تـــوّلــی ( دوست شــنـاســی)
پیامر اكرم (ص) : خدایا دوست بدار كسى‏ را ، كه على را دوست دارد.
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


« تولی به معنای پذیرش ولایت اولیای الهی با قلب و پیروی از آنها در عمل و نیزدوست داشتن اولیای الهی و دوست داشتن دوستداران آنها است.»

« دوست خوب کسی است که آراسته به صفات ایمان واخلاق باشد.»

مدیر وبلاگ :طاهر مهدوی
مطالب اخیر
رهبر انقلاب در پیامی به منتخبان ملت تاکید کردند

اقتصاد مقاومتی و فرهنگ اسلامی 2 اولویت فوری مجلس دهم

       ۰۸/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫رهبر انقلاب در پیامی به منتخبان ملت تاکید کردند‬‎

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مراسم افتتاحیه‌ دهمین دوره مجلس شورای اسلامی با سپاس از حضور حماسی مردم در انتخابات مجلس قانون‌گذاری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به دنبال کردن الزامات تحقق اقتصاد مقاوم و گسترش و تعمیق فرهنگ اسلامی، و همچنین پرهیز از سرگرم شدن به زائده‌های جناحی و غالب ساختن انگیزه‌های شخصی بر مصالح عمومی توصیه و خطاب به آنان تأکید کردند: وظیفه‌ انقلابی و قانونی شما آن است که مجلس را سنگری استوار در برابر ترفند و فسون و افزون‌خواهی گستاخانه‌ استکبار و نقطه‌ اتکای درخشانِ مردم مؤمن و انقلابی بسازید.

متن پیام رهبر انقلاب اسلامی که صبح دیروز (شنبه) از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری در مراسم افتتاحیه‌ دهمین دوره‌ مجلس شورای اسلامی قرائت شد، به این شرح است:
 بسم‌الله ‌الرحمن ‌الرحیم‌
 آغاز دهمین دوره‌ مجلس شورای اسلامی در ماه مبارک شعبان را که ماه معنویت و خشوع و ماه اعیاد بزرگ مذهبی است، به ملت عظیم‌الشأن ایران اسلامی و به شما برگزیدگان و پذیرندگان مسئولیت‌های بزرگ تبریک می‌گویم و از آحاد مردم عزیز که با حماسه‌ انتخابات، چرخه بی‌وقفه‌ قانون‌گذاری را تداوم بخشیده و حلقه‌ دیگری بر این زنجیره‌ حیاتی افزوده‌اند، سپاسگزاری می‌کنم. این همه، برآمده از توفیق الهی و نشانه‌ لطف و رحمت ذات اقدس او است که دست قدرت بی‌همتا را مددکار ملت و کشور و نظام اسلامی ساخته است. دل و زبان از سپاس‌گویی این نعمت ناتوانند.
 ملت ایران با حضور حداکثری در انتخابات پر اهمیت مجلس قانون‌گذاری، بیعت دیرین خود با نظام جمهوری اسلامی را بار دیگر تکرار کردند و با این زبانِ رسا به بدخواهان پاسخ گفتند. وفاداری ارزشمند ملت، مسئولان نظام را در بخش‌های گوناگون به احساس مسئولیت و شکر نعمت فرامی‌خواند. ذمه‌ ما مسئولان، اکنون سنگین‌بارتر از گذشته است.
 سوگند نمایندگان -که در نخستین روز کاریِ خود اداء خواهند کرد و سوگندی شرعی و الزام‌آور است- سرفصل‌های اساسیِ وظایف نمایندگی در مجلس را بیان کرده است؛ شما برادران و خواهران محترم می‌توانید با حکمت و خردمندی و اخلاص و پارسایی، این وظایف را در خلال عمل قانونی خود -که عمدتاً قانون‌گذاری و نظارت است- تحقق بخشیده، نزد خدا و خلق سرافراز گردید. در این صورت است که مجلس شورای اسلامی را در جایگاه ویژه‌ خویش یعنی «در رأس امور کشور» نگاه خواهید داشت.
 شرایط طوفانی منطقه و جهان و ماجراجویی‌های بین‌المللی سلطه‌گران و اتباعشان، ایران اسلامی را با اوضاع پیچیده‌تری از گذشته روبه‌رو ساخته است. اقتدار کشور برای مواجهه با این شرایط، به هوشمندی  و عزم راسخ و در دست داشتن ابتکار عمل از سوی همه‌ مسئولان نیاز دارد. وظیفه‌ انقلابی و قانونی شما نمایندگان محترم آن است که مجلس را سنگری استوار در برابر ترفند و فسون و افزون‌خواهی گستاخانه‌ استکبار و نقطه‌ اتکای درخشانِ مردم مؤمن و انقلابی بسازید.
 تحقق بخشیدن به اقتصاد مقاوم با همه‌ الزامات قطعی آن و نیز تلاش مجدانه برای گسترش و ژرف‌سازی فرهنگ اسلامی، دو اولویت فوری کنونی است. اولویت‌های مهم دیگری در بخش‌های گوناگون مربوط به اقتدار ملی و استحکام امنیت و مصونیت کشور، وجود دارد که تضمین‌کننده‌ استقرار عدالت اجتماعی و استقلال و پیشرفت کشور است. شناخت این اولویت‌ها ازجمله‌ وظایف نمایندگان و در دسترس ذهن هوشمند آنان است.
 نمایندگان محترم را به توکل و حُسن ظن به وعده‌های خداوند قادر و استقامت در صراط مستقیم الهی توصیه می‌کنم و از سرگرم شدن به زائده‌های جناحی و غالب ساختن انگیزه‌های شخصی بر مصالح عمومی برحذر می‌دارم.
 لازم می‌دانم از نمایندگان محترم مجلس نهم و رئیس پر تلاش و خدوم آن و همه‌ هیئت رئیسه، و نیز از همه‌ دست‌اندرکاران انتخابات مجلس دهم، در همه‌ بخش‌های آن صمیمانه تشکر و قدردانی کنم.
 یاد امام راحل عظیم‌الشأن و شهدا و ایثارگران این راه را گرامی می‌دارم، و با سلام و تعظیم به حضرت ولی‌الله الاعظم (ارواحنا فداه) توفیقات همه‌ شما را از خدای متعال مسئلت می‌کنم.
والسلام علیکم و رحمهًْ الله و برکاته‌
سیدعلی خامنه‌ای‌




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 9 خرداد 1395
رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید بدرالدین:

لبنان به برکت وجود حزب‌الله و عناصر مقاومت

یک سرزمین نمونه شده است 

۰۷/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید بدرالدین:‬‎

Image result for ‫رهبر انقلاب در دیدار با خانواده شهید بدرالدین:‬‎

Image result for ‫شهید بدرالدین:‬‎
خانواده‌ شهید سید مصطفی بدرالدین فرمانده شاخه‌ نظامی حزب‌الله لبنان عصر چهارشنبه گذشته با حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای دیدار کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در این دیدار با تجلیل از شجاعت‌ها و شهامت‌های شهید بدرالدین فرمودند:
راجع به شخصیت مستحکم و فولادینِ این شهید عزیز زیاد شنیده بودم ... من برای ایشان از خدای متعال علو درجات و برای شما خانواده‌ شهید صبر  مسئلت می‌کنم ...
خانواده شما خانواده شهید است. نه فقط خانواده‌ شهید بدرالدین [بلکه] شهید عماد مغنیه و پسرش و دیگران. خانواده‌‌ شما خانواده‌ شهادت‌اند ...
لبنان به برکت وجود حزب‌الله و عناصر مقاومت، تبدیل شده به یک سرزمین نمونه. واقعاً کمتر جایی را ما سراغ داریم که این همه عناصر مؤمن، عناصر خالص در آن حضور داشته باشند. با اینکه لبنان به حسب حجم جغرافیایی کوچک است، لکن از لحاظ معنا بر روی همه این منطقه اثر دارد و این به برکت همین خون شهدای شماست. خون این شهدا خیلی اثر دارد.
در حاشیه این دیدار، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای انگشتر خود را به علی بدرالدین فرزند شهید بدرالدین اهدا کردند.
شهید سید مصطفی بدرالدین، فرمانده شاخه نظامی حزب‌الله لبنان، ۲۴ اردیبهشت‌ماه در اثر حمله‌ توپخانه‌ای گروه‌های تکفیری به مرکزی در نزدیکی فرودگاه نظامی دمشق به شهادت رسید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 8 خرداد 1395
رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان:
مقتدر باشیم و تبعیت نکنیم دشمن به دریوزگی می‌افتد
   ۰۷/ ۰۳ /
۱۳۹۵



Image result for ‫رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان:‬‎

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح پنجشنبه در دیدار رئیس و نمایندگان منتخب ملت در پنجمین دوره‌ مجلس خبرگان، این مجلس را پدیده‌ای واقعاً عظیم خواندند و با تبیین «هویت و مسیر انقلابی» این مجلس، تأکید کردند: تنها راه بقا و پیشرفت نظام و تحقق اهداف انقلاب، «اقتدار حقیقی کشور» و «جهاد کبیر» یعنی تبعیت نکردن از دشمن است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب، ایشان با سپاسگزاری به درگاه پروردگار برای انتخابات خوب، استقبال وسیع مردم و تشکیل مجلس وزین و محترم خبرگان افزودند: مجلس خبرگان موهبتی الهی است و حتی صرف‌نظر از وظایف خود در قانون اساسی، پدیده‌ای عظیم و تأثیرگذار به شمار می‌رود.
رهبر انقلاب، شکل‌گیری مجموعه‌ی «منتخب و مورد وثوق مردم» از علما و صاحب‌نظران دینی و علمی را فی‌نفسه حائز اهمیت فراوان دانستند و افزودند: این مجموعه‌ی برجسته و متعالی دارای ظرفیتی عظیم برای تبادل نظر، هماهنگی و فعالیت تأثیرگذار است.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با اشاره به ارتباط علما و فضلای عضو مجلس خبرگان با قشرهای مختلف مردم در سراسر کشور و قدرت تأثیرگذاری آنها در افکار عمومی خاطرنشان کردند: نباید این مجموعه تا هنگام سر رسیدن زمان لازم برای ایفای وظایف مصرح در قانون اساسی بی‌تحرک بماند.

Image result for ‫رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان:‬‎

مسیر و اهداف خبرگان باید همان مسیر و اهداف انقلاب باشد
ایشان، «هم‌اندیشی درباره‌ی مسائل مختلف»، «تمرکز بر مسائل مورد نظر»، «اعلام مواضع و خواسته‌ها» و «شکل‌دهی نوعی گفتمان و مطالبه‌ی عمومی» را از ظرفیت‌های مجلس خبرگان برشمردند و افزودند: در صورت تحقق این هدف، قوای مختلف و مسئولان و مجریان نیز به‌طور طبیعی برای تأمین آن مطالبه حرکت خواهند کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه مسیر و اهداف مجلس خبرگان باید همان مسیر و هدف‌های انقلاب باشد، افزودند: «حاکمیت اسلام»، «آزادی»، «استقلال»، «عدالت اجتماعی»، «رفاه عمومی»، «ریشه‌کنی فقر و جهل»، «مقاومت در مقابل سیل بنیان‌کن فسادهای اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جاری در غرب» و «ایستادگی در مقابل سلطه‌ی جبهه‌ی استکبار» از مهم‌ترین اهداف انقلاب اسلامی ملت ایران است.
ایشان، سلطه‌گری را ذات و طبیعت استکبار خواندند و خاطرنشان کردند: جبهه‌ی استکبار ذاتاً به‌دنبال فراگیر کردن سلطه بر ملت‌ها است و هر کشور و ملتی مقاومت نکند، در دام‌های آن اسیر می‌شود.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، اسلام را بدون تردید، قلع‌وقمع‌کننده‌ی ظلم و استکبار خواندند و افزودند: البته آن اسلامی می‌تواند در مقابل زورگویان جهانی مقاومت و جبهه‌ی سلطه را نابود کند که به صورت یک نظام حکومتی استقرار یافته و دارای ابزارهای قدرت نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و رسانه‌ای باشد.

Image result for ‫رهبر انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان:‬‎

حفظ انقلاب دشوارتر از ایجاد آن است
ایشان، حفظ انقلاب را دشوارتر از ایجاد آن خواندند و در تشریح چگونگی مواجهه‌ی صحیح با جبهه‌ی ظالمان جهانی افزودند: دشمنان ملت ایران ابتدا تهاجم سخت را در دستور کار قرار دادند؛ جنگ تحمیلی ۸ ساله، شورش‌های اوایل انقلاب، حمایت از گروهک‌های تروریستی، حمله به سکوهای نفتی ایران و سرنگون کردن هواپیمای مسافربری از نمودهای این تهاجم بود که به یاری پروردگار و در پرتو هیبت الهی امام خمینی (رحمه‌الله) و صبر و مقاومت ملت، به شکست دشمنان انجامید.
رهبر انقلاب، «حمله‌ی نرم» را مرحله‌ی دیگری از تهاجمات بی‌وقفه‌ی زورگویان جهانی خواندند و خاطرنشان کردند: تحریم مستمر اقتصادی، حملات پیوسته‌ی سیاسی، تبلیغات اغواگر و زدن عقبه‌های جمهوری اسلامی در دیگر کشورها از روش‌های مرحله‌ی دوم تهاجم دشمنان است که به فضل الهی و پایداری ملت و مسئولان به نتایج مورد نظر آنان منجر نشده است.
اهداف اصلی دشمن از نفوذ
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای مرحله‌ی سوم تهاجم دشمنان یعنی «نفوذ» را بسیار خطرناک و ادامه‌ی همان جنگ نرم برشمردند و تأکید کردند: استکبار در راهبرد نفوذ چند هدف اصلی را دنبال می‌کند: «تأثیرگذاری در مراکز تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر»، «تغییر باورهای مردم» و «تغییر محاسبات و مواضع مسئولان».
ایشان، حمله به مبانی و نهادهای انقلاب از جمله سپاه پاسداران، شورای نگهبان، جوانان حزب‌اللهی و روحانیون انقلابی را از جمله روش‌های جاری بیگانگان خواندند و تأکید کردند: هدف اصلی دشمنان در این مرحله از جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر درونی قدرت است.
رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: اگر این هدف محقق و جمهوری اسلامی از عناصر قدرت تهی شود، از بین بردن آن، یا تغییر اساسیِ جهتِ حرکت آن، کار دشواری نیست، به همین علت است که تأکید می‌کنیم تبعیت نکردن از دشمن و مقاومت در برابر خواسته‌های آن، «جهاد کبیر» است.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای پس از تبیین مسیر حرکت انقلابی مجلس خبرگان افزودند: نوآوری‌های منضبط دینی به‌وسیله‌ی عناصر با سواد و دارای قدرت استنباط و التیام بخشیدن به زخم‌هایی که دشمن وارد می‌کند از جمله «تفرقه‌ی مذهبی و طائفی»، «اختلافات جناحی» و «ایجاد دوقطبی‌های مصنوعی در کشور»، از دیگر وظایف مجلس خبرگان است.
ایشان، خطاب به منتخبان ملت در مجلس پنجم خبرگان تأکید کردند: ایستایی جایز نیست؛ اصل تحول و پیشرفت را برای تحقق اهداف اسلام و انقلاب همواره به‌طور جدی مورد نظر داشته باشید.
بخش پایانی سخنان رهبر انقلاب به تشریح وظایف عمومی مسئولان در این برهه‌ی زمانی اختصاص داشت.
مقتدر شدن حقیقی کشور تنها راه بقا
ایشان، مقتدر شدن حقیقی کشور را تنها راه «بقا، پیشرفت و تحقق اهداف انقلاب و ملت» برشمردند و افزودند: همه‌ی مسئولان و دستگاه‌ها در این مسیر وظایفی دارند که باید به‌طور جدی به آن عمل کنند.
رهبر انقلاب، اقتدار کشور را موجب امتیازگیری حتی از قدرت‌های اصلی جهان خواندند و خاطرنشان کردند: در غیراین صورت، حتی دولت‌های ضعیف و حقیر هم طلبکار ملت ایران می‌شوند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در تشریح یک نمونه از امتیازگیری از دشمن در پرتو اقتدار کشور افزودند: دوستان عزیز ما می‌گویند در مذاکرات هسته‌ای امتیاز گرفتیم و طرف‌های مقابل صنعت هسته‌ای ایران را پذیرفتند؛ این مسئله البته بعد از عینی شدن اقتدار ایران یعنی غنی‌سازی ۲۰ درصد حاصل شد، چرا که همه می‌دانند در غنی‌سازی، رسیدن به ۲۰ درصد دشوارترین مرحله‌ی کار است.
رهبر انقلاب، «تولید ۱۹ هزار سانتریفیوژ نسل اول»، «به‌کارگیری ۱۰ هزار سانتریفیوژ»، «تولید نسل‌های دوم، سوم و چهارم سانتریفیوژ» و «کارخانه‌ی تولید آب سنگین» را از دیگر نمودهای قدرت هسته‌ای ایران خواندند و افزودند: دشمن که زمانی حاضر نبود وجود حتی یک سانتریفیوژ را در ایران بپذیرد، پس از مواجه شدن با قدرت هسته‌ای کشور، مجبور به پذیرش شد؛ در واقع این امتیاز را آمریکایی‌ها ندادند بلکه ما در پرتو قدرت خود گرفتیم.
رهبر انقلاب افزودند: ان‌شاءالله با عینی شدن نتایج اقتصاد مقاومتی و قدرت‌گیری اقتصاد کشور، دشمن بی‌اثر بودن حربه‌ی تحریم را نیز درک خواهد کرد.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای تصریح کردند: در اقتصاد، اگر ما قوی شدیم و قدرتمند شدیم، دیگر تحریم معنی ندارد و تحریم یک کار زائدی می‌شود؛ اگر ما در داخل توانستیم اقتدار اقتصادی به دست بیاوریم، آنها خودشان می‌آیند به دریوزگی، می‌آیند دنبال ارتباط اقتصادی؛ نه [فقط] تحریم نمی‌کنند، بلکه اگر ما تحریم کنیم، آنها می‌آیند می‌گویند تحریم نکنید؛ طبیعت کار این است. در زمینه‌ سیاست هم همین است، در زمینه‌های گوناگون هم همین است.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مطالبه و پیگیری تحقق عناصر درونی اقتدار از مسئولان و دستگاه‌ها را ازجمله ظرفیت‌های مجلس خبرگان برشمردند و افزودند: این جمع با عظمت می‌تواند در این روند نیز تأثیرگذار باشد.
ملاک‌های اصلی انقلابی بودن
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای همچنین تقوا، شجاعت، بصیرت، صراحت به وقت لازم، نهراسیدن از سرزنش دیگران و شناخت صحیح و دقیق از جبهه‌ی دشمن و سازوکارهای آن را از ملاک‌های اصلی انقلابی بودن برشمردند.
ایشان خاطرنشان کردند: گاهی دشمن با هدف خاصی، کارهایی با ظاهر مثبت انجام می‌دهد که در داخل ایران با استقبال روبه‌رو می‌شود اما اگر هدف واقعی او را درک کرده باشیم، فریب نخواهیم خورد.
توصیه آخر رهبر انقلاب به منتخبان مردم در مجلس خبرگان، اعتماد به نفس درونی و مراقبت از انهزام روحی بود.
ایشان خاطرنشان کردند: مراقب ترس و انهزام درونی خود باشید، زیرا در این صورت در صحنه‌ی عمل هم شکست خواهید خورد.
رهبر انقلاب همچنین در ابتدای سخنانشان با خوشامدگویی به اعضای جدید مجلس خبرگان به‌خصوص مجتهدان جوان و پرنشاط، یاد درگذشتگان این مجلس به‌ویژه مرحوم آیت‌الله واعظ طبسی را گرامی داشتند.
رویکرد انقلابی را در همه ابعاد پیگیری می‌کنیم
پیش از سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آیت‌الله جنتی رئیس مجلس خبرگان با قدردانی از پیام الهام‌بخش رهبر انقلاب به مناسبت آغاز به کار مجلس خبرگان، فضای این مجلس را آرام و منضبط خواند و با اشاره به جایگاه ویژه‌ی مجلس خبرگان گفت: این مجلس در افکار عمومی دارای وجاهت است.
رئیس مجلس خبرگان با بیان اینکه باید در هر مسئولیتی رسالت خود را به‌گونه‌ای انجام دهیم که موجب رضایت خداوند و مردم شود، خاطرنشان کرد: «رویکرد انقلابی» را در همه‌ی ابعاد پیگیر خواهیم بود.
آیت‌الله هاشمی شاهرودی نایب رئیس دوم مجلس خبرگان نیز در گزارشی با اشاره به نطق‌های نخستین اجلاس مجلس خبرگان، گفت: «لزوم انقلابی بودن، انقلابی فکر کردن و انقلابی عمل کردن»، «تاکید بر تحرک همه‌ی دستگاه‌ها در اجرای رهنمودهای رهبر انقلاب» و «ضرورت پرهیز همگان به‌ویژه مسئولان از بیان مطالبی که در جامعه القای دوقطبی می‌کند» از مهم‌ترین مباحث نطق‌های اعضای مجلس خبرگان بود.
آیت‌الله هاشمی شاهرودی افزود: اعضای مجلس خبرگان نسبت به معضلات کشور ازجمله کاستی‌های فرهنگی، مشکلات معیشتی و اقتصادی، اشتغال جوانان، رکود، قاچاق، محقق نشدن اقتصاد مقاومتی، اجرایی نشدن بانکداری اسلامی، بروز تفکرات انحرافی و افراطی، آسیب‌های فضای مجازی و مشکلات استان‌های مرزی دغدغه و مطالبه داشتند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 8 خرداد 1395
قرآن و خطوط قرمز در روابط با غیرمسلمانان

ممنوعیت رابطه با 3 دسته از بیگانگان(بخش دوم و پایانی)
  
 ۰۵/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫قرآن و  غیر مسلمانان‬‎
 منصور پورخلیلی
در نخستین بخش از مقاله حاضر به برخی خطوط قرمز روابط با غیرمسلمانان براساس آیات قرآن و نیز انگیزه‌های رابطه با کافران اشاره شده است. اینک در بخش پایانی ادامه مطلب را پی می‌گیریم.
حالات رابطه مومنان با کافران
از طرف دیگر، رابطه با کافران حالاتی دارد که به برخی از مهمترین آنها در این بخش اشاره می‌شود:
1. تولی یک جانبه: به این معنا که مومن یا جامعه اسلامی، سرپرستی و ولایت کافر یا کافرانی را بر خود بپذیرد. براساس آموزه‌های وحیانی قرآن، چنین رابطه تولی، باطل و حرام است و خداوند بصراحت می‌فرماید: ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا؛ و خداوند هرگز بر زیان مومنان، برای کافران راه تسلطی قرار نداده است. (نساء، آیه 141) پس هیچ‌گونه ولایتی برای کفار علیه مسلمانان نیست. اگر خداوند هیچ ولایتی را برای هیچ کافری بر هیچ مومنی قرار نداده است، این بدان معناست که هیچ مسلمانی حق چنین کار ناروایی را ندارد و نمی‌تواند سلطه کافری را بپذیرد و یا تن به آن دهد. بنابراین مقابله با سلطه ولایی کافران واجب و فریضه است و مومنان  و جامعه اسلامی باید با چنین ولایت به مقابله و مبارزه برخیزند و زمینه و شرایط آن را از  میان بردارند؛
2. تولی دو جانبه: به این معنا که هر یک از مومن و کافر،  دیگری را ولی، ناصر یا محب خود بداند. این قسم نیز براساس آیه 144 سوره نساء  ممنوع و ناروا است؛ چون مصداق عنوان «من دون المومنین» است. زیرا جامعه ایمانی، ملتی واحد است و کسی که عضو این جامعه باشد، نباید همکیشان خود را رها کند و با دیگران رابطه داشته باشد؛ خواه این رابطه در سطح مودت، یا تولی یا اتخاذ ولی باشد، حرام و ممنوع است. بنابراین کسی که همکیشان خود را رها و با کافران پیوند ویژه برقرار کرده، معصیت کرده است و باید بداند از تهدید الهی در امان نبوده و مغضوب خداوند است. باید یادآور شد که خداوند در آیات قرآن مومنان را اولیاء  یکدیگر دانسته و رابطه تولی متقابل و دو جانبه را برای آنان اثبات کرده است. (توبه، آیه 71) پس به جای تولی دو جانبه میان مسلمان و کافر، باید این تولی دو جانبه میان مومنان برقرار شود نه میان مومنان و غیرمومنان.
نفی رابطه نصرت
چنانکه گذشت روابط میان جامعه اسلامی با بیگانگان نباید در قالب مودت، تولی یا اتخاذ ولی باشد. اما ممکن است کسی بگوید که آیا می‌توان در قالب یاری و نصرت این رابطه را پذیرفت یا براساس آموزه‌های قرآن آن را تجویز کرد؟
در پاسخ باید گفت: براساس آموزه‌های وحیانی قرآن، رابطه نصرت و کمک با کافران نیز ممنوع است و مومن و جامعه و دولت اسلامی نباید کاری کند که اعمال و فعالیت‌های ارتباطی‌اش به تأیید بیگانگان و تقویت آنان بینجامد. بنابراین هرگونه حرکت و فعالیتی که موجب نصرت دشمنان و تقویت آنان شود، حرام و ممنوع است.
ممکن است این پرسش مطرح شود که آیا معاملات تجاری و بازرگانی و نقل و انتقال کالاها نیز به سبب تقویت دشمنان و بیگانگان و نصرت ایشان حرام و ممنوع است؟ در پاسخ باید گفت: اگر این تعاملات و معاملات موجب نصرت و تقویت دشمن و تضعیف مومنان و جامعه اسلامی باشد، حرام است، اما اگر چنین نباشد و نصرت دو جانبه از طریق معاملات و تبادل کالا تحقق یابد، مشکلی ندارد؛ زیرا این نصرت دو جانبه است، نه یک جانبه.
به سخن دیگر، هر گونه تعامل و معامله با دشمن در قالب روابط اقتصادی و غیراقتصادی که منجر به تقویت یک جانبه دشمن یا تأیید مکتب فکری و گفتمان آنان باشد، ممنوع و حرام است؛  اما  اگر این تعاملات و معاملات، مایه تأیید مکتب باطل کافران نیست و یا موجب گسترش ظلم آن نسبت به انسان دیگر نمی‌شود، چنین تعامل و معامله‌ای حرام نیست و حرجی در آن راه ندارد.
نفی رابطه ستمگری و ستم‌پذیری
چنانکه گفته شد، اسلام دین انزوا نیست تا جدا از جهان و مردمان جهان زندگی کند. همچنین اسلام نه دین سلطه‌پذیر است و نه سلطه‌گر. پس هم اصل انزوا را باطل می‌داند و هم سلطه‌گری را امضاء نمی‌کند و هم سلطه‌پذیری را ننگ می‌داند؛ زیرا معیار و شاخص روابط در اسلام، اصولی چون قسط و عدل است که میزان و درجه و سطح روابط را تنظیم می‌کند. بنابراین اگر رابطه براساس قسط و عدل تدوین و تنظیم شد، انسان نه از قدرت خود سوءاستفاده می‌کند و نه اجازه می‌دهد مقتدری از قدرت او بد استفاده کند.
در اسلام، رابطه با کافران در شرایطی دارای مجوز است؛ اما با سه گروه اصولا هیچ‌گونه رابطه جایز نیست. این سه گروه عبارتند از:
1. مستکبران: از نظر قرآن نمی‌توان با کسی که عنوان استکبار بر آن بار می‌شود، رابطه‌ای داشت؛ زیرا مستکبران با تکبر خویش گروهی را مستضعف قرار داده و به آنان ظلم می‌کنند. خداوند در آیه 75 سوره نساء نه تنها رابطه با مستکبران را نفی می‌کند، بلکه فرمان می‌دهد تا مومنان و دولت و جامعه اسلامی به جنگ آنان رفته و برای دفاع از مستضعفان اسلحه بردارند.
2. ستمگران: همان طوری که لازم است علیه مستکبران اسلحه برداشت، باید به نفع مظلوم علیه ظالم اسلحه برداشت و به جنگ آنان رفت و به حمایت مظلوم برخاست. (نساء، آیه 75)
3. رهبران کفر: خداوند هر گونه رابطه مسالمت‌آمیز با رهبران کفار را منع کرده و نه تنها اجازه نمی‌دهد؛ بلکه خواهان جنگ با آنان است.
به سخن دیگر، خداوند در همان حال که در سوره مبارکه «ممتحنه» رابطه با کافران را امضاء کرده، ولی در سوره‌های نساء، و نیز «انفال» و «توبه» رابطه با مستکبران و ظالمان را امضاء نکرده است؛ چون زندگی مسالمت‌آمیز با کافر ممکن است؛ ولی با مستکبر و ظالم چنین امکانی نیست؛ زیرا کافران، گرچه اصول الهی را نمی‌پذیرند، ولی اصول انسانی را قبول دارند؛ این در حالی است که ظالم و مستکبر نه اصول الهی را می‌پذیرد و نه اصول انسانی را.
باید توجه داشت که خوی استکبار، پیمان‌شکنی است. از این رو قرآن، در همان حال که فرموده است شما می‌توانید با کافران زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشید، از مومنان خواسته است با مستکبران و ظالمان همواره در نبرد باشید؛ زیرا خوی آنان تجاوز و استضعاف مردم است. (نساء، آیه 75)
خداوند در آیات قرآن میان دو دسته از کافران جدایی افکنده است:
1. کافرانی که فرمانروا و رهبر هستند؛
2. کافرانی که فرمانبر و پیرو هستند.

 از نظر قرآن، می‌توان با کافران پیرو و فرمانبر تعامل و معامله داشت؛ اما با کافران رهبر نمی‌توان چنین رابطه‌ای را برقرار کرد بنابراین، باید با آنان جنگید. خداوند در تعلیل و بیان چرایی جنگ با آنان می‌فرماید: فقاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون؛ پس با پیشوایان کفر بجنگید، چرا که آنان را هیچ پیمانی نیست، باشد که ]از پیمان‌شکنی[ باز ایستند. (توبه، آیه 12) پس علت جنگ با آنان، همان پیمان‌شکنی و نقض عهدی است که از سوی آنان به عنوان یک خصلت و رویه وجود دارد.
براساس این آیات باید با سه گروه: 1- ظالمان و ستمگران چه مسلمان و چه کافر؛ 2- مستکبران، چه کافر و چه مسلمان؛ 3. رهبران کفر جنگید. به سخن دیگر؛ خداوند می‌فرماید: باید با ظالمان و مستکبران جنگید؛ اما نه برای اینکه کافرند بلکه چون ظالم و مستکبرند. همچنین با رهبران کفر باید جنگید؛ چون همواره خود را بر دیگری تحمیل می‌کنند و به هیچ پیمانی احترام نمی‌گذارند.
باید توجه داشت مسلمانان دستور دارند در صورت کسب قدرت، هرگز به کافران، ستم نکنند؛ زیرا خوی ظلم و استکباری بد است و یک مسلمان نباید حتی به کافران ستم کنند. به سخن دیگر، از حقوق بشر این است که به او ظلم نشود و همان طوری که مسلمان هیچ حق ندارد تا به حیوانی- خواه حرام گوشت باشد یا حلال گوشت-، ستم کند؛ همچنین حق ندارد به هیچ انسانی چه مسلمان و چه کافر ستم کند. پس از نظر قرآن، ظلم در هر جا مصداق پیدا کرده، ممنوع است؛ زیرا قرآن کریم روابط را براساس قسط و عدل تنظیم می‌کند و عدالت را فلسفه و هدف بعثت پیامبران می‌داند (حدید، آیه 25)؛ لذا نه اجازه می‌دهد که کسی از قدرتش سو استفاده کند و ظالمانه رفتار کند و نه اجازه می‌دهد کسی سلطه‌پذیر باشد: «لا تظلمون و لا تظلمون؛ نه ستم روا می‌دارند و نه ستم می‌پذیرند». (بقره، آیه 279) مگر آن که مقدورش نباشد که ستم و ظلم را دفع کند، در این حال، چون دفع ظلم و ستم، خارج از قدرت اوست، براساس آیات قرآنی مورد تکلیف وی نخواهد بود. خداوند می‌فرماید: لا‌یکلف الله نفسا الا وسعها لها؛ خداوند نفسی را جز به میزان وسع و قدرتش تکلیف نمی‌کند. (بقره، آیه 286 و نیز آیه 233؛ انعام، آیه 152).
به هر حال، با سه گروه ظالم،‌ مستکبر و رهبر کفر، نمی‌توان هیچ گونه رابطه مسالمت‌آمیزی برقرار کردو باید با آنان جنگید.
به سخن دیگر، ممکن است کسی به اصول الهی معتقد نباشد؛ ولی به اصول انسانی پایبند باشد. چنین کسی کافر است؛ چون خدا را قبول ندارد؛ اما می‌توان با او زندگی مسالمت‌آمیز داشت؛ اما اگر کسی مستکبر بود یعنی نه اصول الهی راپذیرفت و نه اهل عبادت و اطاعت و مبدأ و معاد بود و نه پایبند اصول انسانی، چنین شخصی چون اصول انسانی را هم زیر پا می‌گذارد و رعایت امانت و قسط و عدل و پرهیز از ظلم و جور و مانند آنها را نمی‌کند، نمی‌توان باچنین کسی زندگی و رابطه فرهنگی و تجاری و اقتصادی و سیاسی برقرار کرد؛ چون او به هیچ کدام از این حقوق بشر احترام نگذاشته و به هیچ میثاقی متعهد نبوده و همواره میثاق را یک‌جانبه نقض می‌کند. از این رو اسلام اجازه روابط محدود را با کفار داده، ولی اجازه رابطه با این سه گروه را نمی‌دهد. بلکه فرمان جهاد و جنگ علیه آنان را صادر می‌کند. این در حالی است که کافران به خدا و قیامت باور ندارند، ولی خداوند مجوز داده تا در پناه دولت اسلامی زندگی کنند، اما اجازه نمی‌دهد تا این سه گروه در امنیت باشند؛ زیرا بقای آنان علیه اصول بعثت و مبانی اساسی آن و خلاف اصول انسانی است.
باید توجه داشت که اصل قرآنی مخالفت با ستمگری و ستم‌پذیری یعنی «لا تظلمون و لا تظلمون؛ نه ستم روا می‌دارند و نه ستم می‌پذیرند». (بقره، آیه 279) اختصاص به مسائل مالی، ربوی و مانند آنها ندارد، بلکه یک اصل جامع و کلی است که همه ابواب فقهی و ساحات زندگی را در بر می‌گیرد.
بیزاری و برائت‌جویی از مستکبران و کافران
براساس آموزه‌های اسلامی مسلمان و جامعه و دولت اسلامی باید نسبت به مستکبران و ظالمان و کافران اعلام برائت کنند. این برائت جویی نسبت به اعمال آنان همانند افکار و عقایدشان انجام می‌گیرد. پس همان طوری که آنان حاضر به پذیرش عقاید و اعمال مؤمنان نیستند، مؤمنان نیز باید این گونه عمل کنند.(یونس آیه 41)
دشمنی میان مؤمنان و این گروه‌ها همیشگی است. اصولاً ایمان چیزی جز حب و بغض نسبت به دشمنان نیست. بنابراین، مؤمنان این بغض و دشمنی را نسبت به مستکبران و ستمگران خواهند داشت و شکی نیست که شرک و کفر از بزرگ‌ترین ستم‌هایی است که بشر نسبت به کسی انجام می‌دهد. (لقمان، آیه 13)
خداوند در سوره ممتحنه که به مسأله روابط میان مسلمانان و کافران پرداخته، می‌فرماید: قطعاً برای شما در پیروی از ابراهیم و کسانی که با اویند، سرمشقی نیکوست: آن‌گاه که به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جای خدا می‌پرستید بیزاریم. به شما کفر می‌ورزیم و میان ما  و شما دشمنی و کینه همیشگی پدیدار شده تا وقتی که فقط به خدا ایمان آورید.» (سوریه ممتحنه آیه 4)
پس این اعلان تبری از کافران مستکبر به عنوان یک اصل حاکم، باید در روابط مسلمانان با بیگانگان مطرح باشد. این اصل، هم موضع ابراهیم خلیل است و هم پیروان او و خدا است. از این رو، در قرآن آمده است مسلمانان پیرو پیامبر(ص) باید از این اصل ابراهیمی پیروی کنند.(آل عمران آیه 68)
اینکه خداوند هرگونه ارتباط با کافران را نفی می‌کند، به سبب اهدافی است که آنان از این ارتباط توقع دارند. قرآن کریم می‌فرماید: «ودوا لو تکفرون کما کفروا فتکونون سواء» (نساء آیه 89)؛ یعنی کافران مستکبر می‌خواهند شما را مثل خود کنند نه آنکه بخواهند با این رابطه خودشان را همانند شما کنند. بر اساس این آیه، هر گونه دلسوزی و ارتباط مهر و لطف با مستکبران و کافران حرام است.
قوانین مهم در تنظیم روابط بین‌الملل
دو قانون در اسلام مطرح است که هر دو در جریان تنظیم روابط بین‌‌الملل مهم هستند:
1. اسلام، گذشته از اینکه مسلمانان را به اصولی دعوت می‌‌کند و همه موحدان، اعم از مسلمان و یهودی و مسیحی را به خطوط کلی توحید فرا می‌خواند، موحدان و ملحدان را هم به اصول مشترک دعوت می‌کند؛ یعنی از نظر اسلام، مسلمان و کافر می‌توانند با هم زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشند که هیچ کدام سلطه‌گر یا سلطه‌پذیر نباشد، این قانون با خط اصلی روابط بین‌الملل هماهنگ است.
2. قانون برائت از مشرکان است که جزء برنامه‌های رسمی حج ابراهیمی می‌باشد و آنها که حج را اقامه می‌‌کنند اصل برائت از مشرکان را هم اجرا می‌کنند.
فرق اصلی دو قانون یاد شده آن است که کافر از آن نظر که کافر است گر چه مسلمان قلبا از وی تبری دارد؛ چون مکتب او را باطل می‌داند ولی با او زندگی مشترک انسانی را امضا می‌کند؛ اما مستکبر آن کافر سلطه‌گری است که دستش اگر به خون و عرض و مال مردم برسد در تجاوز به آن کوتاهی نمی‌کند و چنین فرد یا گروهی از هیچ حقی برخوردار نیست؛ نه حق الهی چون خدا را قبول ندارد؛ و نه حق انسانی؛ زیرا اصول انسانی را هم نمی‌پذیرد و می‌خواهد به هر شکلی حکومت کند. از این رو قرآن کریم میان کافر و مستکبر فرق گذاشته و فرموده است: مستکبر کافر یعنی همان رهبر کفر کسی است که به هیچ عهد و پیمانی احترام نمی‌گذارد. و اگر سوگندهای خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با پیشوایان کفر بجنگید، چرا که آنان را هیچ پیمانی نیست، باشد که از پیمان‌شکنی باز ایستند. (توبه، آیه 12)
حضرت ابراهیم خلیل که پدر ملل اسلامی شمرده می‌شود در عین حال که با کافران زندگی مسالمت‌آمیز داشت با مستکبران در نبرد و ستیز بود. در جریان برائت از مشرکان آیه نخستین سوره مبارکه «توبه» سندی زنده است که در آنها آمده است با مشرکانی که با آنها پیمان عدم تعرض امضا کرده‌اید کاری نداشته باشید، زیرا خون انسان در اختیار هیچ کس نیست و فقط در اختیار خداست. پس اینکه کدام گونه خون ریختن حلال یا حرام است، این امر را باید خدا معین کند. خداوند نیز فرموده است با کافرانی که به میثاق و عهد احترام نمی‌‌گذارند و نقض عهد می‌کنند و پیمان‌شکن هستند، شما هم مجازید که پیمان آنها را هم بزنید و به آن عمل نکنید. پس تا وقتی که کافر به مرز استکبار نرسیده است عهد با او گرامی است.
قرآن کریم بعد از اینکه از این گروه فارغ شد فرمود آن مشرکان که مستکبرند، خدا و پیامبرش از آنها بیزار است و شما هم که به پیامبرتان تأسی می‌کنید باید برائتتان را از آنها در روز حج اکبر که حج در مقابل عمره است، اعلام کنید. (سوره توبه آیه 3)
این اعلان را پیامبر باید به گوش جهانیان برساند که همه در آن مراسم گرد آیند و آن اعلان این است که پیامبر خدا(ص) به تبعیت از خدا از مشرکان برائت می‌جوید؛ چرا که این مشرکان هیچ عهد و پیمان و میثاقی را پاس نمی‌دارند. پس در حقیقت این برائت از مستکبرین است، نه کافران یا مشرکان متعهد به میثاق؛ البته از نظر اعتقادی فرقی بین آنها نیست؛ زیرا همگی باطل هستند ولی از نظر رفتاری برخی، اهل فسق و فجور بوده و برخی دیگر به برخی از اصول انسانی و اخلاقی پایبند هستند.
دلیل بر اینکه این برائت نسبت به کافران و مشرکان مستکبر و کافر است، از آن روست که بسیاری از افراد در کشورهای اسلامی زندگی می‌کنند که متاسفانه معرفت خدا برای آنها حل نشده است. اینان حتی دنبال تحقیق و پژوهش شناختی قدمی برنمی‌دارند و همچنان در شک و حیرت به سر می‌برند؛‌ با این همه خون و مال و عرض آنان محفوظ است؛ چرا که آنان در پناه دولت و کشور اسلامی زندگی می‌کنند. پس مراد از برائت‌جویی از مشرکان در حقیقت برائت از مستکبران است. باید توجه داشت زندگی با هر ملت و نحله‌ای لوازمی دارد که از جمله آن تبادلات و روابط تجاری است؛ بنابراین باید گفت که برائت‌جویی به معنای نفی تجارت و معامله با این افراد تحت ذمه دولت اسلامی نیست.
جنگ با ظالمان و مستکبران و رهبران کفر
بر اساس آیات پیش گفته دانسته شد که با کسانی که دارای عناوین سه‌‌گانه ظلم و  استکبار و امامت کفر هستند نه تنها روابط جایز نیست، بلکه باید با آنان جنگید. این جنگ‌ها هرگز ابتدایی نیست، بلکه یک جنگ دفاعی است؛ زیرا این گروه‌ها با اقداماتی در قالب ظلم و استکبارورزی و رهبری کفر به جنگ اسلام و ایمان آمده‌اند. بنابراین، مسلمانان و جامعه و دولت اسلامی در مقام دفاع و تقابل با حملات ستمگرانه و استکباری ظالمان و مستکبران و رهبران کفر، دست به سلاح برده و به جنگ برمی‌خیزند.
پس اگر بیگانه‌ای حمله کند، بر هر انسان آزاده‌ای واجب است که از حریم خود دفاع کند، خواه مسلمان باشد یا نامسلمان، صاحب خانه برای جلوگیری از تجاوز و تهاجم مهاجم به خود و اهلش و مالش می‌تواند کاملا دفاع کند، هر چند به کشتن و کشته شدن او ختم شود؛ چون چنین انسان مهاجم خونش تباه و مهدورا‌لدم است؛ و چنانچه صاحب خانه در زمان دفاع از حریم خود کشته شود شهید شمرده شده و ثواب شهید را دارد. بر اساس قوانین عقلایی بین‌المللی و اخلاقی، دفاع جایز و حکم کلی انسانی است. البته باید توجه داشت جنگ با گروه‌های سه‌گانه فوق تنها منحصر به جنگ نظامی نیست و شامل عرصه‌های دیگر چون جنگ نرم، جنگ فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی نیز می‌شود.
این گروه‌های سه‌گانه در زندگی خود دو کار می‌کنند: 1- با فطرت خداجوی خود در جنگند؛ 2. نمی‌گذارند دیگران اسلام و ایمان آورند. (نساء، آیه 61)
آیت‌الله جوادی آملی می‌فرماید که از نظر قرآن اگر دفاع مردان الهی نباشد، عده‌ای مراکز مذهب را ویران می‌کنند و وقتی مراکز مذهب ویران شد تبلیغ مذهب نیز رخت برمی‌بندد و هنگامی که تبلیغات مذهبی به دست نسیان سپرده شد، جامعه به فساد کشیده می‌شود. (حج، آیه 40) و همچنین تباهی و فساد در زمین گسترش می‌یابد. (بقره، آیه 251)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 خرداد 1395
آیت‌الله جنتی:
وظیفه خبرگان، تقویت بنیان ولایت فقیه است
  ۰۵/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫آیت‌الله جنتی:‬‎
رئیس مجلس خبرگان رهبری تاکید کرد: تقویت بنیان ولایت فقیه و پاسخگویی به شبهات از وظایف مهم خبرگان است.
آیت‌الله احمد جنتی رئیس مجلس خبرگان رهبری در ضیافت شام اعضای خبرگان که در محل این مجلس برگزار شد، ضمن عرض تشکر از کسانی که به وی رأی داده‌اند اظهار داشت: من از افرادی که با حسن توجه به این بنده ناقابل این مسئولیت سنگین را برعهده بنده قرار دادند، تشکر می‌کنم و معتقدم کسانی که در هیئت رئیسه هستند، مسئولیت‌شان سنگین‌تر است.
وی با تأکید بر اینکه امیدوارم خدا بصیرتی بدهد که حق را بشناسیم و به آن عمل کنیم، تصریح کرد: من شخصا دوست دارم که وضعیت‌ها بهتر از این باشد و با توجه به برگزاری انتخابات ما از بررسی صلاحیت‌ها و از حضور مردم و همچنین آرایی که به ما دادند، راضی هستیم.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه انتخابات خبرگان خصوصیات ویژه‌ای دارد که انتخابات مجلس این‌گونه نیست، افزود: یک قسمت از انتخابات مجلس مربوط به فعالیت‌ها و نوع رقابت‌ها است که این کارها در شأن علما نیست و مردم در انتخابات خبرگان با توجه به شناختشان به افراد رأی می‌دهند که این مسئله جای تقدیر از مردم را دارد.
آیت‌الله جنتی با تأکید بر اینکه مردم انتظاراتی از ما دارند خطاب به اعضای خبرگان گفت: من حرف زیاد داشتم و دوست داشتم دو،‌سه ساعت با یکدیگر درد و دل می‌کردیم، اما این وقت مقدور نیست.
دبیر شورای نگهبان با بیان اینکه ما از لحاظ قانونی و شرعی درباره ولایت فقیه وظایفی را برعهده داریم،تصریح کرد: اینطور نیست که اتفاقی بیفتد و بعد عزل و نصبی صورت بگیرد، این کم است، لذا ما باید بنیان ولایت فقیه را تقویت کنیم.
به گزارش فارس وی یکی دیگر از وظایف اعضای خبرگان را پاسخگویی به مشکلات و شبهات عنوان کرد و گفت: برخی افراد با حرف‌های شبهه‌ناک مردم را دچار شبهه می‌کنند که وظایف ما پاسخ گفتن به این شبهات و معرفی رهبر است.
آیت‌الله جنتی تأکید کرد: من معتقدم مقام معظم رهبری پا جای پای امام گذاشته‌اند و با آن قدرت، شجاعت و تدبیر در مقابل همه دشمنان داخلی و خارجی ایستاده‌اند و خدا نیز به ایشان کمک کرده است و بخشی از کمک خدا نیز توسط مردم است، لذا امیدواریم خداوند به ایشان طول عمر، عزت، قدرت و شوکت روزافزون بدهد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 خرداد 1395

چرا آیت‌الله جنتی؟

   ۰۴/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫آیت‌الله جنتی در مجلس خبرگان‬‎

دیروز نمایندگان مجلس خبرگان رهبری که برگزیدگان ملت از سراسرکشور و ترجمان خواست و اراده  توده‌های مردم هستند، آیت‌الله جنتی را به ریاست پنجمین دوره این مجلس انتخاب کردند. انتخاب حضرت آیت‌الله‌جنتی با توجه به هیاهوی تبلیغاتی گسترده و پرحجمی که دشمنان بیرونی و برخی از جریانات آلوده و بدسابقه و یا فریب‌خورده داخلی علیه ایشان به راه انداخته بودند، می‌تواند برای طیفی از سیاست‌ورزان که به سیاست بازی شهرت دارند، درس‌ها و عبرت‌هایی را به دنبال داشته باشد.
1- آیت‌الله جنتی در دو دوره قبلی انتخابات ریاست مجلس خبرگان علی‌رغم اصرار فراوان نمایندگان این مجلس حاضر به نامزدی برای تصدی ریاست نشده بود و نهایتا این مسئولیت را ابتدا مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی و سپس آیت‌الله محمدیزدی برعهده گرفتند و این هر دو بزرگوار نیز از جمله اصرارکنندگان به آیت‌الله جنتی برای نامزدی ریاست خبرگان بودند.
اما در دوره اخیر اگرچه باز هم حضرت آیت‌الله جنتی از پذیرش نامزدی ریاست خبرگان سر باز می‌زد ولی نهایتا در مقابل اصرار فراوان بسیاری از نمایندگان، نامزدی برای ریاست خبرگان را پذیرفت، اما چرا؟! یک خبر موثق حکایت از آن دارد که نمایندگان مجلس خبرگان برای آقای جنتی توضیح داده بودند قصد دارند با انتخاب ایشان، پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده‌ای به دشمنان بیرونی، مخصوصا انگلیس و آمریکا بدهند که حجم انبوهی از تبلیغات رسانه‌ای خود را به پیشگیری از حضور آیت‌الله جنتی در مجلس خبرگان اختصاص داده بودند، چه رسد  به ریاست ایشان بر این مجلس. خبرها حاکی از آن است که آیت‌الله جنتی علی‌رغم میل باطنی و خواست شخصی خود و صرفا برای سامان دادن به حرکتی که از ماهیت انقلابی و ضداستکباری مجلس خبرگان رهبری حکایت می‌کند، نامزدی برای ریاست مجلس خبرگان را پذیرفته‌اند.
2- تقریبا تمامی اعضای مجلس خبرگان رهبری بر ضرورت برخورداری این مجلس از هویت انقلابی و ضداستکباری تأکید داشته و دارند و این ویژگی را بارها در مواضع و عملکرد خویش نشان داده‌اند از این روی با جرأت می‌توان گفت که انتخاب برخی دیگر از نامزدها، از جمله حضرت آیت‌الله امینی نمی‌توانست از هویت انقلابی و ضداستکباری مجلس خبرگان رهبری بکاهد ولی از آنجا که تبلیغات گسترده دشمنان بیرونی و برخی از جریانات آلوده داخلی روی پیشگیری از حضور آیت‌الله جنتی در مجلس خبرگان - و صد البته جلوگیری از ریاست ایشان بر این مجلس- متمرکز شده بود، انتخاب ایشان به ریاست مجلس خبرگان برای ضرب شست نشان دادن به دشمنان موضوعیت و اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده بود و بایستی به دشمن کینه‌توز بیرونی نشان داده می‌شد که خبرگان رهبری دقیقا به سمت و سویی می‌روند و کسی را به ریاست مجلس برمی‌گزینند که از آن نگران و گریزان بوده و هستید و اگر چنین ضرورتی در میان نبود، میان نامزدهای ریاست مجلس خبرگان تفاوت چندانی نبود و حضرت آیت‌الله جنتی نیز مانند گذشته به نامزدی برای ریاست خبرگان رضایت نمی‌دادند. توجه به این نکته از این جهت ضروری است که حریف پرحرف بیرونی بعد از شوک شدیدی که از انتخاب آیت‌الله جنتی به ریاست مجلس خبرگان دریافت کرده است، می‌کوشد سایر نامزدهای ریاست را غیرانقلابی  و مجلس خبرگان رهبری را از این زاویه به دو بخش استکبارستیز و بی‌تفاوت در مقابل کینه‌توزی قدرت‌های استکباری معرفی کند! و البته نباید از نظر دور داشت که مواضع برخی از جریانات داخلی در امید بستن دشمن به کار آمدی این ترفند بی‌تاثیر نبوده و نیست!
3- «دانیل لرنر» یکی از نظریه‌پردازان بلندآوازه جنگ نرم در کتاب معروف خود «گذار از جامعه سنتی» می‌نویسد؛ «عملیات روانی باید به گونه‌ای طراحی شود و به اجرا درآید که در نهایت، درک حریف را از رخدادها تغییر دهد و این برداشت را در ذهن طرف مقابل تقویت کند که مقاومت بی‌فایده است و خواسته‌های خود را فقط با پذیرش پیشنهادها و راه‌کارهای ارائه شده از سوی کشوری که آن را دشمن می‌داند، به دست خواهد آورد».
تبلیغات گسترده و پرحجم داخلی و خارجی علیه آیت‌الله جنتی، اگرچه سابقه‌ای درازمدت دارد ولی در چند هفته نزدیک به انتخابات خبرگان، این تبلیغات، دامنه وسیع و کم سابقه‌ای پیدا کرد، تا آنجا که بی‌بی‌سی - رسانه دولتی انگلیس - به صراحت اعلام کرد انتخاب آقایان جنتی، یزدی و مصباح می‌تواند به تنش‌های موجود میان ایران و غرب دامن بزند و - به زعم خود - از مردم خواسته بود به آنان رأی ندهند. بعد از بی‌بی‌سی، صدای فارسی‌زبان آمریکا - VOA - نیز طی گزارش مفصلی بر ضرورت دست کشیدن ایران از هویت انقلابی و نزدیک شدن به آمریکا تاکید ورزیده و انتخاب آیات محترم جنتی، یزدی و مصباح را مانع این نزدیکی و از سوی دیگر، باعث ادامه حرکت‌های انقلابی جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور و منطقه ارزیابی کرده و با نشان دادن در «باغ سبز» از مردم خواسته بود، به آنان برای حضور در مجلس خبرگان رهبری رأی ندهند. انتخاب آیت‌الله جنتی به ریاست خبرگان تودهنی محکمی بود که قدرت‌های استکباری از نمایندگان برگزیده ملت برای مجلس خبرگان دریافت کردند.
4- اشاره به این نکته نیز ضروری است که هر چند آقایان یزدی و مصباح به مجلس خبرگان راه نیافتند و دشمنان بیرونی اصرار داشتند این رخداد را به حساب توصیه‌های تبلیغاتی خود بنویسند ولی با جرأت می‌توان گفت اعتناء به تبلیغات آمریکا و انگلیس تهمت ناروایی است که به اکثریت رأی‌دهندگان تهرانی زده‌اند، و شواهد موجود به وضوح حکایت از آن دارد که رأی‌آوری لیست کامل 16 و 30 نفره موسوم به لیست امید در تهران حاصل بهره‌گیری مجموعه مدعیان اصلاحات و کارگزاران و اعتدالیون از «رانت دروغین دستاوردهای برجام» بوده است. فقط نیم‌نگاهی به تبلیغات گسترده و پردامنه  این طیف درباره «دستاوردهای برجام»! کمترین تردیدی باقی نمی‌گذارد که این تبلیغات در صورت باور مردم می‌توانست آراء بسیاری را به سبد طیف‌یاد شده سرازیر کند. آفتاب تابان! فتح‌الفتوح! گشایش اقتصادی! پایان دوران سختی معیشت! رونق کسب و کار! سرازیر شدن سیل سرمایه‌گذاران خارجی به ایران! برطرف شدن سایه شوم جنگ از سر مردم! نزدیک شدن به تورم تک رقمی، عبور از رکود اقتصادی! پایان دوران بیکاری! بازگشت‌ دارایی‌های مسدود شده! و...
اکنون خودتان قضاوت کنید آیا باور این وعده‌ها نمی‌توانست آراء جمع‌فراوانی از توده‌های مردم را به سوی لیست انتخاباتی معرفی شده از طرف وعده‌دهندگان جلب کند؟! پاسخ این پرسش، به یقین و بی‌تردید مثبت است و رویکرد بسیاری از مردم به وعده‌های طلایی جماعت یاد شده طبیعی بوده است. اما، اکنون که از آن مقطع زمانی عبور کرده‌ایم و پوچ بودن بسیاری از آن وعده‌ها برای همگان آشکار شده است، آیا باز هم از فهرست انتخاباتی مورد اشاره استقبال خواهند کرد؟ جواب این سؤال نیز به وضوح منفی خواهد بود. امروزه نه فقط همگان از بی‌دستاورد بودن برجام باخبرند - و یا دستاورد بسیار اندکی برای آن  قائلند - بلکه برخی از دولتمردان و حامیان قبلی برجام هم زبان به گلایه گشوده‌اند و دستاوردهای آن را «تقریبا هیچ» معرفی می‌کنند.
تردیدی نیست که اگر امروزه فهرست انتخاباتی موسوم به امید در میدان رأی مردم قرار بگیرد، نه فقط از استقبال قبلی برخوردار نخواهد بود، بلکه بعید نیست که  بسیاری از نامزدهای معرفی شده در لیست 30 نفره و برخی از نامزدهای لیست 16 نفره رأی لازم برای ورود به مجلس‌های شورای اسلامی و خبرگان را نداشته باشند. این نکته درباره لیست امید برای مجلس شورای اسلامی مصداق بیشتری دارد، چرا که بسیاری از نامزدهای معرفی شده در این لیست برای مردم ناشناخته بوده و هنوز هم ناشناخته هستند، بنابراین شناخت نسبت به نامزدهای لیست نمی‌تواند توضیح قابل قبولی برای رأی‌آوری آنها باشد، چرا که از یکسو این لیست به عنوان فهرست نامزدهایی که با برجام موافق هستند ارائه شده بود و از سوی دیگر، برجام را حلال همه مشکلات معرفی کرده بودند... و این رشته سر دراز دارد.
5- انتخاب حضرت آیت‌الله جنتی به ریاست مجلس خبرگان در همان ساعات اولیه پس از انتخاب ضمن ایجاد موج گسترده‌ای از خشنودی در میان مردم، با عصبانیت همراه با نارضایتی شدید از سوی قدرت‌های استکباری و برخی از جریانات داخلی روبرو شد. نیویورک‌تایمز، انتخاب یک روحانی تندرو - بخوانید انقلابی - به ریاست خبرگان را برای غرب ناامیدکننده دانست، بی‌بی‌سی، با عصبانیت مدعیان اصلاحات را ملامت کرد که باید علاوه بر انتخابات به فکر بعد از انتخابات هم بودند! دویچه وله، رویترز، آسوشیتدپرس، فرانس‌پرس و... نیز انتخاب آیت‌الله جنتی را نشانه ادامه بینش و منش انقلابی جمهوری اسلامی ایران تفسیر کردند و...
و بالاخره، نمایندگان مجلس خبرگان با انتخاب آیت‌الله جنتی به ریاست این مجلس، نشان دادند که به مصداق آیه شریفه «و من یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی» عمل کرده‌اند.
حسین شریعتمداری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 خرداد 1395
تحریف چندباره تعبیر امام(ره) از سوی جریان نفاق جدید 
 
  ۰۴/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫رسول منتجب‌نیا‬‎
عضو مرکزیت یک حزب فعال در فتنه 88 جمله امام خمینی(ره) درباره هاشمی را تحریف کرد. این چندمین بار است که حامیان فتنه تعبیر امام در ماجرای ترور آقای هاشمی راتحریف می‌کنند.
رسول منتجب‌نیا عضو مرکزیت حزب اعتماد ملی (حزبی که در سقوط کروبی نقش داشت) با تأکید بر ضرورت رئیس شدن هاشمی در خبرگان گفته است: شخصیت آیت‌الله هاشمی و جایگاه ایشان قابل مقایسه با سایر شخصیت‌ها نیست تنها هاشمی است امام درباره وی فرمود «نهضت زنده است تا هاشمی زنده است»(!)
این ادعا در حالی است که حضرت امام پس از ماجرای ترور آقای هاشمی توسط گروهک منافین فرمودند «هاشمی زنده است چون نهضت زنده است». (صحیفه امام، جلد 7، صفحه 495).
در حقیقت حضرت امام با ذکاوت و نگرشی عمیق و اصولی، حیات هاشمی و قبیل او را متوقف به حیات انقلاب اسلامی کرده‌اند اما تحریف‌گران می‌کوشند حیات انقلاب اسلامی را متوقف به هر نوع مشی هاشمی کنند. تعبیر امام(ره) تأسی به تعبیر حضرت امیر(ع) می‌باشد مبنی بر اینکه باید اشخاص را با حق و باطل سنجید و نه اینکه اشخاص را- و لو پس از لغزش و انحرافشان - ملاک حق و باطل قرار داد.
جالب اینکه عاملان ترور آقای هاشمی در دهه 60 همین امروز از سوی فائزه هاشمی به عنوان «دوستان خوب سازمان مجاهدین خلقی» معرفی می‌شوند و این در حالی است که سازمان منافقین به موازات برخی احزاب نظیر کارگزاران در فتنه و آشوب براندازانه سال 88 نقش‌آفرین بود. در همین فتنه بود که شعار انتخابات بهانه است- اصل نظام نشانه است» سر داده شد و آشوبگران خواستار حذف اسلام از جمهوی اسلامی شدند.
تحریف مداوم امام و خط نورانی و انقلابی آن حضرت از اصول ثابت در خط‌مشی جریان نفاق جدید به شمار می‌رود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 خرداد 1395
با انتخاب برگزیدگان ملت
خار چشم انگلیس رئیس‌مجلس خبرگان شد 

     ۰۴/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫با انتخاب برگزیدگان ملت خار چشم انگلیس رئیس‌مجلس خبرگان شد‬‎

پنجمین مجلس خبرگان اولین نشست خود را دیروز برگزار کرد و در این نشست آیت‌الله جنتی خارچشم انگلیس با رایی قاطع به عنوان رئیس این‌مجلس انتخاب شد.
پس از برگزاری انتخابات مجلس خبرگان رسانه‌های زنجیره‌ای و جریان مدعی اصلاحات تبلیغات شدیدی را آغاز کرده بودند که براساس آن به استناد بخشی از آرای مردم در تهران پیروز انتخابات چه در خبرگان رهبری و چه مجلس دهم حامیان دولت و اصلاح‌طلبان خوانده شده بودند.
این تبلیغات تغییر اساسی ترکیب خبرگان را هدف گرفته بود، در حالی که نتیجه آرا در سراسر کشور و حتی تهران به خوبی نشان می‌داد که این مجلس انقلابی‌تر از دوره‌های پیش بوده و هیئت رئیسه خبرگان هرگز باب طبع ضد انقلاب و دشمنان بیرونی این ملت از جمله انگلیس نخواهد بود.
در روزهای گذشته نیز برخی رسانه‌های زنجیره‌ای تلاش شدیدی را آغاز کرده بودند که براساس آن همه نامزدهای انتخابات هیئت رئیسه خبرگان به نفع یکی از نامزدها یعنی آیت‌الله امینی کناره‌گیری خواهند کرد.
این رسانه‌ها تلاش داشتند نشان دهند که آیت‌الله جنتی نامزد انتخابات هیئت رئیسه خبرگان نخواهد شد و این در حالی بود که منابع موثق خبر می‌دادند که بنا به دعوت اکثریت اعضای خبرگان آیت‌الله جنتی نامزد تصدی این سمت خواهند شد.
برنامه زنجیره‌ای‌ها برای خبرگان
روزنامه زنجیره‌ای شرق در شماره دیروز خود ضمن گزارشی با قطعی قلمداد کردن پیروزی آیت‌الله امینی در انتخابات هیئت رئیسه خبرگان نوشت: آنچه تا لحظه تنظیم این گزارش به دست آمده از کاندیدا نشدن آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی برای ریاست حکایت دارد و شانس معرفی آیت‌الله ابراهیم امینی رو به افزایش است، مگر اینکه هاشمی‌ رفسنجانی در دقیقه ٩٠ بخواهد تصمیم دیگری بگیرد و خود را در مقام نامزدی ریاست قرار دهد.
شرق در ادامه گزارش خود آورده است: طرف مقابل هم [آیت‌الله] موحدی کرمانی اخبار مربوط به ریاست [آیت‌الله] جنتی را اعلام می‌کند، در تأکید مؤکدی باز هم اعلام کرده جمع زیادی از اعضای خبرگان خواهان نامزدی آیت‌الله جنتی برای ریاست خبرگان هستند و اگر ایشان نامزد شوند، یکپارچه به او رأی می‌دهند. این در حالی است که اگر آیت‌الله امینی ٩١‌ساله نامزد قطعی ریاست خبرگان شود، شرایط سنی و سابقه حضور در خبرگان ممکن است برای دیگر نامزدهای احتمالی محذوراتی را برای نامزدی به وجود بیاورد.
فضای خبرگان مثل سابق خواهد بود
از سوی دیگر روزنامه اعتماد نیز در گزارشی با پرداختن به انتخاب هیئت رئیسه خبرگان به نقل از هاشمی اعتراف کرده بود که «فضای خبرگان در آینده با تغییر چند‌ نفر مثل سابق خواهد بود كه سالی دو بار اجلاس رسمی و در هر اجلاس چند سخنرانی داشتند.»
اعتماد ادامه می‌دهد: اشاره هاشمی  به «خبرگان قبلی» می‌تواند یادآوری ناكامی در رقابت با آیت‌الله یزدی باشد. موضوعی كه هاشمی‌ رفسنجانی به صورت تلویحی می‌گوید قابلیت تكرار در مجلس خبرگان پنجم را هم خواهد داشت. از همین روست كه جریان نزدیك به او اكنون روی به چهره‌های مرضی‌الطرفینی چون آیت‌الله امینی آورده‌اند.
طبیعی است که برخی جریان‌ها، شخصیت‌ها و رسانه‌ها به دنبال بزرگانی چون آیت‌الله امینی نبوده و احترامی به این شخصیت بزرگ قائل نبوده و نیستند و آنچه آنها در اولین جلسه خبرگان پنجم به دنبال آن بودند اثبات گزاره‌ای بود که بعد از برگزاری انتخابات آن را تیتر رسانه‌های خود ساخته و از پیروزی قاطع خود در انتخابات خبرگان خبر داده بودند.
خار چشم انگلیس چگونه رئیس خبرگان شد؟
با همه این تبلیغات و جو‌سازی‌ها، خبرگان منتخب ملت دیروز اولین جلسه خود را برگزار و آیت‌الله جنتی را با رای قاطع به ریاست این مجلس انتخاب کرد.
به گزارش فارس، آیت‌الله احمد جنتی با کسب اکثریت قاطع آرا ،51 رأی خبرگان ملت، به مدت 2 سال رئیس پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری شد.
بر این اساس از 86 رای اخذ شده آیت‌الله احمد جنتی 51 رای، آیت‌الله ابراهیم امینی 21 رای و آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی 13 رای کسب کردند.
در جریان برگزاری این انتخابات یک رای باطل محسوب شد و 2 نفر از اعضای پنجمین مجلس خبرگان غیبت داشتند.
از سوی دیگر آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی با 65 رای و آیت‌الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی با 63 رای نواب رئیس مجلس خبرگان رهبری شدند.
همچنین آیت‌ الله دری‌ نجف‌آبادی با 49  رای و آیت‌الله احمد خاتمی با 56 رای به مدت 2 سال به عنوان منشی‌های هیئت رئیسه خبرگان انتخاب شدند.
برپایه این خبر، آیت‌الله سیدهاشم حسینی بوشهری نیز به عنوان کارپرداز فرهنگی و آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی به عنوان کارپرداز مالی هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری انتخاب شدند. گفتنی است آیت‌الله یزدی در دور قبل با 47 رأی رئیس مجلس خبرگان شد و  آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با 24 رأی از ریاست مجلس خبرگان باز ماند.
نگاهی به آرای خبرگان در این دوره و مقایسه آن با دوره‌های پیش از این نشان‌دهنده این واقعیت است که خبرگان پنجم انقلابی‌تر از دوره‌های پیش از این می‌باشد.
خبرگان می‌تواند مظهر حلول سکینه الهی باشد
آیت‌الله احمد جنتی دبیر شورای نگهبان در مراسم افتتاحیه پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: مجلس خبرگان رهبری جایگاهی بس مهم و از جمله نهادهای برآمده از انقلاب اسلامی است و به تعبیر امام مسئولیتی در رأس همه مسئولیت‌ها دارا است.
وی ادامه داد:‌ نهاد مجلس خبرگان رهبری راهی است برای تحقق آرمان مردم مسلمان و ستمدیده که حکومت اسلامی بر پایه نظریه مترقی ولایت فقیه از سوی امام راحل انتظار می‌کشیدند.
آیت‌الله جنتی افزود: خدای بزرگ را شاکریم که موجبات شکل‌گیری نظام جدید سیاسی بر پایه اسلام و نظریه مترقی ولایت فقیه را فراهم کرد.
نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: مجلس خبرگان از یک نظر مظهر مردم‌سالاری دینی و اسلامی و حاکمیت ارزش‌ها و احکام اسلامی است.
وی به سخنان مقام معظم رهبری در آخرین دیدار خود با اعضای مجلس خبرگان دوره چهارم اشاره و خاطرنشان کرد: معظم‌له نفوذ، ‌حفظ خصوصیات انقلابی و حل نشدن در هاضمه خطرناک جهانی اشاره کردند و وظیفه مجلس خبرگان را انقلابی ماندن و انقلابی فکر کردن عنوان فرمودند.
وی ادامه داد: انتخابات دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری در حالی برگزار شد که حساسیت‌ها و شرایط خاصی آن را احاطه کرده بود که خدا را شاکریم در کمال صحت و سلامت برگزار شد.
دبیر شورای نگهبان با بیان اینکه انتخابات ۷ اسفند 94 در سلامت کامل برگزار شد، خاطرنشان کرد:‌ این انتخابات  علاوه بر رضایت مردم رضایت رهبری را نیز در بر داشت و ما از حمایت معظم‌له از شورای نگهبان به خود می‌بالیم و خدا را سپاسگزاریم.
آیت‌الله جنتی با بیان اینکه خبرگان می‌تواند مظهر حلول سکینه الهی باشد، گفت: امام راحل و مقام معظم رهبری مکررا بر اهمیت و جایگاه مجلس خبرگان رهبری تأکید فرمودند و مجلس خبرگان رهبری جایگاه مهمی دارد و از نهادهای برآمده از نظام اسلامی است.
برپایه این خبر دبیر شورای نگهبان در انتهای سخنرانی خود گزارشی از روند برگزاری پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری ارائه کرد.
خبرگان ولایت فقیه را با قلب
و زبان قبول داشته باشند
از سوی دیگر آیت‌الله جنتی طی سخنانی در اجلاسیه دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری گفت: اعضای خبرگان رهبری باید ولایت فقیه را با قلب و زبان قبول داشته باشند تا بتوانند رسالت خود را عمل کنند و اگر امثال خبرگان و حوزه‌های علمیه، روحیه انقلابی‌گریشان ضعیف باشد، نمی‌توان از مردم انتظار انقلابی‌گری داشت.
رئیس مجلس خبرگان رهبری اظهار داشت: ولایت فقیه همان ولایت رسول‌الله‌(ص) است و ما عقیده‌مان این است که ولایت فقیه ولایت امام ‌علی‌(ع) است و اگر قبول نشود نظام نمی‌تواند رسالت خود را پیاده کند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: بنابراین از شما خواهش می‌کنم در دوره‌ای که ما در خدمت شما هستیم به این نکته توجه کنید و ان‌شاءالله امیدواریم زیر سایه مقام معظم رهبری بتوانیم کاری کنیم که هم خدا، هم مقام معظم رهبری و هم مردم از ما راضی باشند.
مجلس خبرگان مجلسی اطمینان‌بخش
 برای مردم است
حسن روحانی رئیس‌جمهور نیز در حاشیه جلسه افتتاحیه خبرگان رهبری در گفت‌و‌گویی با واحد مرکزی خبر اظهار داشت: مجلس خبرگان، مجلسی است که به مردم کشورمان، برای شرایط سختی که چه بسا پیش روی تاریخ ملت قرار می‌گیرد، اطمینان خاطر می‌دهد. رئیس‌جمهور گفت: یک بار مجلس خبرگان در آزمونش بسیار موفق بوده است و آن در 14 خرداد بعد از رحلت حضرت امام‌(ره) بود که توانست هم با سرعت و هم با دقت رهبر شایسته‌ای را انتخاب کند به گونه‌ای که در 14 خرداد وقتی انتخابات تمام شد دنیا از سرعت عمل مجلس خبرگان دچار شگفتی شد. وی افزود: امیدواریم سالیان دراز عمر بابرکت رهبر معظم انقلاب پایدار بماند و مجلس خبرگان نیازی نداشته باشد در این زمینه تصمیم بگیرد اما بسیار مهم است که فقهایی تصمیم‌گیر هستند که منتخب مردم هستند.
رئیس‌جمهور تصریح کرد: در واقع مردم‌سالاری دینی به معنای واقعی کلمه تبلور پیدا می‌کند نخست همه نمایندگان منتخب مردم هستند دوم همه آنها فقهای شایسته‌ای هستند، فقهای شورای نگهبان آنان را تأیید کرده‌اند.
 هاشمی رفسنجانی نیز در اولین واکنش به انتخابات هیئت رئیسه خبرگان دوره پنجم گفت: انتخابات در فضایی آرام، سریع و بدون هیچ‌گونه مشاجره برگزار شد. به گزارش فارس، هاشمی رفسنجانی تصریح کرد: ترکیب هیئت رئیسه نیز خیلی خوب است.

در حاشیه افتتاحیه مجلس خبرگان رهبری
افتتاحیه دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری صبح دیروز از ساعت 9 صبح با حضور اعضای خبرگان جدید و برخی مهمانان ویژه و همچنین سفرای کشورهای خارجی در مجلس قدیم، برگزار شد. شورای نگهبان مسئولیت برگزاری افتتاحیه مجلس خبرگان را برعهده داشت.
در این مراسم، حجج اسلام محمدی گلپایگانی، علی‌اکبر ناطق نوری محمدجعفر منتظری، علی سعیدی، قاضی عسگر، محسنی اژه‌ای، سیدرضا تقوی،حجازی، سرلشکر فیروز‌آبادی (رئیس ستاد کل نیروهای مسلح)، سرلشکر محمدعلی جعفری (فرمانده کل سپاه پاسداران)، سردار اسکندر مومنی (جانشین فرمانده ناجا)، محمدحسین صفار هرندی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام)، سعید جلیلی (نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ‌ملی)، محمدباقر قالیباف (شهردار تهران)، حسینعلی امیری (سخنگوی وزارت کشور)، پرویز داوودی، محمود احمدی‌نژاد (رئیس‌جمهور سابق)، اسحاق جهانگیری (معاون اول رئیس‌جمهور)، علی‌اکبر صالحی (رئیس سازمان انرژی اتمی) محمود واعظی (وزیر ارتباطات)، محمدجواد ایروانی (عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام) و برخی دیگر از مسئولان کشوری و لشکری حضور داشتند.
مهمانان این مراسم در صحن اصلی و در کنار اعضای جدید خبرگان حضور داشتند و مطابق معمول حسن روحانی، صندلی کنار هاشمی‌ رفسنجانی را در ردیف نخست انتخاب کرده بود، سعید جلیلی نیز در کنار آیت‌الله علم‌الهدی امام جمعه مشهد نشست، تا نظامی‌ها نیز در کنار حجج اسلام حجازی و ناطق نوری جلوس کنند.
با اینکه در کنار آیت‌الله موحدی ‌کرمانی، صندلی ویژه‌ای برای حجت الاسلام سیدحسن خمینی در نظر گرفته شده بود اما وی در این مراسم حاضر نشد.
پس از قرائت پیام مقام معظم رهبری توسط حجت‌الاسلام گلپایگانی، اعضای جدید ایستادند و سوگندنامه را قرائت کردند و وعده دادند که در مسیر ولایت کوچکترین مسامحه و خیانت را  روا ندارند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 خرداد 1395


قرآن و خطوط قرمز روابط با غیر مسلمانان

(بخش اول) 

  ۰۳/ ۰۳ / ۱۳۹۵

Image result for ‫قرآن و  غیر مسلمانان‬‎

* منصور پورخلیلی
بخش اول
اسلام بر روابط انسانی بر پایه اعتقاد تأکید دارد. البته محدودیت‌هایی نیز برای روابط میان جامعه و دولت اسلامی با بیگانگان از کافران و مشرکان قائل شده است. محدودیت روابط با غیرمسلمانان در راستای حفاظت از تأثیرپذیری جامعه و دولت اسلامی و سلطه‌ بیگانگان است وگرنه دعوت و تبلیغ دین اسلام در میان آنان بدون داشتن ارتباط امکان‌پذیر نیست. نویسنده در مطلب حاضر چرایی و علل محدودیت با غیرمسلمانان را براساس آموزه‌های وحیانی قرآن تبیین کرده است که نخستین بخش آن اینک از نظر خوانندگان عزیز می‌گذرد.
***
چرایی و چگونگی روابط با غیر مسلمانان
انسان برای تأمین نیازهای عاطفی و روحی و بدنی خود نیازمند روابط با دیگران است؛ زیرا برخلاف آخرت که جمعیت است (شوری، آیه 7؛ تغابن، آیه 9؛ واقعه، آیه 50) نه اجتماع، دنیا به گونه‌ای آفریده شده که انسان تنها با اجتماع می‌تواند نیازهایش را برطرف کند.
جامعه و دولت اسلامی برای تأمین نیازهای خود ناچار به ارتباط و اجتماع با دیگران است؛ هر چند که براساس آموزه‌های وحیانی قرآن، جامعه اسلامی با ایمان و تقوا می‌تواند از امدادهای غیبی و برکات الهی برخوردار شود (اعراف، آیه 96) بی‌آنکه نیازمند جوامع دیگری باشد؛ اما تا چنین حالتی در مردم و دولت ایجاد نشود، برای تأمین نیازهای خود ناچار به روابط هستند؛ اما این روابط نباید به گونه‌ای باشد که موجب از دست رفتن استقلال اقتصادی، سیاسی، نظامی و مانند آن شود.
به سخن دیگر، جوامع انسانی به علل گوناگون نیازمند یکدیگر هستند و هر جامعه‌ای برخی از نیازمندی‌های خود را از طریق جوامع دیگر برطرف می‌سازد؛ ولی جامعه ایمانی می‌بایست هوشیار باشد که این نیازمندی و پاسخ به آن، موجب وابستگی اقتصادی و سرسپردگی به دشمنان و سلطه جوامع دشمن و بیگانه بر آنان نشود. از این رو خداوند در آیه 28 سوره توبه قطع روابط اقتصادی با دشمنان را برای جلوگیری از سلطه آنان و دستیابی به خودکفایی اقتصادی تشویق می‌کند. در این آیه خداوندبه مؤمنان و جامعه ایمانی وعده و امیدواری می‌بخشد که در صورت قطع رابطه اقتصادی و وابستگی به بیگانگان و دشمنان می‌توانند به خودکفایی برسند و این قطع رابطه نه تنها اختلالی در اقتصاد و رشد و توسعه آن ایجاد نمی‌کند؛ بلکه فرصت استثنایی برای خودکفایی و رسیدن به استقلال اقتصادی است.
البته قطع رابطه اقتصادی ممکن است بحران‌هایی را ایجاد کند. در این حالت نظارت دقیق دولت اسلامی و برنامه‌ریزی درست و مناسب برای عبور از بحران‌ها ضروری خواهد بود (یوسف، آیات 47 تا 55؛ کهف، آیات 93 تا 97 و سبا؛ آیات 12 و 13).
باید توجه داشت این روابط با غیر مسلمانان تنها در مدار مسایل مادی و دنیوی نیست،  بلکه می‌تواند دلایل دیگری داشته باشد که از جمله آنها دعوت و تبلیغ اسلام در میان آنان است؛ زیرا بدون ارتباط و نیز روابط نمی‌توان افکار و عقاید اسلامی را به دیگران رساند و آنان را به اسلام دعوت کرد. از این رو، ‌یکی از مجوزهایی که برای انجام ارتباط و روابط وجود دارد، مجوز ارتباط تبلیغی و دعوتی است. اسلام حتی اجازه می‌دهد تا دشمنان به محیط اسلامی و جامعه اسلامی وارد شوند و تحت محافظت و مراقبت با استفاده از امکانات جامعه اسلامی، مدتی رابرای شناخت حقیقت بمانند و بی‌آنکه تحت فشار و تهدید یا تطمیع باشند، به موطن خود بازگشته و با اختیار خود، حق انتخاب داشته باشند. وان احد من المشرکین استجارک فأجره حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مأمنه ذلک بأنهم قوم لا یعلمون؛ و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومی نادانند. (توبه، آیه 6)
جواز رابطه انسانی با دیگران
اسلام دین جهان شمول از جهات گوناگون است. این دین، هم از نظر کلی و فراگیری نسبت به همه مردمان و هم از نظر دائمی بودن از جهت زمانی، جهان‌شمول است.
با توجه به آنکه همه افراد جهان، مسلمان نیستند، برخورد دین جهانی باید به گونه‌ای باشد که زمینه تعامل و همزیستی مسالمت‌آمیز فراهم باشد. بنابراین، رویکرد اسلام و جامعه و دولت اسلامی نسبت به ادیان و شرایع دیگر، یک رویکرد خوب و مسالمت‌آمیز است. این گونه است که در سطح محلی در قالب پذیرش جزیه با آنان رفتاری مسالمت‌آمیز دارد و در سطح منطقه و جهانی نیز با رویکرد مثبت با آنان در سطوحی،‌تعامل و ارتباط برقرار می‌کند.
البته اثبات مجوز روابط در چارچوب‌های مشخص به معنای آزادی مطلق نیست، بلکه اسلام محدودیت‌هایی را در نظر گرفته که بیرون از چارچوب‌های پیش‌گفته است. پس اسلام و آموزه‌های وحیانی قرآن، با آنکه دلایل این چرایی روابط با بیگانگان را به تفصیل در آیات قرآن بیان کرده، اما در چگونگی این روابط نیز خطوط قرمزی را مشخص کرده که باید مراعات شده و از آن تجاوز نشود.
خطوط قرمز روابط با غیر مسلمانان
چنانکه گفته شد،‌اسلام مجوز ارتباط و روابط با غیر مسلمانان را بنا به عللی پذیرفته است؛ اما این روابط راآزاد نگذاشته بلکه خط قرمزهایی را برای آن مشخص کرده است. در اینجا به برخی از مهمترین خطوط قرمز روابط با غیر مسلمانان اشاره می‌شود:
ممنوعیت رابطه ولایی با غیر مسلمانان و بیگانگان
از نظر قرآن، مجموعه غیر مسلمانان حتی از اهل کتاب، به عنوان بیگانگان شناخته می‌شوند؛ بنابراین نمی‌توان همان روابط و ارتباطی را با آنان برقرار کردکه با مسلمانان برقرار می‌شود. به سخن دیگر، هر چند غیر مسلمانان طیف وسیعی از انسان‌ها را تشکیل می‌دهند که شامل: 1. اهل کتاب از یهود و مسیحی و زرتشتی و صائبی (حج، آیه 17)؛ 2. کافران و مشرکان حربی؛ 3. کافران و مشرکان غیر حربی؛ 4. کافران و مشرکان غیر حربی معاهد؛ 5. منافقان شناخته شده در جامعه اسلامی،‌می‌شوند، ولی همه به عنوان غیر مسلمانان و بیگانگان دسته‌بندی می‌شوند و نمی‌توان با آنها همان روابطی را داشت که میان مسلمانان جود دارد.
براساس آموزه‌های وحیانی قرآن، هر نوع رابطه‌ای می‌بایست بر محور ایمان انجام گیرد. بنابراین، هرگونه رابطه میان مسلمانان و غیر مسلمانان، در سه سطح مودت، تولی و اتخاذ ولی ممنوع است.
خداوند در قرآن، به عنوان یک اصل هرگونه روابط ولایی میان مسلمانان باغیر مسلمانان را نفی کرده است. به این معنا که جامعه و دولت اسلامی باید هیچ رابطه ولایی با بیگانگان نداشته باشد. در آیات قرآن موارد زیر از روابط نفی شده است:
1. نفی رابطه ولایی با اهل کتاب: قرآن درباره نفی رابطه ولایی مؤمنان با اهل کتاب می‌فرماید:  ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهود و نصاری را اولیای خود نگیرید که بعضی از آنان اولیاء بعضی دیگرند. و هر کس از شما آنها را اولیاء گیرد، از آنان خواهد بود. آری، خدا گروه ستمگران را راه نمی‌نماید. (مائده، آیه 51) در این میان برخی از اهل کتاب به سبب ریشخند و بازی گرفتن دین اسلام باید نفی شوند؛ زیرا خداوند در جایی دیگر می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، کسانی را که دین شما را به ریشخند و بازی گرفته‌اند چه از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و چه از کافران، دوستان خود مگیرید، و اگر ایمان دارید از خدا پروا دارید. (مائده، آیه 57)
2. نفی رابطه ولایی با کافران: خداوند در این باره نیز فرموده است؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به جای مؤمنان، کافران را به دوستی خود مگیرید. آیا می‌خواهید علیه خودحجتی روشن برای خدا قرار دهید؟ (نساء، آیه 144) از نظر قرآن کافر، کافر است و فرقی میان کافر خویشاوند و غیر خویشاوند نیست. خداوند می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند آنان را به دوستی مگیرید و هر کس از میان شما آنان را به دوستی گیرد، آنان همان ستمکارانند. (توبه، آیه 23)
3. نفی رابطه ولایی با مغضوبان: هر چند که مغضوبان بر یهودیان تطبیق شده ولی این عنوان عامی است که شامل گروه‌های بسیاری از مردم از کافران و مشرکان می‌شود. خداوند می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مردمی را که خدا بر آنان خشم رانده، به دوستی مگیرید. آنها واقعاً از آخرت سلب امید کرده‌اند، همان گونه که کافران از زنده شدن اهل قبور ناامیدند. (ممتحنه، آیه 13) از این آیه هم چنین فهمیده می‌شود که ارتباط و رابطه ولایی با مغضوبان موجب می‌شود تا شخص یا جامعه نیز مغضوب الهی شود.
4. نفی رابطه ولایی مومنان با مشرکان: خداوند می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، حقیقت این است که مشرکان ناپاکند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر در این قطع رابطه از فقر بیمناکید، پس به زودی خدا - اگر بخواهد - شما را به فضل خویش بی‌نیاز می‌گرداند، که خدا دانای حکیم است. (توبه، آیه 28) به سخن دیگر، تعلیق حکم بر وصف، مخاطب را از علت‌یابی بی‌نیاز می‌کند و می‌فهماند که علت داشتن وصف مغضوب علیه است.
5. نفی رابطه ولایی با منافقان: منافقان هر چند به ظاهر جزو مسلمانان و شهروندان جامعه  اسلامی هستند؛ ولی کسانی که به عنوان منافقان شناخته می‌شوند باید به عنوان کافران  ارزیابی شده و هر گونه رابطه با آنان قطع شود. خداوند می‌فرماید: شما را چه شده است که درباره منافقان، دو دسته شده‌اید؟... منافقان همان‌گونه که خودشان کافر شده‌اند، آرزو دارند که شما نیز کافر شوید، تا با هم برابر باشید. پس زنهار، از میان ایشان برای خود، اولیایی را اختیار مکنید تا آنکه در راه خدا هجرت کنند. پس اگر روی برتافتند، هر کجا آنان را یافتید به اسارت بگیرید و بکشیدشان و از ایشان یار و یاوری برای خود مگیرید. (نساء، آیات 89-88)
6. نفی رابطه ولایی با دشمنان خدا و امت اسلام: برخی از کسانی که در موارد پیشین نفی شده‌اند ممکن است تنها با مسلمانان، دشمنی داشته باشند ولی به خدا اعتقاد داشته و با خدا دشمنی نداشته باشند؛ بنابراین خداوند در جایی دیگر به مسئله دشمنان خدا و مسلمانان اشاره کرده و هر گونه رابطه ولایی را با آنان نفی کرده است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی برمگیرید به طوری که با آنها اظهار دوستی کنید و حال آنکه قطعا به آن حقیقت که برای شما آمده کافرند و پیامبر خدا و شما را از مکه بیرون می‌کنند که چرا به خدا، پروردگارتان ایمان آورده‌اید، اگر برای جهاد در راه من و طلب خشنودی من بیرون آمده‌اید. شما پنهانی با آنان رابطه دوستی برقرار می‌کنید در حالی که من به آنچه پنهان داشتید و آنچه آشکار نمودید داناترم. و هر کس از شما چنین کند، قطعا از راه درست منحرف گردیده است. (ممتحنه، آیه 1)
خداوند همان‌طوری که رابطه ولایی میان مسلمانان با این دسته‌ها و احزاب را نفی کرده، فرمان می‌دهد که رابطه باید میان مومنان، برقرار باشد؛ زیرا رابطه ولایی کارکردهایی دارد که نباید میان مسلمانان و غیرمسلمانان ایجاد شود. از جمله کارکردهای رابطه ولایی آگاهی به اسرار باطنی و اطلاعات سری و رازهای مومنان و جامعه اسلامی است. از این رو خداوند می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، دوست و همراز مگیرید. آنان از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه سینه‌‌هایشان نهان می‌دارد،  بزرگتر است. در حقیقت، ما نشانه‌های دشمنی آنان را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید. (آل‌عمران،‌ آیه 118)
نفی رابطه و دوستی با دشمنان
از نظر قرآن، هر گونه رابطه ولایی با دشمنان ممنوع است. از این رو خداوند با آوردن کلمه «اتخاذ» که معنا و مفهوم ملکه را در خود دارد، خواهان انزجار قلبی نسبت به آنان می‌شود. انزجار قلبی اولین مرتبه از مراتب نهی است و مومنان باید با این انزجار قلبی محبت خداوند را جایگزین کنند؛ زیرا در یک قلب، جای یکی از آن دو است و از آنجا که مومن مدعی دوستی خداوند است، دیگر جایی برای دوستی دشمنان نمی‌ماند؛ زیرا دوستی خدا با دوستی دشمنان خدا قابل جمع نیست. از این رو خداوند می‌فرماید: قومی را نیابی که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند و کسانی را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند - هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند - دوست بدارند. در دل اینهاست که خدا ایمان را نوشته و آنها را با روحی از جانب خود تائید کرده است و آنان را به بهشت‌هایی که از زیر درختان آن جوی‌هایی روان است درمی‌آورد، همیشه در آنجا ماندگارند، خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند، اینانند حزب خدا. آری، حزب خداست که رستگارانند. (سوره مجادله آیه 22).
توضیح اینکه در اسلام، نهی از منکر درجاتی دارد که اولین درجه آن انزجار قلبی از بدی و بدکاران است. لذا بر همه مسلمانان واجب است که نسبت به بدی و بدان منزجر باشند؛ این انزجار قلبی باید نسبت به بدی و بدکار در قلب آدمی تحقق یابد، حالا خواه در مقام عمل بتوان مانع منکر و بدکاری آنان شد یا امکان چنین عملی نباشد؛ با این همه همگان در مقام قلب موظف هستند که هم بدی را بد دانسته و هم بدان را دوست نداشته باشند. پس اگر مسلمان و مومنی انسان معصیت‌کاری را دوست داشته باشد، در حقیقت وی اولین درجه نهی از منکر را عمل نکرده است؛ چون بر هر مسلمانی واجب است که از معصیت و معصیت‌کار منزجر باشد. البته از آنجایی که انسان‌ها سیاه و سفید نیستند، بسیاری در زمینه خاکستری زندگی و حرکت می‌کنند و خوب و بد اعمالشان مخلوط است؛ چنانکه خداوند در آیه 102 سوره توبه فرموده است: و دیگرانی هستند که به گناهان خود اعتراف کرده و کار شایسته را با کاری دیگر که بد است درآمیخته‌اند؛‌ چنین افرادی به سبب معصیت، مورد تنفر و انزجار قرار می‌گیرند از باب کارهای مثبتی که دارند. پس انسان ممکن است به شخصی که این گونه است از آن جهت که منشا کار مثبتی است او را دوست داشته باشد؛ ولی اگر کار منفی داشته باشد، شخص مومن، کار منفی و صاحب کار منفی را دوست نمی‌دارد.
این درباره مومنان و مسلمانان است؛ همچنین درباره کافران و روابط با ایشان باید به این نکات توجه داشت؛ یعنی دست‌کم باید نسبت به آنان از نظر قلبی انزجار و تنفری در دل داشته باشد، نه آنکه مودت و محبت آنان را در دل جای دهد.
بر اساس این آیات، مومنان نه تنها ولایت کافران را نمی‌پذیرند، بلکه به آنان مودت نیز ندارند؛ یعنی هیچ یک از مراحل سه‌‌گانه «مودت»، «تولی» و «اتخاذ ولی» را ندارند؛ براساس این آیه مؤمنان حتی اصل مودت را ندارند که پایین‌ترین مرحله از مراحل است؛ چه رسد به «تولی» یا «اتخاذ ولی» که مستحکم‌ترین رابطه است.
قرآن کریم راز ممنوعیت پیوندد ولایی با کافران و منافقان را چنین بیان می‌کند: منحرفان از دین خدا دوست دارند که شما کافر شوید و همسان آنها باشید. نساء، آیه 89
خداوند هرگونه رابطه‌ای را که بر مدار ایمان نباشد، نادرست می‌شمارد و خواهان رابطه بر مدار ایمان است. اینکه خداوند رابطه ولایی در هر سه سطح از سطوح میان جامعه و دولت اسلامی با بیگانگان را نفی کرده است، به دلیل این است که این رابطه ولایی حتی در کمترین سطح یعنی رابطه مودت و دوستی می‌تواند در سیره و سنت مؤمنان تاثیر بگذارد و رفتارهای بد و زشت را موجب شود و تاثیر منفی به جا گذارد؛ زیرا روابط، خواه و ناخواه تاثیراتی را در دو طرف موجب می‌شود و این تاثیر بی‌گمان در افکار و عقاید و رفتار خواهد بود. با توجه به اینکه از نظر اسلام هرگونه ارتباط باید بر مدار ایمان باشد، ارتباط میان مؤمنان و غیرمؤمنان اگر برای ایجاد تاثیر در آنان و گرایش آنان به ایمان و توحید و اسلام نباشد و در قالب دعوت و تبلیغ انجام نگیرد، رابطه منفی و باطلی است؛ زیرا این رابطه موجب می‌شود تا مؤمنان از کافران اثر بپذیرند و این به سود کافران و دشمنان خواهد بود؛ چون این رابطه، زمینه کژراهه رفتن و انحراف از معارف اسلامی از سوی مسلمانان را فراهم می‌آورد.
خداوند ارتباط میان افراد جامعه و دولت اسلامی با دیگران را بر پایه یک اصل ایمانی تعریف کرده است و با تاکید بر «من دون المؤمنین» هرگونه رابطه مؤمن با کافر را باطل دانسته است؛ زیرا چنین رابطه‌ای در مداری غیر از ایمان است.
البته غیر از این آیه، آیات دیگری این معنا را تایید می‌کند.( از جمله آیه 30 سوره اعراف، آیه 50 سوره کهف و آیه 41 سوره عنکبوت)
انگیزه‌های رابطه با کافران
رابطه با کافران، با انگیزه‌های گوناگون صورت می‌گیرد، از این رو برای شناخت سازگار بودن یا نبودن آن با ایمان، باید گونه‌های مختلف این ارتباط را بررسی کرد:
1. رابطه با کافر به جهت خرسندی از کفرش: از نظر قرآن، دوستدار کافر نمی‌تواند مؤمن باشد؛ زیرا رضایت به کفر هرگز با ایمان سازگار نیست؛ به ویژه اگر با کوشش‌های عملی برای تامین رضایت کافران یا با تلاش‌های فرهنگی برای ترویج فکر آنان یا با فعالیت‌های سیاسی برای تثبیت حاکمیت آنها همراه باشد. عناوین قرآنی «عبادالرحمن»، «حزب‌الله»، «صابرین»، «مسلمین»،‌«متقین»، «قانتین»،«ذاکرین»‌ و مانند آنها که برای وابستگان به خدا به کار رفته است نیز شامل چنین کسی نخواهد بود که درصدد تامین خشنودی کافر است؛
2. دوستی با کافران برای رسیدن به مطامع دنیوی نه تثبیت کفر: این دوستی گناه کبیره و فسق بزرگ است؛ مثل اینکه برای به دست آوردن مال دنیا به نفع کافران فقط در محور امور دنیایی آنها جاسوسی کند. چنین کسی کافر نیست؛ ولی مصداق این آیه است که فرموده است:‌«فلیس من الله فی شیء؛ پس او را با خدا کاری نیست. (آل عمران آیه 28)؛ یعنی این شخص و یا جامعه بر اثر تثبیت نظام کفر از مزیایی که مؤمن عادل برخوردار است محروم خواهد بود؛ زیرا تثبیت نظام کفر در حد خود از گناهان بزرگ است؛
3. ارتباط با کافران برای کسب قدرت یا سرکوبی باطلی دیگر: این پیوند نیز ممنوع است؛ زیرا با باطل نمی‌توان باطل را کوبید؛ هرچند که این رابطه، کفرآور نیست؛ ولی هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند و امر ارتباط را موجه و مقبول نمی‌سازد؛
4. پیوند با کافران به انگیزه استفاده از قدرت آنان برای احیا و احقاق حق: این رابطه نیز ممنوع است؛ چون حق را با باطل نمی‌توان تثبیت کرد و برای اثبات حق نمی‌بایست از هر وسیله‌ای استفاده کرد.
این نوع رابطه هر چند مایه کفر نخواهد بود، ولی باطل و ممنوع است؛
5. راه انحصاری در دفع باطل: گاهی دفع باطل ضروری، ولی منحصر در برقراری ارتباط سیاسی-اجتماعی با کافران است که در این حال ارتباط با آنها محذوری ندارد. البته موارد عام دیگری هست که برقراری رابطه مسالمت‌آمیز مسلمانان با کافران امضا شده است؛
6. ارتباط برای دفع شر خود کافران: همچنین ارتباط با کافران برای دفع شر آنان، جایز بوده و کفرآور نیز نیست. رسول اکرم(ص) برای سرکوب اشرار (نه برای ترویج اسلام و یا از بین بردن باطل) با برخی مشرکان پیمان نظامی بسته بودند. البته باید توجه داشت که چنین ارتباطی از مصادیق تولی نیست تا گفته شود که استثناء از اصل اساسی نفی تولی و ولایت آنان است؛ زیرا این نوع ارتباط، ولاء و محبت را به همراه ندارد و اگر هم از مقوله دوستی باشد، به جهت کفر آنان نیست، بلکه به سبب وجود عناوینی دیگر چون انسانیت یا دفع شر توسط قدرت ایشان است. پس رابطه نه از باب تولی یا مودت یا اتخاذ ولی بلکه برای استفاده از قدرتشان است تا بدین وسیله شری دفع شود.
از آنچه بیان شده می‌توان دریافت که در ارتباط با بیگانگان باید ملاحظات و خطوط قرمز را شناخت و مراعات کرد. این آیات نمی‌گوید که باید به طور کامل با بیگانگان از غیرمؤمنان قطع رابطه کلی کرد؛ چنانکه جواز ارتباط کلی را نمی‌دهد و لذا از نظر آموزه‌های وحیانی قرآن، افراط و تفریط نارواست. پس همانگونه که ارتباط مهار نشده با کافران خطاست، ترک مراوده بی‌حساب نیز نادرست است.
بنابراین، اسلام در عین امضای روابط با کافران فرموده است که این رابطه را در محدوده جان و قلب خود راه ندهید و به آنها علاقه‌مند مشوید؛ این در حالی است که می‌فرماید در روابط میان مسلمانی و درباره مسلمان‌ها، ضمن حفظ روابط تجاری و صنعتی و سیاسی و مانند آنها با یکدیگر، حتی می‌توانید در قلب یکدیگر راه پیدا کنید؛ چون هر دو مسلمان و مؤمن هستید، ولی با کافران رابطه نهانی نداشته باشید و آنها را «بطانه» (امین راز) خود قرار ندهید. واژه «بطانه» از بطن به معنای شکم است؛ اما «بطانه» به معنای لباس زیرین و داخلی است که به بدن انسان می‌چسبد و با لباس روئین تفاوت دارد.
قرآن کریم در بیان رابطه با بیگانگان به این خط قرمز و ممنوعیت ارتباطی و روابطی اشاره کرده و فرموده است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، دوست و همراز مگیرید. آنان از هیچ نابکاری در حق شما کوتاهی نمی‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنی از لحن و سخنشان آشکار است و آنچه سینه‌هایشان نهان می‌دارد، بزرگتر است. در حقیت، ما نشانه‌های دشمنی آنان را برای شما بیان کردیم، اگر تعقل کنید.(سوره آل عمران آیه 118)
این آیه می‌فرماید شما بیگانه‌ها را بطانه پوشاکتان(محرم اسرارتان) قرار ندهید و آنان را به قلبتان راه ندهید که محبت آنان در درون جانتان جا پیدا کند؛ یعنی نوع روابط شما به‌گونه‌ای نباشد که محبت آنان در دلتان و اسرار شما در دست ایشان قرار گیرد. رابطه نباید چنان باشد که آنان به اسرار جامعه اسلامی و کشورتان آگاه شوند. پس به طریق اولی نباید آنان را از اسرار خودتان و جامعه و کشورتان آگاه کنید.
از این آیه به دست می‌آید که اگر رابطه‌ای میان مسلمان و جامعه و دولت اسلامی با بیگانگان برقرار می‌شود؛ این ارتباط و رابطه تنها باید در حد ظهاره و ابره باشد نه بطانه و آستر. این بدان معنا خواهد بود که جامعه اسلامی تنها می‌تواند کالا خرید و فروش کند و یا ادوات نظامی را مبادله کند و یا روابط سیاسی و مانند آنها داشته باشد؛ ولی هرگز نباید این رابطه در سطحی پیش رود که آنها را به درون جانتان و اسرارتان راه دهد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 6 خرداد 1395





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی