تـــوّلــی ( دوست شــنـاســی)
پیامر اكرم (ص) : خدایا دوست بدار كسى‏ را ، كه على را دوست دارد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


« تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیزدوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است.»

« دوست خوب کسی است که آراسته به صفات ایمان واخلاق باشد.»

مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر


ناگفته‌های تکان‌دهنده سیدحسن نصرالله از خیانت‌ها و جنایات ارتجاع عرب  

  ۳۰ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫سیدحسن نصرالله‬‎
دبیر کل حزب‌الله لبنان گفت، آنچه اکنون در سوریه اتفاق می‌افتد انتقام از پیروزی جنگ 33 روزه است.
سیدحسن نصرالله روز جمعه در گفت‌وگو با شبکه المنار لبنان با بیان اینکه «پیروزی مقاومت در جنگ 33 روزه علیه رژیم صهیونیستی وعده خداوند بود» گفت: «بحران سوریه انتقام جنگ 33 روزه است.»

وی افزود: «پیروزی حزب‌الله در جنگ 33 روزه وعده الهی برای رزمندگان و مجاهدان مقاومت بود، چرا که براساس منطق ریاضی سه به علاوه سه می‌شود شش اما با یاری خداوند سه به علاوه سه می‌شود ششصد و این چیزی جز وعده الهی نبود. به گزارش فارس، سید حسن نصرالله تأکید کرد: «در مقابل حمایت مالی، تسلیحاتی و رسانه‌ای غرب از رژیم صهیونیستی مقاومت مردمی وجود داشت که توانست این رژیم را به زانو درآورد. طی جنگ یکی از سفارت‌های اروپایی برای یافتن راه حلی برای پایان دادن به جنگ با مسئول روابط بین‌المللی حزب‌الله تماس گرفت و گفت، نه آمریکا، نه اسرائیل و نه دنیا خواستار تداوم جنگ نیستند فقط دولت لبنان می‌خواهد جنگ ادامه پیدا کند تا از این طریق حزب‌الله خلع سلاح شود.»
وی در مورد موشک‌هایی که حزب‌الله در این جنگ به سمت اسرائیل شلیک کرده بود نیز گفت: «موشک‌هایی که به حیفا و سایر شهرهای اسرائیلی شلیک می‌شد ساخت سوریه و ساخت بومی مقاومت بودند.»

در جنگ بعدی هم پیروز می‌شویم
سید حسن نصرالله همچنین تصریح کرد: «اگر جنگ جدیدی علیه مقاومت شروع شود من یقین دارم که مقاومت پیروز خواهد شد چرا که ما به قدرت خداوند ایمان داریم که می‌فرماید برای مقابله با دشمن تا می‌توانید خود را آماده کنید. وی افزود: «برخی منکر پیروزی حزب‌الله در جنگ 33 روزه هستند در حالی که اسرائیل به شکست خود اعتراف کرده است.»
دبیر کل حزب‌الله لبنان همچنین گفت: «حزب‌الله در قبال این پیروزی از کسی در این دنیا چیزی نمی‌خواهد چرا که تنها خداوند است که به ما پیروزی و هر چه که خواستیم عطا کرده است.»
سید حسن نصرالله در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد، این شکست اولین پیروزی عرب‌ها در برابر اسرائیل بود ولی برخی در لبنان از این رویداد ناراحت هستند زیرا روی شکست خوردن حزب‌الله حساب باز کرده بودند.
وی در ادامه در واکنش به شایعات مربوط به نحوه شهادت پسرش گفت: «برخی می‌گویند پسرم در نبرد شهید نشده است بلکه در یکی از کاباره‌های بیروت کشته شده است این نوع اخبار در راستای جنگ رسانه‌ای علیه مقاومت صورت می‌گیرد تا اعتماد مردم به ما از بیرون برود و معنویات آن‌ها نابود شود.»

 سوریه و مقاومت منطقه
دبیر کل حزب‌الله در مورد نقش سوریه در حمایت از فلسطین و مقاومت گفت، سوریه تنها پلی از ایران برای مقاومت نبود بلکه رهبران این کشور هرگز آرمان فلسطین  را فراموش نکردند و گزینه مقاومت در برابر دشمن را انتخاب کردند.
وی به جنگ با تروریست‌ها و صهیونیست‌ها هم اشاره کرد و گفت که «جنگ با اسرائیل جنگ اصلی بوده و جنگ حزب‌الله با تروریست‌ها جنگ نیابتی است.»
سید حسن نصرالله در واکنش به نقش ترکیه در بحران سوریه نیز تأکید کرد که «جنگ سوریه جنگ بسیار بزرگی است و نیازمند این است که برخی کشورها در این باره تجدید نظر کنند و اگر ترکیه مرزهای خود را بر روی تروریست‌ها ببندد حزب‌الله پیروزی گسترده ای را به دست خواهد آورد.
وی اظهار داشت: «بنده دلم برای افراد مسلح در سوریه می‌سوزد؛ چرا که آن‌ها گمراه شده و فریب خورده‌اند و تصور می‌کنند در این کشور شریعت خداوند را اجرا می‌کنند؛ آمریکا داعش را ساخت و امروز هم آن را هدف قرار می‌دهد.»
دبیر کل حزب‌الله تأکید کرد، در آغاز بحران سوریه گفتم که دشمنان مقاومت، افراد مسلح را از گوشه و کنار دنیا خواهند آورد و «بندر بن سلطان» رئیس سابق استخبارات عربستان، هنگامی که به مسکو رفت خواست «ولادیمیر پوتین» را قانع کند که همه داغستانی‌ها و چچنی‌ها و افراطی‌ها را به سوریه منتقل کند و با همه آن‌ها بجنگد و به او قول داد که احدی از آن‌ها به روسیه برنگردد؛ بندر بن سلطان انسان بی‌شرفی است که می‌خواهد آن‌ها را به سوریه بفرستد و بعد آن‌ها را بکشد.

نقش عربستان در جنگ سوریه
وی به نقش عربستان در جنگ سوریه اشاره کرد و گفت، اسرائیل و عربستان با استفاده از بحران سوریه تلاش کردند که مقاومت را از میدان به در کنند ولی در تلاش خود ناموفق ماندند.
سید حسن نصرالله درباره موضع برخی از کشورهای عربی در قبال اسرائیل نیز گفت، از سال 1948 سیاستمداران عرب، اسرائیل را دشمن خود نمی‌دانستند و از پیروزی ما در جنگ 33 روزه خوشحال نشدند بلکه خواستار پیروزی رژیم صهیونیستی بودند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 31 مرداد 1395

 حسین امیرعبداللهیان

ناگفته‌هایی از نقش رهبر انقلاب در حفظ امنیت ایران
     ۲۹/  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫حسین امیرعبداللهیان‬‎


ده سال بعد از جنگ ۳۳ روزه، الیوت آبرامز، مشاور امنیت ملی آمریکا در دوره‌ بوش پسر، به صراحت اعتراف کرد که «اهداف جنگ ۳۳ روزه به معادلات منطقه‌ای نیز مربوط بود و تلاش می‌شد با این جنگ ایران ضعیف و جایگاه اسرائیل در منطقه تقویت شود.» اما پیروزی حزب‌الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه، همه‌ معادلات آنان را بر هم زد.
 بنابراین استراتژی دشمن به سمت «جنگ نیابتی» تغییر کرد تا با این طرح بتوانند امنیت محور مقاومت و به‌طور خاص ایران را مخدوش کنند. حالا اما بعد از گذشت چند سال از این طرح نیز به نظر می‌رسد این پروژه هم به شکست انجامیده است. حسین امیرعبداللهیان، دستیار ویژه‌ رئیس مجلس در امور بین‌الملل، یکی از کسانی است که به دلیل مسئولیتی که پیش از این داشت (معاون عربی- آفریقایی وزارت خارجه)، از نزدیک شاهد این تحولات بوده است. در سالگرد پیروزی حزب‌الله بر رژیم صهیونیستی،  پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای گفت‌وگویی با ایشان ترتیب داده است که خلاصه آن به شرح زیر است:
* با توجه به تقارن این گفت‌وگو با سالروز پیروزی حزب‌الله در جنگ ۳۳روزه، اگر بخواهیم پس از چند سال این جنگ و اثرات آن را بررسی کنیم، مهم‌ترین دستاوردهای این جنگ چه بوده است؟
من تصورم این است که مقطع جنگ ۳۳روزه را باید نقطه‌ عطف و سرآغاز تحولی تاریخی و اصیل در جریان مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی دانست؛ چراکه دقیقاً در شرایطی که محور آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور می‌کردند با توجه به قدرت نظامی‌شان، بر منطقه تسلط دارند و می‌توانند یک تغییر اساسی در ارتباط با سیاست‌هایشان در منطقه ایجاد کنند، ما شاهد جنگ ۳۳روزه و شکست رژیم صهیونیستی بودیم. حقیقتاً این رژیم خودش را برای هر سناریویی آماده کرده بود، الا سناریوی شکست در مقابل جریان مقاومت و حزب‌الله.
از زبان سید حسن نصرالله شنیدم که در آن زمان یکی از اشارات رهبر انقلاب این بود که مقاومت کنید، وعده‌ خدا حق است و شما در مقابل دشمن مسلحتان پیروز خواهید شد، نه ‌تنها پیروز می‌شوید، که به قدرت مهمی در منطقه تبدیل خواهید شد. جنگ ۳۳روزه وعده‌ قرآنی و الهی و پیش‌بینی رهبر انقلاب را کاملاً محقق ساخت.
* وارد مسائل جاری منطقه‌ای بشویم. نکته‌ای که حتی منتقدین جمهوری اسلامی هم نمی‌توانند از آن بگذرند، امنیت داخلی کنونی کشور است. بالأخره این امنیت تا چه ‌اندازه ناشی از استراتژی و نگاه کلان جمهوری اسلامی در تحولات منطقه‌ای بوده است؟
من برای تحولات مرتبط با بیداری اسلامی فرصت داشتم که پنج یا شش بار به مصر سفر کنم. در هر سفری که به مصر رفتم، خودم شخصاً علاقه‌مند بودم در کنار دیدار‌های رسمی، با افرادی که تجاربی در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی مصر دارند، دیدار کنم و نظرات آن‌ها را بشنوم. برای مثال، با مرحوم حسنین هیکل و عمرو موسی ملاقات کردم. مرحوم هیکل، که سال‌های آخر عمرش هم بود و خیلی شفاف و صریح و کمتر با ملاحظه‌ سیاسی صحبت می‌کرد، در اوج بحران سوریه و تحولات مصر، تونس و غیره و در دوره‌ای که هنوز آقای مرسی رئیس‌جمهور بود، گفتند که نمی‌خواهم حرفی بزنم که خوشایند شما باشد، بلکه به‌عنوان یک متفکر جهان عرب و به ‌عنوان کسی که مسائل را با نگاه عربی تجزیه ‌و تحلیل می‌کند، می‌خواهم به شما بگویم من با خیلی از سران کشورهای عربی مانند پدر امیر کنونی قطر، که به «امیر والد» معروف است، رفاقت دارم. او می‌گفت رهبران جهان عرب باید درک درستی از تحولات داشته باشند، اما امام خامنه‌ای (تعبیر مرحوم هیکل است) در جمهوری اسلامی ایران با یک نگاه عمیق به تحولات منطقه نگاه می‌کنند و نوع هدایتی که ایشان انجام می‌دهند، برای ما بسیار آموزنده است. می‌گفت؛ من دقیقاً تمرکز ایشان را بر مسائلی مانند پیشرفت علمی در کشور و فراتر از آن جهان اسلام، تقویت بنیه‌ دفاعی ایران و مدیریت مسائل منطقه براساس فهمی دقیق، می‌بینم.
نکته‌ دوم اینکه اگر در مذاکرات هسته‌ای، جمهوری اسلامی ایران توانست به نتیجه برسد، عقبه‌ آن به توانمندی‌های دفاعی و علمی و نظام سیاسی مبتنی بر آرای مردم برمی‌گردد که در منطقه کم‌نظیر است. اگر ما در مذاکرات هسته‌ای مورد توجه قرار گرفتیم، چه در دوره‌ آقایان دکتر خرازی، دکتر لاریجانی و دکتر جلیلی و چه در دوره‌ آقای دکتر ظریف، به ‌دلیل توجه به افراد نبود، بلکه به توانمندی نظام و قدرت ما برمی‌گشت که در طول این سال‌ها با درایت رهبر انقلاب افزایش یافته است. عقبه و قدرت نظام در حوزه‌ هسته‌ای، بخشی از قدرت را برای ما تولید کرد. در حوزه‌های فناوری و علمی هم بخشی دیگر از قدرت ما به وجود آمد. اعتماد عمومی مردم به نظام هم به ‌عنوان یک سرمایه، بخش دیگری از قدرت را تولید کرد. باید گفت که سیاست‌های منطقه‌ای ما هم سهم مهمی در تولید قدرت برای ایران داشت. آمریکایی‌ها اگر احساس بکنند دست ما خالی است، نه‌ تنها پای میز مذاکره نخواهند آمد، بلکه با تانک وارد کشورمان می‌شوند. این دست پُر و این شرایطی که جمهوری اسلامی ایران دارد، در واقع یک منبع قدرت است؛ هم برای مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ما در آن زمان و هم در هر مقطع دیگر.
* درباره‌ منبع قدرت منطقه‌ای ایران و اثرگذاری آن بیشتر توضیح دهید.
در مسائل منطقه، نباید فراموش کرد که آمریکا افغانستان و عراق را اشغال کرد. سیاست‌های مداخله‌جویانه‌ آمریکا صرفاً در سطح رسانه و حمایت سایبری و مجازی نبود، بلکه حضور نظامی سنگین در دو سوی کشور ما (غرب و شرق) پیدا کرد. هدایت درست سیاست خارجی در کشور، که با دقت رهبر معظم انقلاب در مسائل منطقه اتخاذ می‌شد، خیلی کمک کرد به اینکه تولید قدرت ما در منطقه چند برابر شود. خیلی‌وقت‌ها در مذاکراتی که با هیئت‌های خارجی، اعم از عربی و غربی داشته‌ام، به ‌صراحت به من می‌گفتند شما در منطقه دخالت دارید و من به‌صراحت به آن‌ها می‌گفتم خیر، ما در منطقه دخالت نداریم، ما در منطقه نفوذ داریم. ما به نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه افتخار می‌کنیم. این نفوذ باعث ارتباطات عمیق مردمی در سطوح مختلف بین ما شده و باعث شده است که جمهوری اسلامی ایران تأثیرگذار باشد. اتفاقاً این نفوذ، برخلاف رفتار طرف مقابل، باعث کمک به ثبات، امنیت، صلح و رفاه در منطقه شده است.
* پیشنهاد و اصرار طرف‌های غربی از زمان مذاکرات برجام تا امروز برای مذاکره در موضوعات منطقه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تلاشی تقریباً از اواخر مذاکرات هسته‌ای از طرف غربی‌ها شروع شد و در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهایشان هم کاملاً مشهود بود که پس از موضوع هسته‌ای، می‌خواهند به ‌سراغ موضوعات منطقه‌ای بروند. حتی گاهی‌اوقات من نقل‌قول‌هایی از برخی هیئت‌های عالی‌رتبه‌ دیپلماتیک اروپایی می‌شنیدم مبنی بر اینکه هم ما و هم آمریکایی‌ها اعتقاد داریم از موضوع هسته‌ای به‌سرعت می‌توان عبور کرد و موضوع مهم‌تر از موضوع هسته‌ای، مسائل منطقه است. من فکر می‌کنم در این مقطع، هم آمریکایی‌ها و هم بعضی کشور‌های غربی، به‌دنبال این بودند که هم‌زمان چندین پرونده جلوی میز باز شود. اما نگاه رهبر انقلاب مشروط نمودن این مسئله و بیان این نکته بود که قرار نیست ما طرح و پرونده‌ جدیدی باز کنیم و همه‌چیز مشروط و منوط به این است که در همین پرونده‌ای که باز شده است، به یک جمع‌بندی برسیم و طرف‌های مقابل نشان دهند که آیا برای اجرای آن صداقت دارند یا خیر. ضمن اینکه رهبر انقلاب همواره تأکید می‌کردند که ما هیچ مذاکره‌ای با آمریکایی‌ها درباره‌ موضوعات منطقه نخواهیم داشت.
* ما از ابتدای بحران سوریه به‌نوعی شاهد کمک‌های مالی، دیپلماتیک و لجستیکی دو قدرت منطقه‌ای بوده‌ایم. آیا این کشورها در مقایسه با محور مقاومت، به اهداف خود رسیده‌اند؟
ما فراموش نکنیم که در تحولات سوریه، جبهه‌ مهمی متشکل از حدود ۸۶ کشور در مقابل جریان مقاومت قرار گرفتند. در همان ماه‌های اول شروع بحران سوریه، در نشست به‌اصطلاح دوستان سوریه در تونس، خانم کلینتون، وزیر خارجه‌ وقت آمریکا، وقتی بیرون آمد، به‌جای اینکه از صلح صحبت کند، اعلام کرد که ما معارضین بشار اسد را مسلح می‌کنیم. در کمتر از نیم ساعت، سعود الفیصل، وزیر خارجه‌ وقت عربستان، از جلسه در تونس آمد بیرون و او هم تکرار کرد و گفت: برای سرنگونی بشار اسد، مخالفین او را باید مسلح کرد. کشورهای دیگری از جمله ترکیه و قطر هم هرکدام سهمی در تقویت این روند داشتند. اما نکته‌ مهم این است که آن‌ها با این حمایت‌هایی که انجام داده‌اند، در چه وضعیتی قرار گرفته‌اند؟
همان‌طور که اشاره کردم، در سوریه ۸۶ کشور با همه‌ توان به‌دنبال سرنگونی آقای بشار اسد بودند. اکنون در حال پشت سر گذاشتن ششمین سال تحولات سوریه هستیم و آقای بشار اسد به‌عنوان رئیس‌جمهور در جایگاه خودش قرار دارد و مردم سوریه واقعاً ایستاده‌اند. خانم کلینتون در کتاب خاطراتش می‌گوید؛ من در ملاقات‌های دیپلماتیک خود، خیلی می‌شنیدم که همه می‌گفتند تصور می‌کردیم ارتش سوریه در کمتر از سه ماه دچار فروپاشی می‌شود، اما ارتش سوریه نزدیک به شش سال است که تحمل کرده است. نیروهای مردمی سوریه در حفظ کشور و نظامشان نقش مهمی ایفا کرده‌اند. همه هم معتقدند در کنار ارتش و رهبری و مردم سوریه، نقش مستشاری جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله بسیار مهم بوده است. در اینجا می‌بینیم نه‌تنها هیچ دستاوردی برای جریان مقابل حاصل نشد، بلکه نتیجه‌ سیاست‌های نادرست بعضی کشورها مثل فرانسه، که تندترین و داغ‌ترین مواضع را علیه امنیت سوریه دنبال می‌کردند، امروز گریبانگیر خودشان شده است و متأسفانه می‌بینیم یکی از ناامن‌ترین کشورها در اروپا به‌لحاظ تروریستی، فرانسه‌ای است که آن مواضع افراطی را مطرح می‌کرد. امروز جایگاه فرانسه، سوریه و مقاومت به‌خوبی مشخص است.
در یمن، عربستان یک خطای استراتژیک کرد. من این را صراحتاً به آقای عادل جبیر گفتم که شما با تحلیل‌های نادرست، دچار خطای استراتژیک شدید؛ البته با همراهی و حمایت‌های لجستیکی و اطلاعاتی آمریکا. عربستان به‌عنوان یک کشور اسلامی در منطقه، به یک کشور ضعیف مسلمان در منطقه حمله کرد. تصورشان هم این بود که در کمتر از دو هفته، همه‌ چیز خاتمه خواهد یافت، اما با گذشت بیش از یک سال و چند ماه، اتفاق خاصی در آنجا نیفتاد. وقتی در کلیت منطقه نگاه می‌کنید، می‌بینید آن سیاست‌های غلط فقط باعث بالا بردن هزینه‌ مردم، افزایش تعداد کشته‌ها و نابودی زیرساخت‌ها در این کشورها شده و به اهداف رژیم صهیونیستی کمک کرده است.
به نظر من، به همین دلیل باید به‌درستی تحلیل کرد و گفت، امروز تروریست تکفیری و رژیم صهیونیستی دو روی یک سکه‌اند و این سکه‌ای است که نظام سلطه در راستای منافع خودش در حال بازی کردن با آن است. هدف نظام سلطه در راستای تجزیه‌ کشورهای اسلامی و کشورهای منطقه، تضعیف محور مقاومت، متلاشی کردن امنیت منطقه و تضمین امنیت رژیم صهیونیستی است. آن‌ها هم هزینه‌های زیادی در اینجا پرداخته‌اند، اما خروجی‌ای که امروز به‌طور محسوس می‌بینیم، این است که متأسفانه بازخورد آن سیاست‌های غلط به خود این کشورها بازگشته است. البته ما از این بابت خوشحال نیستیم و امیدواریم هرچه زودتر این سیاست‌ها اصلاح شود.
* یکی از سؤالاتی که درباره‌ رفتار و منطق جمهوری اسلامی در قبال تحولات منطقه مطرح می‌شود، این است که اگر شما دیگر کشورهای منطقه را به عدم دخالت در سوریه دعوت می‌کنید، چرا خودتان و حزب‌الله لبنان وارد این مسئله شده‌اید؟ از طرفی اگر می‌گویید قدرت‌های غیرمنطقه‌ای نباید در این بحران دخالت کنند، پس چرا روسیه را ترغیب به حضور در سوریه کردید و از این اقدام حمایت می‌کنید؟
در حقوق بین‌الملل یک امر شناخته‌شده‌ای است که یک دولت می‌تواند از یک دولت دوست، درخواست کند در موضوعی به او کمک کند. این کمک می‌تواند در حوزه‌های امنیتی و دفاعی هم باشد و صرفاً محدود به حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی و غیره نیست. طبیعی است که ما در قالب مستشار نظامی وارد عراق و سوریه شدیم، نه به‌صورت خودسرانه. این دقیقاً برخلاف رفتار غلطی است که امروز آمریکایی‌ها انجام می‌دهند. آمریکایی‌ها بدون اینکه با دولت سوریه هماهنگ کنند، در مسیر به‌اصطلاح مبارزه‌ با داعش (که البته ما مبارزه‌ با داعش را نمی‌بینیم و تا امروز حداکثر بازی کردن با داعش را از طرف آمریکا دیده‌ایم) وارد سوریه می‌شوند و اقداماتی انجام می‌دهند.
نکته‌ دوم اینکه ما در حوزه‌ امنیت ملی‌مان، تعارفی نداریم. وقتی احساس کنیم عراق به ‌عنوان یک کشور همسایه، در شرایطی قرار گرفته که ممکن است ناامنی از آن کشور به‌سمت ما سرایت کند، حتی اگر لازم باشد، ممکن است خود ما در مقطعی به دولت عراق پیشنهاد دهیم که این امکانات و توانمندی‌ها را داریم و می‌خواهیم به کمک شما بیاییم تا هم کمک به دولت و مردم عراق باشد، هم کمک به امنیت ملی خودمان و هم در نهایت کمک به امنیت منطقه.
اما اینکه  روسیه تازمانی‌که بشار اسد، وزیر دفاعش را نفرستاد و رسماً از آقای پوتین درخواست کمک نکرد، نیرو نفرستاد. دقیقاً همان اقدامی که ما در قبال سوریه انجام دادیم. کاملاً در چارچوب حقوق بین‌الملل از ما درخواست شد و ما هم درخواست آن‌ها را پذیرفتیم. اگر درخواست نمی‌شد و مقتضیات امنیت ملی‌مان ایجاب می‌کرد، خود ما به سوریه و عراق پیشنهاد می‌کردیم. لذا توجیهی کاملاً قانونی و منطبق بر حقوق بین‌الملل وجود دارد. ضمن اینکه جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بحران، برمبنای هنجارهای شناخته ‌شده عمل کرده است؛ یعنی اولاً ما آقای بشار اسد را رئیس‌جمهور قانونی سوریه دانسته و می‌دانیم تازمانی‌که انتخابات دیگری برگزار شود و مردم سوریه درباره‌ وضعیت خودشان تصمیم بگیرند. ثانیاً حمایت از مردم سوریه از ابتدا مورد توجه جدی جمهوری اسلامی ایران بود. کمکی که جمهوری اسلامی ایران در موضوعات انسانی به مردم سوریه کرده است، علی‌رغم اینکه ما در شرایط تحریم بودیم، به‌جرئت عرض می‌کنم که چندبرابر بیشتر از همه‌ کمک‌های بین‌المللی است که تحت ‌عنوان صلیب سرخ و سازمان ملل به سوریه شده است، از قبیل کمک‌های دارویی، غذایی، انسانی و...
سوم اینکه ما بین معارض معتقد به راهکار سیاسی و تروریسم تکفیری، فرق قائل شده‌ایم؛ خطایی که آمریکایی‌ها مرتکب شدند و همچنان هم مرتکب می‌شوند. آمریکایی‌ها بین گروه‌های تروریستی مثل داعش، گروه‌های مرتبط با القاعده، جبهه‌ النصره و گروه‌های مخالف نظام سیاسی سوریه نه‌تنها فرق قائل نشدند، بلکه در یک تصمیم حماقت‌بار، گروه‌های معارض معتقد به راهکار سیاسی را «معارض میانه‌رو» نامیدند و همه را مسلح کردند. کجای دنیا معارض میانه‌رو را تسلیح می‌کنند؟ ایالات متحده‌ آمریکا هم معارضین خاص خودش را دارد. اگر کشوری تصمیم بگیرد معارضین معتدل حکومت آمریکا را مسلح کند، آمریکا می‌پذیرد؟
اما برخلاف آمریکا، جمهوری اسلامی ایران این خطای راهبردی را مرتکب نشد. ما به‌موازات مبارزه‌ قاطع با تروریسم، با معارضان معتدل دولت سوریه گفت‌و‌گو کردیم. جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری بود که در اوج بحران، نشست معارضین سوریه را در تهران برگزار کرد و این نشان‌دهنده‌ درایت جمهوری اسلامی ایران است. امروز آقای دی‌میستورا و خیلی از کشورها تحت‌عنوان گروه بین‌المللی حمایت از سوریه (که ما هم در آن حضور داریم) از گفت‌وگوی ملی بین معارضین و نمایندگان حکومت یاد می‌کنند، درحالی‌که ما در اولین سال بحران سوریه، بیش از ۱۷۰ معارض را از کشورهای مختلف اروپایی، آمریکا، کشورهای عربی و داخل خود سوریه، اعم از عشایر، کرد‌ها و غیره، دعوت کردیم. اتفاقاً نمایندگان حکومت هم حضور داشتند. چیزی که کشورهای دیگر بعد از شش سال به آن رسیدند، ما همان سال اول اجرا کردیم. جمهوری اسلامی ایران هم برای معارضین برنامه داشت و هم در مسیر مبارزه‌ با تروریسم، قاطعانه عمل کرد، بدون تعارف با هیچ‌یک از طرف‌ها.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 مرداد 1395

سایه تهدید بر سرامنیت غذایی مسافران راه‌آهن
دولت تدبیر و امید آشپزی قطارهای ایرانی را هم به خارجی‌ها سپرد! 
   ۲۹/  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫آشپزی قطارهای ایرانی را هم به خارجی‌ها سپرده شد‬‎
دولت تدبیر وامید که ظاهرا علاقه وافری به حمایت از تولیدکنندگان خارجی دارد اخیرا آشپزی قطارهای کشورمان را هم به اتریشی‌ها سپرده تا علاوه بر بی‌اعتنایی به توانمندی داخلی، امنیت غذایی مسافران راه‌آهن هم با تهدید جدی مواجه شده باشد.
عباس آخوندی وزیر راه دولت یازدهم هفته گذشته شاد و خندان در کنار  «فردریش اشتیفت» سفیر اتریش در تهران حضور یافت و این دو به اتفاق هم «کترینگ بین‌المللی دونا» یا همان آشپزخانه خودمان را درقطارهای داخلی با سرآشپزی اتریشی‌ها افتتاح کردند!
 این درحالی بود که تا پیش از این برخی مقامات دولت روحانی به ویژه اکبر ترکان مشاور رئیس‌جمهور معتقد بودند ایرانی‌ها قابلیت رقابت در هیچ تکنولوژی و صنعتی به جز آبگوشت بزباش و قرمه‌سبزی را ندارند که البته با اقدام آقای آخوندی ظاهرا همین آشپزی را هم ایرانی‌ها بلد نیستند و باید از ینگه دنیا آدم بیاوریم!
 به هرحال طی مراسم فوق‌، شرکت «دون هازر» اتریش که وظیفه آن آماده‌سازی‌، طبخ غذا و نوشیدنی در یک محل و ارائه آن در محلی دیگر است، فعالیت خود را رسما در ایران آغاز کرد تا با این استدلال وزیر راه که اعطای بازار داخلی به خارجی‌ها سبب افزایش سهم ایران در اقتصاد جهانی خواهد شد، این کترینگ همه نیاز‌های غذایی راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران و شرکت‌های وابسته را تا ١٠ سال آینده تأمین کند!
فارغ از اینکه آیا واقعاً نیاز اصلی کشور در حوزه حمل‌ونقل موضوع تهیه غذاست یا خیر و جدا از اینکه باید از مسئولان این بخش پرسید که نوسازی حمل‌ونقل ریلی، هوایی و جاده‌های کشور چه زمانی آغاز خواهد شد و سرنوشت قراردادهای پر سروصدا با «ایرباس» و «بوئینگ» چه شد و کی قرار است به سر‌انجام برسد، باید از جناب آخوندی، وزیر راه دولت تدبیر و امید، سؤال کرد که چگونه بر بیش از ده‌ها شرکت نامدار ایرانی در زمینه تهیه باکیفیت غذا در کشور که می‌توانند این خدمات را به بهترین شکل ممکن ارائه دهند، چشم بستید و توانایی‌های آنها را ندیدید و به جای آنها میدان فعالیت را برای شرکت‌های غربی فراهم کردید؟!
آقای آخوندی لطفاً پاسخ دهید که نسبت این اقدام وزارتخانه تحت مدیریت شما با اقتصاد مقاومتی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی دقیقاً چیست؟
یا  اینکه چرا در شرایطی که بسیاری از کشورهای جهان نسبت به مقوله امنیت غذایی‌شان حساس بوده و آن را جزو مسائل استراتژیک‌شان می‌دانند در کشور ما باید این موضوع مهم در بخش ریلی به یک شرکت غربی سپرده شود‌؟ آیا مسئولان ذیربط به خطرات جدی این مسئله اندکی اندیشیده‌اند؟ نکند موضوع خطر تراریخته‌ها این بار در قالب طبخ غذای میلیون‌ها مسافر بی‌گناه قطار تکرار شود؟
به هرحال با اقدام جناب آخوندی ظاهراً توجه به تولید داخل و نیروی انسانی بومی در وزارت راه و شهرسازی و در فرآیند‌‌های کاری وزیر راه و شهرسازی در حال فراموش شدن است، ‌وقتی بهترین و علمی‌ترین آشپز‌های بومی و ایرانی قادر به طبخ غذاهای ایرانی هستند، حضور سرآشپز غیر ایرانی و سرمایه‌گذاری غیرایرانی برای امر ساده‌ای نظیر آشپزخانه یک قطار و طبخ غذای ایرانی و همچنین ذوق‌زدگی وزیر راه و شهرسازی برای حضور در افتتاح چنین کترینگی، منطقی به نظر نمی‌رسد.
جالب اینکه چندی پیش راه‌اندازی کترینگ‌ حرفه‌ای و بزرگ در فرودگاه امام خمینی‌(ره) توسط یکی از ایرلاین‌های داخلی مطرح و مقرر شد این شرکت ایرانی خدمات کترینگ به اغلب ایرلاین‌های فعال در فرودگاه امام ارائه کند، اما‌ متاسفانه توجه چندانی به او نشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 مرداد 1395
خطیب جمعه تهران:آیت‌الله سید احمد خاتمی
برخورد امام(ره) با منافقین در سال 67 الهی و نجات بخش بود
    ۲۹/  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫آیت‌الله سید احمد خاتمی‬‎
خطیب موقت نماز جمعه تهران گفت: آنچه امام راحل عظیم‌الشان در سال 67 صورت دادند کاری قرآنی، فقهی، انقلابی و خدمتی بزرگ به ملت مسلمان ایران بود.
به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله سید احمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه تهران با اشاره به فرمایشات امام علی(ع)، افزود: ایشان به مردم فرمودند که من شما را به هیچ طاعتی دعوت نمی‌کنم مگر اینکه خودم آن را انجام دهم و این یک نکته بسیار مهم است.
وی با اشاره به در پیش بودن هفته دولت، تصریح کرد: ما در نظام اسلامی زندگی می‌کنیم و معتقدیم همه دولت‌های بعد از انقلاب مشروع بوده‌اند و تنفیذ ولایت را داشته‌اند بنابراین اپوزیسیون دولت بودن در نظام اسلامی جایی ندارد.
آیت‌الله خاتمی با اشاره به سال پایانی دولت یازدهم، ادامه داد: سال چهارم دولت‌ها سال پایانی دوره آنهاست که انتخابات را در پیش داریم اما آسیبی که ممکن است به وجود بیاید و در برخی ادوار نیز بوده، این است که در سال چهارم همه چیز تحت شعاع انتخابات قرار بگیرد و خروجی آن بها ندادن به کار مردم باشد.
خطیب موقت نماز جمعه تهران خطاب به دولت تصریح کرد: بنده به عنوان خطیب جمعه دوستانه به شما می‌گویم که با قوت و قدرت تا روزهای پایانی که در خدمت مردم هستید، عاشقانه، کار کنید و عشق به خدمت در دلتان باشد و آن را در  عرصه عمل به نمایش درآورید و مبادا انتخابات آینده سبب شود همه چیز را سیاسی کرده و مسئله معیشت مردم را تحت شعاع قرار دهیم چرا که رهبری فرمودند دغدغه من معیشت مردم است.
وی در ادامه به برنامه‌ریزی استکبار برای زنده کردن منافقین اشاره کرد و گفت: احساس می‌شود این روزها دنیای استکبار برنامه جدیدی علیه ملت بزرگ ما دارد و آن هم این است که می‌خواهد جنازه در حال احتضار منافقین آمریکایی استکباری را دوباره زنده کند در حالی که باید بداند این جنازه در حال احتضار کامل است و هرگز زنده شدنی نیست.
آیت‌الله خاتمی تأکید کرد: منافقین سیاه‌ترین پرونده را در پیش ملت ایران دارند و آنها 17 هزار ترور بی‌گناهان را در پرونده خود دارند. آنها نه فقط نظامی‌ها بلکه کارگران، کشاورزان، معلمان، عالمان وارسته اخلاق را نیز به شهادت رساندند.
خطیب موقت نماز جمعه تهران با اشاره به ترفندهای ضدانسانی منافقین در کشتار مردم بی‌گناه، گفت: آنچه این روزها در رابطه با داعش می‌شنویم، نسل دوم و نسل سوم هستند چرا که این اقدامات آنها در سال‌های 59 و 60 توسط منافقین در ایران پیاده شد، آنها کشتند، پوست کندند و زنده زنده سوزاندند و مثله کردند، این اقدامات پرونده این جنایتکاران وحشی و نوکران استکبار است.
وی ادامه داد: در رابطه با پرونده خارجی منافقین باید گفت آنها وقتی عمله صدام شدند، به دستور صدام شیعیان و کردهای عراق را کشتند و الان هم در کنار داعش در عراق و سوریه مسلمان کشی می‌کنند. قراردادی بین آنها و دولت جلاد عربستان برای همکاری میلیاردی منعقد شده است که حاصلش نیز این است که باید جاسوسی کنند تا پول بگیرند.
آیت‌الله خاتمی پرونده منافقین را بسیار سیاه توصیف کرد و افزود: آنچه واقعا مایه تاسف است اینکه کشورهایی که پرچم مبارزه با تروریست را بلند کرده‌اند، ملجاء و مأوای تروریست‌های آدمکش شده‌اند که این نیز نشانه‌ای است همگان بدانند قصه حقوق بشر و تروریسم نیست.
خطیب موقت نماز جمعه تهران یادآور شد: منافقین در ماه‌های پایانی جنگ پیاده نظام صدام شدند و به جنگ فرزندان ملت ایران آمدند، آنها خودشان گفتند که می‌خواهند به کرمانشاه و سپس به همدان و تهران بیایند. در حالی که این یک توهمی بیش نبود، یک هفته مانده به عملیات مرصاد رفتار زندانیان منافق عوض شده بود و به زندانبان‌ها می‌گفتند هفته بعد ما زندانبان شما هستیم. اسم این کار تبانی نیست، این محاربه است.
وی با اشاره به رویکردهای قرآنی که شدیدترین مجازات‌ها را نسبت به محاربین دارد، خاطرنشان کرد: بنابراین هم کسانی که به جنگ فرزندان ملت ایران آمده بودند، محارب بودند و هم کسانی که در زندان همراهی داشتند محارب بودند چرا که گفتند ما بر سر موضع خود هستیم و این یعنی چون زندانی هستیم، به جنگ ملت ایران نیامده‌ایم.
آیت‌الله خاتمی با تاکید بر اینکه منافقین عنوان محارب و باغی دارند، بیان داشت: امام علی (ع) در نهج‌البلاغه به رفتار ناکثین و کشتن فرماندار و مسئول مالیات و کشتن مردم بیگناه در حکومت خود اشاره می‌کنند و بعد می‌فرمایند اگر حتی یک نفر از اصحاب مرا کشته بودند، من باز می‌توانستم شرعاً همه آنها را مجازات و اعدام کنم.
خطیب موقت نماز جمعه تهران بر همین مبنا تاکید کرد: آنچه امام راحل عظیم‌الشان در سال 67 صورت دادند کاری قرآنی، فقهی، انقلابی و خدمتی بزرگ به ملت مسلمان ایران بود. در اروپا همایشی برای منافقین می‌گذارند و در داخل هم افرادی همراه با منافقین و داعش می‌شوند در حالی که منافقین داعشی‌های ایرانی هستند.
وی ادامه داد: کسانی در کشور با آمریکا و اتحادیه اروپا و بی‌بی‌سی آلوده همکاری می‌کنند لذا مسئولان باید به هوش باشند، من برای آگاهی نسل جوان می‌گویم اگر آن روز امام آن خدمت جانانه را نکرده بود امروز ما گرفتاری‌های فراوانی داشتیم و امنیت هم نداشتیم لذا امنیت امروز ما مدیون آن اقدام انقلابی امام است.
آیت‌الله خاتمی اظهار داشت: از کسانی که در مکتب امام تربیت شده و دم از امام می‌زنند باید پرسید چرا اجازه می‌دهند امام مظلوم و غریب شود، بنده به عنوان تکلیفم دفاع کردم و باکی هم ندارم چرا که رسانه‌های آلوده غربی تا جایی که می‌توانستند این طلبه ناچیز را تخریب کردند و من را خشن معرفی کرده و عکس‌های فتوشاپ آنچنانی از من درست کردند که اگر من خودم هم در خواب ببینم وحشت می‌کنم. بنابراین بنده هیچ بیمی از این حرف‌ها ندارم.
خطیب موقت نماز جمعه تهران به راه‌های مقابله با تهمت و افترا در جامعه اشاره کرد و ابراز داشت: باید اصل را بر خوشبینی گذاشت مگر آنکه خلاف این مسئله ثابت شود البته ما خودمان هم نباید زمینه تهمت و غیبت را فراهم کنیم. چرا که زمینه گناه را فراهم کردن حرام است.
وی یکی از راه‌های جلوگیری از رواج تهمت و افترا در جامعه را منزوی کردن رسانه‌های دروغ‌محور دانست و گفت: کار رسانه‌های شارلاتان و غوغاسالار که عمدتا  نیز شبکه‌های بیگانه هستند رواج دروغ و تهمت است لذا ما نباید مواردی را که از شبکه‌های ماهواره‌ای که با پول دشمن تغذیه می‌شود باور کنیم.

Image result for ‫سردار دهقان در سخنرانی پیش از خطبه‌ها:‬‎
سردار دهقان در سخنرانی پیش از خطبه‌ها:
هیچ محدودیتی در بُرد، دقت و تخریب موشک‌ها نداریم
به گزارش خبرگزاری فارس، سردار حسین دهقان، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران به مناسبت روز صنعت دفاعی با اشاره به ماجرای 11 سپتامبر، آن را آغاز یک فصل جدید در تاریخ حیات جوامع و ملل مختلف در دوران اخیر دانست و گفت: آن انفجارهایی که در برج‌های دوقلو در آمریکا صورت گرفت که به دنبال آن حمله آمریکا به منطقه و اشغال دو کشور اسلامی عراق و افغانستان بود، پیامدهای تاثیرگذار و گسترده‌ای با خودش به همراه داشت و امروز هم منطقه ما به اعتقاد همه دنیا گرفتار پیامدهای این مداخله و اشغالگری است.
وی اظهار داشت: آمریکایی‌ها در این زمان یک ایده‌ای را مطرح کردند تحت عنوان «خاورمیانه بزرگ یا جدید» و به دنبال این بودند که دولت‌های مستبد وابسته بدون پشتوانه مردمی را با دولت‌های به اصطلاح برآمده از مسیر دموکراسی یا انتخاب مردم سرکار بیاورند و تصورشان بر این بود با طرح شعار «ثبات، صلح‌، امنیت، دموکراسی و رفاه» می‌توانند زمینه‌های حضور پیوسته و دائمی خود را در منطقه برای دستیابی اهداف خودشان به وجود بیاورند.
سردار دهقان خاطرنشان کرد: اولین کاری که کردند این بود که نیازی به پرداخت هزینه توسط آنها برای تامین امنیت در منطقه نباشد. دومین این بود که جریان‌هایی را ایجاد کنند که این جریان‌ها قادر باشند یک فضای ناامن و بی‌ثباتی را در منطقه دامن بزنند ضمن اینکه منطقه امنیت و ثبات و آرامش بهره‌مند نیست دائما در مسیر فرسایش توان‌های ملی و ظرفیت‌های داخلی کشورهایی باشد که از نگاه آنها در نقطه مقابل سیاست‌ها و اهداف آنها در منطقه عمل می‌کنند.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تاکید کرد: همچنین آنها بحث از بین بردن ظرفیت‌های انقلابی موجود در کشورهای منطقه را کلید زدند و با آن حملاتی که به حزب‌الله و بعد هم حماس در نوار غزه کردند تصورشان بر این بود که می‌توانند ظرفیت‌های انقلابی ایجاد شده را به نوعی مهار یا بنیان‌های آن را آنچنان مورد هجمه قرار دهند که امکان اقدام عملی و تعیین‌کننده از سوی آنها وجود نداشته باشد.
وی گفت: از طرف دیگر اسلام‌هراسی، ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی را در راس برنامه‌های خودشان قرار دادند تا قادر باشند کشورهای مختلف را به خصوص کشورهای اسلامی را در یک موضع تقابلی با اسلام انقلابی و نظام جمهوری اسلامی ایران هم قرار دهند و سرمایه‌های عظیم ملت‌های منطقه به خصوص عربستان را در جهت خرید سلاح و مهمات و پرداخت هزینه‌های استقرار آنها در منطقه را تامین کنند.
سردار دهقان تصریح کرد: با به صحنه آوردن جریان‌های تروریستی، اسلام و چهره اسلام را مخدوش کردند و از طرفی دیگر ظرفیت انقلابی کشورهای مسلمان را تخلیه کردند و  از یک طرف تمامی منابع مادی و معنوی آنان را مورد هجمه و نابودی قرار دادند و یک وضعیت کاملا بی‌ثبات و ناامن را در منطقه شکل دادند که درست نقطه مقابل آن هدف اعلامی آنها برای ورود به منطقه بود.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح خاطرنشان کرد: امروز کشور و ملت ما از چنان عناصر قدرتی بهره‌مندند که قدرت ملی ما را در حدی ارتقا بخشیده که این ملت را در مقابل هر تهدیدی بیمه کرده است و در این میان نیروهای مسلح ما با اشراف کامل اطلاعاتی بر تمامی حرکت‌های ضد انقلابی و ضد نظام در موقع مقتضی و به هنگام قادرند با هر آنچه که می‌توانند ایجاد اغتشاش، آشوب، اخلال در نظم و امنیت عمومی کنند، مقابله داشته باشند.
وی گفت: امروز صنایع دفاعی کشور ما ضمن اینکه تامین‌کننده تمامی اقلام نظامی مورد نیاز این کشور است، بر مبنای دکترین و راهبردهای دفاعی کشور تعیین شده از طرف نظام و توسط مقام معظم رهبری، به گونه‌ای سامان پیدا کرده که قادر است تمام نیازهای نیروهای مسلح ما را تامین کند به خصوص آنچه که ما را در موضع بازدارندگی موثر قرار می‌دهد، امروز توان موشکی ما در حدی است که ما قادریم در هر برد عملیاتی مورد نیاز متناسب با تهدیدات محتمل و با میزان تخریب و کشندگی بالا، متناسب با هدف مورد اصابت، با دقت بالای مورد هدف قرار دادن اهداف و با ماندگاری حالت تاکتیکی قابل اعتماد برای حضور به موقع در هر نقطه‌ای برای انجام عملیات و خروج از منطقه برای پیشگیری از اقدام متقابل دشمن انجام دهیم.
سردار دهقان ابراز داشت: ما هیچ محدودیتی در برد، قدرت تخریب، دقت اصابت و در دوره زمان‌بندی حفظ کیفیت محصول نداریم. در عین حال که از این منظر ما امروز قادر به حضور در فضا هستیم و قادریم ماهواره‌‌هایی در مدار 500 کیلومتری قرار دهیم که ماندگاری آن را بیش از چند سال خواهد کرد که می‌تواند تمامی نیازهای مربوط به داده‌های مکانی و یا بحث های مخابراتی و  ارتباطی را برای ما تامین کند.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تأکید کرد: این ظرفیت‌ها نه تنها در خدمت نیروهای مسلح ما است بلکه در خدمت جریان مقاومت هم هست، امروز جریان مقاومت عمده نیازهای خودش را از صنایع دفاعی ما تامین می‌کند و جالب است این را شما بدانید که قدرت مجموعه سلاح‌ها، تجهیزات و امکاناتی که ما در اختیار مقاومت قرار می‌دهیم در مقایسه با آنچه که صاحبان قدرت و صنایع دفاعی و نظامی در دنیا در اختیار مقابل ما یعنی معارضین قرار می‌دهند، واقعا از کاربری و اثربخشی بالاتر برخوردارند و در بسیاری از جاها برابری می‌کند که این مسئله به معنای وجود یک قدرت، قابلیت، توان و یک عزم و اراده ای است که ملت ما را مطمئن می‌سازد از اینکه صنایع دفاعی در خدمت نیروهای مسلح و در خدمت جریان مقاومت قادر خواهد بود در همه صحنه‌ها پیروزی را برای ملت ما رقم بزند.

Image result for ‫دبیر دفتر تحکیم وحدت در اولین سخنرانی دانشجویی پیش‌ از خطبه‌های نماز جمعه‬‎
دبیر دفتر تحکیم وحدت در اولین سخنرانی دانشجویی پیش‌ از خطبه‌های نماز جمعه هشدار داد
ایجاد یک طبقه اشرافی در جامعه برای لکه‌دار کردن عزت اسلامی
به گزارش خبرگزاری فارس‌، محمدحسین قائد شرف، دبیر تشکیلات اتحادیه دفتر تحکیم وحدت در اولین سخنرانی دانشجویی پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران خاطرنشان کرد: خدا را شاکرم که به عنوان نماینده برخی دانشجویان در مقام سخنرانی در محضر افراد حاضر در نماز جمعه قرار گرفته‌ام و از این بابت از التفات خاص مقام معظم رهبری تشکر می‌کنم، زیرا این سخنرانی نتیجه اعتماد ایشان است، باید از مسئولان ستاد نماز جمعه نیز تشکر کنم که قرار است هر سه ماه یکبار تریبون نماز جمعه را در اختیار نمایندگان دانشجویان قرار دهد.
وی بحث اقتصاد را محور اصلی سخنرانی خود عنوان کرد و بیان داشت: اگر زمانی فتنه 88 تهدید اصلی برای کشور و نظام بود، امروز باید منتظر یک فتنه اقتصادی باشیم، آنچه از وضعیت جامعه تحلیل می‌کنم یک مسئله چند‌وجهی است، به‌طوری که در یک طرف برخی مسئولان بازارهای داخلی را به شرکت‌های خارجی تقدیم می‌کنند، به این دلیل که این شرکت‌ها برای به ثمر رسیدن برجام هزینه کرده‌اند و این مسئله را می‌توان باج برجام برشمرد. یعنی قراردادهای غیرشفاف و مسئولانی که به سمت شرکت‌هایی مانند توتال در حرکت هستند و بازار داخلی را به آنها تقدیم می‌کنند.
قائدشرف با بیان اینکه امروز صنایع ما نیازمند بازار داخلی است، گفت: صنایع سوبسید نیاز ندارند، بلکه باید بازار داخلی را در اختیار آنها قرار داد تا توسعه یابند.
دبیر تشکیلات اتحادیه دفتر تحکیم وحدت اظهار داشت:‌ در سوی دیگر نیز پدیده حقوق‌های نجومی را داریم که غارت بیت‌المال با روکش قانونی است،‌ دست‌هایی برنامه‌ریزی می‌کنند تا این مسئله را از افکار عمومی پاک کنند و حتی می‌گویند اگر فیش رو کنید، فیش رو می‌کنیم،‌ مگر بحث اصلاح‌طلب و اصولگراست؟ هرکس در هر گروه فکری که دست به بیت‌المال زده است، باید مورد عتاب قرار بگیرد، در حالی که کسانی می‌گویند اگر آنها هم می‌توانستند این کار را می‌کردند و دختر مسئولی که نماینده مجلس هم هست، در تریبون علنی مجلس از این پدیده دفاع می‌کند.
وی اظهار داشت: قشر نخبه و فارغ‌التحصیل با مدارج بالا برای حداقل دستمزد تلاش می‌کنند، در حالی که عده‌ای مدیر که در اثبات توانمندی خود نیز عاجزند، حقوق نجومی دریافت می‌کنند، ما از قوه قضائیه و از آقای اژه‌ای توقع داریم، آیا شما در چنین مسئله‌ای که مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفت، 10 مجرم نیافتید که بازداشت کنید؟
قائدشرف ادامه داد: عده‌ای کفتار به جان مردم افتاده‌اند و کمیته‌هایی شکل گرفت که بازپس‌گیری شود، چرا در این زمینه برخوردی نمی‌شود؟ آیا می‌دانید نقدینگی کشور 600 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است که 90 درصد این میزان تنها در اختیار یک درصد جامعه قرار گرفت؟ خواست کشورهای استعمارگر نیز همین بود که یک طبقه در جامعه ایجاد شود تا منافع آنها را تأمین کند تا نیازی به برنامه‌های نظامی نباشد.
دبیر تشکیلات اتحادیه دفتر تحکیم وحدت گفت: امروز طبقه‌ای با اموال نامشروع درحال شکل‌گیری است که بدون کودتای نظامی می‌تواند عزت اسلامی نظام را به زانو درآورد، آیا برای حفظ کشور و اسلام حرکتی انجام داده‌ایم؟ چرا فروشگاه‌های بزرگ ما از کالاهای داخلی حمایت نمی‌کنند؟ چه شده که کشورهایی که با نسخه حمایت هوشمند داخلی اقتصاد خود را توسعه دادند، برای ما نسخه اقتصاد خارجی می‌پیچند؟ ما در برابر کشور و اسلام مسئولیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 مرداد 1395
مقاومت فرهنگی یك فقیه بر هویت فرهنگی یك شهر
 آیت الله علم الهدی استعاره نمازجمعه داری اصیل شیعی
 مخالفت او با كنسرت نه مخالفت با موسیقی كه مخالفت با فحشاست


حجت الاسلام‌ علی جعفری- رجانیوز:  1- از قریب به یك دهه پیش كه سنت تشییع و وداع با پیكرهای تفحص شده شهدای دفاع مقدس به تدریج از بدنه های انقلابی و حزب اللهی در حال سرریز به دیگر اقشار و بدنه های اجتماعی بود و اشتیاق عمومی برای دفن شهید در مناطق شهری و مراكز آموزشی، اداری، مذهبی، فرهنگی و ... در حال اوج گرفتن بود، نشانه های آشكار انواعی از حساسیت و مقاومت نسبت به فراگیر شدن «سنت شهید نوازی» در جریان روشنفكری، مطبوعات وابسته و برخی اصلاح طلبان دانه درشت حاكم  مشاهده می شد. نطق خشمگینانه مهدی كروبی رییس وقت مجلس ششم با این جمله زهرآگین كه "مگر تهران قبرستان است كه دفن شهید را از بهشت زهرا به مناطق شهری كشانده اید!" در آن روزگار به نماد مخالفت شدید با تغییر كاربری جغرافیاهای تعیین شده برای تدفین شهدا تبدیل شد. البته امواج كروبی مآبیهایی از این دست بدینجا محدود نشد و غیر از آن عقبه های دانشجویی و دانشگاهی این جریان، در پروژه ای نامنتظره مراسم تدفین پیكر شهدا در مسجد دانشگاه شریف را آماج جسارت كینه توزانه خود قرار دادند; با این بهانه كه یادمان شهدای گمنام  كاربری بیطرفانه و علمی دانشگاه را تحت الشعاع جهت گیریهای ایدئولوژیك خود كرده و زمینه را برای سوء استفاده جریانات سیاسی از محیط دانشگاه فراهم می آورد.
 
 
  2- در این موقعیت، اتفاقی عجیب تر و دردناك تر در محله ولنجك تهران رخ داد. آنجا كه جمعی از اهالی محل در مخالفت با تدفین شهدا در یك مركز مربوط به آموزش و پرورش، حین برگزاری مراسم تشییع، تجمعی اعتراضی برگزار كردند. معترضین نگران بودند كه با تبدیل شدن گوشه ای از ولنجک به گلزار شهدای گمنام ، محله شمال شهری فاخرشان كاركردی گورستانی پیدا كرده و دچار كسر شأن شود. ایادی شهرداری اصلاح طلب وقت تهران هم مطابق با دستورات مافوق با ایجاد موانع فیزیكی و روانی مختلف در سدد مقابله برآمده بودند كه هماهنگیهای حقوقی و اجرایی لازم با شهرداری صورت نگرفته است. سردار «سید محمد باقر زاده » مسوول كمیته تفحص شهدا كه در محل این تنش نادر و واقعا غیر منتظره اجتماعی حاضر بوده است روایت جالب و عبرت آموزی از سرانجام ٱن دارد. وجه ندرت و اعجاب برانگیزی داستان در این واقعیت است كه اینبار نه دانشجویان احساساتی هوادار یك جریان سیاسی انحرافی و نه دانه درشتان سیاست با سودای موج سواری و فرصت طلبی، بلكه بخشی از آحاد اجتماعی و اهالی محلی به میدان مقاومت در قبال تدفین شهیدان آمده بودند، سردار در این شرایط چاره ای جز پناه  مشورت با پروردگار و توسل به استخاره از قران نمی یابد. پاسخ استخاره عجیب است: «فأووا الی الكهف/به غار پناه ببرید». او از برخی اطرافیان محلی در خصوص وجود غاری در آنجا پرس و جو می كند و ناباورانه متوجه می شود كه محلی در كوه مجاور وجود دارد كه قبلا برای برخی آزمایشهای زمین شناسی كنده شده و اكنون بلااستفاده مانده و نزد اهالی محل به غار معروف است، با تدبیر سردار، پیكرهای جوانمردان به خون غلتیده اسلام و ایران بدانجا هدایت شده و دفن می شود. این محل كه اكنون به «كهف الشهدا» معروف شده، یكی از لطیف ترین جغرافیاهای معنوی تهران است. زیارت زودهنگام آیت الله خامنه ای در صبح سرد یك روز پاییزی از كهف الشهدا و انتشار عكس ایشان در جوار آن تاثیرات به سزایی در وجاهت مذهبی و معنوی آن گذاشت.                         
 
 
3-امروز همان جریان و بدنه های اجتماعی وابسته بدان كه به اندازه تدفین استخوانهای چند تن از  فرزندان شهید این مرز و بوم ، تغییر كاربری جغرافیاهای محلی، آموزشی و اداری و... را تحمل نمی كرد، امام جمعه شریف مشهد را برای مقاومت منطقی بر سر هویت زیارتی و كاربری معنوی یكی از جغرافیاهای شیعی مهم جهان آماج شماتتها و زخم زبانهای خود قرار داده است. چگونه است كه تغییری در حد تدفین پیكر چند شهید در یك محله یا دانشگاه چنان غیرقابل تحمل است كه برای دفع پیامدهای مهیب آن باید همه امكانات سیاسی و اجتماعی و رسانه ای را بسیج كرد، اما وقتی نوبت به برپایی غریبه ترین شب نشینیهای كنسرتی با  مشهد مقدس و نااستانداردترین آیینهای موسیقیایی در جوار آستان قدس رضوی می رسد، همگان باید با خاكساری تمام در قبال این اجلال نزولهای ولنگارانه سرتعظیم فرود آورند؟ وقاحت شیخی بی مایه بی مایه در سوء استفاده از تریبون ملی مجلس برای تخطئه میراث فرهنگی یك ملت در زمینه ای از قهرمان پروری بازنمایی شود و حسن استفاده آیت اللهی حكیم و دلسوز از تریبون شرعی نماز جمعه برای پاسداری از هویت انسانی و ولایی یك شهر در زمینه ای از خیره سری و  بی خردی بازنمایی شود؟ آیا آخوند استاندارد در نظر ایشان آخوند بی تفاوت در قبال انهدام بوم زیستهای شهری و هویتهای محلی و تاریخی شهروندان و مزیتهای فرهنگی شهرهاست؟ آیا بهتر است كه آیت الله علم الهدی هم مشابه اغلب ائمه جمعه كشور كه متاسفانه در قبال تغییرات پی در پی و سهمگین كاربریهای فرهنگی و اجتماعی شهر خود بی تفاوت هستند خود را به غفلت بزند؟ فكر نمی كنید كه اگر امامان جمعه پایتخت هم همچون او در برابر سیاستها و اقداماتی كه ماهیت تاریخی و هویتهای محلی و مزیتهای فرهنگی تهران را دچار انواعی از زمینگیریها كردند مقاومت می كردند امروز در تهرانی اینگونه بی در و پیكر و اینچنین آشفته  زندگی نمی كردیم؟      
                                                                                   
 
4- این دیگر یك شگرد كهنه و نخ نما شده است كه شخصیتهای شاخص و بصیر مذهبی همچون ٱیت الله علم الهدی را در زمینه ای از در تاریخ ماندگی و هنرستیزی تصویر كنند. اگر آیت الله علم الهدی آخوندی هنرستیز بود هرگز اجازه نمی داد در همین ایام دهه كرامت گروه كنسرت حزب الله لبنان در پارک ملت مشهد به اجرای سرود و موسیقی انقلابی بپردازد. مقاومت فرهنگی و تریبونی او بر عدم اجرای كنسرتهای مرسوم در مشهد، مقاومت در برابر تبرج وارگیها و اختلاطهای شیطانی و در یك كلام رگه های فحشایی مستتر در ٱنها است؛ مخالفت او با كنسرت نه مخالفت با موسیقی كه مخالفت با فحشاست. در این وانفسای امتزاج آیین های هنری با رویه های رفتاری و گفتاری گناه آلود، مقاومت نمازجمعه مشهد را بر استانداردهای شرعی و شانی هنر موسیقی  به مثابه تحفظ بر پالودگی فرهنگی یك شهر مذهبی درك می كنم. این مقاومت بی نظیر همچنین زمینه بهترین فرصتها را برای آسیب زدایی از موسیقی و نجات آن از چنبره نابهنچارهای كنسرتی متاخر فراهم آورده است. نابهنجاری‌های متاخری كه هماره مورد انتقاد اهالی اصیل و اساتید عظیم موسیقی ایرانی بوده است منتها به دلیل دیكتاتوری سلبریتی كنسرت بازهای تازه به دوران رسیده هرگز فرصتی برای بهسازی نیافته است.  
 
 
 
5-مراتب روشن اندیشی آیت الله علم الهدی را در تحصیل در مقطع دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق علیه السلام دریافتم. او یکی از بنیانگذاران اصلی و بیش از آن از راهبران این دانشگاه در طول بیش از دو دهه معاونت آموزشی آن بوده است. دانشگاه امام صادق تحت تمشیت آموزشی او قریب به 10 رشته و گرایش علمی جدید و بومی را به آکادمیهای ایرانی وارد کرد. او از پیشگامان آزاداندیشی دانشگاهی و تربیت دانشجو در فضای تضارب آرا گوناگون است.در دوره او بسیاری از نخبگان دانشگاهی دگراندیش که عملا ممنوع التدریس به بودند فقط در فضای آزاد و البته ضابطه مند دانشگاه امام صادق فرصت بروز و ظهور علمی داشتند. او یک مدیر آموزشی حرفه ای و آکادمیسینی صاحب سبک است.  
 
 
 6- «آیت الله علم الهدی» فقط امام جمعه مشهد نیست؛ او بیش از آن استعاره ای فاخر برای دلالت به استانداردهای امامت جمعه تراز اسلامی-ایرانی- انقلابی است. این هشدار تاریخی امام خمینی را نباید از خاطر برد كه هر گاه دیدید كه یك "آخوند شاخص" مورد هجوم سازمان یافته و همه جانبه قرار گرفته است, بدانید كه حتما توطئه ای در كار است تا یك كانون اسلامی اصیل از اعتبار و وجاهت تاثیر گذاری ساقط شود.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 مرداد 1395

کلید پیروزی بر دشمن

  ۲۷/  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫آیت‌الله مصباح یزدی (دام ظله)‬‎


در اوایل نهضت اسلامی وقتی از امام (ره) پرسیده شد با چه نیرو و امکاناتی می‌خواهید با حکومت مسلح و مجهز بجنگید؟پاسخ دادند یاران من در گهواره هستند. امثال بنده نمی‌دانستیم مستند امام (ره) برای چنین پاسخی چه بود و چه بسا به ایشان الهام شده بود، اما تحقق وعده امام (ره) را با چشمان خود دیدیم.
امام (ره) مطمئن بودند که جوانان ،پرچم انقلاب را به دوش می‌گیرند و مطمئن بودند که خداوند آنان را یاری کرده و به انقلاب عزت و شکوهی فراوان عطا می‌کند، لذا کسانی فکر نکنند که با توطئه دشمنان، این انقلاب از بین می‌رود، بلکه روز به روز بر شکوه آن افزوده خواهد شد؛ البته این بدان معنا نیست که دست روی دست گذاشته و کاری نکنیم و خیالمان راحت باشد که این انقلاب عظیم نیز پابرجا خواهد ماند؛ بلکه وعده امام (ره) بر این است که عده ای خواهند آمد و همت کرده و پای آرمان‌های این انقلاب می‌ایستند و خداوند هم آنها را یاری خواهد کرد.
عوامل پیروزی مسلمانان در جنگها
 یکی از اصول تربیتی قرآن کریم این است که با ارائه نمونه‌های عینی و نشان‌دادن الگو، در دیگران نیز انگیزه ایجاد کند. داستان طالوت و جالوت یکی از داستان‌های مهم قرآن است که با ذکر بسیاری از جزئیات بیان شده است؛ مخصوصاً اگر توجه داشته باشیم، این داستان مربوط به بنی اسرائیل است که طبق روایات هر اتفاقی برای این قوم افتاده است، برای مسلمانان نیز خواهد افتاد.این داستان نشان داد که در نهایت، مستضعفین و پابرهنگانی اندک به فرماندهی طالوت توانستند سپاه مجهز و پرجمعیت جالوت را از پای درآورند.این داستان به خوبی بیان می‌کند که پیروزی نه در گرو عِده و عُده، بلکه در گرو ایمان به خدا، اراده قوی و توکل بر خداست؛ که در این صورت با یاری خداوند، پیروزی حاصل می‌شود.
سپاه اسلام، هرگز به سبب تعداد نفرات و فراوانی تجهیزات پیروز نشده است، بلکه عامل پیروزی همواره ایمان به خدا و توکل بوده است.خداوند متعال در جنگ بدر، مسلمانان را در حالی که ذلیل و ضعیف بودند و نسبت به دشمن از نفراتی اندک برخوردار بودند و از نظر تجهیزات نیز تنها چند شمشیر و چند شتر داشتند، به پیروزی رساند و بالعکس، در جنگ حنین که نفرات و تجهیزات مسلمانان بقدری فراوان بود که خود مسلمانان تعجب کرده بودند، شکست خوردند. یعنی هر چند باید خود را آماده، و تجهیزات را مهیا کنیم، اما امیدمان نباید به ادوات و تجهیزات و نفرات باشد، بلکه امید ما فقط باید به خداوند متعال باشد.
کلید پیروزی، اطاعت از خدا و توکل و اعتماد بر اوست،حتی به جمعیت و تجهیزات خود نباید اعتماد کنیم؛ چه برسد به اینکه بخواهیم به دشمن اعتماد کنیم! چقدر نادانی و حماقت لازم است تا انسان به دشمن خودش اعتماد کرده، به وعده‌های او دل خوش کند!
نصرت الهی تنها مربوط به دوران بنی اسرائیل و صدر اسلام نبوده است؛ همین امروز نیز نمونه‌های بسیاری از این امدادهای الهی قابل مشاهده است. اگر در جنگ 33 روزه، یک عده اندک شیعه مؤمن خداپرست، ارتش رژیم صهیونیستی را که مدعی داشتن قوی‌ترین ارتش در منطقه است، به ذلت می‌کشند، به خاطر اطاعت از خدا و توکل و اعتماد به اوست. هرگز کسی به ذهنش نیز خطور نمی کرد که حزب الله که در ابتدای تشکیل آن کسی به آن وقعی نمی‌گذاشت، روزی بتواند ارتش مجهز رژیم صهیونیستی را خوار و ذلیل کند؛ چرا که فکر می‌کردند مگر چند درصد لبنان شیعه بودند و چه میزان می‌توانستند نفوذ و قدرت داشته باشند که بخواهند در مقابل کسانی که ادعای قدرت دارند، قد علم کنند؟ اما نصرت الهی شامل حال آنها شد و چنین پیروزی عظیمی خلق کردند.
من درملاقاتی که با سید حسن نصرالله داشتم، ایشان به بنده فرمود که در جنگ با رژیم صهیونیستی، گاه نیروهای حزب الله در منطقه‌ای محصور و گرفتار می‌شدند که مجبور بودند چند روز را با غذای مختصری سپری کنند و ظاهرا راهی برای خروج نداشتند؛ اما وقتی دستگاه‌های مخابراتی اسرائیلی‌ها را شنود می‌کردیم، نیروهای آنها اعلام می‌کردند که نمی‌دانیم چگونه باید با این افراد بجنگیم؛ آنها با لباس سفید و با شمشیر به جنگ ما می‌آیند و ما چاره‌ای جز عقب نشینی نداریم! آری در این جنگ نیز، مانند جنگ بدر، خداوند مؤمنین را یاری کرد.
خدای امروز، همان خدای بدر است؛ اگر ما بدری باشیم، نصرت الهی شامل حال ما هم خواهد شد؛ لذا هر کس صادقانه عمل کند و تنها به خدا اعتماد داشته باشد، خدا هم او را یاری خواهد داد.
 امروز مصداق عمل خالصانه و اعتماد به خدا، اطاعت از ولی‌فقیه است،امروز ولی‌فقیه جانشین امام معصوم (ع) است و طبق فرمایش امام زمان (عج) ولی‌فقیه حجت خداوند برماست؛ لذا اگر مخلصانه و فقط برای رضای خدا، او را اطاعت کنیم، مشمول رحمت و مدد الهی خواهیم شد.
شرایط انجام وظیفه
هدف از نزول قرآن کریم و حفظ آن توسط خداوند متعال، هدایت و سعادت بشر است،برای رسیدن به سعادت راهی جز شناخت اسلام و عمل به آن نداریم و اسلام را باید به‌وسیله قرآن و مفسران واقعی آن یعنی اهل بیت (ع) بشناسیم و همان‌گونه که صرف داشتن نسخه پزشک، سبب بهبودی بیماری ما نمی‌شود و باید به محتوای نسخه عمل کنیم، داشتن قرآن به تنهایی نیز سبب هدایت نمی‌شود و باید به محتوای آن عمل کنیم؛ لذا قدم اول برای انجام وظیفه الهی، شناخت دین است.
 شناخت دین شرط لازم برای انجام وظیفه است اما شرط کافی نیست،قدم دوم، خودسازی و تهذیب نفس است؛ یعنی باید برای خود یک برنامه تربیتی در نظر بگیریم برای عمل کردن به دین و آنچه که از دین آموخته‌ایم. صرف دانستن اینکه نماز شب خوب است و ویژگی‌های فراوانی دارد، دردی را دوا نمی کند، بلکه در عمل هم باید همت کرد. به عنوان نمونه، فرزند یکی از علما نقل می‌کرد که روزی چشمهای پدرشان از گریه قرمز شده بود بگونه‌ای که حال حرف زدن نداشتند؛ بعدا فهمیدیم از آنجا که نماز شبش را نخوانده است، این اندازه گریه کرده است! علم به دین باید همراه با چنین روحیه‌ای باشد.
بعد از شناخت دین و خود سازی،در قدم سوم باید اقدام به دیگرسازی شود و نسبت به دیگران نیز احساس مسئولیت وجود داشته باشد. این کار نیازمند دو امر است؛ اول اینکه باید راه آموزش به دیگران را بیاموزیم و دوم اینکه آفت‌ها را بشناسیم تا بتوانیم دیگران را نسبت به آن آگاه کنیم. به عبارت بهتر بصیرت سیاسی و اجتماعی داشته باشیم تا توان شناخت دوست و دشمن و نحوه مقابله با آن را بلد باشیم.
کلید انجام وظیفه یکی است و آن شناخت رهبر صالح و اطاعت از وی است.
سخنرانی آیت‌الله مصباح یزدی (دام ظله) در دیدار جمعی از اعضای کانون مسجد موسی بن جعفر (ع) اسلامشهر ؛ قم ؛ 19 /1 /1395 .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 مرداد 1395
آیت‌الله بطحایی:
علیه آمریکاحرف زدن افراطی‌گری نیست        
    ۲۶/  ۰۵ / ۱۳۹۵


Image result for ‫آیت‌الله بطحایی:‬‎
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه استفاده از لفظ افراطی‌گری در برابر آمریکا معنایی ندارد، اکنون با آمریکا مسالمت‌آمیز برخورد می‌کنیم اما او اموال ما را برداشت می‌کند، ادامه داد: در مسأله حقوق های نجومی، عده‌ای برای خودشان دولت مستقلی تشکیل داده‌اند.
آیت‌الله سیدهاشم بطحایی گلپایگانی عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت وگو با مهر، ضمن بیان اینکه آیا آقایانی که علیه آمریکا حرف زدن را افراط می‌دانند، مگر در دشمن بودن آن شک دارند؟ تصریح کرد: افراطی گری در این زمینه معنایی ندارد، آیا جز این است که ما امروز با آمریکا مسالمت آمیز برخورد می‌کنیم؟ ما چنگ و دندان به آمریکا نشان نمی‌دهیم ولی می‌گوییم چه معنایی دارد وقتی در لبنان یک اتفاقی افتاده است شما دو میلیارد دلار از دارایی ما را به این بهانه برداشت کنید؟
بطحایی گلپایگانی با تأکید بر اینکه آقایانی که می‌گویند دشمنی با آمریکا، حرکت در مسیر افراط است یک راهی پیشنهاد کنند ببینیم پیشنهاد آنها چیست؟ افزود: استفاده از این واژه افراطی هم توهینی است که ما می‌توانیم به ملتمان بکنیم، انقلابی‌گری به معنای تند و بد حرف زدن نیست. از ابتدای انقلاب تا امروز اگر اعتدال – نه نرمش در برابر دشمن - وجود نداشت انقلاب ما همان ابتدا از بین رفته بود.
عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه ما اگر اهل اعتدال نبودیم و اهل افراط بودیم هنوز با روسیه دعوا داشتیم، افزود: روسیه کنار کشید و غلاف کرد، ما هم کوتاه آمدیم. آمریکا هم اگر غلاف کند و دست از جنایات و شرارت‌هایش بردارد ما همان‌طور عمل می‌کنیم. ما با ملت آمریکا دعوا نداریم، چون مردم آمریکا از ما مظلوم‌تر هستند. این سیاهپوست‌های آمریکایی که در کنار خیابان تکان می‌خورند پلیس آمریکا آنها را به عنوان تروریست می‌کشد بسیار مظلوم هستند.
بطحایی گلپایگانی با بیان اینکه کار دشمن این است که تفرقه بیندازد و آب را گل آلود کند، افزود: در همین انتخابات مجلس انگ انگلیسی به یک لیست انتخاباتی زدند. این در شان نخبگان ما نیست که اینگونه با آنها برخورد کنیم. وی ادامه داد: برخی مسئولین فعلی از یک زندگی اشرافی برخوردارند، تجمل‌گرایی می‌تواند آفت بزرگی برای انقلاب محسوب شود.
وی تأکید کرد: باید از صاحبان فیش‌های حقوقی پرسید چگونه حقوق شما یک دفعه بالا رفته است؟ ارقام این حقوق‌ها از نظر فنی خیلی چیز عجیبی است زیرا اصلا ممکن نیست بتوانید فیش حقوقی را کم و زیاد کنید، چطور شده کم و زیاد کرده‌اند؟ این مساله نشان می‌دهد عده‌ای برای خودشان یک دولت مستقلی دارند. این فیش‌ها درحقیقت یک نوع سرقت بود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 مرداد 1395
رئیس قوه قضائیه:
جنایت‌های منافقین تطهیر شدنی نیست
  ۲۵ /  ۰۵ / ۱۳۹۵


Image result for ‫رئیس قوه قضائیه‬‎
رئیس قوه قضائیه شیطنت‌های اخیر برخی رسانه‌های غربی و همراهی برخی‌ها در داخل کشور با آنان در تطهیر جنایت‌های منافقین را حرکتی مرموز خواند و گفت: جنایت‌های منافقین تطهیر شدنی نیست و باید تاسف خورد که برخی با پخش فایل‌های صوتی مستمسک به رسانه‌های غربی دادند.
به گزارش روابط عمومی قوه قضائیه، آیت ا... صادق آملی لاریجانی در جلسه دیروز مسئولان عالی قضایی، با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران بر سر اقتدار و امنیت خود هیچ‌گونه مسامحه‌ای نمی‌کند، به جنایت‌های گروهک منافقین و به شهادت رساندن بیش از 17 هزار نفر از مردم و مسئولان کشورمان اشاره کرد و گفت: منافقین تا سال‌ها، با بدترین و خشونت آمیزترین روش‌ها مردم و بزرگان مورد احترام این مردم را ترور کردند و در جنایت‌های خود حتی از مردم عادی کوچه و بازار هم نگذشتند؛ با این حال اکنون در حرکتی شیطنت آمیز و مرموز از سوی رسانه‌های غربی با همراهی برخی جریان‌ها و افراد در داخل کشور در صدد تطهیر این جنایت‌ها و احیای نام آنان هستند.
رئیس قوه قضائیه با اشاره به اینکه منافقین در زمان خود بدتر از داعش بودند، افزود: کشورهای غربی و اذناب منطقه‌ای آنان با دعوت از منافقین به فرانسه و برگزاری همایش، سعی در حمایت از آنان دارند و متاسفانه برخی نیز در داخل به نحوی در حال هم گامی با این جریان و تشویش اذهان عمومی هستند؛ اما باید بدانند قوه قضائیه همچنان با اقتدار عمل خواهد کرد و هر گونه تشویش اذهان عمومی در اینگونه امور امنیتی مسلماً پیگرد قضایی خواهد داشت.
آملی لاریجانی تاکید کرد: آنچه از احکام دادگاه‌ها بر حسب موازین شرعی و قوانین انجام شده است قابل خدشه نیست و حکم گروه‌های محارب کاملاً آشکار است اما متاسفانه برخی راه را کج می‌روند و اکنون حرف‌های عجیب و غریبی می‌زنند و ادعای پوزش خواهی از کسانی دارند که فرزندانشان در طول سال‌های متمادی انسان‌های شریف این کشور را به خاک و خون کشیدند.
وی خواستار به میدان آمدن دلسوزان نظام و نویسندگان و سخنوران برای مقابله با «نغمه‌های شیطانی» کسانی که «با سخنان و ادعاهای سخیف و ساده لوحانه در پی به انحراف کشاندن تاریخ انقلاب هستند» شد و تصریح کرد: همه دوستداران انقلاب و امام(ره)، همچنین بیت مکرم حضرت امام(ره) به میدان بیایند و این نغمه‌های شیطانی را در هم بشکنند.
آملی لاریجانی با اشاره به تیزبینی حضرت امام(ره) و پیش بینی‌های دقیق ایشان درخصوص برخی افراد و «ساده لوح» خواندن آنان گفت: تیزبینی امام(ره) در کنار الهی بودن ایشان موجب شد که برخی، کسانی را که گمان می‌کردند بعدها ولی فقیه می‌شوند به سرعت برکنار کنند و اگر نبود آن تیزبینی، امروز جمهوری اسلامی ایران مسیر دیگری داشت اما می‌بینیم که تعابیر حضرت امام(ره) امروز هم تازه و قابل اتکا است و ما همچنان شاهد برخی ساده لوحی‌ها و حرف‌هایی هستیم که رسانه‌های غربی را تغذیه می‌کند.
رئیس دستگاه قضا با تاکید بر اینکه امروز باید از مظلومیت حضرت امام(ره) دفاع کرد، افزود: باید رنج نامه حضرت امام(ره) در پاسخ به برخی افراد در آن دوره را به دقت خواند و با بررسی شرایط امروز و تاریخ انقلاب اجازه نداد که این تاریخ تحریف و فجایع منافقین فراموش شود و البته قطعاً با حضور مردم مومن و تکیه بر صداقت و بصیرت آنان و وجود علمای بزرگ نغمه‌های شیطانی در نطفه خفه خواهد شد و دستگاه قضایی نیز قاطعانه در مقابل کسانی که ضمن تلاش برای تحریف تاریخ انقلاب اسلامی در صدد ایجاد خلأهای امنیتی و دو دستگی و پاره پاره کردن جامعه انقلابی و متدین ایران هستند، خواهد ایستاد.
وی همچنین با گرامیداشت سالگرد پیروزی حزب ا... لبنان در جنگ 33 روزه و تبریک این پیروزی به حجت‌الاسلام سیدحسن نصرا... و با اشاره به اینکه حزب ا... لبنان و جبهه مقاومت خار چشم دشمنان و پشتوانه و آبروی جهان اسلام است، تاکید کرد: بقای جبهه مقاومت و پیروزی‌های آنان در مقابل دشمنان، نتیجه پیروزی حزب ا... در جنگ 33 روزه است و امیدواریم شاهد ادامه این پیروزی‌ها با شکست کامل دشمنان جبهه مقاومت باشیم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 مرداد 1395

در پاسخ به مزدوران آل‌سعود

شیخ زکزاکی: جد ما حسین(ع) است تسلیم معنا ندارد
  ۲۵ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫شیخ زکزاکی‬‎
همزمان با روز جهانی مقاومت، نخستین شب از «شب‌های شعر مقاومت» شهرستان ادب در همراهی با شیخ ابراهیم زکزاکی، مبارز نیجریایی، با حضور مهمانان سرشناس داخلی و خارجی برگزار شد.
در این شب شعر، شاعران مشهور انقلاب، به ندای مظلومانه و هشدار محمد زکزاکی، فرزند شیخ، در باب وضعیت بحرانی پدر خویش، لبیک گفتند و سروده‌های خود در گرامیداشت شهدای مسلمان نیجریه را در موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب قرائت کردند.
علیرضا قزوه، سعید حدادیان، علی‌محمد مودب، محمدمهدی سیار، مهدی جهاندار، میلاد عرفان‌پور، احمد بابایی، محمدمهدی عبداللهی، افسانه غیاثوند، فاطمه نانیزاد، سیدمجید موسوی، محسن رضوانی، عصمت زارعی، بشری صاحبی، سیدحسین رضوی‎پور، محمدحسین نعمتی، حسن صنوبری، عارفه دهقانی، رضا وحیدزاده و... از جمله شاعران حاضر در این شب شعر بودند. همچنین در حاشیۀ این مراسم، شال‌های سبزی شبیه شالی که در عکس‌های شیخ ابراهیم زاکزاکی بر گردن ایشان است و یک دفتر گزیده شعرهایی که با موضوع شهدای نیجریه و شیخ ابراهیم سروده شده بین حاضران و میهمانان نشست توزیع شد.
گزارش جنایت و مقاومت
در این برنامه، شیخ اسماعیل شعیب، شاگرد ابراهیم زکزاکی، از چهره‌های مهم جنبش اسلامی نیجریه، برای حضار، گزارشی از فاجعه خونین حمله به منزل شیخ زکزاکی و کشتار خانواده و یاران این چهره برجسته مقاومت اسلامی ارائه کرد. او که خود شاهد عینی این جنایت بزرگ بوده است گفت: «حادثه‌ای که حدود هشت ماه پیش اتفاق افتاد موجب شهادت هزار نفر و ناپدید شدن چندین نفر شد. من یک هفته پیش نیجریه بودم، با پسر شیخ ملاقات کردم. هشت ماه پیش در همین شهر به خانه و حسینیه بقیهًْ‌الله حمله کردند. من در ردیف اول بودم. ما معمولا آخر هر سال برنامه داریم. آن‌ها بهانه آوردند که دوستان ما جلوی ارتش را گرفته‌اند.  
این فعال نیجریایی ادامه داد: «امروز واقعا من خجالت می‌کشم بگویم که «ارتش نیجریه» به ما حمله کرد. این‌ها ارتش نیجریه نبودند، اگر چه لباس آن ارتش را دارند. این‌ها مزدوران اسرائیل و سعودی هستند، ارتش که با ملت خودش این‌طور رفتار نمی‌کند.» به گفته او «آن‌ها به حسینیه حمله کردند و دو روز آن‌جا بودند. بعد همان شب به خانه شیخ زکزاکی رفتند. کل منطقه را محاصره کردند و اجازه رفت و آمد هم به کسی ندادند. همه جا را گلوله باران کردند. سپس به گلزار شهدا رفتند و آن‌جا را با خاک یکسان کردند. شیخ زکراکی اولین بار نبود که دستگیر شد، بلکه دهمین بار بود. هر حکومتی یک بار شیخ را دستگیر کرد. در سال 1996 هم دو سال شیخ در زندان بود. همان وقت حادثه‌ای اتفاق افتاد که معلوم نیست چند نفر شهید شدند. تفاوت در این است که این بار جهان امروز مظلومیت ما و دوستان ما را فهمید.»
هشدار شاگرد شیخ
شیخ شعیب درباره انگیزه‌های متجاوزان نیز اظهار داشت: «حکومت فعلی فقط یک سال است که به قدرت رسیده است. حتی رئیس دولت به ایران هم آمد. شیخ اصلا علیه این دولت صحبتی نکرده بود. اما این‌طور زنان و مردان را کشتند.» این شاگرد زکزاکی از مقاومت تحسین‌برانگیز شیخ و همسر و فرزندان شهید او نیز گفت: «آن‌ها خانه شیخ زکزاکی را آتش زدند. از شیخ درخواست کردند که خود را تسلیم کند. او گفت جد ما حسین(ع) است، تسلیم معنا ندارد. در اتاق شیخ حدود یازده نفر بودند، سه تا از فرزندانش و همسرش همان‌جا در گلوله‌باران شهید شدند. خود شیخ هم ما نمی‌دانیم چند گلوله خورده است. معجزه بود که او زنده ماند. امروز از خانه او هیچ اثری بر جای نمانده است.»
این فعال نیجریایی، نقش برنامه‌هایی نظیر شب‌های مقاومت را بسیار مثبت ارزیابی کرد و ضمن تشکر از شهرستان ادب بابت برگزاری این جلسه توضیح داد: «چنین برنامه‌هایی بسیار می‌تواند به ما کمک کند. ما واقعا به حمایت خارجی نیاز داریم. برای شیخ دعا کنید و چنین برنامه‌هایی نیز در کنارش حتما برگزار شود. شک نکنید تأثیر می‌گذارد.» شیخ شعیب در پایان گفته‌های خود، نسبت به سرنوشت ابراهیم زکزاکی هشدار داد: «اگر دست روی دست بگذاریم خدای نکرده ممکن است شیخ زکزاکی به سرنوشت شیخ نمر دچار شود. همه باید وارد عمل شوند و ساکت ننشینند.»
در ادامه برنامه، شاعر انقلاب، علی‌محمد مودب، با ابراز خرسندی از برگزاری این شب شعر در موسسه شهرستان ادب آرزو کرد که «مجاهدت‌های امروز به صاحبش ولی‌عصر متصل شود». مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری شهرستان ادب، در سخنان کوتاهی، با تأکید بر «فراموش نکردن برادران و خواهران دینی در هر کجای جهان» اظهار داشت: «امروز همه این مبارزان در هر کشوری که باشند از پاکستان گرفته تا عراق و نیجریه، همه از یک خانه دفاع می‌کنند.»
در این برنامه، شاعران به قرائت اشعار خود پرداختند و سعید حدادیان نیز به نوحه‌خوانی پرداخت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 مرداد 1395


این آب به آسیاب داعش می‌ریزد!

  ۲۵ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫این آب به آسیاب داعش می‌ریزد!‬‎
اقدام احمد منتظری در انتشار فایل صوتی پدرش که به گونه‌ای یکسویه ضبط شده بود، نمی‌تواند با برخی دیگر از رخدادهای این روزها مخصوصاً با همایش منافقین در پاریس و حضور رئیس سابق اطلاعات و استخبارات آل‌سعود در آن همایش و ترغیب منافقین به از سرگیری عملیات تروریستی در ایران بی‌ارتباط باشد. اگر داعش را ساخته و پرداخته آمریکا بدانیم که هیلاری کلینتون در کتاب خاطرات خود با عنوان «انتخاب‌های دشوار- HARD  CHOICES» با صراحت به آن اعتراف کرده است و آل‌سعود را تأمین کننده مالی و تدارکاتی و نیروی عملیاتی داعش بدانیم که همه اسناد موجود از آن حکایت می‌کند و چنانچه اسرائیل را حامی میدانی و آموزشی تروریست‌های داعش تلقی کنیم که نتانیاهو بی‌پرده به آن اعتراف کرده است و برای نشان دادن این رابطه بی‌پرده، مداوای مجروحان داعش را در بیمارستان‌های تل‌آویو و حیفا برعهده گرفته و از ملاقات خود با آنان فیلم و عکس تهیه و منتشر کرده است و اگر دهها شاهد و نشانه دیگر نظیر همراهی اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 با این گروه تروریستی و... را که شرح آن در این نوشته کوتاه به درازا می‌کشد، کنار هم قرار دهیم، به این نتیجه قطعی می‌رسیم که اقدام احمد منتظری در همسویی با داعش صورت گرفته است هر چند با توجه به کینه عمیق این جماعت از حضرت امام(ره) بعید نیست که احمد منتظری به گونه‌ای ناخواسته و صرفاً با انگیزه کینه‌توزی علیه امام راحل(ره) به این همسویی دست زده باشد!
بعد از انتخاب منتظری به قائم مقامی رهبری در سال 64 - که بعدها حضرت‌امام(ره) مخالفت خود با این انتخاب را اعلام کردند- تقریباً همه گروه‌ها و جریانات ضد انقلاب داخلی و خارجی و محافل سیاسی غربی و عبری و عربی در یک تغییر موضع 180 درجه‌ای به تقدیر و تمجید از او روی آوردند و انتخاب وی را نقطه آغازی برای پایان عمر انقلاب اسلامی دانستند. احمد انوار، عضو فراری جبهه ملی که روابطش با MI6 انگلیس و دریافت وجوه قابل توجهی از صدام برملا شده است، اولین کسی بود که به نمایندگی از جریانات ضد انقلاب، این رویکرد جدید را کلید زد. او چند هفته بعد از انتخاب منتظری به قائم مقامی رهبری با انتشار مقاله‌ای در مجله «جبهه ملیّون ایران» نوشت « با انتخاب منتظری، رژیم اسلامی ایران خود را از بند ناف ]امام‌[ خمینی جدا می‌کند» انوار در این مقاله با اشاره به بی‌نتیجه بودن حملات مستقیم و تروریستی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران، از همه مخالفان نظام و امام(ره) با هر سلیقه و رویکرد می‌خواهد فرصت بدست آمده را غنیمت بشمارند و مطمئن باشند منتظری همان شخصیت مطلوب آنان است که چنانچه به مقام رهبری ایران برسد، اساس و بنیان انقلاب و نظام اسلامی ایران را درهم خواهد پیچید. از آن هنگام به بعد بود که عواملی از جریانات ضدانقلاب و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) با تغییر ظاهری تابلو، از کانال مهدی هاشمی به بیت منتظری نزدیک شده و در آنجا لانه کردند.
و اما، فقط نیم‌نگاهی به جنایات هولناک منافقین، نظیر به رگبار بستن یک خانواده بر سر سفره افطار و قتل‌عام همه اعضای خانواده، از جمله کودکان، شکنجه 3 پاسدار عضو کمیته انقلاب اسلامی، با ریختن آب‌جوش روی سر آنها و سپس جدا کردن پوست سر با تیغ سلمانی، حضور آشکار در ارتش بعثی عراق در دوران جنگ تحمیلی و قتل‌عام شیعیان عراق به دستور صدام و... به وضوح حاکی از آن است که منافقین در ارتکاب جنایت اگر دهها بار جنایتکارتر از داعش نباشند، به یقین دست کمی از آنان ندارند.
از سوی دیگر باند مهدی هاشمی نیز اینگونه بوده‌اند. به عنوان مثال وقتی عوامل مهدی هاشمی به دستور وی مرحوم حشمت را می‌ربایند و برای کشتن به یک باغ متروکه می‌برند، دو پسر خردسال او را نیز که همراه پدر بودند به همان محل منتقل می‌کنند و سپس با مهدی هاشمی تماس می‌گیرند و درباره دو پسر مقتول کسب‌تکلیف می‌کنند. مهدی هاشمی می‌گوید، حالا که شاهد ربایش پدرشان بوده‌اند می‌توانند بعدها دردسر درست کنند و دستور می‌دهد دو پسر خردسال مرحوم حشمت را هم به قتل برسانند. بعدها که مهدی هاشمی در کنار سایر جنایت‌های خود به این جنایت هم اعتراف می‌کند و این اعتراف از طریق تلویزیون پخش می‌شود، آقای منتظری با عصبانیت به یکی از مسئولان قضایی می‌گوید؛  چرا با پخش این اعترافات، آبروی! مهدی هاشمی را برده‌اید!  و در مقابل ابراز تعجب مقام قضایی می‌گوید؛ حالا یک اتفاقی افتاده است! شما نباید با آبروی مهدی هاشمی بازی کنید! و این همه در حالی بود که مهدی هاشمی در اعترافاتش گفته بود؛ من می‌دانم که مجازات من اعدام است، بنابراین آنچه می‌گویم عین واقعیت است که البته  با توجه به وجود اسناد و شواهد جایی برای انکار هم نبود.
خب! حالا باید پرسید؛ که آیا همراهی  باند باقیمانده مهدی هاشمی و منتظری با تروریست‌های تکفیری داعش می‌تواند تعجب‌آور باشد؟!
گفتنی است سازمان منافقین یک گروهک تروریستی ورشکسته است که مخصوصا بعد از مرگ سرکرده آنها - که ترکی‌ فیصل در همایش پاریس از آن خبر داد و مترجم آن را ترجمه نکرد- به هم پاشیده است.
  ولی چرا منافقین در این ماجرا به کار گرفته شده‌اند؟!  پاسخ به این پرسش دشوار نیست. منافقین در این پروژه نقش پوششی دارند و این نقش با توجه به سابقه تروریستی، وابستگی‌های آشکار بیرونی و مخصوصا جنایات هولناکی که مرتکب شده‌اند به این سازمان داده شده است. اما، چرا؟!  به این علت که؛
 الف: پروژه جدید دشمن با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان مردم تعریف شده است وگرنه دشمن به خوبی می‌داند که در ایران اسلامی،  توان انجام عملیات تروریستی نظیر آنچه تکفیری‌ها در عراق و سوریه انجام می‌دهند را ندارد و تاکنون همه تلاش آنان در این زمینه ناکام مانده است و منافقین با توجه به شرایط ورشکسته و فروپاشیده کنونی ضعیف‌تر و حقیرتر از آنند که برای این منظور به کار گرفته شوند، ضمن آن که چنانچه منافقین توان عملیاتی مورد اشاره را داشتند، هیچ فرصتی را برای دست زدن به جنایت از دست نمی‌دادند.
ب: دشمن برای منظور یاد شده و ایجاد رعب و وحشت نیاز به گروه و جریانی دارد که سابقه جنایات وحشیانه و هولناکی را در پرونده خود داشته باشند و منافقین در میان سایر جریانات ضد انقلاب با همین ویژگی شناخته می‌شوند و از این روی برای پروژه مورد اشاره، انتخاب شده‌اند.
و اما، نباید تصور کرد که تفاوت‌های ظاهری جریانات ضد انقلاب و دشمنان مردم این مرز و بوم برای همیشه مانع از ائتلاف آنها علیه ایران اسلامی خواهد بود بلکه این ائتلاف به مصداق «الکفر ملهًْ واحده - کفر یک جریان واحد است» هرگز دور از انتظار نیست. «جنگ احزاب»  در صدر اسلام از این دست بود و در آن همه گروهها و جریانات ضداسلام، تمامی اختلافات خود را کنار گذاشته و علیه اسلام نوپای آن روز با هم متحد شده بودند و به همین علت آن جنگ (جنگ خندق) را «جنگ احزاب» می‌نامند. و در طول تاریخ نمونه‌های دیگری از این نوع ائتلاف را شاهد بوده‌ایم که تازه‌ترین آنها، ائتلاف همه دشمنان ریز و درشت داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 است. در جریان فتنه 88 مدعیان اصلاحات، ملی‌گراها، منافقین، بهایی‌ها، سلطنت‌طلب‌ها، مارکسیست‌ها و حتی عبدالمالک ریگی با برنامه‌ریزی مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس  علیه ایران اسلامی ائتلاف کرده بودند.
در جریان اخیر هم رد پای همان فرمول فتنه آمریکایی - اسرائیلی 88 قابل دیدن است، اگرچه دامنه آن به وسعت فتنه 88 نیست، چرا که شکست فتنه 88، انبوهی از فاکتورهای اقتدار را برای ایران اسلامی رقم زد و امروزه دشمن به خوبی می‌داند که نمی‌تواند به لبخندهای دیپلماتیک دل‌ خوش کند و برخی از وادادگی‌ها در عرصه سیاست خارجی را به حساب دست کشیدن جمهوری اسلامی ایران از اقتدار روزافزون خود بداند، در پروژه مورد اشاره احمد منتظری در نقش یک پادو و کارگزار دولت انگلیس ظاهر شده و مأموریت خود را با ارسال فایل صوتی یک‌جانبه برای بی.بی.سی آغاز کرده و با چند مصاحبه این مأموریت را پی گرفته است. پیش از این نیز، همایش پاریس منافقین با حضور ترکی‌فیصل شاهزاده سعودی و مسئول سابق استخبارات آل‌سعود، احمد غزال نخست‌وزیر پیشین الجزایر، صالح الغالب وزیر اطلاعات اردن، محمد العرابی وزیر خارجه قبلی مصر، اعظم‌الاحمد از اعضای جنبش فتح و یار نزدیک محمود عباس - بهایی ایرانی‌تبار و رئیس کنونی این جنبش - برنارد کوشنر، وزیرخارجه سابق فرانسه، خوزه لوئیس  ساپاترو، نخست‌وزیر پیشین اسپانیا، نوت گینکریچ سخنگوی اسبق مجلس نمایندگان آمریکا، جان بولتن نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل، رودی جولیانی شهردار سابق نیویورک و... برپا شده بود. نگاهی به فهرست شرکت‌کنندگان نشان می‌دهد که؛
 الف: تمامی آنها از دست‌اندرکاران اصلی سیاسی و اطلاعاتی آمریکایی، اروپایی و عربی هستند.
ب: تمامی آنها از مقامات سابق اطلاعاتی و سیاسی کشورهای متبوع خود هستند تا حضور آنها به معنای مداخله مستقیم کشورشان در این همایش تروریستی تلقی نشود!
ج: حضور مقامات بلندپایه مورد اشاره با موقعیت ورشکسته و فروپاشیده سازمان منافقین همخوانی ندارد و به وضوح حکایت از آن دارد که منافقین فقط بهانه این همایش هستند و نه موضوع اصلی آن.
مشابه این حرکت در جریان فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 هم اتفاق افتاده بود. در آن ماجرا اوباما، تونی بلر و برخی دیگر از سران آمریکا و اروپا مستقیما از فتنه‌گران حمایت کرده بودند و شکست فتنه ضربه سختی برای همه آنها بود. به همین علت در پروژه اخیر، «مسئولان سابق»! به معرکه آمده‌اند!
و بالاخره، با توجه به شواهد و اسنادی که به آن اشاره شد حتی برای کندذهن‌ترین افراد و کسانی که فقط از اندک عقل سیاسی و بصیرت برخوردار باشند نیز نمی‌تواند کمترین تردیدی باقی بماند که اقدام احمد منتظری چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، در همسویی با تکفیری‌ها صورت پذیرفته و در این میان او و برخی دیگر از اصحاب فتنه آمریکایی-اسرائیلی 88 چه بخواهند و چه نخواهند، پادویی انگلیس و آمریکا و سعودی‌ها را به دوش می‌کشند.
حسین شریعتمداری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 مرداد 1395


جیب مردم آمارها را تأیید می‌کند؟!

   ۲۵ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫جیب مردم آمارها را تأیید می‌کند؟!‬‎
«ملاک تورم جیب مردم است نه گزارش مرکز آمار و بانک مرکزی» این یکی از  جملات مشهور و تاریخی دکتر روحانی است که بی‌هیچ اغراقی باعث شد وی  با بیان آن – و بیان جملاتی مشابه -پیروز انتخابات 92 بشود.
در آن روزگار مردم با شنیدن این سخنان‌، به این فکر می‌کردند رئیس جمهوری را انتخاب می‌کنند که حرف دل آنها را می‌فهمد و می‌داند کم شدن آمار تورم را اول باید جیب پدر خانواده حس کند نه کامپیوتر و برگه‌های مرکز آمار. این اطمینان روحانی را راهی پاستور کرد تا پژواک درد‌دل‌های مردم باشد.
زمان همه چیز را ثابت می‌کند
برای راستی‌آزمایی یک ادعا راه‌های زیادی وجود دارد اما هریک، هزینه‌ای متناسب با خود را دارد‌. گاه اثبات یک ادعا یا اثبات خلاف واقع بودن آن، به هیچ  روشی جز اثبات در طول زمان ممکن نیست. یعنی آنکه باید صبری کرد تا زمان به ما نشان بدهد فلان ادعا درست بوده یا نادرست. این روش‌، از گران‌ترین راه‌های رسیدن به یک حقیقت است و گاه خسارات جبران‌ناپذیری با خود دارد اما ظاهرا از این درس گرانقیمت روزگار گریزی نیست!
اجسام از آنچه فکر می‌کنید به شما نزدیک‌ترند!
شاید روزی که روحانی آن سخن را به زبان می‌آورد، فکر نمی‌کرد به زودی خودش در مقابل همان پرسش و همان مسئله قرار بگیرد و ناچار باشد به هزار زبان و وصله و پینه آمار بکوشد چیزهای نبوده را بود کند و چیزهای بوده را نبوده و پنهان! اما این اتفاق افتاد و روحانی به ناچار وارد مسیری شد که با حرف خودش مغایر بود. او در چندین و چند مرحله از گفتگوهای مختلفش با مردم، مسائلی مرتبط با زندگی و روزگار و معیشت مردم را مطرح و در باره آنها آمار ارائه کرد. شاید اگر در اختیار خودش بود، ترجیح می‌داد اساسا درباره آنها سخنی نگوید و به روی خودش نیاورد که در قبال آنها هم مسئول است اما مطالبات مردم و اوضاع بد معیشتی او را ناگزیر از ورود و سخن گفتن در آن حوزه‌ها کرد.
تورم تک‌رقمی‌!
در ماه‌های اخیر، قیمت برخی کالاهای اساسی و پر‌مصرف باز هم روند صعودی به خود گرفت.مرغ پیشتاز پرواز قیمت‌ها و بعد شکر و کالاهای شوینده در پی آن. اما در همین ایام، خبر مسرت‌بخشی از زبان رئیس‌جمهور می‌شنویم مبنی بر کاهش نرخ تورم تا مرحله تک‌رقمی! گرچه ممکن است با الفاظ آکادمیک و دانشگاهی و با توضیحات و تسبیلات بانکی، شرحی نوشت که بله نرخ تورم یک چیز است و گرانی کالا‌ها چیزی دیگر و این دو لزوما با هم یکسان نیستند و .... اما واقعیت موضوع و آنچه در افواه و افکار عمومی نقش بسته این است که مردم تورم را به عنوان قیمت کالاهای اساسی می‌شناسند و از قضا در همه دولت‌ها با همین تعریف عرفی  موضوع را قضاوت می‌کرده‌اند. اکنون اگر دولتی با دستکاری 200 کالای مربوط به سبد ارزیابی تورم‌، کالاهایی را وارد سبد کند که حداقل استفاده در زندگی مردم و صنایع را داشته باشند و در مقابل، کالاهای اساسی سهم کوچکتری از سبد را به خود اختصاص دهند، روی کاغذ ممکن است اعداد و ارقام‌، به گونه‌ای ثبت و ضبط شود که خوشایند مقامات دولتی باشد اما حقیقت تغییری نمی‌کند و گرانی، زیر پوست زیبای کاهش تورم تا مرز تک‌رقمی به وضعی شتابان ادامه دارد. اکنون بهتر می‌توانیم حرف‌های رئیس جمهور را درک کنیم که ملاک تورم جیب مردم است نه آمار مرکز آمار و بانک مرکزی!
رفت و برگشت با رکود!
از دیگر مواردی که رئیس جمهور محترم شخصا به آن ورود کرد و اخبار متناقضی درباره آن به مردم داد، موضوع عبور از رکود بود. واقعیت این است که از زمان روی کار آمدن دولت یازدهم به دلیل اعمال سیاست‌های غلط اقتصادی، بی‌سابقه‌ترین رکود تاریخ ایران بر همه بخش‌های صنعتی و تولیدی کشور حاکم شده و در مدت سه سال‌، بخش مهم و عظیمی از بدنه تولیدی کشور، یا تعطیل شده یا به مرز تعطیلی رسیده است. اخبار پی در پی از تعطیلی صنایع مختلف موید این ماجراست. در چنین شرایطی، شهریور ماه 1393، روحانی با افتخار و غرور اعلام کرد که ما از رکود گذشتیم! بهت و حیرت کار آفرینان و تولید‌کنندگان در برابر این ادعا وصف‌ناشدنی است و نمی‌توان با هیچ واژه‌ای آن را توضیح داد. معلوم نیست چه کسانی چنین سخن نادرست و غیرواقعی را به رئیس جمهور منتقل کرده بودند اما هرچه بود، این سخن باعث نشد که تلاشی در وزارت صنعت، معدن و تجارت یا بانک مرکزی یا وزارت اقتصاد و خلاصه دیگر بخش‌های اقتصادی کشور برای عبور واقعی از رکود شکل بگیرد و گره از کار مردم باز شود
نامه تاریخی وزرا
در گرماگرم ادعاها و خوش‌خیالی‌ها‌، 4 وزیر مهم دولت با انتشار نامه‌ای مهم از روحانی خواستند کاری به حال اوضاع اسفبار رکود کند! آنها بی‌توجه به ادعای عبور از رکود صراحتا گفته بودند اگر فکری نشود، کشور با بحران روبرو شده و نمی‌توان کاری کرد. این سخن طبیعتا بر آنها که نمی‌خواستند حق را بپذیرند سخت بود و برخلاف انتظار عمومی، واکنش‌هایی در تقبیح انتشار عمومی نامه صورت گرفت و همه چیز تمام شد! در حالی که انتظار می‌رفت کارگروه‌های متعدد تشکیل و برای بحران قریب‌الوقوع چاره‌اندیشی شود، عملا هیچ اتفاقی نیفتاد و بعد از آن نامه بحران عمیق‌تر هم شد! وضع به جایی رسید که رهبر معظم انقلاب هم در سخنان نوروزی خود، به تعطیلی و معطل بودن بخش عظیمی از صنایع اشاره کردند و خواستار چاره‌اندیشی عاجل شدند ولی بازهم نه برنامه‌ای بود و نه ستاد ویژه‌ای! آش آنقدر شور شد که خود روحانی فراموش کرد دو سال قبل چه گفته و حدود یک ماه قبل، در کرمانشاه اعلام کرد که کشور درگیر مسئله رکود است! این سخن‌، یک تناقض دیگر در سخنان رئیس جمهور ثبت کرد و نشان داد خیلی از آمار‌هایی که به وی داده می‌شود درست نیست و نمی‌توان به آن اتکا و اعتنا کرد.
رشد پنهان، رکود شتابان!
اما یکی از مهم‌ترین موضوعات محل مناقشه در دولت یازدهم، بحث رشد اقتصادی است که از همان سال نخست تا کنون ادامه دارد. اوایل تنها تناقض آمار مرکز آمار و بانک مرکزی بود که دستمایه طعنه و تمسخر محافل مختلف می‌شد! کار به جایی رسیده بود که برخی مراکز دانشگاهی رسما دانشجویان و پژوهشگران خود را از استفاده از آمار یکی از این مراکز به دلیل فقدان ارزش علمی و شائبه سفارشی‌نویسی منع کردند! اندکی بعد، آمار پنهان شد و کسی از آن خبری نمی‌دید! یکی از مراکز مهم آماری کشور، آمار رشد سال دوم دولت را به طور کل منتشر نکرد و در پاسخ به پرسشی از چرایی این کار، تلاش برای عدم ایجاد تنش و تناقض را دلیل این اقدام عنوان کرد! این در حالی بود که مبتدی‌ترین فعالان عرصه اقتصاد می‌دانستند که موضوع هیچ علتی ندارد جز اوضاع اسفبار رشد اقتصادی!
همزمان و با ورود به سال 95، مقامات دولتی از امید به رشد چهار یا پنج درصدی در اقتصاد سخن گفتند. امیدی که اکنون و با گذشت نزدیک به نیمی از سال، هنوز کمترین چشم‌اندازی از آن دیده نمی‌شود و طبیعتا در ماه‌های آتی نیز قرار نیست معجزه‌ای رخ بدهد. همین چند روز قبل اسحاق جهانگیری ترجیح داد در برابر پرسشی از میزان رشد اقتصادی در سه ماه اول سال سکوت کند که البته خود بهترین و روشن‌ترین پاسخ برای کسانی است که بخواهند بدانند. اما ناگهان گویی معجزه‌ای رخ داده باشد، روحانی در سفر به یاسوج، رشد اقتصادی را به عدد شیرین 5 درصد رساند! این جهش تاریخی، بی‌توجه به سخنان متعدد مقامات دولتی بود که رشد را دو و کمتر از دو معرفی می‌کردند اما معلوم نبود این بار چه کسی آمار دروغ به رئیس جمهور داده و باعث شده وی بر خلاف واقعیات و همین‌طور بر خلاف اظهارات زیر‌دستان خود سخن بگوید!
هشت و هشت دهم درصد!
اما اگر به هر دلیل و علتی - که وجود ندارد و نیست- رشد پنج درصدی اقتصاد را بپذیریم، رشد 8/8 درصدی صنعت را چگونه می‌توان باور کرد!؟ در شرایطی که به صورت مستمر و لاینقطع، خبر تعطیلی واحدهای صنعتی را می‌شنویم، چگونه می‌توان رشد هشت و هشت دهم درصدی صنعت را باور کرد!؟ وقتی معاون وزیر صنعت، ابراز امیدواری می‌کند که اگر به رشد 4 درصدی برسیم، موفقیت خوبی به دست آورده‌ایم، چگونه و به دور از چشم همه ناظران و کارشناسان، به رشد 8/8 درصد رسیدیم!؟ آیا باید به این فرض برسیم که به جز آنچه در کشور به عنوان تولید و صنعت در جریان است، یک مجموعه زیر‌زمینی و نامریی هم داریم و حالا آمار آنها ما را به این عدد شگفت‌انگیز رسانده!؟ البته به لحاظ منطق ریاضی کاملا محتمل است که به رشد بالاتر از این هم برسیم! اگر شما یک تومان پولتان را به دو تومان تبدیل کنید، به رشد صد درصدی دست پیدا کرده‌اید اما اگر یک میلیون پولتان بشود یک میلیون و یکصد هزار تومان، تنها ده درصد رشد کرده‌اید! اما موضوع بازی با اعداد نیست! هر وقت موجودی انبار کارخانه‌ها نصف شد معلوم می‌شود که چرخ اقتصاد حرکتی کرده است و گرنه اعداد برای مردم نان و آب نمی‌آورند!
معیار همه ادعاها و آمارها، به معنی واقعی جیب مردم و وضعیت معیشت آنهاست. اگر جیب مردم و قدرت خرید آنها آمار را تایید کرد، محترم و قابل اعتناست وگرنه، اعدادی است بر روی کاغذ نه بیشتر!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 مرداد 1395
روحانی در اجتماع مردم یاسوج:
231طرح با اعتبار 756 میلیارد تومان در کهگیلویه و بویراحمد افتتاح می‌شود
 ۲۴ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

رئیس‌جمهور کشورمان تاکید کرد: در این سفر، 231 طرح و پروژه با اعتبار 756 میلیارد تومان افتتاح خواهد شد و نیز 36 پروژه مهم در این استان کلنگ‌زنی خواهد شد که اعتبار در نظر گرفته شده برای این پروژه‌ها 2 هزار و 500 میلیارد تومان خواهد بود.
رئیس‌جمهور کشورمان صبح یکشنبه همزمان با میلاد هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا(ع) به منظور انجام سی‌امین سفر استانی کاروان تدبیر و امید وارد استان کهگیلویه و بویر احمد شد.
حجت‌الاسلام حسن روحانی در جمع مردم شهر یاسوج اظهار کرد: خوشحالم در جمع شما مردم یاسوج اعلام کنم که براساس آمار سازمان آمار کشور که دیشب اعلام شد، رشد اقتصادی کشور در سه ماهه اول امسال 4.4 بوده است.
وی افزود: روزی که دولت یازدهم تشکیل شد، رشد اقتصادی کشور منفی 6/8 بود، اما امروز به 4/4 رسیده که این نشان‌دهنده غیرت و استقامت مردم است.
روحانی ادامه داد: مردم غیور ما شعار امسال رهبری را اجرا کردند و با همدلی و هم‌زبانی میان دولت و ملت، در یک نقطه شکوهمندی قرار گرفتیم که ملت ما نه با شعار بلکه با عمل، مقاومت، حمایت و اطاعت از رهبری نشان دادند که دنیا نمی‌تواند چیزی به مردم ایران تحمیل کند.
ورود 350 هیئت اقتصادی به تهران
رئیس‌جمهور با اشاره به تحریم‌ها، اضافه کرد: ملت ایران با مقاومت توانستند زنجیره تحریم را از دست و پای کشور باز کنند و شما مردم با مقاومت و ایستادگی نقش مهمی در رفع این تحریم‌ها داشتید.
وی افزود: امروز در سراسر دنیا در عرض کمتر از یک سال 350 هیئت اقتصادی به سرزمین ما آمده است و 160 هیئت سیاسی میهمان ایران بوده
است. رئیس‌جمهور ابراز داشت: ممکن است عده قلیلی از اینکه تحریم‌ها برداشته شده باشد خوشایند نباشند اما ملت ایران شاد و مسرور است.
وی تصریح کرد: به راستی که نباید بگذاریم در خانه‌ای جوانی بیکار بماند، لذا این کار شدنی است و راهش این بوده که بتوانیم اقتصاد را به حرکت درآوریم، همچنین امسال 750 بنگاه اقتصادی را تا پایان سال راه‌اندازی می‌کنیم.
رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: خوشبینی به برجام به معنای خوشبینی به ابرقدرت‌ها نیست و ما به برجام خوشبین و به آمریکا بدبین هستیم.
756 میلیارد تومان برای پروژه‌های عمرانی
در کهگیلویه و بویراحمد
وی  در بخشی دیگر از سخنان خود بیان داشت: وزارت نفت تعهد کرده در سال 95 گازرسانی به 160 روستا را با اعتبار 74 میلیارد تومان انجام دهد.
به گزارش فارس روحانی تصریح کرد: در سال 96، 245 ایستگاه دیگر با اعتبار 70 میلیارد تومان گازرسانی خواهند شد که با گازرسانی به این ایستگاه‌ها 81 درصد جمعیت شهری و روستایی استان کهگیلویه و بویراحمد از نعمت گازرسانی برخوردار خواهند شد.
روحانی در ادامه با بیان اینکه بیش از 900 پروژه متوسط، کوچک و بزرگ توسط این دولت در استان انجام شده، افزود: در این سفر، 231 طرح و پروژه با اعتبار 756 میلیارد تومان افتتاح خواهد شد، همچنین 36 پروژه مهم در این استان کلنگ‌زنی خواهد شد که اعتبار درنظر گرفته شده برای این پروژه‌ها 2 هزار و 500 میلیارد تومان خواهد بود. وی با بیان اینکه در این سفر برای 44 طرح و پروژه 966 میلیارد تومان اعتبار اختصاص داده می‌شود، بیان کرد: کهگیلویه و بویراحمد در بخش‌های عمران شهری، علمی و فناوری و بهداشت و درمان نیازمند توسعه است که برای حوزه بهداشت و درمان و تکمیل بیمارستان‌های در دست احداث 90 میلیارد تومان اختصاص داده می‌شود.
روحانی در پایان تاکید کرد: دولت به غیر از بودجه دولتی، برای کمک به 57 طرح استان مبلغ 646 میلیارد تومان و 955 میلیون یورو اختصاص داده است.
دیدار با علما و ایثارگران
همچنین رئیس جمهور کشورمان در  جمع علماء، ایثارگران و برگزیدگان  کهگیلویه و بویراحمد اظهار داشت: ما نباید غیر‌واقعی حرف بزنیم ما نباید یک کاری که با زحمت فراوان توسط کارگزاران نظام انجام می‎شود و بخش‌های مختلف لشکری و کشوری انجام می‌دهند در حالی نقص هم داشته باشد باید قدرشناس باشیم زیرا قدرشناسی از دولت از یک فرد نیست بلکه از یک مجموعه بزرگ است.
وی در ادامه افزایش صادرات غیر‌نفتی بر واردات را از آرزوهای 50 و 60 ساله کشور عنوان کرد و افزود: سال گذشته دولت در این زمینه گام بزرگی برداشت زیرا همیشه واردات در کشور بیش از صادرات بوده  و سال گذشته صادرات یک میلیارد بر واردات بیشتر بود و در چهار ماهه گذشته صادرات 3.4 میلیارد بیشر از واردات بوده است.
روحانی با اشاره به اینکه سال 94، 670 هزار شغل در کشور ایجاد شد تصریح کرد: باید تلاش کنیم این میزان شغل بیشتر شود و چون نرخ بیکاری 11 درصدی در کشور و البته در برخی استان‌ها کمتر یا بیشتر بوده باید سالانه برای کاهش این نرخ یک میلیون شغل ایجاد کنیم.
رئیس‌جمهور در پایان  ‌‌با تاکید براینکه برجام کار بزرگ مردم ما بود نه طرف‌های مذاکره‌کننده، خاطرنشان کرد: وزرا مسئول نظارت بر اجرای اقتصاد مقاومتی در استان‌ها می‌شوند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 مرداد 1395

این راه، رفتنی نیست!

 ۲۳ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫حسین شریعتمداری‬‎

1- آقای دکتر(ت) در دادگاه نظامی رژیم شاه به اعدام محکوم شده بود. دو‌تن دیگر از هم‌پرونده‌ای‌های ایشان نیز قبلاً اعدام شده بودند. حکم اعدام دکتر در دادگاه تجدیدنظر هم تأیید شد و  به روال جاری در زندان‌های سیاسی رژیم طاغوت، ایشان را بعد از تأیید حکم اعدام دیگر به بند باز نگرداندند و در انتظار اجرای حکم به انفرادی منتقل کردند. دو سه هفته‌ای از ماجرا گذشته بود که بلندگوی بند به صدا درآمد و اعلام کرد آقای دکتر (ت) که از اقدامات ضد‌امنیتی خود علیه نظام شاهنشاهی پشیمان شده و حکم اعدامش به حبس ابد تقلیل یافته قصد دارد علت ندامت خود را با زندانیان در میان بگذارد و... دکتر از پشت بلندگو و در حالی که صدایش در همه بندها پخش می‌شد، یک متن از پیش تعیین شده را قرائت کرد و توضیح داد که از اقدامات ضد‌امنیتی! خود پشیمان است و در انتخاب راه دچار اشتباه شده بود!
چند دقیقه بعد دکتر (ت) را به بند بازگرداندند در حالی که زندانیان سیاسی با ملامت نگاهش می‌کردند و حاضر به پذیرش او در جمع -کمون- خود نبودند. حق با آنها بود، زیرا دکتر با ابراز ندامت خود، حیثیت زندانیان سیاسی را مخدوش ساخته و بینش و منش آنان را باطل و حرکت در بیراهه معرفی کرده بود. نگارنده اما، که با دکتر از قبل آشنایی داشتم و ایمان وی به اسلام، راه حضرت امام(ره) و اعتقاداتش به مبارزه با طاغوت را آزموده بودم، بر خلاف بقیه دوستان و حتی علی‌رغم توصیه آنها به دکتر نزدیک شدم و از آنجا که جمع دوستان حاضر به پذیرش او در میان خود و حضور وی بر سر سفره جمع نبود، در بسیاری از موارد، غذای خود را با دکتر صرف می‌کردم. این وضعیت نزدیک به 3 ماه ادامه داشت تا این که روز 4 آبان - سالروز تولد شاه- نزدیک شد. در این روز تعدادی از زندانیان سیاسی که  پشیمان شده و توبه کرده و با واژه «زندانیان بریده» از آنها یاد می‌شد برای حضور در جشن تولد شاه دعوت می‌شدند. دکتر که به تدریج از ابراز پشیمانی پشیمان شده بود! پرسید چه کنم؟ به ایشان گفتم: امروز، روز امتحان و تعیین سرنوشت است. اگر در جشن شرکت کنی برای همیشه از دایره انقلابیون مؤمن و متعهد خارج شده‌ای و آخرتت را بر باد داده‌ای.  امروز روزی است که باید به آنها «نه» بگویی. خودداری تو از حضور در جشن یعنی بازگشت به زمان قبل از ابراز ندامت، یعنی این که از ابراز ندامت، پشیمان شده‌ای. بدیهی است که این «نه» گفتن بی‌هزینه نیست، بلافاصله به زیر هشت (محل استقرار افسران و نگهبانان و دفتر بند) منتقل می‌شوی و به سختی شکنجه‌ات می‌کنند و پس از آن نیز برای مدتی به انفرادی می‌روی و نهایتاً پس از گذران این مرحله که چندان هم آسان نیست به بند بازمی‌گردی، در حالی که دیگر دکتر(ت) قبلی و ابراز ندامت کرده نیستی. دکتر این پیشنهاد را پذیرفت و صبح روز 4 آبان وقتی از بلندگوی بند نامش را برای حضور در جشن تولد شاه اعلام کردند، از مراجعه به «زیر هشت» برای اعزام به جشن خودداری کرد. بلندگوی بند چند بار دیگر نیز دعوت از او را تکرار کرد ولی دکتر توجهی نکرد و نهایتاً  «وکیل بند» به درون بند آمده و با حالتی عصبی گفت؛ دکتر! مگر صدای بلندگو را نمی‌شنوی؟ چرا ایستاده‌ای؟ و دکتر در پاسخ گفت: نمی‌آیم! وکیل بند که پاسخ دکتر برایش غیرمنتظره بود، گفت: می‌دانی که نتیجه این سرپیچی تو چیست؟ و دکتر گفت؛ مرا به حبس ابد محکوم کرده‌اید و انتظار دارید از شما تشکر کنم؟!... دکتر را به زیر هشت بردند و بعد از شکنجه مفصل، در حالی که خون از سر و صورتش جاری بود و گوشت کف پاهایش از شدت ضربات کابل بیرون ریخته بود، به سلول انفرادی منتقل کردند و نهایتاً بعد از 3 هفته به بند بازگشت و از همان لحظه ورود با استقبال گرم و توأم با قدرشناسی سایر زندانیان سیاسی روبرو شد و...
2- شاید ماجرای فوق در تمامی ابعاد با نتیجه‌ای که از آن خواهیم گرفت همخوانی نداشته باشد ولی از یک‌سو «در مثل مناقشه نیست» و از سوی دیگر، اساس و بنیان هر دو ماجرا یکی  ا‌ست؟ و از این روی می‌تواند در موارد مشابه به عنوان یک الگوی قابل قبول و فرمول آزمون شده به‌کار گرفته شود.
آقای دکتر روحانی، رئیس جمهور محترم کشورمان از نخستین روزهای بعد از تصدی پست ریاست جمهوری، کلید حل مشکلات را در نزدیکی با آمریکا تلقی کردند و برخلاف آنچه تجربه سی و چند ساله انقلاب اسلامی گواهی می‌داد، از در اعتماد و اطمینان به آمریکا وارد شدند تا آنجا که گفته می‌شد «کلید»ی که ایشان در نخستین کنفرانس خبری خود به خبرنگاران داخلی و خارجی و مردم نشان دادند، فقط یک نمایه و نماد از کلیدی بود که جناب رئیس‌جمهور، آن را در دست آمریکا می‌دیدند و گویی بر این باور بودند که برای گشودن قفل مشکلات کشور و مخصوصاً مشکلات اقتصادی باید آن را از آمریکا وارد کرد و یا به ودیعه و عاریه گرفت! اعتماد به آمریکا و انتظار حل مشکلات از آن سوی آب‌ها تقریباً همه مسائل مهم داخلی را که گشایش اقتصادی با اهمیت‌ترین آنها بود، تحت‌الشعاع قرار داد.
 ماجرا از مذاکرات هسته‌ای آغاز شد. آقای دکتر روحانی که قبل از انتخابات فقط 20 تا 30 درصد مشکلات اقتصادی را ناشی از تحریم‌ها می‌دانستند و 70 تا 80 درصد آن را به مدیریت داخلی نسبت می‌دادند، در یک چرخش 180 درجه‌ای، همه مشکلات موجود و حتی آب خوردن مردم را هم در گرو نتیجه مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها معرفی کردند و ماجرا تا توافق هسته‌ای وین و برجام که سند اجرایی آن است پیش رفت. آقای روحانی و همکاران ایشان، برجام را «آفتاب تابان»!  «فتح‌الفتوح»! «بزرگترین دستاورد در تاریخ ایران»!  «تسلیم قدرت‌های بزرگ در مقابل مردم ایران»! و... نامیدند و جناب ایشان در 23 تیرماه 94 خطاب به مردم فرمودند؛ «امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق، تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی هم به صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل و نقل، پتروشیمی و فلزات گرانبها به طور کامل لغو خواهد شد و نه تعلیق و حتی تحریم‌های تسلیحاتی هم کنار گذاشته می‌شود»!
هم ایشان روز 27 دیماه 94 به مناسبت انعقاد برجام می‌فرمایند؛ «امروز با اعلام رسمی اجرای برجام از پرونده هسته‌ای ایران، امنیت‌زدائی شد. قطعنامه‌های ظالمانه علیه ملت ایران، لغو گردید، طومار تحریم درهم پیچیده شد، حقوق هسته‌ای ایران تثبیت گردید و اقتصاد ایران در مدار اقتصاد جهانی قرار گرفت... اکنون زمان ساختن و بالیدن است»! و دهها نمونه دیگر از این وعده‌ها که هیچیک از آنها تحقق نیافته و امروزه ریاست محترم جمهور و سایر دست‌اندرکاران با صراحت و یا با تلویحی نزدیک به تصریح، دستاوردهای برجام را «تقریبا هیچ» ارزیابی می‌کنند.
3- در دیگر سوی این ماجرا، وعده ایجاد اشتغال به گسترش بیکاری منجر شده، قول حتمی عبور از رکود به تثبیت رکود انجامیده، قرار بود احترام پاسپورت ایرانی به آن بازگردد ولی آنچه در این عرصه می‌گذرد و سیاست منفعلانه دولت، اصلی‌ترین عامل آن است، به فاجعه شبیه‌تر است، تا آنجا که همین دو روز قبل یک عضو ارشد نهاد ریاست جمهوری و از افراد بسیار نزدیک به رئیس‌جمهور را در فرودگاه دوبی به گونه‌ای اهانت‌آمیز بازرسی بدنی می‌کنند! آمریکا به نماینده معرفی شده از سوی رئیس‌جمهور برای سازمان ملل متحد ویزا نمی‌دهد! فلان سفارتخانه اروپایی به دانشمندان کشورمان برای حضور در یک همایش علمی اجازه ورود به کشورش را نمی‌دهد! وعده داده بودند که با اجرای برجام، رابطه تجاری ایران با سایر کشورها برقرار و شکوفا می‌شود ولی امروزه به اعتراف مسئولان ذی‌ربط دولتی، بانک‌های جهانی از ترس تحریم آمریکا حاضر به سرمایه‌گذاری و یا حتی رابطه تجاری با ایران نیستند، گفته شده بود که علاوه بر چرخش چرخ سانتریفیوژها، قرار است چرخ زندگی اقتصادی و معیشتی مردم هم بچرخد ولی امروزه، از یک‌سو هزاران سانتریفیوژ از چرخش ایستاده‌اند و چرخ زندگی معیشتی مردم هم دنده عقب گرفته است! گفته بودند، تورم را مهار و یک رقمی کرده‌ایم ولی مردم فراموش نمی‌کنند که رئیس‌جمهور محترم، ملاک تورم را جیب مردم دانسته بودند! و... این رشته سر دراز دارد!
4- حالا به ماجرای صدر این نوشته بازمی‌گردیم و ابتدا، با عرض پوزش از دولت محترم می‌پرسیم؛ مگر آمریکا با چه زبانی و با کدام اقدام دیگری باید فریاد بزند که قابل اعتماد نیست! تا شما باور کنید و به فکر تغییر مسیری باشید که تاکنون پیموده و تقریبا در همه موارد نتیجه معکوس گرفته‌اید؟! آیا کمترین تردیدی هست که اعتماد شما مسئولان بزرگوار به آمریکا نه فقط هیچ دستاوردی نداشته است، بلکه «سم مهلک» بوده و فقط «خسارت محض» به دنبال داشته است؟
شاید جناب آقای روحانی، رئیس‌جمهور محترم کشورمان از آنچه در این یادداشت آمده است ابرو درهم بکشند و زبان به ملامت نگارنده بگشایند ولی تلخی احتمالی! این نوشته که فقط مروری گذرا بر عملکرد  3ساله دولت ایشان است با واقعیت‌های تلخ و ناگواری که اعتماد ایشان به آمریکا در پی داشته و به ملت تحمیل شده است قابل مقایسه نیست.
و کوتاه سخن، جناب رئیس‌جمهور برای عبور از تلخی‌هایی که امروزه با آن روبرو هستند و ملت را نیز با آن روبرو کرده‌اند، تنها یک راه در پیش ‌روی دارند و آن اعلام صریح و بی‌پرده انزجار از آمریکا و بازگشت عزتمندانه از راهی است که تاکنون در پیش گرفته بودند. با آمریکا باید خصمانه برخورد کرد و نباید هیچ‌یک از کینه‌توزی‌های آن را بی‌پاسخ گذاشت. این راه، دقیقا همان راهی است که انقلاب اسلامی و ملت ایران طی سی و چند سال گذشته با افتخار پیموده‌اند و دستاوردهای عظیم و انبوهی که به دست آمده، گواه صادقی بر درستی آن است.
آقای روحانی!  مطمئن باشید که عزت شما و دولت محترمتان در اعلام صریح انزجار از آمریکا و باور این واقعیت غیرقابل انکار است که آمریکا شیطان بزرگ است و با شیطان نمی‌توان دست داد!
حسین شریعتمداری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 مرداد 1395


سید حسن نصرالله :
 اسرائیل دیگر توان رویارویی با مقاومت را ندارد
  ۲۳ /  ۰۵ / ۱۳۹۵


Image result for ‫سید حسن نصرالله‬‎

دبیر کل حزب‌الله لبنان طی مراسمی در سالگرد جنگ 33 روزه تصریح کرد که اسراییل دیگر توان رویارویی با مقاومت را ندارد و به همین خاطر ، آمریکا به جنگ نیابتی در منطقه روی آورده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، «سید حسن نصرالله» در این مراسم که به مناسبت دهمین سالروز پیروزی مقاومت بر رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه سال 2006   در بنت‌ جبیل در جنوب لبنان برگزار شد گفت : الان آمریکا به جنگ نیابتی روی آورده که آن را در افغانستان انجام داده بود ، چرا که اسرائیل دیگر در مقابل چنین مقابله‌ای با این حجم، کارساز نیست. آنها الان دارند حمایت می‌کنند از تکفیری‌ها که سوریه و دولت و ارتش آن را نابود کنند تا حزب‌الله را نابود کنند و بر آن مسلط شوند.
نصرالله با اشاره به جنگ 33 روزه گفت، بعد از جنگ ژوئیه( 33 روزه) بار دیگر مستقیما این مسئله نزد بزرگترین نظریه‌پردازان اسرائیل، ژنرال هایش و سرانش مطرح شد که آیا اسرائیل باقی خواهد ماند؟ اسرائیل بعد از این جنگ کاملا در وضعیتی جدید است. در حالی که قبل از آن آمریکا در افغانستان، در عراق و دریاها و اقیانوس‌ها و مناطق مختلف دنیا حضور داشت. سوال درباره بقای اسرائیل بعد از این جنگ دوباره مطرح شد. به نظر می‌رسد توجه اسرائیلی‌ها به این مسئله(جنگ مذکور)، طی یک ماه گذشته  بیشتر از لبنانی‌ها بود. تقریبا مسئولی در رژیم صهیونیستی از مقامات سیاسی گرفته تا مقامات نظامی و رسانه‌ها نبودکه به این مسئله نپردازند.
نصرالله گفت: زمانی که ما از پیروزی در «جنگ تموز» سخن می‌گوییم، ازیک رویداد بسیار مهم حرف میزنیم، رویدادی که تمام اهداف اسرائیل  را ناکام گذاشت. این جنگ با دستور آمریکا آغاز شد، جنگی که دشمن بعد از شکست، نام آن را جنگ دوم لبنان گذاشت.
نصرالله گفت، مهم‌ترین، بزرگترین و حساس‌ترین هدفی که دشمن داشت و «کاندولیزا رایس» (وزیر خارجه وقت آمریکا) آن را اعلام کرده بود، تولد خاورمیانه جدید بود که گام نخست بود و در پی آن، اهداف دیگر باید اجرا می‌شد و قرار بود که با نابود کردن مقاومت در لبنان این اهداف عملی شوند،تا سلطه اسرائیل - آمریکا بر همه چیز در منطقه کامل شود. اما این هدف‌ها کاملا از بین رفت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 مرداد 1395

جایگاه امام رضا(ع) درنزد اهل‌سنت 

  ۲۳ /  ۰۵ / ۱۳۹۵

Image result for ‫جایگاه امام رضا(ع) درنزد اهل‌سنت‬‎

حجت‌الاسلام محمدمحسن طبسی

بسیاری بر این باورند که زیارت امام رضا(ع) و ارادت به آن حضرت مختص شیعیان و آن هم شیعیان اثنی‌عشری است و فرق دیگر اسلامی به این مسئله توجهی ندارد، این در حالی است که مذاهب اربعه اهل‌سنت به آن حضرت ارادت ویژه‌ای داشته‌اند.
آنچه در پی می‌آید روایت حجت‌الاسلام محمدمحسن طبسی صاحب کتاب «امام رضا (ع)به روایت اهل سنت» از عشق و علاقه  برادران اهل‌سنت و غیرمسلمانان به امام رئوف  است که آن را به  نقل از فارس تقدیم خوانندگان عزیز می‌کنیم .
***
به طور کلی در بین دوازده امام اهل بیت علیهم السلام، امام بزرگواری که بیشتر علمای اهل سنت چه در زمان حیات ایشان و چه بعد از حیاتشان درباره ایشان صحبت کرده‌­اند امام رضا(ع)  هستند.
یعنی زمانی که کتابها را ورق می­‌زنیم، می‌بینیم بلا استثناء تمامی علمای اهل سنت هم عصر امام و یا بعد از شهادت ایشان به بزرگی از امام یاد می­‌کردند.
راویان حدیث سلسله الذهب از اهل سنت
 همچنین بیشترین اظهار نظرها و اعترافاتی که به مقام علمی و مقامات معنوی امام علیه السلام بوده توسط علمای اهل سنت صورت گرفته است و از حیث توجه علمای اهل سنت به مقام شامخ امام بیشترین آمار به امام رضا (ع) متعلق است اما نسبت به علمایی که در زمان امام رضا (ع) بودند، مشهورترین آنها شامل این افراد است که حدیث سلسله الذهب را نقل کرده‌اند.
1. اسحاق بن راهویه:  از علمای بزرگ اهل سنت است که تعابیر عجیبی هم درباره ایشان نقل شده است که نشان‌دهنده جایگاه این عالم بزرگ نزد اهل سنت است. از جمله علمای بزرگ اهل سنت درباره ایشان گفته اند: «احد ائمه المسلمین و علماء الدین اجتمع له الحدیث و الفقه والورع و الجهد» ایشان متوفای سال 238 یعنی حدود 30 سال بعد از شهادت امام رضا (ع) از دنیا رفته است. این عالم بزرگ اهل سنت از راویان و شاهدان اصلی حدیث سلسله الذهب در نیشابور هستند.
2. احمد ابن حرب نیشابوری متوفای 234 هستند. درباره ایشان گفته شده: «الامام شیخ نیشابور کان من کبار الفقها و ...». ایشان نیز از شاهدان و راویان اصلی حدیث سلسله الذهب است و روایت این حدیث که نقطه عطفی است در تاریخ حدیث­‌نگاری توسط ایشان ثبت و ضبط شده است. نقطه جالب توجه اینکه اینها از افراد عادی جامعه نبودند بلکه جزء فقهای بزرگ اهل سنت به شمار می­‌رفتند که در زمان امام رضا(ع) زندگی می­‌کردند.
3. یحیی ابن یحیی که درباره ایشان هم گفته شده است: «شیخ الاسلام و عالم خراسان» و «امام اهل الدنیا و اهل الدین». ایشان هم متوفی 226 یعنی حدود 25 سال بعد از شهادت امام رضا(ع) هستند. در زمان خودشان مرجعیت دینی اهل سنت را بر عهده داشتند.
4. محمد ابن اسلم طوسی نیز از فقهای زمان خود و جزء راویان اصلی حدیث سلسله الذهب بودند.
در کنار این علما و فقها که نسبت به امام رضا(ع) توجه و عرض ارادت داشتند علمایی هم بودند که نسبت به حضرت کم لطفی و بی‌مهری می­‌کردند. با این حال قاطبه علمای اهل سنت به محضر امام رفته و از محضر امام بهره مند شده‌اند.
توجه اهل سنت به سیره امام رضا(ع)
هم سیره علمی امام رضا(ع) مورد توجه اهل سنت بوده و هم سیره اخلاقی ایشان. یعنی زمانی که به کتابهای اهل سنت مراجعه می‌­کنیم می­‌بینیم که به این دو بخش از سیره حضرت پرداخته‌اند. گل سر سبد زندگی علمی حضرت نزد اهلسنت حدیث سلسله الذهب و ورود تاریخی ایشان به نیشابور است. می‌­توان گفت تقریبا تمامی مورخین اهل سنت این واقعه را گزارش کرده‌اند. بخش دوم ،بحثهای اخلاقی است و رفتارهای امام رضا (ع) که بسیار متواضعانه و اخلاق مدارانه بوده و در تمامی کتابهای اهل سنت نقل شده است. از جمله مصادیق آن نقل این ماجرا است «روزی حضرت در نیشابور در حمام بودند و بسیار ساده و بدون حشم و خدم مشغول حمام کردن بودند، شخصی خدمت امام می­‌رسد و رو به او می­‌گوید بیا و بدن مرا کیسه بکش. امام هم بدون اینکه حرفی بزنند این کار را انجام می‌دهند. مردی از راه می‌­رسد و با دیدن این صحنه شروع به پرخاش به آن مرد می­‌کند که با فرزند رسول الله چه می­‌کنی!» این تواضع امام از سیره‌های اخلاقی و مهم امام رضا (ع)است  که بسیار مورد تاکید قرار گرفته است.
از احادیث و فرمایشات حضرت درمیان عامه مردم و یا علمای اهل سنت دو حدیث مشهور است: حدیث اول همان حدیث سلسله الذهب است که :«کلمه لااله‌الا‌الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها وشروطها انا من شروطها»
حدیث دوم حدیث ایمان است: «الایمان معرفه بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالارکان»
این دو حدیث بین احادیث اهل سنت برجسته‌ترین است.
جایگاه امام رضا(ع) بین عامه مردم اهل سنت
در میان عامه اهل سنت توسلات به قبر امام رضا(ع)، شفاعت‌ها و شفاهایی که به‌واسطه ایشان صورت می­‌گرفت، از زمان شهادت حضرت تاکنون در طول تاریخ قابل مشاهده است. در بین اولین زوارها اگر نگوییم بیشتر زائران اهل سنت بودند قطعا کمتر از شیعیان نبودند. این یکی از مهمترین اتفاقات تاریخی بوده که خوب انعکاس داده نمی‌شود و حرفهایی زده می­شود و وهابیت و داعش روی این مسئله مانور می­‌دهند که زیارت قبر امام رضا (ع) یک مسئله مختص به شیعیان است. در حالی که هم علمای بزرگ اهل سنت و هم مردم اهل سنت به تبعیت از آنها به زیارت امام رضا(ع) می­‌رفتند.
اگر بخواهیم به مصادیق زیارات و توسلات اهل سنت اشاره کنیم،  هم علمای اهل سنت و هم عموم مردم اهل سنت را شامل می­شود. پس این شبهاتی که وهابیت و سلفیت مطرح می­‌کنند که زیارت قبور اهل بیت و خصوصا امام رضا (ع) یک زمانی توسط عموم اهل سنت انجام می­شده حرف غلطی است.
از جمله این علما آقای «ابن خزیمه» شافعی مذهب متوفی 311 و از اولین علمای اهل سنت است که به زیارت قبر امام رضا (ع) می‌رفت.
این رفتار، سیره او بوده، نه یک بار نه دوبار بلکه بارها این کار را کرده بود. از طرف دیگر به همراه علما دیگر  شاگردان خود را جمع می­‌کرد وبه زیارت دسته‌جمعی می­‌رفتند.
نکته مهم دیگر اینکه ایشان از نیشابور به قصد زیارت امام رضا(ع) به منطقه طوس می‌رفت، اینها نکاتی است که متاسفانه مکتوم می‌کنند و نمی­‌گویند. در کتاب فرائد السمطین اثر جوینی شافعی و کتاب تهذیب التهذیب ابن حجر عسقلانی  ذیل اسم مبارک امام رضا(ع) این مطالب وجود دارد.
ابن خزیمه  از علمای بزرگ اهل سنت است که درباره ایشان گفته شده یکی از استوانه‌های علم در لغت و فقه و حدیث است. اینقدر جایگاه بالایی دارد. در زمان خودش رئیس حوزه‌های علمیه اهل سنت در قرن سوم و چهارم بود.اطرافیان شاهد تواضع و گریه ایشان نسبت به قبر امام بودند به حدی که همه شگفت­‌زده می‌شدند.
 از بزرگان دیگر مثل «ابن حبان بُستی» شافعی مذهب متوفی 354 ه.ق در کتاب الثقات جلد 8 صفحه 457 خودشان می­‌گوید :«هرگاه برای بنده مشکلی پیش می­‌آمد به زیارت قبر امام رضا می­رفتم و به برکت توسل به امام رضا خداوند متعال مشکل مرا حل می­‌کرد» و در پایان می‌گوید: «هذا شی جربته مرارا فوجدته کذلک».این کار را نه یک بار نه دو بار بلکه به کرات انجام دادم و نتیجه گرفتم.
محمد ابن علی ابن سهل شافعی متولد سال 384ه.ق است. این آقا هم می‌گوید: «هر وقت برایم مشکلی  پیش می‌آمد، چه مشکل دنیوی و چه مشکل دینی،  به قصد زیارت امام رضا از نیشابور به طوس می‌رفتم و خداوند متعال به برکت مضجع شریف این حضرت مرا حاجت روا می­‌کرد.»  آقای حاکم نیشابوری شافعی متوفای 405 هجری می‌گوید: «من نقرس و پا درد داشتم  کنار قبر امام رضا رفتم و مقداری از خاک قبر امام رضا را به پای خودم مالیدم و خداوند شفا عنایت کرد».
از این مصادیق ،بسیار زیاد است. اما در مورد زیارت عامه اهل سنت اگر بخواهیم نقل بکنیم، فقط به گزارش «عطا ابن عبدالله شیرازی» اشاره می­‌کنیم؛ ایشان  شافعی مذهب بود متوفای سال 803 هجری قمری، کتابی دارند به نام «روضه الاحباب»، در جلد 4صفحه 46، جمله­‌ای را نقل می‌کند که این جمله نشان‌دهنده این است که زیارت قبر امام رضا(ع) تنها مختص به شیعیان نبوده و از تمامی اقصی نقاط دنیا با تمامی مذاهب و ادیان به زیارت قبر امام رضا می‌آمدند. او می‌نویسد: «مشهد و مرقد منور علی ابن موسی الرضا مرجع زائران از تمام طبقات و نقاط  جهان است».
همین یک گزارش تاریخی کافی ا‌ست که بدانیم چه جمعیتی به زیارت قبر امام رضا(ع) می‌رفتند. البته گزارش‌های دیگری هم است که آقای ذهبی در کتاب «سیر اعلام النبلاء» جلد6 صفحه 274 نقل می­‌کند. از آقای صفدی شافعی در کتاب «الوافی بالوفیات» جلد 22صفحه 249. و سایر علمای اهل سنت که هر کدام با بیان‌های مختلف مرجعیت قبر امام رضا (ع) را بیان کردند.
فرهنگ زیارت امام رضا(ع) در میان اهل سنت
 تمامی علمای اهل سنت و ازتمامی فرقه‌ها و تمامی مذاهبشان در طول تاریخ به زیارت قبر امام رضا(ع) می‌رفتند. همه مذاهب چه حنفی، چه حنبلی، چه شافعی و چه مالکی همه به زیارت قبر امام رضا(ع) می‌رفتند و این مسئله اصلا ربطی به تشیع ندارد.
نگارنده در کتاب «امام رضا به روایت اهل سنت» مستندات بیشتری در این زمینه آورده است و این مطلب واضح­تر می‌شود که از اقصی نقاط  دنیا و نه فقط ایران به زیارت قبر امام رضا(ع) می­‌رفتند.
آقای «میر خواند» که حنفی مذهب و  از نویسندگان و مورخان  دوره صفویه و متوفی 903است، در کتاب  «تاریخ روضه الصفا» جلد 3صفحه 41در باره امام رضا(ع) این گزارش را نقل می‌کند: «مشهد مقدس و مرقد این امام علی الاطلاق مرجع ایران و مقصد  سالکان اکابر و اصاغر آفاق است طوایف امم و طبقات بنی آدم از اقصای روم و هند از جمیع مرز و بوم  هر ساله مهاجرت انسان و مفارقت خلّان اختیار کرده و روی توجه به این آستان فرخنده نهاده است».
این گزارش در قرن نهم و دهم هجری گزارش شده و می‌گوید تمامی مردم از   بلاد روم یعنی سمت اروپا، بلاد هند به سمت بودیست‌ها وهندویست­‌ها اینها همه به زیارت قبر امام رضا(ع) می­‌رفتند.
این نشان می‌دهد که زیارت قبر امام رضا(ع) مختص مسلمان­‌ها نبوده چه برسد به شیعه و سنی! وقتی غیرمسلمان‌ها به زیارت قبر امام رضا(ع) می­‌آمدند و مشکلات خود را حل می‌کردند پس این مسئله باید حل شود که در گذشته همه علمای اهل سنت و مردم زیارت را انجام می­‌دادند.
آقای «بشاری  مَقدسی» از قدیمی‌ترین مورخین و نزدیک به دوران امام رضا بوده است.وی در کتاب احسن التقاسیم، گزارشی ،هم از گنبد و بارگاهی که بر قبر امام رضا(ع) نهاده شده و هم از زائرینی که به قبر امام رضا(ع) می­‌آمدند، ارائه می‌کند.
 باز در همین دوره آقای «حسین بن احمد مُهَلَّبی» نویسنده کتاب «العزیزی» در کتاب خود، هم به قبر و گنبد و بارگاه  امام  رضا(ع) اشاره می‌کند که  نشان می‌دهد از همان وقت گنبد و بارگاه  در مرجع شریف آن حضرت ساخته شده و هم به زائرینی که به زیارت قبر امام رضا(ع) می‌­رفتند اشاره می­‌کند. اینها اسنادی است که از قرن سوم و چهارم تا حال حاضر ادامه پیدا کرده است. شبهاتی که بعضی‌ها مطرح می­‌کنند ناشی از عدم مطالعه آنهاست.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 مرداد 1395


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی