن‌ابی‌وقاص از سرداران معروف اسلام بود. در آن زمان، معروف بود که بیشتر عراقی‌ها و بویژه اهل کوفه طرفدار امام‌علی(ع) بودند؛ زیرا امیرالمومنین در آنجا حکومت و سال‌ها خدمت کرده بود، برخلاف شامی‌ها که طرفدار معاویه بودند. حالا به یکی از این اهالی کوفه پیشنهاد داده‌اند که پسرعلی(ع) را به شهادت برسان! عمر سعد آنقدر عاشق حکومت ری بود که متحیر ماند قبول کند یا نکند! تا اینکه آخر پذیرفت این کار را انجام دهد.
سخنرانی آیت‌الله مصباح‌یزدی(دام ظله) در دیدار با جمعی از اعضای شورای مرکزی و فعالان اتحادیه جامعه اسلامی
 دانشجویان خراسان رضوی؛ قم؛ 94/6/26
1. انعام / 112.                       [2]. بلد/4.
[3]. ازدواج شخصیت اصطلاح معروفی در حوزه روان‌شناسی است؛ در این حالت، نوعی تضاد در درون فرد به وجود می‌آید که نمی‌داند کدام مسیر را انتخاب کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 18 خرداد 1395


رهبر انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس دهم:
 مشکل رکود و اشتغال باید حل شود .صِرف صحبت فایده ندارد
۱۶/ ۰۳ / ۱۳۹۵



حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس دهم با تأکید بر لزوم حفظ اقتدار، هیبت و جایگاه در رأس امور بودن مجلس شورای اسلامی، به الزامات قانونگذاری خوب در مجلس اشاره کردند و با برشمردن اولویت‌های کاری مجلس در عرصه‌های اقتصاد مقاومتی، فرهنگ و سیاستهای داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، گفتند: مجلس شورای اسلامی باید ضمن دمیدن روح آرامش در کشور، «انقلابی» باشد و در قانونگذاری انقلابی عمل کند و به مواضع خصمانه و مغرضانه آمریکا، واکنش نشان دهد و در مقابل سیاستهای استکبار ایستادگی کند.
رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای سخنان خود با تبریک به نمایندگان مجلس دهم به دلیل کسب توفیق خدمتگزاری در قوه مقننه، جایگاه این قوه را والا و رفیع دانستند و افزودند: وظیفه قانونگذاری مجلس، بسیار مهم و در واقع ریل‌گذاری برای حرکت دولت است.

دیدار رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رهبر انقلاب
همکاری به معنای گذشتن مجلس از حق خود نیست
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه وظیفه نظارتی مجلس، تعارضی با موضوع همکاری با دولت ندارد، خاطرنشان کردند: این همکاری به معنای گذشتن مجلس از حق خود نیست و نمایندگان باید با استفاده از اختیارات قانونی خود همچون تحقیق و تفحص، اجرای صحیح  قانون را پیگیری کنند.
ایشان با اشاره به سوگند نمایندگان مجلس در حفظ مبانی اسلام و دستاوردهای انقلاب افزودند: مجلس باید واقعاً در رأس امور باشد و حفظ جایگاه و هیبت واقعی مجلس بر عهده نمایندگان است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه یکی از ضمانت‌های حفظ جایگاه والای مجلس شورای اسلامی، نظارت مجلس بر خویش است، به موضوع قانونگذاری خوب و الزامات آن اشاره کردند و گفتند: قانون باید «باکیفیت»، «متقن»، «همه‌جانبه‌نگر»، «واضح»، «بدون تعارض با قوانین دیگر»، «ضد فساد»، «منطبق با سیاستهای بالادستی»، «برگرفته از دیدگاههای کارشناسی بدنه دولت و خارج از دولت» و «دربر دارنده مصالح ملی به جای مصالح محلی» باشد.
برنامه ششم بدون اغماض بررسی و تصویب شود
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به لایحه برنامه ششم به عنوان یکی از دستورکارهای فوق‌العاده مهم مجلس جدید اشاره کردند و افزودند: شرایط کشور، شرایط ویژه‌ای است، بنابراین برنامه ششم باید با دقت و بدون هیچ اغماض و کوتاهی مورد بررسی و تصویب قرار گیرد.
ایشان همچنین با اشاره به حضور تعداد قابل توجهی از نمایندگان جدید، در مجلس دهم خاطرنشان کردند: من این موضوع را یک فرصت می‌دانم زیرا حضور نمایندگان تازه‌نفس در کنار برخی نمایندگان باتجربه، زمینه‌ساز یک مجلس با نشاط و باانگیزه است که از تجربیات نمایندگان باتجربه استفاده خواهد کرد.
رهبر انقلاب اسلامی سپس به موضوع اولویت‌های کاری مجلس دهم پرداختند و با تأکید بر اینکه «اقتصاد»، یک موضوع اصلی است، افزودند: نمایندگان مجلس، در خصوص عملی شدن اقتصاد مقاومتی بسیار تأثیرگذار هستند زیرا می‌توانند مسیر اقدامات اقتصادی دولت را در مسیر اقتصاد مقاومتی قرار دهند و همچنین این موضوع را از دولت مطالبه کنند.

باید مشکلات اقتصادی حل شود و صِرفِ صحبت فایده ندارد
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با اشاره به تلاش دشمن برای استفاده از حربه اقتصاد به منظور ضربه زدن به نظام اسلامی، گفتند: اگرچه برخی ناشی‌گری‌ها انجام شد و برخی مواضع و صحبت‌های منفعلانه، دشمن را در استفاده از حربه تحریم، تشجیع کرد اما باید مشکلات اقتصادی به ویژه رکود و اشتغال حل شوند و صِرفِ صحبت، فایده ندارد.
ایشان، حل موضوع رکود و اشتغال از طریق رونق تولید داخلی را از اولویت‌های اصلی و بسیار مهم در بخش اقتصاد برشمردند و خاطرنشان کردند: خجلت و شرمندگی این حقیر و نظام از بیکاری یک جوان، از خجلت و شرمندگی جوان بیکار در خانواده خود، بیشتر است، بنابراین باید برای حل این مشکل، اقدامات جدی انجام شود.

مقابله با قاچاق از اولویت‌های مجلس در موضوع اقتصاد
رهبر انقلاب اسلامی مقابله با قاچاق را یکی دیگر از اولویت‌های کاری مجلس در موضوع اقتصاد دانستند و گفتند: قاچاق همچون خنجری به پشت نظام است که مقابله با آن هم آسان نیست اما دولت باید با این پدیده شوم برخورد کند و مجلس نیز پشتوانه این برخورد باشد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در ادامه به موضوع فرهنگ به عنوان یکی دیگر از اولویت‌های کاری مجلس دهم اشاره کردند و گفتند: مسئله اقتصاد، اولویت فوری و کنونی کشور است اما فرهنگ در بلندمدت از اقتصاد نیز مهمتر است.
ایشان افزودند: در موضوع فرهنگ نوعی ولنگاری و بی‌اهتمامی در دستگاههای فرهنگی به چشم می‌خورد، زیرا در تولید کالای فرهنگی مفید و جلوگیری از تولید کالای فرهنگی مضرّ، کوتاهی‌هایی انجام می‌شود.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای افزودند: در برخی مواقع تأکیدهایی که بر پرهیز از استفاده کالاهای مضرّ غیرفرهنگی همچون برخی مواد غذایی می‌شود، بیشتر از هشدار درباره کالاهای فرهنگی مضرّ است، در حالی که تأثیرات سوء این کالاها بر مردم خطرناک‌تر و گسترده‌تر است.
ایشان خاطرنشان کردند: برخی مواقع در مقابل تولید یا ورود کالاهای فرهنگی مضر، موضع‌گیری و اقدامی نمی‌شود، زیرا این ترس وجود دارد که متهم به جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات شوند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به اقدامات سختگیرانه در اروپا و آمریکا برای کنترل اطلاعات گفتند: ما در حالی از اتهام‌های بی‌اساس آنها در خصوص جلوگیری از جریان آزاد اطلاعات هراس داریم که کنترل‌های ما یک دهم سخت‌گیریهای آنها نیست.

انقلابی بودن انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن
توصیه بعدی رهبر انقلاب اسلامی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، «انقلابی بودن، انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن» بود.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مجلس شورای اسلامی را نهادی انقلابی و برآمده از انقلاب خواندند و خطاب به نمایندگان تأکید کردند: در قانونگذاری و در عمل به وظایف نمایندگی، و در نطقها و موضع‌گیریهای خود، انقلابی عمل کنید.
ایشان، موضع‌گیریهای عمومی مجلس در قبال مسائل کلان را مهم برشمردند و با تجلیل از کارنامه خوب مجلس نهم در این زمینه افزودند: مجلس باید در مواجهه و مقابله با جریانهای معارضِ سیاسی علیه انقلاب اسلامی، موضع قاطع و شفاف داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به رفتار کاملاً خصمانه دولت و کنگره آمریکا با جمهوری اسلامی ایران، گفتند: در مقابل گستاخی‌های دشمنان باید به میدان آمد و با پاسخ محکم، دهان آنها را بست، زیرا دشمن در عرصه سیاسی براساس عکس‌العمل‌ها محاسبه می‌کند و اگر احساس کند طرف مقابل منفعل و اهل عقب‌نشینی است، کوتاه نمی‌آید و زیاده‌خواهی می‌کند.
نباید در مقابل گستاخی‌ها ساکت ماند
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در همین زمینه به قضیه مذاکرات هسته‌ای اشاره و خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها اعم از دولت، کنگره و کاندیداهای ریاست جمهوری آینده، مدام زیاده‌خواهی و تهدید می‌کنند و مواضع و تهدیدهای آنها در مقطع فعلی همچون دوره قبل از توافق است و نباید در مقابل این گستاخی‌ها ساکت ماند.
رهبر انقلاب اسلامی در ادامه به تشریح نقشه داخلی دشمن در فعال کردن گسل‌های داخلی پرداختند و افزودند: دشمن در تلاش است تا گسل‌های قومی، عقیدتی و جناحی را فعال و تبدیل به زلزله کند، بنابراین نمایندگان مجلس باید تلاش کنند تا این طراحی دشمن به نتیجه نرسد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای گفتند: نماینده مجلس می‌تواند طبق بینش و نگاه سیاسی خود رأی بدهد و در موافقت یا مخالفت با موضوعی، اظهارنظر یا انتقاد کند اما به هیچ‌وجه نباید همچون برخی مقاطع در دوره‌های قبلی مجلس کار به اختلاف، کشمکش زبانی، یقه‌گیری و تشنج کشیده شود.
در مجلس باید آرامش حکمفرما باشد
رهبر انقلاب، ایجاد تشنج در مجلس را موجب سرریز شدن آن به جامعه و بروز تنش و آثار روانی منفی در جامعه دانستند و گفتند: در مجلس باید آرامش حکمفرما باشد و این آرامش، قطعاً به جامعه نیز منتقل خواهد شد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای سپس به تشریح طراحی دشمن در سطح منطقه پرداختند و خاطرنشان کردند: دشمن برای منطقه مهم و حساس غرب آسیا نقشه‌های مشخصی دارد و تلاش می‌کند سیاستهای جمهوری اسلامی را که مانع تحقق نقشه‌های اوست، خنثی کند.
ایشان در اشاره به برخی ویژگی‌های منطقه غرب آسیا افزودند: «حضور اسلام و مسلمانان»، «منابع عظیم نفتی و آبراهها» و «رژیم صهیونیستی» این منطقه را برای دشمن بسیار مهم کرده است و نقشه آنها برای این منطقه نیز همان چیزی است که چند سال قبل از آن به عنوان تشکیل «خاورمیانه جدید» و «خاورمیانه بزرگ» یاد کردند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به محقق نشدن نقشه‌های آمریکا در منطقه از جمله در عراق، سوریه، لبنان و فلسطین، به دلیل ایستادگی جمهوری اسلامی، تأکید کردند: باید در مقابل این سیاستهای سلطه‌جویانه ایستاد و چهره استکبار را افشا کرد.
ایشان با هشدار در خصوص پرهیز از مواضع و رفتارهای موردپسند دشمن، تأکید کردند: حقایق و واقعیت‌های استکبار و نظام سلطه را در مواضع و نطق‌های خود بیان کنید و مراقب باشید حرف و عمل شما به آمریکا و رژیم صهیونیستی کمک نکند.
رهبر انقلاب اسلامی در پایان خاطرنشان کردند: دشمن در سه سطح بین‌المللی، منطقه‌ای و داخلی طراحی‌هایی برای نظام اسلامی دارد که در سطح بین‌المللی ادامه اتهام‌زنی‌ها، در سطح منطقه‌ای از میان برداشتن موانع تحقق نقشه‌های خود و در سطح داخلی فعال کردن گسل‌ها است، بنابراین همه قوا و مسئولان به ویژه نمایندگان مجلس شورای اسلامی باید در قبال این طراحی‌ها هوشیار باشند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به در پیش بودن ماه ضیافت الهی، ماه مبارک رمضان را فرصتی برای دعا، خودسازی و عمل صالح خواندند و افزودند: فرصت نمایندگی مجلس نیز که در اختیار شما عزیزان قرار گرفته، فرصت و موقعیتی زودگذر است که باید این فرصت را قدر بدانید و در انجام وظایف قانونی خود از خداوند کمک بخواهید.
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آقای لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی با گرامی‌داشت یاد امام راحل، به اولویت‌ها و برنامه‌های مجلس دهم اشاره کرد و گفت: مسئولیت سنگینی در دفاع از دژ انقلاب بر عهده داریم و آنچه می‌تواند شرایط پرتنش منطقه را به سوی آرامش و تثبیت امنیت پایدار سوق دهد و امنیت ایران را مستقر نگه دارد، داشتن نگاه انقلابی و عمل به آن است.
وی افزود: انقلابی بودن، نقطه کانونی مجلس شورای اسلامی است و مجلس دهم رصد حوادث منطقه را با اهمیت زیاد پیگیری خواهد کرد.
رئیس مجلس با بیان اینکه مسئله‌سازی‌های آمریکا پس از توافق هسته‌ای نشان می‌دهد که استکبار قصد ضربه زدن به منافع ملت ایران را دارد، تأکید کرد: نمایندگان ملت وظیفه خود می‌دانند مجلس را سپر دفاع از حقوق ملت در مقابل اجانب کنند.
آقای لاریجانی همکاری و تعامل قوای سه‌گانه و «ملت و دولت» در شرایط فعلی را ضروری دانست و با بیان اینکه برای عبور از رکود باید گام‌های سریع‌تر و دقیق‌تری برداشته شود، گفت: مجلس با محور قرار دادن تحقق اقتصاد مقاومتی و رونق تولید در همه کمیسیون‌ها این موضوع را اولویت نخست خود قرار داده و طرح‌ها و لوایح لازم و نظارت بر تحقق اقتصاد مقاومتی را پیگیری خواهد کرد.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 خرداد 1395
نیویورک تایمز:
روح‌الله خمینی،‌ مردی که جهان را تکان داد
   ۱۵/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫امام خمینی‬‎
روزنامه آمریکایی در گزارشی با تیتر ‌«روح الله خمینی از ایران،‌ مردی که جهان را تکان داد»،‌ به حضور گسترده مردم در بیست و هفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) پرداخت.
در ادامه واکنش‌های رسانه‌های غربی پیرامون مراسم 14 خرداد و سالروز رحلت امام خمینی(ره) روزنامه آمریکایی در گزارشی نوشت: «روح‌الله خمینی ایران، مردی که جهان را تکان داد».
در ادامه گزارش نیویورک تایمز با اشاره به خاکسپاری امام خمینی تصریح شده است:‌ میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها آمدند و در بهشت‌زهرا جایی که او به خاک سپرده شد، عزاداری و سوگواری آن چنان زیاد بود که کار برای رساندن تابوت حمل شده در دستان جمعیت بسیار مشکل بود.
این رسانه آمریکایی در ادامه نوشت:‌ او در ایران با(لفظ) امام خمینی شناخته شده بود؛ واژه‌ای که تجلی جایگاه نزدیک او به قداست است و او همچنان چنین جایگاهی را  در میان بخش‌های زیادی از جامعه ایران دارد.
نیویورک تایمز در ادامه به حضور گسترده هر ساله مردم ایران در مراسم ارتحال امام خمینی در حرم بنیانگذار جمهوری اسلامی اذعان می‌کند.
به گزارش فارس، این رسانه غربی می‌نویسد: اغلب خانواده‌های ایرانی‌ همچنان دسته دسته به حرم(امام خمینی) می‌روند. چون پوشیدن کفش در حرم ممنوع است،  کودکان با جوراب هایشان در حرم می‌دوند و مادران و پدرانشان در نزدیکی حرم امام محبوب و مورد علاقه‌شان فرش پهن کرده و می‌نشینند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 16 خرداد 1395


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی